گات ها بخشی از مجموعة اوستا است که یسنا نام دارد و 72 هات دارد . اکنون این پرسش به وجود می آید که اوستا چیست ؟ از آنجا که باورها و ادبیات حماسی و اسطوره یی در ایران پیش ازپیامبری زرتشت و پس از او نیز وجود داشته و همه به زبان اوستایی سروده شده است بنابراین کتابهایی مانند : یشت ها ـ وندیداد ـ ویسپرد و خرده اوستا نیز موجود است که به خط اوستایی است ، برخی از آنها مانند وندیداد مربوط به احکام و باورهای کهن ایرانی است و ربطی به پیام اشوزرتشت ندارد ولی این مجموعه نیز اوستا نامیده می شود البته در لابلای آنها نکات اخلاقی ، تاریخی ، حقوقی و راهکارهای بسیار مهم و با ارزشی نیز وجود دارد بهرروی پیام ویژة اشوزرتشت و آموزشهای او در کتاب گاتها آمده است .

قلعه یزدگرد که افسانههای بیشماری را در ذهن اهالی دالاهو نقش داده، از آنجا نامگذاری شد که مردمان این خطه باور کردند که یزدگرد و دخترش شهربانو که بنا به اعتقاداتی بعدها به همسری امام حسین(ع) درآمد پس از حمله اعراب در این قلعه مأمن گرفتهاند. بر اساس اولین تحقیقات و کاوشهای باستانشناسی در این منطقه، زمان ساخت این مجموعه به دوره ساسانی نسبت داده شده، اما کاوشهای بعدی نشان داد که بسیاری از بناهای این محوطه دستساخت اشکانیان است.
مجموعه قلعه یزدگرد که از سمت شمال غرب با پرتگاه تندی به جلگه ذهاب و از طرف شمال و شرق به صخرههای پلکانی دالاهو محدود میشود با وسعت تقریبی 40 کیلومترمربع یکی از مستحکمترین قلعههای ساخت شده در ایران است.حصارکشی اطراف آن، محصور بودن از 3 طرف توسط موقعیت طبیعی و دیدهبانی قوی قلعه، دسترسی دشمنان را به آن غیرممکن میساخته است. این مجموعه تاریخی شامل محوطههای زیر میباشد: 1ـ دیوار گچی (خطی از استحکامات به طول 5/2 کیلومتر و عرض 2 تا 4 متر که با قلوه و لاشه سنگ همراه ملات گچ ساخته شده است. 2ـ آشپزخانه (در انتهای پایین دیوار مجموعهای از استحکامات قرار دارد و به احتمال زیاد محل استقرار سربازان میباشد. 3ـ دروازه 4ـ جای دار در حال حاضر بین باغهای روستای زرده قرار دارد 5ـ تپه رش که در زبان کردی به معنای تپه سیاه است و محل کشف مقدار زیادی سفال از دورههای مختلف میباشد. 6ـ قلعه یزدگرد (در بلندترین ارتفاعات دالاهو قرار دارد که با حصاری از برجهای نیمدایره که با فاصله 6 تا 16 متر از یکدیگر محصور شده است). 7ـ گچ گنبد (این محوطه به نام میدان شناخته میشود و وسعتی حدود 800 ×400 متر دارد. اطراف این مجموعه را حصاری با برجهای نیمدایره شکل در برگرفته که در قسمت جنوبی آن پردیس و در قسمت شمالی آن کاخی به چشم میخورد که تزئینات گچی منحصر به فردی از داخل آن به دست آمده. 8ـ قلعه داور (این بنا در داخل روستای بان گنبد قرار دارد و آتشکدهای از دوران ساسانی بوده و در دوران اسلامی به کارگاه شیشهگری تبدیل شده است. 9ـ نقارهخانه 10ـ آسیاب.
مجموعه قلعه یزدگرد با اینکه از نظر معماری و ارزشهای تاریخی و طبیعت بکر منطقه از اهمیت خاصی برخوردار است، اما آنچنان که شایسته است معرفی نشده به طوری که تعداد زیادی از کرمانشاهیان از وجود آن یا آگاه نیستند یا اطلاعات کمی در مورد آن دارند. این قلعه جزو بناهای ملی ما قلمداد میگردد و از اماکن کمنظیر و جذاب برای علاقهمندان به تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم است.
بنفشه رضایی / جامجم کرمانشاه
| ||||||||||||||||||||||
|
" اهورا مزدا از نیروی رسایی، جاودانی و راستی که همبسته یکدیگر و مایه بارآوری و فراوانی است به کسی ارزانی میدارد که پرهیزگاری وهومن را در کار و کنش پیشۀ خود سازد. چنین کسی در اندیشه و منش دوست اهورامزدا خواهد بود.یسنا هات سی و یکم بند بیست و یکم
اوروتُو:« دوست ، یار و فادار »
دوستی با اهورامزدا بالاترین پایگاه پارسایی و پیروی از اندیشه نیک است . دوست مزدا کسی است که در پرتو وهومن، گفتار و کردار خویش را انجام دهد و با پرهیزگاری و پارسایی زندگی خود را به سرانجام رساند در ازل پرتو حسنت و تجلی سر زد -عشق پیدا شد آتش به همه عالم زد آتش عشق گرمی بخش و دارای بالندگی و زندگی ساز است .اشو زرتشت نور یا آتش را برای پرستش سو ی نماز گزینش می کند.خرد نیز نمادی از روشنایی و فروغ است،پرتویی که با آن روشنایی راه زندگانی پدید می آیدو آدمی را به هدف یعنی عشق به آفریدگار و هستی می رسدو رسیدن به عشق اهورایی در اصل و آغاز راه سوز وگداز آمیخته به آتش است،نه آتشی سوزاننده و خاکستر کننده است بلکه آتشی روانساز و اندیشه ساز و پویاست.
الهی آتش عشقم به جان زن شرر زان شعله ام بر استخوان زن
چو شمعم بر فروز آز آتش عشق در آن آتش دلم پروانه سان زن
ز آتش که نماد دین زرتشت درس بگیریم
فراموش نکنیم که شعله های فروزان آتش در همه حال برای ما درس هایی آموزنده دارند .
نخست این که ما نیز همچون شعله های فروزان آتش باید پیوسته روی به سوی بالا داشته باشیم و بکوشیم تا به یاری اهورا مزدا در راه کمال و پیشرفت در زندگی گام های مثبتی برداریم .
دوم این که در زندگی مانند آتش پویا و زاینده بوده و پیوسته در کوشش و جنبش و پویش باشیم.
سوم این که بکوشیم تا همچون آتش به دیگران گرمای عشق و محبت و مهربانی هدیه کنیم.
چهارم این که همچون آتش ، با سیاهی ها پیکار کنیم و محیط اطراف خود را روشن کنیم .برای این کار باید ابتدا خود آگاه باشیم و سپس دیگران را آگاه کنیم.
پنجم این که همچون آتش همه این کارها را در کمال آرامش انجام دهیم و محیطی همراه با آسودگی و آرامش برای خود و دیگران فراهم آوریم |