رنگها همانند خیلی از مسائلی که در روز پیش میآید بر خلق و خوی
ما تأثیر میگزارد. اکنون ببینید هر رنگ چه تأثیری بر خلقیات شما میگزارد:
۱- آبی- آرامش بخش و تسکین دهنده است. خلاقیت را افزایش میدهد ولی بسیار زیاد آن موجب ناامیدی ذهن میشود.
2- سیاه- دلالت بر قدرت و مالکیت دارد. بنابراین به شما احساس برتری
میدهد. این رنگ را عموماً درون گرها ترجیح میدهند چرا که یک رنگ محافظت
کننده است.
3- طوسی- لباسهای طوسی حس اعتماد به نفس و کنترل را میدهند. ولی از
آنجایی که نه سیاه است و نه سفید تأثیر دودلی و تردید را نیز دارد.
4- سبز - آرام بخش، روشن و مثبت است ، تسکین دهنده بوده و گفته میشود بینایی را ارتقا میدهد.
5- زرد- برای چشم بسیار فعال و پر حرارت است. اگرچه به نظر رنگ خوش بینی میآید ولی بسیار زیاد آن موجب زود از کوره دررفتن میشود.
6- قرمز- نشانه انرژی ، هیجان و احساسات است . اگر چه میزانی از قرمز
میتواند کمک به احساس انرژی کند ولی زیاد آن خلق و خو را خشمگین میکند.
7- سفید- نشانه پاکی و خالصی است و با صلح در ارتباط است. بنابراین اگر در
معرض رنگ سفید قرار بگیرید آرامتر هستید ولی سفید همچنین میتواند باعث
کسالت و ناامیدی شود.
از آنجا که رنگها بر خلق و خوی شما تأثیر میگزارند، پس لازم است شما طبق
کاری که میکنید در معرض رنگها قرار گیرید تا تغییرات را در خود احساس
کنید.


































به نام خداوند دانا وتوانا
شریفترین دلها دلی است که اندیشه آزار کسی در آن نباشد((زرتشت))
اهورا مزدا کیست و به چه معناست؟
واژه اهورامزدا اوستایی و یکی از نامهای خداوند است. این واژه از دو بخش تشکیل شده است.........................اهورا به معنی هستی بخش و دارنده هستی است مزدا خود از دو واژه مز به معنی بزرگ و دا به معنی دانا و دانش است.................... پس واژه مزدا نیز به معنی دانش بزرگ است و وظیفه هر انسانی است که این دانش بزرگ را در یابد و به ان برسد. در نتیجه واژه اهورامزدا به معنی دانای بزرگ هستی بخش است. این کلمه در متنهای پهلوی به اُهرمَزد و هُرمُزد و در فارسی اورمَزد، هُرمزد و هُرمُز مبدل شده است. تا قبل از زمانِ هخامنشیان نمیتوان در موردِ یزدانشناسی و باورهای دینیِ ایرانیان جز در اساطیر باستانی ایران و هندِ باستان آگاهی یافت. همزادهای اساطیری [کهن] بیشماری که از دورانِ مشترکِ هندوایرانی در ادبِ وِدایی و میراثِ فرهنگیِ هند و داستانهای پیشدادی، کیانی و میراثِ فرهنگی ایرانِ باستان برجا ماندهاند، از جایگاهِ ویژهای برخوردارند. این هر دو قوم در دورهی هندوایرانی به اَسوره (اَهورَه) و دَئِوَ (دیو)های بیشماری معتقد بودهاند. اهورامزدای زرتشت را در سرودهایش «گاتها»که در واقع اصلِ اوستا است، بهتر میتوان شناخت.........................اَهورامزدای زرتشت، داناترین سرور و بالاترین و برترین گوهری است که شایستهی نیایش است......................... این گزینش در شرایط و زمانی انجام گرفته که پیرامونِ زرتشت را ایزادانِ هندوایرانی بیشماری فراگرفته و در باورِ مردمان بودهاند. پس زرتشت با هوشیاری و تدبیر، اهورامزدا را بزرگترین خوانده است و این به مفهومِ آن است که او بزرگترین خدایی است که وجود دارد و در تصور میگنجد. با این تدبیر، بیآنکه ایزدانِ موجود را انکار کند، در مراحلِ بعدی آنها را به شکلِ فرشتگانِ اهورامزدا انگاشته که به صورتِ صفاتِ اهورامزدا عمل میکنند. با این سلیقه و تدبیر، ایزدانِ باستانی به فرشتگانی مستقل که از اهورامزدا بیرون جوشیدهاند، بدل شده و هر یک به صورتِمنظری از اهورا عمل میکنند. به عبارت دیگر،**اَمشاسپندان، اعضای یک پیکراند که در آفرینش، زیک گوهرند**
در سراسرِ گاتها، اهورامزدا برای زرتشت، تنها خدای توانا و آفرینندهی دانا است. در بالاترین نقطهی آسمان قرار دارد.زاده نشده و کسی به او نمیماند. وَرای او و بدونِ او، هیچ چیز وجود ندارد. او برترین هستی است و هستیِ همه از اوست. او برترین است. نه برتر از خود دارد و نه همپایه. نه کسی منکرِ برتری او و نه مدعی جایگاه اوست. در سنگنبشتههای هخامنشیان نیز اهورامزدا همان خدای یکتایی است که راستی را دوست دارد و از دروغ بیزار است. از تاکیدهای فراوان در گاتها و سنگنبشتهها به پرهیز از دروغ، میتوان نتیجه گرفت که تضادِ راستی و دروغ، در هر دو به یک اندازه متبلور است و بینشِ نبرد با دروغ و تکیه بر راستی، آبشخوری واحد دارد.
برگرفته از
| اصالت یاری و کمک رسانی در جهان بینی گاتایی |
اشو زرتشت فردی که در گسترش دانش و راستی میکوشد را دانا دانسته است
سامان روزبهانی - بی گمان آنچه که شوند ارجمندی و ارزشمندی یک دیدگاه، نگرش یا مکتب فلسفی و اجتماعی و در نهایت یک دین میشود، پیش از هر چیز میزان سودرسانی و کارایی و بازدهی عملی و تئوری جهان بینی مربوطه در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی و برآورده کردن خواسته های مخاطبان و پیروان آن دیدگاه، مکتب یا دین است.
مکاتب فلسفی و اجتماعی و ادیان معمولا مفاهیم و مینش های بسیاری را با توجه به ماهیتشان به پیروان و باورمندان خود انتقال میدهند؛ این مینش ها گاه فردی و اجتماع بوده و گاه مربوط به فلسفه ی خودشناسی یا دستگاه های خداشناسی، کیهانشناسی و فرجام شناسی و ... میباشد.
همانگونه که پیش از این نیز گفته آمد مهمترین بخش هر مکتب یا دین برآیندها و ثمره های مستقیم آن مکاتب و ادیان برای مردم در قالب اجتماع و همبودگاه است.
به بیان ساده تر تاریخ نشان داده است که جهان بینی مکتب یا دینی ارزشمند تر است که برآیند و ثمره ی پیروی از آن خوشبختی بیشتر و شادمانی بیشتر و رضایتمندی باورمندانش را فراهم آورد.
ما نیز در نوشتار پیش رو یکی از پدیده های مثبت همبودگاهی مربوط به جهان بینی گاتایی یعنی اصل یاری و کمک و دستگیری از نیازمندان را پیش روی شما قرار میدهیم.
اصولا مفهوم یاری و دستگیری از نیازمندان بر اساس جهان بینی گاتایی گسترده بوده و ابعاد گیتوی و مینوی (مادی و معنوی) را در بر میگیرد. به طوری که ژرف تر شدن، دریافتن یا به اصطلاح پیوستن به اهورامزدا (خداوند) که نهایت کمال انسان در هر دین است، بر اساس جهان بینی گاتایی مربوط به شخصی میباشد که رکن رکین و بنیان دستگیری از نیازمندان را درون خود استوار کرده باشد، یا به عبارت ساده تر رسیدن و پیوستن و ژرف تر شدن در اهورامزدا به واسطه ی ستایش و نیایش و نه به واسطه ی عبادت و بندگی و نه به وسیله ی شفاعت حاصل میشود و تنها راه رسیدن به این جایگاه اصل یاری و دستگیری از نیازمندان است. و آنچه که بر اساس جهان بینی های دیگر به واسطه ی ریاضت و عبادت و بندگی و زجر و تحقیر و کوچک شماری تن گمان به دست آوردنش میرود، در جهان بینی گاتایی و بر اساس خرد بشری به وسیله ی یاری رسانی به خلق حاصل میشود.
همانگونه که پیام آورمان اشو زرتشت در یسنا 34 بند 5:
«پروردگارا! چه شگفت است نیروی تو، چقدر آرزو دارم ای خداوند خرد که با کردار نیک و خدمت به بشریت در پرتو (به وسیله ی) (پیروی از) راستی و اندیشه ی نیک و منش پاک و دستگیری از بیچارگاه و وارستگان به تو بپیوندم».
و براستی کسی که از این راه و این اصل اساسی پیروی نماید و در یاری و دستگیری و خوشخبتی دیگران بکوشد از نیروی اهورایی فزاینده ای برخوردار میگردد و بر اساس کلام مانتره نه تنها به اهورامزدا می پیوندد که به خوشبختی راستین و خرسندی نیز میرسد. همانگونه که وخشورمان زراتشت اسپنتمان در هات 43 بند 1 میفرمایند:
«چنین است خواست اهورامزدای چاره ساز، خوشبختی از آن کسی است (خوشبخت کسی است) که خوشبختی دیگران را فراهم سازد. از این روی ما خواستاریم که با نیروی راستی و پایداری نیاز یکدیگر (چه بیچارگاه و وارستگان و چه نیکان و بدان، همانگونه که در سطرهای بعد خواهید دید/سامان روزبهانی) را برآورده سازیم...».
نکته ای که جهان بینی گاتایی درباره ی اصل یاد شده روی آن تاکید شده است این است که مهر و یاری ما نه تنها مربوط به نیکان و اشوان است که بدان و بی خردان و نادانان نیز باید از آن بهره مند باشند.
و این نکته ی ژرف را سرورمان اشو زرتشت اسپنتمان در یسنا 46 بند 5 بیان کرده میفرمایند:
«انسان (مرد) دانا و توانایی که بنا بر دستورات ایزدی (خواست اهورامزدا) یا از راه مهر و عواطف انسانی خواستاران کمک را (خواه از هواداران راستی باشد یا هواخواهان دروغ) به گرمی پذیرا شود؛ او به راستی پیرو راه راستی (اشا) بوده و زندگی اش سرشار از راستی و درستی است...».
آنچه تا اینجای نوشتار مشاهده شد برخی اشارات گاتایی به جایگاه اصل یاری و دستگیری از دیگران بود. اما به راستی منظور از کمک و یاری به دیگران چیست؟
ایا لقا و پیوستن به اهورامزدا تنها در پرتو دستگیری مادی و یاری های گیتایی است که به دست میاید؟
ایا یاری فزاینده ی اهورایی نصیب کسانی میگردد که در بُعد گیتایی و مادی به انسان ها یاری رسانده اند؟
پاسخ منفی است و باید گفت: دستگیری مادی و گیتایی تنها بخش کوچکی از مفهوم یاری و و کمک به دیگران بر اساس اندیشه ی گاتایی را در بر میگیرد.
بخش اعظم مفهوم دستگیری و یاری نیازمندان، یاری و امداد مینوی و معنوی به نسل بشر است که در قالب گسترش دانش، اموزش، راستی، کمک به یادگیری و فراگیری آن میان انسان ها و در نهایت رساندن پیام و گفتار و اندیشه برانگیز و پیک راستی برای انسان هاست.
اشو زرتشت فردی که در گسترش دانش و راستی میکوشد را دانا دانسته و در هات 31 بند 6 میفرمایند:
«دانایی که آیین راستی را گسترش دهد و مردم را از پیام و سخن اندیشه برانگیز (مانتره) که آن ها را به رسایی و کمال و بی مرگی و جاودانگی و حقیقت رهنمون است، آگاه سازد از بهترین خوشبختی برخوردار خواهد شد. چنین شخصی بی گمان از نیروی اهورایی که در پرتو منش پاک و اندیشه ی نیک افزایش میابد بهره مند خواهد شد.
چنین شخصی بی گمان از نیروی اهورایی که در پرتو منش پاک و اندیشه ی نیک افزایش میباید بهره مند میکردد. آری این یاری و کمک معنوی به انسانهاست که تا بدین اندازه در جهان بینی گاتایی بر ان تاکید شده و خوشبختی و نیروی فزاینده ی اهورایی زاییده ی آن است.
اشو زرتشت چندین بار مستقیم و غیر مستقیم در این باره سخن گفته و در هات 31 بند 11 میفرمایند:
«دانا، باید با دانش خویش نادان را آگاه سازد؛ نشاید که نابخرد گمراه ماند».
باید دانست اهمیت نکته ی فوق به اندازه ای زیاد است که از صورت و چهره ی یک اصل اختیاری خارج شده و به دایره ی وظایف و خویشکاری های یک بهدین زرتشتی وارد میگردد و انجام آن بر هر هر بهدین که توانایی آن را دارد نه تنها شایسته که بایسته و واجب است؛ گو اینکه سرورمان اشو زرتشت در هات 46 بند 6 میفرمایند:
«هر گاه انسان (مرد) توانایی شخص تبه کار را به راه راست هدایت نکند (یا به تعبیری به اشخاص تبه کار به لحاظ معنوی یاری نرساند) خود به دام فریب هواخواهان دروغ خواهد افتاد».
و چنین شخصی را اهمال کار خوانده و سخن از فرجام نازیبای او در چهره ی مینوی جهان می آورد.
«ای هستی بخش دانا! پرسشی از تو دارم؛ خواستارم مرا از حقیقت آگاه سازی؛ هنگامی که شخصی نیازمند و راستگو به جای یاری و کمک و پاداش از توانگران پاسخ سرد میشوند، چه سزایی برای اینگونه اهمال کاران مقرر فرموده ای؟ من از کیفری که برابر باد اهورایی و آیین ایزدان و پس از مرگ در روز واپسین در انتظار آنهاست به خوبی آگاهم».
ترجمه گاتا: موبد فیروز آذرگشسپ.
برگرفته از همازور