راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

دوگانگی خرد انسان در گات ها

دوگانگی خرد انسان 

در گات‌ها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو که مایهٔ آنهمه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفته‌است. زرتشت اهورامزدا را سرچشمهٔ آفرینش می‌داند و در مقابل او، آفریدگار و یا فاعل شری وجود ندارد. انگره مینو و یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و زشتی‌های جهان از قبلِ اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنت مینویا خرد مقدس است.[۵۴] در گات‌ها هات ۳۰ قطعهٔ سوم آمده‌است.

آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی (در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.[۵۵]

همچنین در گات‌ها هات ۴۵ قطعهٔ دوم آمده‌است.

من می‌خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر) خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار، زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست.[۵۶]

زرتشت مسئلهٔ نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان می‌کند که خلقت جهان توسط خداوند انجام می‌یابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند که از خواص ذهن آدمی هستند. او می‌گوید این دو بنیاد زادهٔ اندیشهٔ آدمی هستند و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند.[۵۷] این دو گوهر در سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت دربارهٔ خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی سرچشمه می‌گیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب و مکتب‌های فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس انسانی و نفس بهیمی و همچنین نام‌های دیگر.[۵۸]

اخلاق گات ها


اخلاق و اصول اخلاقی در دین زرتشت

کسی را میتوان صاحب اخلاق(خوی) نیک و انسانی دانست که جز نیکی کاری انجام ندهد. پس پیش از شناخت اخلاق بایستی نیکی را تعریف کرد. در دین زرتشتی نیکی آن اندیشه و گفتار و کرداری شمرده شده که خرد(منه) و  وجدان(دئنا) و عشق به مردم(آترسچا) و عقل و خرد (مننکهسچا) را به یک نسبت راضی سازد. زرتشتی بایستی جوری زندگی را برنامه ریزی کند که هم منافع خویش را ببیند و هم منافع دیگر انسانها را.  هم تن را خشنود سازد و هم گیتی را داشته باشد و هم  مینیو( روان) را. بنابراین در دین زرتشتی اخلاق یک تعریف انسانی و دقیق  دارد. در گات ها(کتاب آسمانی زرتشت) کمال آرمانی و اخلاقی   تعریف شده و میفرماید: خوشبختی از آن کسی است که درپی خوشبختی دیگران باشد(یسنا۴۳ بند ۱). و دیگران یعنی همه انسان ها بدون توجه به دین و زبان و ملیت و جنسیت و نژاد تا حدی که به  ازخود گذشتگی(خوید ودث) یا جاودانگی(امرداد) برسیم. بنابر این اخلاق اگر هر پسوندی غیر از انسانی پیدا کرد در حقیقت دیگر اخلاق شمرده نمیشود و در حد شعار باقی میماند. برای مثال چون اخلاق  با پسوند ایرانی و یا آمریکایی و یا زرتشتی و یا مسیحی و.... به این مفهوم میشود که منافع زرتشتیان یا مسیحیان یا ایرانیان ویا هر مثال دیگری در درجه نخست نسبت به سایر انسانها قرار میگیرد که به راستی خلاف اخلاق است و کارساز نبوده  قوم گرایی یا افراطی شده و در نهایت مخرب خواهد شد.

همان گونه که اشو زرتشت هرزمان در گات ها به مردم سفارش هایی را میکند این سفارش های اخلاقی را بدون هیچ پسوندی مانند زرتشتی یا ایرانی و... بیان میکند برای مثال: اشو زرتشت در یسنا ۳۱ بند ۲۲ گات ها این چنین سخن میگوید: برای  دانایی که با اندیشه اش درمیابد و با مینویی و با گفتار و کردار  راستی را نگهداری و پشتیبانی میکند  روشن و آشکار است. ای اهورامزدا چنین کسی از سوی تو شایسته ترین  یاور و راهنمای مرد است

برگرفتهاوستا

عرفان گات ها

پرورش و پویایی ویژگی های اخلاقی و نزدیک شدن  به اهورامزدا، مهمترین هدف سفارش شده اَشوزرتشت در زندگی انسان است . پیام آور ایرانی باور داردکه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه یی که از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذری به هفتمین مرحله نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید که به جز خدا نخواهد دید .

نخستین گام در راه نزدیک شدن به اهورا ، وَهومن یا منش نیک است ، این واژه در زبان فارسی به بهمن تبدیل شده است . نیک اندیشی یکی از فروزه های ذاتی خداوند است که انسان نیز بایستی در نخستین گام آن را در خود پرورش دهد .

گام دوم ، گزینش اَشَه وَهیشْتَه یا بهترین اشویی است که در زبان فارسی به اردیبهشت تبدیل شده است . اشویی در ذات خداوند ، هنجار مطلق و توانایی نظم بخشیدن است ، این فروزه در انسان نیز کوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایة اشویی ، یعنی پیوستن به راستی است .

خْشَترَه وَئیریَه که در زبان فارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود معنی می دهد توانایی گذشت و مهربانی ، توانایی کنترل رفتار ناهنجار اشا، توانایی دفاع از حق و مبارزه با دروغ ، توانایی رسیدن به آزادی و آزاد منشی و ..... که گام سوم در راه شناخت است .

گام چهارم ، فروزة  «مهرورزی» است که در گات ها به گونه سپنتَه آرَمئی تی بیان شده و در فارسی به سپندارمذ یا اسفند تبدیل شده است .

در بینش اشوزرتشت رابطة بین انسان وخدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بیداد ، پس انسان باید فروزة «مهرورزی» را در خود افزایش دهد ، خویشتنداری ، گذشت ، فروتنی ، مهربانی ، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند .

گام پنجم به صورت هَه اوروَتات ودر فارسی به گونه خورداد بیان شده در این مرحله رسایی وکمال در انسان پدیدار خواهد شد و او را به تدریج به انسان آرمانی نزدیک خواهد کرد.

در بینش اشوزرتشت رسایی و جاودانگی که ششمین مرحله است بهم پیوسته هستند . یعنی اگر انسان به رسایی برسد خود به خود به «بی مرگی» نیز خواهد رسید. اَمِرَه تات که در فارسی به صورت امرداد آمده ، جاودانگی معنی می دهد ، بی گمان این فروزه از ویژگی ذاتی خداوند است ولی انسان نیز بر پایة نظامی که در آفرینش او پیش بینی شده به گونه ای دیگر و به طور نسبی جاودانه خواهد شد .

هفتمین گام ، در راه عرفان و شناخت اهورا ، سرَئوشَه است این واژه در فارسی به گونه «سروش» بیان شده ، نور حقیقت و ندای اهورایی است که چون مشعلی ، نهاد انسان و دیدة دل عارف را روشن خواهد کرد ، بنابراین در کنار کار و کوشش ، مراحل عرفان نیز در انسان سپری می شود ، فروزه هایی چون پاکی و راستی ، توانایی سازنده و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد .

برگرفته از

فلسفه و آموزش های گات ها