راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

فهرست بنا ها و محوطه های فرهنگی -تاریخی شهرستان رفسنجان.........



فهرست بنا ها و محوطه های فرهنگی -تاریخی شهرستان رفسنجان..............

ردیف نام اثر موقعیت اثر قدمت اثر
1 قیصریه شاه بهرام انتهای بازار دوره ال مظفر
2 کاروانسرای شاه عباسی میدان میر افضلی دوره صفوی
3 حصار قدیم شهر خیابان عدالت دوره قاجار
4 دروازه قدیم شهر خیابان بنفشه دوره قاجار
5 بادگیر معین خیابان بنفشه دوره قاجار
6 عمارت توکلی خیابان شهید باقری دوره قاجار
7 سقا خانه خیابان شهید با قری "
8 بادگیر شرافت خیابان معلم شمالی "
9 بازار رفسنجان بین خیابان انقلاب و معلم "
10 عمارت صالحی خیابان انقلاب کوچه 6 "
11 خانه تقی زاده خیابان انقلاب کوچه 6 "
12 خانه بی ناسیان خیابان انقلاب کوچه 7 "
13 خانه محمد شهریاری خیابان انقلاب کوچه 7 "
14 خانه رحیمی خیابان قیصریه "
15 خانه حدادیان کوچه اگاهی "
16 حمام و خانه میرزا کوچه اگاهی "
17 مسجد امام حسن مجتبی " "
18 خانه میرزایی " "
19 خانه افشین غفوری " "
20 خانه اصغری " "
21 سقا خانه " "
22 خانه حاج محمدی کوچه بازار اهنگرا "
23 عمارت مرتضوی خیابان معلم کوچه اخوند "
24 عمارت ذوالفقاری " "
25 خانه حاج محمد جعفری " "
26 عمارت صرافی (جمالی) " "
27 عمارت رضا اورندی " "
28 عمارت هاشمی کوچه جنب مسجدالنبی "
29 خانه حسینی " "
30 باربری کوشش خبابان شهد اوایل پهلودی
31 موزه ریاست جمهوری بلوار مدرس دوره انقلاب
32 موزه مردم شناسی (حمام) خیابان بهشتی دوره قاجار
33 تیمچه معین خیابان بهشتی "
34 مسجد جامع " "
35 خانه شریفی کوچه پاسازه بزرگ شهر "
36 عمارت حسن بزاز خیابان شریعتی غربی "
37 اب انبار غلام رضا منشی " "
38 خانه معمار زاده کوچه شرق کاروان سرا "
39 اب انبار مرادی کوچه مسجد امام "
40 تیمچه پرویز کوچه مسجد جامه "
41 عمارت ملا حسینی کوچه شرقی میدان ابراهیم "
42 پایاب بی بی صغرا خیابان سعدی "
43 سقاخانه خیابان سعدی "
44 عمارت حبیب زاده خیابان امام "
45 عمارت علوی " "
46 باغ سرای باقری " "
47 قالیباف خانه ابولهادی بلواره ایت الله صدر "
48 خانه سید علی اکبر سام " "
49 مقبره اقا هجری میدان نماز "
50 باغ خانه مرادی رحمت اباد "
51 شهر قدیمی اذکان شمال رحمت اباد دوره ساسانی تا صفویه
52 مجموعه صرافی خیابان الله اباد دوره قاجار
53 باغ سرای هرمز یار جمشیدی دوازده امام رستم اباد "
54 دوازده امام رستم اباد خیابان به طرف ابراهیم اباد "
55 عمارت اوحدی کوچه نیک نفس دوره پهلوی
56 عمارت عرب خیابان کارگر "
57 باغ خانه لقمانی بلوار مفتح "
58 باغ خانه علی رضوی خیابان صاحب الزمان "
59 سردر مسجد صابری کوچه صابری "
60 باغ سرای رضوی بلوار امام رضا کوچه رضوی "
61 گورستان شهر اناس " هزاره سوم تا قرون وسطی
62 شهر اناس- مدفن زیر محله گرگین تا سعید اباد شفیع " "
63 حمام مومن اباد خیابان مصطفی خمینی مومن اباد دوره قاجار
64 باغ کاج خیابان فیض اباد دوره پهلوی
65 برج فیض اباد " دوره قاجار 66 حمام حسین اباد بلوار امام علی(ع) "
67 برج حسین اباد " "
68 عمارت شیخ حسین ابراهیمی خیابان سید جمال الدین "
69 سقاخانه صاحب الزمان " "
70 حصار باغ اقا جنت گرامی دوره پهلوی
71 اب انبار سعادت اباد میدان سردار دوره صفوی
72 کلاه فرنگی سعادت اباد " "
73 عمارت گبری خیابان 15 خرداد دوره قاجار
74 عمارت اکبر رجبی " "
75 عمارت رضا هرندی " "
76 عمارت شرکت پسته " "
77 اب انباربی بی زهرا امینیان " "
78 مسجد سیخیه " "
79 عمارت امیر خان ابراهیمی " دوره پهلوی
80 عمارت باقری " "
81 باغ خانه محمد شکاری ماهونک "
82 باغ خانه منصور شکاری " "
83 باغ خانه علی شکاری " "
84 باغ خانه مختار سلطانی " "
85 خانه علی باقری " "
86 خانه افراسیا هجینی " "
87 عمارت محمد ملا حسینی بلوار امامت کریم اباد "
88 عمارت حاج غلام رضا ملا حسینی " "
89 عمارت حاج اکبر ملا حسینی " "
90 مدرسه دخترانه کریم اباد بلوار امام امامت دوره قاجار
91 عمارت سام خلیل اباد "
92 عمارت وقفی " "
93 عمارت احمد کرمی "
94 مدرسه خلیل اباد " دوره پهلوی
95 برج خلیل اباد " دوره قاجار
96 عمارت یوسف جلالی " دوره پهلوی
97 عمارت سید علی طباطبایی " "
98 عمارت احمد جلالی " "
99 عمارت علی علی نزاد " "
100 عمارت محمد میرزایی " "
101 عمارت حاج علی کریمی " "
102 عمارت سید اصغر طباطبایی "
http://www.forum.niksalehi.com

برافروخته باد آتش جاویدان در ایران اهورایی

به گرامیداشت سوم آذرماه و جشن آذرگان
برافروخته باد آتش جاویدان در ایران اهورایی
بوذرجمهر پرخیده :
برگرفته از امرداد
 آتش نماد راستی است؛ تنها آتش است که پلیدی را به خود راه نمی‌دهد و همواره به بالا سر می‌ساید، خود می‌سوزد و جهانی را گرما و نـور می‌بخشد. مردم راستی‌جو، همانند آتش همیشه یکسان و یکرنگ بوده، خود را به پلیدی‌ها نمی‌آلایند و نور، شادی، گرما و انرژی به جامعه می‌بخشند.
فروغ، نور و روشنایى که نمادی از نور و روشنایى دنیای راستین اهورایی و مینوی است، در شادابی روان و دل آدمی، اثرى بس شگرف دارد. انسان را به جایگاه نور خدایى مى‌برد. این‌که ایرانیان باستان هنگام نماز به روشنایى و نور رو مى‌کردند، به این سبب بوده است که روشنایى نماد خداوند است و هر جا روشنایى هست، خرد هست، راستى هست، مهر هست و خدا آنجاست.
جنبش و جوشش در نهاد تمام هستی آتشی اهورایی است که ریشه و بن جهان را گرمی می‌بخشد. مولانا می‌سراید:
آتش عشق است کاندر نی فتاد/ جوشش عشق است کاندر می‌فتاد
آتش است این بانگ نای و نیست باد/هر که این آتش ندارد نیست باد
در دین زرتشت، هر آن‌چه آفریده اهورامزداست براى جهان و جهانیان سودمند است و باید پرستاری و ستوده شود. آتش یکی از نیک‌ترین آفریده‌های اهورامزداست؛ از این رو ایرانیان باستان به آتش وابستگى ویژه‌اى داشتند. آتشدان فروزان در پرستشگاه‌ها، در جایگاه روان مینوی اهورامزداست. اگر زرتشتیان رو به سوى نور دارند و آن را پرستش سو مى‌دانند، براى نزدیک شدن به اهورامزدا، پروردگار و آفریننده جهان مینوی و هستی‌بخش است که خود سرچشمه همه‌ی نورها است. اشوزرتشت خداوند را «شیدان شید» دانسته و در همه‌ی هستی در جنبش می‌بیند.
دل هر ذره را که بشکافی/ آفتابیش در میان بینی
آتش؛ بزرگ‌ترین پدیده و یافته‌ی آدمی است. ایرانیان نخستین‌بار آتش را در تلاش زندگی یافته‌اند؛ آن چنان که: روزی هوشنگ شاه پیشدادی، با همراهان خویش به شکار رفته، بر سر راه خود ماری می‌بیند و برای کشتن آن سنگی پرتاب می‌کند که«پدید آمد آتش از آن سنگ باز». این آتش به خار و خاشاک افتاده و فروزان می‌شود. در این استوره دو نماد نابرابر و در برابر هم زندگی ایرانی، روبروی هم می‌ایستند: مار که نماد و هم‌ریشه مرگ است  در برابر آفرینش آتش که نماد روشنایی و فروغ است. آتش در گذشته ایران و سنت‌های ارزشمند نیاکان ما از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است. چرا که در کنار زندگی انسان، توانایی، گرما و کوشش را به همراه آورده و سرآغاز و سرچشمه پیشرفت شده است.
زرتشتیان در تاریخ خود با روشنایی آتش زنده ماندند و آن را به مانند پرچمی برافراشته همواره روشن نگه داشته و به پایداری آن مهر می‌ورزند و آرزومند درخشش نور در جان و روان همه نیک‌اندیشانند.
آتش برای مردمان همه سرزمین‌ها از روزگاران بسیار دور تا به امروز گرامی بوده و هر گروهی  به گونه‌ای آن را ستوده‌اند. خداوند با پیغمبر خود؛ «موسا»، با زبان آتش گفت وگو مى‌کند و آتش بر «ابراهیم» گلستان مى‌شود.  
ایرانیان، از سی و یک جشن سالانه که در هفتاد و سه روز برگزار می‌کنند ـ افزون بر جشن سوری(چهارشنبه سوری) ـ چهارجشن به پاس و بزرگداشت ِ آتش دارند: اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان و سَده.
«ای خرامنده سرو ِ تابانْ ماه/ روز ِ آذر مَى ِ چو آذر خواه
شادمان کن مرا به مَى که جهان/ شادمان شد به فرّ ِ دولت ِ شاه»
(مَسعود ِ سعد ِ سَلمان)
جشن آذر گان در روز آذر از ماه آذرماه ؛ نهمین روز از نهمین ماه از گاهشماری زرتشتی برابر با سوم آذر ماه خورشیدی برگزارمی‌شود.
در گذشته در سرتاسر ایران، آذرگان همچون مهرگان و نوروز جشنی همگانى بوده، ولی امروز به گونه‌ای آیینی ــ  دینى، تنها زرتشتیان این جشن را زنده نگه داشته‌اند.
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه درباره این جشن آورده: «... روز نهم آذر عیدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می‌گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند می‌باشند و این روز جشن آتش است و به نام فرشته‌‌ای که به همه آتش‌ها موکل است نامیده شده، زرتشت امر کرده در این روز آتشکده‌ها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند ... »
این جشن هنوز هم نزد زرتشتیان با شادى برگزار می‌شود. در گذشته، این روز، روز نشست، گفت‌و‌گو و همه‌پرسی درباره زندگی‌ هازمانی(اجتماعی) بوده است و این برگرفته از آیینی بسیار دیرینه است که مردمان به دور آتش گرد می‌آمدند و درباره زندگی شان به گفت‌و‌گو می‌پرداختند.  
در آذرگان «سدره‌پوشی» برگزار می‌شود. نوجوانان زرتشتى با پوشیدن سدره و بستن کشتى، دین خود را برمی‌گزینند. آن‌ها که تا دیروز زرتشتى‌زاده بودند، با پوشیدن سدره و بستن کشتى زرتشتی می‌شوند.
 در جشن آذرگان، زرتشتیان با لباس آراسته و پاکیزه، به آتشکده می‌روند. نیایش روزانه خود را برگزار می‌کنند و با سرایش آتش نیایش که بخشی از خرده اوستاست، آذرایزد را گرامی می‌دارند و آیین جشن آذرگان را به جا می‌آورند.
در باور زرتشتیان، آب، باد(هوا)، خاک و آتش، چهار آخشیج سپندینه و از بین‌برنده‌ی ناپاکی‌هایند. در این میان، آتش برای داشتن روشنایی و گرما، ارج بیشتری دارد و از این رو، زرتشتیان برای نیایش و ستایش اهورامزدا، به آتشکده ــ جایگاه آتش ورهرام ــ می‌روند.
آتشکده‌ها در تاریخ به نام‌های «درمهر»، «آدریان»‌، «آتش بهرام»(ورهرام) خوانده شده‌اند و افزون‌بر نیایشگاه زرتشتیان، همایشگاه دینی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی نیز بوده‌اند و به راستی سنگر دانش و بینش بوده است.
خردمندانه است که به جشن‌های ایرانی که نماد شادی بوده و برخاسته از فرهنگ پربار ایرانی‌اند، به ویژه جشن‌های آب و آتش، در ایران زمین دوباره جان تازه‌اى ببخشیم و آن‌ها را همگانى کنیم؛ چنان‌که در گذشته نیز همگانى بوده‌اند. در فرهنگ ایرانی جشن‌ها برای شادی‌اند و در پی کار و کوشش و آبادانی می‌آیند و آبادانی، شادی‌افزا و دربردارنده نور و روشنایی درونی برای روان انسان‌هاست.