گات ها نوشته اشو زرتشت است و به لحاظ دینی ارزشی بیش از سایر قسمتها اوستا دارد ، در دل یسنا واقع شده است وچونوزن شعری دارد تغییری در آن نمی توان داد.
کتاب دینی زرتشتیان کلا اوستا نام دارد که به معنای دانش و
علم است وشامل علوم و فنون کاربردی ودینی از زمانهای مختلف است. از اوستای
امروزی چنین بر می آید که این کتاب تحولات زیادی را پشت سر گذاشته ، تا
اینکه به شکل امروزین در آمده است . در بخشی از این مجموعه چنین آمده که به
فرمان گشتاسب کتاب اوستا را بر روی دوازده هزار پوست گاو دباغی شده در دو
نسخه نوشتند و سپس در کتابخانه قرار دادند . اسکندر مقدونی پس از حمله به
ایران این دو نسخه را از بین برد . بعد ها کسانی در زمان اشکانیان و
ساسانیان بخشهای باقیمانده از آن کتاب بزرگ را با افزودن آنچه در یادها
مانده بود ، گردآوری کردند . سرانجام در سده های پنجم و ششم هجری بار دیگر
این کتاب گردآوری شد که به صورت کنونی درآمد . آنچه امروزه تحت عنوان اوستا
در دست است ، مربوط به این دوره می باشد . کتاب موجود به پنج بخش اصلی
تقسیم می شود :
1. یسنا که به معنای نیایش است و مشتمل بر هفتادو دو فصل
می باشد . گات ها که منسوب به خود زرتشت است و به لحاظ دینی ارزشی بیش از
سایر قسمتها اوستا دارد ، در این بخش واقع شده است .
2. ویسپرد که مشتمل بر 23فصل و وظایف دینی و اخلاقی پیشوایان دینی را بیان می کند .
3. یشت ها که به معنای نیایشها ست و در گذشته به تعداد روزهای ماه بوده ، اما امروزه از آن بیش از 22یشت در دست نیست
4-خرده
اوستا که به معنای اوستای کوچک است و شامل نمازهای روزانه ، نیایشها و
توبه نامه ها و اذکاری است که زرتشتیان باید به صورت روزانه با جشن های خاص
بخوانند .
5. وندیداد که به معنای کتاب داد و قانون است که مطابی را
درباره آفرینش جهان ، تاریخ مهاجرت آریاییان و قوانین مربوط به کشاورزی ،
حقوق ، طهارت ، کفن و دفن و ... در بر دارد . (1)
محققان برآنند که
تاریخ پیدایش گات ها به زمان خود زرتشت باز می گردد که مطابق سنت زرتشتی از
سوی خود او ایجاد گردیده است . ناگفته نماند سایر بخشها اوستا نیز بعدها و
با فاصله زمانی نسبا زیادی ایجاد شده است .
1.زرتشت و آموزش های او ، ص 60 -71 ، اوستا ، کهن ترین سروده های ایرانیان ، مقدمه ، ص 13- 16
فلسفۀ زرتشت بر اساس انسان مداری و سمت و جهت آن به سوی رسایی و تکامل آدمی
است. ابرمرد زرتشت انسانی است خردمند و دانا که باید توانا و توانگر باشد تا بتواند
خوشبختی خویش و جامعه را با پارسایی، صلح جوئی و سازندگی و نوسازی تأمین کند.
چنین انسان نیرومندی که با خشترا و توان اهورایی همراه شود میتواند بر تمایلات ناپسند
و مخرب خود چیره شود و با اهریمن که سرچشمه شر و پلیدی است بجنگد. این جنگ
آدمی با نفس پلید و گوهر ناپاک یک جنگ همیشگی است و در تمام لحظه های زندگی
انسان بر سر دو راهی انتخاب خوب از بد قرار دارد. ممکن است برای گزینش ها ک ردار و
رفتار خود دچار تردید و دو دلی شود. نباید وسوسه های اهریمن بر او چیره شود، در این
نبرد دایمی که در نهاد آدمی جریان دارد در سر هر دو راهی تردید آدمی باید با خرد
خویش مشورت کند و به سپنتامئینیو که نماد صفات اهورایی است متوسل شود.
سپنتامئینیو نماد شش صفت اهورامزدا یعنی راستی، اندیشه نیک، توانایی، پارسایی، رسایی
و پایندگی است. این صفات، مجرد و وابسته بخود هستند هر اندازه انسان به آنها نزدی ک
شود به اهورامزدا، خدای بی همتا نزدیک میشود و این نزدیکی به خدا برای انسان مقید و
محدود نیست که در این راه انسان میتواند آنقدر بکوشد تا همجوار اهورامزدا شود.
انسان فقط میتواند آن قوانین و روابط میان پدیده های طبیعی را با پیشرفت های علمی و
بر اساس معیار و مقیاس خود کشف و درک کند. ولی در روابط اجتماعی و میان انسان ها
قوانین باید به دست خود انسان و بر حسب نیاز او وضع و ایجاد شود و هر ق انونی را
میتوان فسخ و باطل کرد و قوانین دیگری بوجود آورد ولی قوانین مربوط به نظام کاینات
از حدود دخالت و تصور انسان خارج است. قوانین عالم هستی در نظام کاینات بر مدار خرد
استوار شده که سرچشمۀ آن اهورامزدا خدای واحد و یگانه است که رقیبی ندارد ولی در
نهاد انسان آن دو گوهر، دشمن و رقیب یکدیگرند و انسان با گزینش هر ی ک از آنها
میتواند صفت آفرینندگی داشته باشد. آفریننده خوبی، شادمانی، آبادانی و خوشبختی باشد
یا آفرینندة پلیدی، خشم، ویرانگری و بدبختی شود.
نگرش زرتشت به جهان هستی نگرشی بر بنیان خرد است و بر این پایه می توان جهان بینی او را « جهان بینی خرد گرا » یا « جهان بینی علمی » نامید . بر این بنیان حتا « دین » نیز عین « دانش » است و این گونه تعریف می شود :
« دین یا دئنا یعنی تجزیه و تحلیل درونی پدیده های هستی بر پایه خرد و با آزادی کامل و بر این بنیان انسانی دین دار است که می بیند ، می اندیشد ، پرسش می کند ، تجزیه و تحلیل می کند و سر انجام به کمک اندیشه نیک و در راستای اشا ، آزادانه راه خود را بر می گزیند .»
زرتشت آن گونه که خود نیز در گات ها بیان می کند خداوند جان و خرد را نیز با یاری نیروی خرد و اندیشه شناخته است .در این مورد برای نمونه در گات ها ، یسنا ، هات 31 ، بند 8 ، می خوانیم :
« ای مزدا ، هنگامی که با یاری اندیشه خویش ، تو را سر آغاز و سرانجام هستی و سرچشمه منش نیک شناختم و آن گاه که تو را با چشم دل دیدم ، دریافتم که تویی آفریدگار راستین اشا و داور کردارهای جهانیان »
در برابر این تعریف ، تعریف دیگری از دین نیز در بین ملل و مذاهب دیگر پذیرفته شده است که بنیان آن بر وحی استوار است :
« دین مجموعه ای از دستورات و فرائض است که از سوی خدا به پیامبر وحی می شود و پیامبر به اذن خدا این دستورات و فرائض را برای سعادت و رستگاری بشر به او ابلاغ می کند . »