راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

فرشوکرت



فرشوکرت به معنی تازه گردانیدن جهان است و ما باید کارها را به گونه ای انجام دهیم که در گیر دوباره کاری ها نشویم.در بند9 های30 گاتها اشو زرتشت می فرماید:

ما خواستاریم از زمره کسانی باشیم که جهان را به سوی پیشرفت وآبادانی ومردم را به سوی راستی و پارسایی رهنمایند.بشودکه مزدا ما را یاری فرماید تا با نیروی انذیشه واحساس به سرچشمه راستی پی ببریم.

تازه کردن, پویایی و نوگرایی

یکی از آموزه‌های دین بهی (زرتشتی) تازه کردن, پویایی و نوگرایی بوده, به نوسازی و تازه گردانیدن جهان سفارش شده است. در این آیین واپس گرایی و ایستایی زشت بوده, نکوهیده می‌شود. در گات‌ها, هات 30 بند 9 آمده است:

 

 « ای مردم بیایید از کسانی شویم که این زندگانی را تازه می‌کنند. ای اندیشمندان, ای خردمندان و ای آورندگان خرسندی از راه راستی و درستی بیایید همگی هم رای و همراه با دانش درونی دارای یک آرمان شویم و. آن نوسازی جهان است.»

تازه گردانیدن جهان و سوشیانت از نگاه گاتها

http://www.ashozartosht.net/images/pics/pics2/soshiant.pngسرور تاراپوروالا، پژوهشگر زرتشتی، در نوشتاری با عنوان «جهانی شدن» که در روز پایانی همایش مانتره، ارایه شد، افزون بر گفتار پایین، درباره مفهوم فرشه، تازه گردانیدن جهان و واژه ی سوشیانت، سخن راند.

«در هات 45 بند 11 سوشیانت به صورت جمع به کار رفته به آیندگانی اشاره دارد که با بهره مندی از منش نیک راه اشوزرتشت را پی خواهند گرفت.»

 

 

 

 

 

 


سرور تاراپوروالا با اشاره به اینکه، فرشه در آیین زرتشت تازه شدن را نوید می دهد و اشوزرتشت همگان را به تازگی در اندیشه و گفتار و کردار سفارش می دهد، گفت: در سه بند دیگر هات 50 بند 11 ، واژه فرشه دیده می شود. بخش پایانی این بند، را روز 5 بار در اوستای کشتی می خوانیم و به خود یادآوری می شویم که "ای سرور هستی این جهان را تازه می گردانیم."به جز این، در یسنا 3بند 9 ، واژه فرشه به چشم می خورد.

به گفته ی تاراپوروالا، بارتولومه در اوستا، فرشه را از ریشه فران می داند که به معنای به جلو پیش برنده است و موبد آذرگشسب فرشه را تازه و نو برگردان کرده است.این پژوهشگر زرتشتی، با اشاره به معنای سوشیانت و فرشوکرتی، افزود: فرشوکرتی به معنای نو کردن جهان، تازه کردن گیتی زندگی مینو و ساختن زندگی است. در اوستا سوشیانت ها موعودهایی هسند که جهان در انتظار آنهاست.

وی گفت:  فرشه کرداران افرادی که از گذشته های دور تاکنون برای پیشرفت انسانها چه مادی چه مینوی کمک کردند. نخستین کسی که با این عنوان می شناسیم اشوزرتشت است که  آموزشهایی به مردمان داد که هنوز هم نو و تازه به نظر می رسد.

به گفته ی تاراپوروالا، در هات 45 بند 11 از گاتها، سوشیانت به صورت جمع به کار رفته و به آیندگانی اشاره دارد که با بهره مندی از منش نیک راه اشوزرتشت را پی خواهند گرفت.

وی گفت: سوشیانس در گاتها مفهومی عام دارد و با آنچه که در دیگر نوشتارهای زرتشتی می بینیم، متفاوت است. سوشیانت در گاتها، مفهومی عام دارد. فرشه مربوط به شخصی خاص با ویژگی های پیچیده نیست.

تاراپوروالا در برشمردن ویژگی فرشه کرداران، گفت: کسانی که جهان را تازه می کنند و  دارای، خرد و منش نیک، دانش و آموزش هستند، دانا، یاور دین راستی و پرتلاش بوده و در راه اشا گام برمی دارند، فرشه کرداران هستند که جهان را نو می کنند.

وی گفت: ویژگی مشترک همه ی این مردمان، نیک اندیشی آنهاست. تازه گرداننندگان جهان، امروز هم وجود دارند و کسانی همچون، گاندی، مانکجی هاتریا، ارباب کیخسرو شاهرخ، موبد رستم شهزادی را می توان از تازه گردانندگان جهان به شمار آورد.

تاراپوروالا، درباره راه تازه کردن جهان، سخن گفت و افزود:  تازه گردانیدن جهان یک راه دارد و آن هم راه اشویی است، یعنی در هر لحظه، آگاهانه و از روی خرد، نیکی را برگزینیم و کوشش کنیم تا به رسایی برسیم.

وی با اشاره به اینکه، ویژگی تازه گردانندگان جهان، در درون همه ما وجود دارد، گفت: بنابر آنچه که در گاتها آمده است، ویژگی تازه گردانندگان جهان، می تواند در درون همه ما وجود داشته باشد و تنها، تغییر نگرش، در به وجود آوردن چنین شخصیتی، موثر است.

زندگی پس از مرگ در سنّت زرتشتی


زندگی پس از مرگ در سنّت زرتشتی را می توان بر سه اصل خلاصه کرد:


1. جاودانی روان

2. دریافت میژده (مژده):

بهرۀ نیکوکار: بهترین زندگی آکنده از شادی و سرور در سر منزل منش نیک، راستی و روشنایی و سرور است.


بهرۀ بدکار: بدترین زندگی آکنده از اندوه و افسوس در سر منزل دروغ و نادانی است.

3. زندگی پیگیر:

زندگانی پس از مرگ دنباله زندگی این جهان است. (2)


توجه:

گاتها دربارۀ نهاد و محتوای میژده بطور کلی سخن می گوید و به جزئیات نمی پردازد و پاداش و پادافره ویژه برای هیچ کاری معین نمی کند. تنها می گوید که اشون ( انسانهای نیکوکار ) زندگی توام با شادی و بدکاران زندگی همراه با اندوه خواهند داشت.



پی نوشت:

1. دخمه زرتشتیان یزد :

دخمه یا برج خاموشان مکانیست بی در و پیکر که زرتشتیان مردار آدمیان را که بنابر عقاید آنها نجس است، در آن می گذاردند تا گوشت مردار توسط درندگان و پرندگان خورده شود آنگاه باقیمانده استخوان ها را درون چاه میانه دخمه انبار می کردند.

عکس قبرستان: مربوط است به قبرستان زرتشتیان؛ که بهداشت به خاطر آلوده شدن محیط زیست توسط مردگان زرتشتیان، از این کار (دخمه گذاری مرده) جلوگیری به عمل آورد...

2. دیدی نو از دین کهن/ دکتر فرهنگ مهر/ ص 97

چها رآخشیج


نزد زرتشتیان چهار آخشیج ِ (عنصر) باد و آب و آتش و خاک سپند و ارجمند است و بیشتر در اوستا از آنها سخن رفته و برخی از آنها نیز در اوستا دارای یشت ویژه ای هستند. هر زرتشتی وظیفه دارد در پاسداری و پاک نگاه داشتن و درست استفاده کردن از این عناصر طبیعی کوشا باشد، باد که برابر مفهوم هوا در زبان پارسی امروز است، یکی از چهار آخشیج و برای زندگی کاملا حیاتی است. آلودن هوا پیامد هایی جبران ناپذیر بر زندگی در کره زمین دارد. در گاه شمار زرتشتیان، روز بیست و دوم ماه به نام باد است. در آیین زرتشتی برای آفریدگان نیک و سودمند اهورامزدا، ایزد و موکل قائل هستند که ایزد باد در اوستا وایو نامیده شده است و در رام یشت ستوده می شود. آب ، نماد مادی خورداد امشاسپند است و پس از آتش، سپندترین آخشیج نزد زرتشتیان است. یشت پنجم که بلندترین و کهن ترین یشت هاست،" آبان یشت" نامیده می شود. روایت های گوناگون تاریخ نیز به تقدیس آب نزد ایرانیان باستان اشاره می کند از جمله که ایرانیان آب روان را نمی آلایند. ایزد موکل بر آب در اوستا (اردویسور آناهیته) نام دارد. دهمین روز از گاه شمار زرتشتی به نام آبان است. خاک یا زمین، در پناه چهارمین امشاسپند است. در اوستا «زامیاد یشت» در بزرگداشت این آفریده نیک اهورایی سروده شده است. خاک نیز مانند سه عنصر دیگر به خاطر سودمندی هایی که دارد، در آیین زرتشتی ستوده شده است. یکی از اسباب پیشرفت ایران کهن، ارجمند داشتن همین خاک بوده است. در ایران باستان، آبادانی، کشت و کار را، کارِ نیک (کرفه) می دانستند و کشاوزی را کاری پسندیده می شمردند و آن را به دیگر کارها برتری می دادند چنانکه در اوستا آمده است: «کسی که گندم می کارد به این می ماند که راستی می افشاند» در سراسر اوستا به آباد کردن زمین و گرامی داشتن خاک سفارش شده است. همه ایرانیان آنچه را که نیک و سودمند است می ستوده اند و زمین را که در سودبخشی سرآمد دیگر آفریدهای نیک اهورایی است، سپنته (مقدس) دانسته و نمی آلودند. و بیست و هشتمین روز از گاه شمار زرتشتی به نام زامیاد، به معنای زمین است. آتش ، به عنوان نماد مادی اردیبهشت امشاسپند در دین زرتشتی ارجمند به شمار می رود و همانند هر سه آخشیج دیگر مورد ارج و احترام زرتشتیان است. آتش به اعتبار ویژگی هایش جایگاه و پایگاه خاصی در میان زرتشتیان دارد. آتش از بین برنده ناپاکی ها است و خود پاک می ماند. آتش روشن کننده تاریکی ها و گرمابخش است. به روایت شاهنامه، آریاییان در زمان پیشدادیان، راه افروختن آتش را یافتند و شیوه مهار کردن آن را آموختند و از آن زمان، تحولی شگرف در چگونگی زندگی مردم پدید آمد و این رویداد بزرگ میهنی را جشن گرفتند که سده نامیده می شود. ایرانیان در زمان اشوزرتشت نیز آتش را به پیروی از سنت نیک نیاکانشان به درستی نگاه داشتند و بر پایه جهان بینی تازه ای که یافته بودند، به عنوان نشانی از فروغ بی آغاز و بی انجام آفرینش، همواره گرامی می داشتند و این دو انگیزه نیرومند یکی ملی و دیگری دینی، توانست آتشکده ها را همانند پرچمی مقدس تا امروز فروزان نگاه دارد. ایرانیان، خداوند را شیدان شید (نور همه نورها) و نورِ آتش را پرتوی از کل می دانند. بنابر این، زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود به هنگام نیایش، روشنایی را به عنوان پرستش سوی (قبله) خویش برگزیده اند تا از این راه بهتر بتوانند فروغ درونی خود را به اهورامزدا که نور همه نورها است، پیوند بزنند. ایزد آذر در اوستا به عنوان پرتو اهورامزدا خوانده شده و از این تعبیر بلند پایگی آتش بر ما آشکار می شود. نهمین روز از ماه زرتشتی به نام آذر است. نور و آتش در نزد همه مردم جهان ستوده شده و در همه دین های بزرگ نیز گرامی و ارجمند است.