دروغ نگوییم،
تهمت نزنیم،
مؤدب باشیم،
صادق باشیم،
انتقاد پذیر باشیم،
دیگران را آزار ندهیم،
وجدان داشته باشیم،
از کسی بت نسازیم،
نظافت را رعایت کنیم،
از قدرت سوء استفاده نکنیم،
پشت سر کسی غیبت نکنیم،
به عقاید همدیگر احترام بگذاریم،
مسؤلیت اشتباهاتمان را بپذیریم،
به قومیت و ملیت کسی توهین نکنیم،
به ناموس دیگران چشم نداشته باشیم و
در مورد دیگران قضاوت و پیش داوری نکنیم.
درسنت زرتشتی، خلقت از «هیچ» به وجود نیامده است.
همچنین خداوند تنها خوبی را آفریده است. بدی ساخته و داده خدا نیست. چون خلقت با
خدا و در خدا بوده است و مدت معین برای خلقت ذکر نشده است. آفرینش در سنت زرتشتی،
دهشمندی و سازندگی اهورامزدا. خداوند جهان و موجودات را شکل داده است. پیش از این
گفتیم که واژه هایی که آفرینندگی اهورامزدا را در گاتها نشان می دهند داتار به چم
دهنده و تشا به چم شکل دهنده و سازنده است. اهورامزدا از هستی خود جهان و
آفرینندگان را ساخت و داد. آفرینش همیشه با اهورامزدا و در اهورامزدا و در
سپنتامینیو نماد آفرینش اهورامزدا بوده است. سپنتامینیو که پویایی آفرینش را نشان
می دهد و طبق قانون اشا در کار است، ازلی و ابدی است. خود اشا هم که قانون آفرینش
را نشان می دهد و فروزه اهورامزدا است، ازلی، ابدی و غیرقابل تغییر است .
دومین تفاوت دین زرتشت با ادیان ابراهیمی این است که خدای زرتشت، آفریننده
بدی و ابلیس نیست. اهورامزدا تنها خوبیها را آفریده است و سپنتامینیو خود تجسم همه
ی خوبیها در این جهان است. از همین رو اهورامزدا خشم نمی کند، انتقام نمی گیرد و
ویران نمی کند. او آن چنان والایی و شکوهی دارد که این گونه
بازتابها در آستانش راه ندارند. در دین زرتشتی، خشم و ویرانگری کار آنهایی است که
با گزینش راه نادرست در زندگی، بر علیه سپنتامینیو اقدام می کنند. این بدی، خشم،
دروغ و ویرانگری را انگره مینیو می خوانند
خلق کردن در ذات خداوند است، آدمی هم جزئی از خلقت کلی است و محتاج دلیل
خاص نمی باشد