راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

بازی چوگان

چوگان از ورزشهای کهن ایرانی است که امروزه به ورزشی جهانی تبدیل شده است. این بازی از نزدیک ۶۰۰ قبل از میلاد در ایران شکل گرفت و در زمان هخامنشیان بازی می‌شده است. چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند...
، در آن سرزمین رواج یافت. همچنین در دوره ساسانیان بخشی از فرهنگ بازی‌های این دوره بوده است.
رودکی نخستین شاعری است که پس از اسلام از چوگان گفتگو می‌کند:
زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز
زمانه گوی و تو چوگان، به رای خویشت باز

و فردوسی نیز به فراوان از آن نام می‌برد. فردوسی داستان چوگان بازی سیاوش و افراسیاب را به نظم درمی‌آورد و در جای دیگری می‌گوید:
همه کودکان را به میدان فرست /*/برای دیدن گوی و چوگان فرست

سعدی، حافظ، ناصرخسرو و مولانا هم به چوگان اشاره کرده‌اند.
برای خواندن جستار به گونه یفراگیر درباره ی پیشینه چوگان به این نشانی برودی:
منبع: ‬http://ariapars.persianblog.ir/post/161

ویژگی دانایی

بوشکور بلخی
بدان کوش تا زود دانا شوی
چو دانا شوی زود والا شوی

نه داناتر آن‌کس، که والاتر است

که والاتر آن‌کس، که داناتر است

نبینی ز شاهان، اَبَر تخت و گاه
ز دانندگان باز جویند راه؟

اگر چه بمانند، دیر و دراز
به دانا بُوَدشان همیشه نیاز

رابطه خرد وغم


اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه

در این گیتی سراسر گر بگردی

خردمندی نبینی شادمانه
شهید بلخی