راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

اهورا مزدا



 

واژه ای که زرتشت در اوستا (گاتاها) برای خدای یگانه به کار برده اهورامزدا است. در آغاز بیشتر نیایشها این عبارت به چشم می خورد: «خشنوتره اهورهه مزدا» یعنی به خشنودی اهورامزدا. در گاتاها گاهی اهورامزدا جدا از هم بکار رفته است؛ مثلاً در یسنای ۲۸ بند اول، مزدا آمده است. در بند هشتم همین یسن ابتدا اهورا و پس از چندین کلمه فاصله، مزدا آمده است. در بند ششم برعکس اول مزدا و پس از چند جمله، اهورا دیده می شود. در بند دوم مزدا-اهورا به کار برده شده است. در سراسر گاتاها هر جا، این دو واژه با هم آمده است، مزدا مقدم بر اهورا است. در یسنا ۲۸ بند اول زرتشت می گوید: « ای مزدا ! بهنگام نیایش با دستهای بر افراشته برای همه آفرینش سپند مینو خواستار رامش و پناه و شادمانیم».

 چرا گاهی نام مزدا مقدم بر اهورا آمده و گاهی برعکس. و دیگر اینکه اردیبهشت و خورداد و امرداد و دیگر نامها چیستند یا کیستند که زرتشت به ستایش آنها می پردازد.

 

 در سایر بخشهای اوستا بر عکس گاتاها هر جا که این دو واژه با هم آمده، اهورا مقدم بر مزدا است البته در بعضی قسمتهای اوستا نیز مزدا اهورا آمده است. در سنگ نوشته های میخی نیز بیشتر اهورا مقدم بر مزدا می باشد. مسئله ی مهمی که هنگام خواندن گاتها ممکنست ذهن پژوهشگر را بخود مشغول کند اینست که چرا گاهی نام مزدا مقدم بر اهورا آمده و گاهی برعکس. و دیگر اینکه اردیبهشت و خورداد و امرداد و دیگر نامها چیستند یا کیستند که زرتشت به ستایش آنها می پردازد. پاسخ پرسش نخست را بعدتر خواهم داد اما در مورد پاسخ دوم ، یک دیدگاه اینست که آنها همان امشاسپندان و مقدسان بی مرگ هستند که بنوعی در حکم فرشتگانند در ادیان دیگر. اما بدیدگاه من این مسئله در اثر بدفهمی در ترجمه متون اوستایی و خوانش متن امروزین گاتها پیش می اید و بی توجهی به شعر-گونه بودن و سرود بودن گاهانِ ابتداییست که باعث چنین بدفهمی هایی میشود. در ادامه چند مورد مرتبط دیگر بآن را که لازمست توضیح میدهم و دوباره بحث را (که گمان نکنم در یک یادداشت بگنجد) پی می گیرم.
«مزدا» در بعضی بندهای گاتاها به معنی حافظه و به حافظه سپردن و به یاد داشتن است. این واژه در سانسکریت مذس، به معنی دانش و هوش می باشد. بنابراین وقتی که مزدا برای خدا به کار برده شده است از آن معنی هوشیار و آگاه و دانا برداشت کرده اند. پس اهورا مزدا به معنی سرور دانا است. اهورامزدا خالق و داور همه ی چیزهای مادی و مینوی است. او با اندیشیدن همه چیز را هستی می بخشد پس در واقع او از عدم می آفریند و با خود تنهاست. هستی کل، بهیچ روی بوسیله نیروهای اهریمنی محدود نمی شود و هیچ چیزی قدرت مقابله با او و توانایی محدود کردنش را ندارد. او یک بیکرانه ی مطلق است. البته پس از اشو زرتشت، اندیشه ی رویارویی و مقابله ی نیروهای اهریمنی با اهورا مزدا نیز بذهن برخی راه یافت و باعث کج روی ها و بد فهمی هایی در دین شد که یک پژوهشگر امروزی بهیچ روی نباید دوباره مرتکب این اشتباه فاحش در فهم اهورامزدا شود بلکه باید بتعریف های خود اشو زرتشت در گاهان استناد کند.

اهورا مزدا ؛ «سپنته مینیو» یعنی مقدس ترین روان و خالق همه چیز است. وی همچنین «وهومنه» یعنی منش و اندیشه نیک و «اشه وهشته» یعنی بهترین حقیقت دادگری است.

 

اهورامزدا خیرخواه بندگانش است و ستایش ایشان را می شنود. همچنین در یسنای ۴۴ آمده است که او خالق همه چیز است و همه چیز به او وابسته است. او همه چیز را می داند چراکه او «مزدا» است. زرتشت خدایش را می بیند و کلمات او را می شنود. او از خدا می خواهد تا با او سخن بگوید.

 

 

 

 اهورا مزدا ؛ «سپنته مینیو» یعنی مقدس ترین روان و خالق همه چیز است. وی همچنین «وهومنه» یعنی منش و اندیشه نیک و «اشه وهشته» یعنی بهترین حقیقت دادگری است. وی «خشثره ویرنه» بگویش امروزی شهریور یعنی شهریاری و پادشاهیست که باید انتخاب و برگزیده شود. «سپنته آرمیتی» است یعنی پارسایی مقدس. «هورتات» بگویش امروزی خورداد، جامعیت و رسایی و «امرتات» جاودانگی و بی مرگی است. او «اشه» یعنی راستی و درستی و قانون ایزدی و پاکی است و ۱۰۸ بار در گاتاها تکرار شده است کلمه «اشو» نیز از همین ریشه است که تنها برای زرتشت بکار رفته که اشون ترین اشونان است. وهومنه مرکب از «وهو» و «منه» به معنی خوب منش می باشد. کلمه خوب فارسی و «وهو» اوستایی همریشه اند. منش با «منه» اوستایی از یک ریشه است. وهومنه را به نیک نهاد و یا پاک سرشت می‌توان ترجمه کرد. وهومنه و یا «وهیشتومنه» هر دو دارای یک معنی است و تقریباً ۱۳۰ بار در گاتاها تکرار شده است. خشتره یعنی کشور و توانایی و خسروی، کلمه شهر و شهریاری هر دو از خشتر اوستایی است. «آرمئتی» به معنای بردباری و فروتنی و مهر و اخلاص است. هئورتات یعنی رسایی و سلامت و عافیت. «أ» در امرتات از ادات نفی است و مرتات به معنای مرگ است و در مجموع به معنای بی مرگی و جاودانی است. این کلمات را به ترتیب اردیبهشت، بهمن، شهریور، سپندارمزد، خورداد و امرداد می گوییم. نزد زرتشتیان این شش کلمه علاوه بر اسم ماهها اسم شش روز از سی روز ماه در تقویم ایشان است. همه ی این کلمات از مجردات است و صفات اهورامزدا است و نه چیزی جدا ازو و دارای اختیار. البته بعدها این مسئله برای برخی باعث بدفهمی شد بطوریکه این شش صفت را از خداوند جدا کردند و انها را در نظامی بسته قرار دادند و بصورت فرشته در اوردند. مثل ملائکه در تورات، بطوریکه تفکیک این دو از هم بسیار مشکل است و در خواندن گاتاها (بدلیل ترجمه ای بودن آن از متون اوستایی) باید بسیار توجه داشت.

کسیکه به ضد دروغ پرست با زبان و اندیشه و دست، ستیزگی کند؛ خوشنودی مزدا اهورا را به جای آورد.

ویل دورانت درباره صفات اهورامزدا با تکیه بر سخنان اشو زرتشت در گاتاها می گوید:

 

مقصود از این منش پاک، عقل انسانی نیست بلکه منظور حکمت الهی است، که تقریباً با لوگوس یا کلمه «الله» اختلافی ندارد و اهورامزدا آن را وسیله آفرینش کائنات قرار می دهد، زرتشت برای اهورا مزدا هفت جلوه یا هفت صفت بر می شمارد که عبارت است از: نور، منش پاک، راستی، قدرت، تقوا، خیر و فناناپذیری ولی پیروان وی چون به شرک و پرستیدن ربهای متعدد عادت داشتند، به این صفات رنگ اشخاص دادند و آنها را «امشاسپندان» یا قدیسان جاودانی نام نهادند و چنان معتقد شدند که این امشاسپندان زیر نظر اهورا مزدا جهان را می‌آفریند و بر آن تسلط دارند؛ به این ترتیب بود که یکتا پرستی عالی موسس این دین در میان مردم به صورت شرک درآمد؛ این کاری است که پیش از آن در دین مسیحی صورت گرفت. علاوه بر ارواح مقدس امشاسپندان، پارسیان به فرشتگان نیز معتقد بودند و چنان می پنداشتند که زن و مرد و خرد و کلان، فرشته نگاهبان خاصی برای خود دارد.

 

 
از نظر زرتشت تنها اهورامزدا شایسته پرستش است. همچنین در  (یسنا ۳۳، بند ۲)  می گوید: «کسی که به ضد دروغپرست با زبان و اندیشه و دست ستیزگی کند، خوشنودی مزدا اهورا را به جای آورد.» زرتشت عظمت و جبروت را مختص اهورامزدا می داند و او را آفریننده یکتا و خداوند توانا می داند. وی در یسنا ۴۴ با یک زبان شاعرانه سئوالاتی بنیادین را برای شناخت آفریدگار مطرح میکند:

 

 «از تو می پرسم ای اهورامزدا! کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گاه تهی است و گاهی پر؟ کیست نگهدار زمین در پایین و سپهر در بالا؟ کیست آفریننده آب و گیاه؟ کیست که به باد و ابر تند روی آموخت؟ کیست آفریننده روشنایی سود بخش و تاریکی، کیست که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفریننده  مهر و محبت آرمئتی؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد؟»

 اهورامزدا خالق و داور همه ی چیزهای مادی و مینوی است. او با اندیشیدن همه چیز را هستی می بخشد پس در واقع او از عدم می آفریند و با خود تنهاست.

 

 پس از تمام این پرسشها زرتشت در پاسخ چنین می گوید: «من می کوشم  ای مزدا، که تو را به توسط خرد مقدس آفریدگار کل به درستی بشناسم.» او میکوشد انجام کنش شناخت را به بهترین وسیله ی شناخت یعنی وهومن به انجام رساند که اول بار از دست اهورا دریافت داشته است. پس از فهم مسئله، اشو زرتشت با درخواست فوری «وهومنه» اقرار به دین می کند و برآن میشود تا دشمن حقیقی دروغ و حامی قدرتمندی برای «اشه» باشد تا تعادل و خوشبختی در جهان حکمفرما شود.


سرود زرتشت

موسیقی و پایه گذاری آن دردین اشو زرتشت


زرتشت؛ پایه‌گذار موسیقی مذهبی

موسیقی و پایه گذاری آن در آیین زرتشتdata:image/jpeg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBwgHBgkIBwgKCgkLDRYPDQwMDRsUFRAWIB0iIiAdHx8kKDQsJCYxJx8fLT0tMTU3Ojo6Iys/RD84QzQ5OjcBCgoKDQwNGg8PGjclHyU3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3N//AABEIAGYARAMBIgACEQEDEQH/xAAbAAACAwEBAQAAAAAAAAAAAAAFBgADBAEHAv/EADoQAAIBAwMBBAkBBAsAAAAAAAECAwAEEQUSITETIkFRBhQyYXGBkaGxwVJy0fEHFRYjJDNCYoKi0v/EABoBAAMBAQEBAAAAAAAAAAAAAAMEBQIGAQD/xAAiEQACAgICAgMBAQAAAAAAAAAAAQIDBBESITFhIkFxIxP/2gAMAwEAAhEDEQA/APNLa3OBmitpZs5AFZrQbiBTFpsXSol9rR1lNcUi6y0tCAWTOKJwaaP9MX2ohp8GQARRyKBIIe0ZcnoB5mkVzseke23RrWxaOmMByn2rPcWYRCWXoKd0h324kMY64YAdKDaza7LeUgY4rVlU6pJSA05MbN6FWe0x0rE8BHWj9xHg5FYZEyelEqsbCWQQHMag+P0qUQa2BOc4rtMcxXiLdjHhwabNJQZHdpYsl7wpt0kZVaHkIbqfQz6fGFjMhGcDgUA9KfSCW29Vgtw4vFYN2a9U8uPEnPSj9oTIY7VQGL+3/tTx/hWnTdCtZJri8SGMTzPvy4ywHhjPTjypnBo+PNol5ty58RH/ALTLbWa2IsibqNWimmdjlmHCtnPUcnPn8aNWmvRa1o7JJhL2IKJV47/IG5fdn6ZpjufRHSb66W5urZzOMb2VtvaY/axwfjVHpJ6O2vZrqccQjuo5ogDGOHUuq7SPHr16/Kmb8ZTj+CtWRxmgDcL1BHNYJFwDRi/j72RQuYHmpNa0i9Z2ge5YGpXXHe5FcowtsXrLANNektt20pWTgnmmWwOEFEvgFoltDBY36WVzcXM8iIqjAViO9xxTFob3Mun28pkSUFVwxXDDPgfd76SNXtklgEjLzx3q3+j/AKU+qQLZGFmMPdDZ4I8Ppx9KpUv+Ufwg5PVsv0d2vnjgYzPGsgZeBlsKQDnGc8c/SrL9p5LaMExsTPEVVR1xIp6/AUqp6WxtuEdoO0bJHaP1x4dKmk+kby3a29wI4oe2jaIjPdBzx8Pxz4VtsBFrfRNVjENzJGpymcofNTyPtQWfjNMWuKAZY1H+RMSP3X5x8j+aWbokZFRpQ1NpHS1S5VJvyD5WJc1K+JG71StcTzQu2iEHimCwcgYzxS5Zy5IxTBYMAR76bvjtC+NLQwXydpovag+zIPsB/GvnTdPgOgXF52KmVnchyOQAcfpXbiZV0C9GM7QrAeXeAP5FH9EtCvo32bgYMJGPM+J+tGx+60T8yOrZIRY37Cd0lLEqQQ3ln+VOlqsc2l6V2rJHsn3YUY37Vf8ATB+ApTS39a1IJIQI3HKsQpbGTgZ6mmr+rpZNBtYUYFNrSuc84Mb4x/yK/Si+UKVrUtleoXWTFMo3JLCAQT7SgkD590HNAL6VTkgEDyrcJQ+iafn2kjeM/AMcfYihF0/HwqVNaskjoaHuqL9GN35qVQ8gB5qVtRPmLVhMMj7Ux2UvvpKtJ9r0fsbvdjmnLUI4s/odoJle3aNukncHvY+z/wBsU66c5XQIckZEeAR4g8g/ivLu3L2zqpxkcYPSmzRdemudGijW1dyZOHDAL5EefDEjp0ArzFfxa9mM9fNP0aJreaXVEMEUrBo++Iwg4yx5J6/u8A+J6Ud0bL2For9BAo+WDQiyv7sSRSRW8TGXujdIRjAJBPHTmgmp6xqtjocFwl1FEZZhCFij528k4JJ8qY9iGipy0Nna27cMm/cPfux+FFC7mcB2B8RRPUDu0vSr5W3CW2Cuc5/vF4bPvpVvrhu391SZ7/1Z0WOk6ItH1LLl+KlDJLjDkZrlFUWYckmLkUmDRazlAwc80DU81rgkIxzVCyO0R8ezTG6xn7XbHnG44r0izkjXS7NEUIqhAqBcBeR9a8hsZGyuwndkYx1r0r1jsLGGKQgSY7qqcsT16UChcdoaze+LCGjyb7ayYnwYn6H/AMmlz00JTSdKjXhRL3viVx+aKwC4trWKMYJjtX3HzfnaB82YfKlz+kG4FtFYqssM3BWaJZO/GwIYEgdMjI5FMsQ+y7R7l2sL/SpxlDH6zbn9h1xu+o/Xzpcu5N3ezVEWt3H+LSFFSO5jEbFuXA4zg8cHHT31nebKEGkrIbkmVsObjCSZVMx39a5VDvls1KIkYlPbBdXQmpUpuXgkw8m2Nty7W9nxFbYNTvoFkWC7mjVuCqPgfLyqVKEMzbb2zlxqV9PKbiW8naXru3kYx0xjpWAzF1w/eJOdx61KlemV2yLIRVm4lSalSsNDNcmUFualSpWtAnJn/9k=

منوچهر ارغوانی  - اشو زرتشت برای نخستین بار موسیقی مذهبی را در دنیا پایه‌گذاری کرد و شادی به عنوان یک اصل در آیین زرتشت در آمد.

شواهد حاکی از آن است که موسیقی در آیین زرتشت گسترش قابل توجهی به ویژه در مراسم مذهبی داشته است . هرودوت مورخ معروف یونان باستان می گوید "مغها ( روحانیون زرتشتی) در دوره هخامنشی نیایشهای مذهبی مربوط به خدایان را با آواز و بدون همراهی با سازهایی نظیر نی اجرا می کردند". بنابراین عدم استفاده از ساز در موسیقی مذهبی در ادوار گذشته وجود داشته و اثرات آن تا امروز هم دیده می شود.

در هر حال بخش اصلی کتاب زرتشت یا اوستا به نام" گاتها" مجموعه ای از شعر آزاد (هجایی) است که با آهنگ و به صورت نیایش (هیمن) خوانده می شد. همچنین بخش دیگر اوستا به نام "یشت" معنی آواز یا آواز نیایش گونه را دارد. گاتها اواسط کتاب یسنا قرار دارد که ۱۷ سرود مذهبی است که از سروده های خود زرتشت است.

تصور می شود واژه "گاه" در موسیقی سنتی ایران به شکل پسوند در نام دستگاهها و ردیفها، یادگار همان "گات" باستانی باشد که در فارسی میانه یا پهلوی "گاس" به معنی سرود و سپس در فارسی دری به شکل گاه در آمده است.

بنابراین در اوستا بارها توصیه شده است که گاتها را با آواز بخوانند، از این رو زمزمه یا خواندن آهسته در نظر زرتشتیان اهمیت ویژه ای دارد  این بود که زرتشتیان یا آریاییها، دعاهای خود را که موزون و آهنگین بود، می سرودند و معتقد بودند اگر چنین باشد، تأثیر آنها به مراتب بیشتر می شود.

موسیقی مذهبی را نخستین بار زرتشت به کار گرفت و هنوز هم در دنیا از الحان او استفاده می ‌کنند و این امر در آیین زرتشت به صورت یک اصل در آمد، به طوری که در" هفتن یشت " شادی نکردن را به عنوان یک گناه به شمار می آورد.


سروش که در اوستا به صورت "سروشه" از آن یاد شده و در زبان پهلوی به شکل سروش در آمده، نام فرشته ای بود که در آیین زرتشت جایگاه والایی داشت و روز هفدهم هر ماه شمسی را منسوب به او می دانستند. در آن روز به نیایشگاهها رفته و دعا می خواندند، در این روز تفسیر و ترجمه پهلوی اوستا را نیز با آهنگ و آواز خوش می خواندند .

ارباب جمشید نخستین نماینده‌ی زرتشتیان در مجلس


ارباب جمشید و بنیان‌گذاری تجارتخانه‌ی جهانیان

شانزدهم دی‌ماه،سالروز درگذشت نخستین نماینده‌ی زرتشتیان در مجلس                شانزدهم دی‌ماه،سالروز درگذشت ارباب جمشید جمشیدیان نخستین نماینده‌ی زرتشتیان در مجلس 

       ١٦ دی‌ماه سالروز، درگذشت ارباب جمشید جمشیدیان است. نوشتار زیر به این مناسبت به قلم دکتر بوذرجمهر مهر، واپسین نماینده‌ی زرتشتیان در مجلس شورای ملی نوشته شده است.

بوذرجمهر مهر که خود پنجمین نماینده‌ی زرتشتیان در مجلس بوده است، از نخستین نمانیده‌ی زرتشتیان در مجلس شورای ملی  یعنی ارباب جمشید جمشیدیان نوشته است.


ارباب جمشید از بازرگانان نیکوکار و درست‌کار زرتشتی ایرانی و نماینده‌ی زرتشتیان در دوره‌ی نخست مجلس شورای ملی مشروطیت بوده است

 

ارباب جمشید جمشیدیان و بنیان‌گذاری تجارتخانه‌ی جهانیان


ارباب جمشید در سال ١٢٢٩ خورشیدی در شهر یزد زاده شد. کودکی را در خانواده‌ی خودش در یزد گذراند  و دانش‌های نخستین را در همان شهر آموخت. از ١١ سالگی در حجره‌ی «ارباب مهربان» در یزد به کار سرگرم شد.

پس از چندی خودش حجره‌ای در یزد بنیان گذارد و به تجارت پرداخت. در آغاز پارچه‌های دست‌بافت، گیوه و همانند آن را بسته‌بندی می‌کرد و به تهران،‌ کرمان، اصفهان و شهر‌‌های دیگر می‌فرستاد. اما پس از مدتی تصمیم گرفت به تهران مسافرت کند. در تهران در سرای مشیرخلوت حجره‌‌ای گرفت و به تجارت سرگرم شد.

 

در اثر پشت‌کار، درستی و ‌امانت به زودی مشهور شد و توانست کار‌های تجاری و صرافی را گسترشدهد و همچنین به کار کشاورزی هم دست زد و آن را هم با پیگیری بسیار انجام داد. در١٢٧٧ خورشیدی (١٢٩٨ میلادی) با اردشیر زارع و میرزا دینیار شهریار‏‎ْْ تجارتخانه جمشیدیان را تاسیس کرد و درشهر‌های بزرگ ایران همانند اصفهان، کرمان، یزد، رفسنجان، بم ، سیرجان، قم، کاشان، شیراز، بندرعباس، بمبئی درهندوستان،‌ کلکته ، پاریس شعبه‌هایی تاسیس کرد و به‌واسطه درستی وپشت کار اعتماد مردم ودولت را جلب نمود.

 

 او توانست به اندازه‌ای دراثرخدمت و درستکاری به کار تجارت و صرافی خود رونق دهد که حتا بانک استفراضی روس و بانک تجارت (ایران) که بانک ملی انگلیسی بود از رونق افتادند ومردم ازهر طبقه اجتماعی – بازاریان و حتا درباریان برای کار‌های تجارتی خود به ارباب جمشید مراجعه می‌کردند. موفقیت او به قدری بود که در دربار ناصرالدین‌شاه هم شناخته شد و بعدها در زمان مظفرالدین‌شاه قاجار درسال ١٢٨٢ خورشیدی (١٩٠٣ میلادی) به لقب رییس التجار زرتشتیان ودریافت نشان – حمایل – جبه و فرمان همایونی نایل آمد.

 

 پرفسور جکسن تاریخ نویس مشهور در سفرنامه‌ی خود نوشته است که ارباب جمشید تاجر بلند آوازه ونیکنامی است که به واسطه درستی وخدمت به مردم و بذل و بخشش مورد احترام همه طبقات مردم است و به واسطه‌ی احترامی که دردربار شاهی کسب کرده می‌تواند جلو سوء‌استفاده بعضی مردم نادان نسبت به زرتشتیان را بگیرد چون می‌تواند  اطلاعات را به شاه برساند ورفع ظلم کند.

 این تاجر ایرانی زرتشتی ویزدی با بذل وبخشش و راستی و درستی وخدمت به مردم ازهرطبقه با هردین ومسلکی درحقیقت پیرو دستور دینی خود یعنی اندیشه – گفتار وکردار نیک بوده وبه آنها رفتار می‌کرده است.


ارباب جمشید کم‌کم با گسترش کار‌های خود در تهران وشهر‌های دیگر آغاز به خرید املاک و آبادانی کرد. در تهران در جمشید‌آباد(جمال‌زاده کنونی) و امیرآباد ساختمان‌های زیادی بنا کرد. از این‌رو شاید بتوان گفت که پس از سقوط ساسانیان نخستین زرتشتی بود که به این درجه از اعتبار و ترقی رسید.

 

همچنین باید گفت  که از آغاز مشروطیت زرتشتیان برای داشتن یک کرسی در میان نمانیدگان مجلس کوشش می‌کردند. آقایان سید‌عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی باور داشتند که خود آن‌ها می‌توانند نمایندگی اقلیت‌ها را بر دوش گیرند ولی زرتشتیان بر آن شدند که خودشان یک نماینده در مجلس داشته باشند.

به این کوشش‌های بسیاری که ارباب جمشید و ارباب کیخسرو شاهرخ انجام دادند یک کرسی هم به اقلیت زرتشتی دادند.


ارباب جمشید کار‌های تجاری و اقتصادی فراوانی داشت، و به فعالیت در مجلس کمتر می‌رسید. افزون‌بر آن ارباب جمشید طبیعت سلیم و آرامی داشت و دنبال جنجال‌های سیاسی نمی‌رفت. محمدعلی‌شاه در زمان استبداد صغیر فرمانی صادر کرد و به او ماموریت داد که ملزومات قشون را تهیه کند.


اعتبار و توانایی اقتصادی ارباب روزبه روز بیشتر می‌شد. به‌ اندازه‌ای که شماری دیگر هم مانند ارباب‌(بهمن – بهرام- فرودین) اداره‌ی چاپارخانه را به دوش گرفتند. ارباب شهریار ساسانی – ارباب کیخسرو کرمانی ارباب جهانیان – ارباب فرامرزیان تجارتخانه‌هایی تاسیس کردند. و همه‌ی آن‌ها هم با تجارتخانه ارباب جمشید به داد وستد مشغول شدند.

 

 بسیاری از اوقات برات‌ها را به تجارتخانه ارباب جمشید حواله می‌دادند و آن تجارتخانه معتبر هم برات‌ها را پرداخت  می‌کرد. اعتبار ارباب جمشید حتا تا بدانجا انجامید که بانک‌های روس و انگلیس هم برای انحلال تجارتخانه‌های تازه‌گشایش‌یافته و تجارتخانه‌ی ارباب جمشید دست به فعالیت زدند.

 

سربازان محمدعلی شاه هم به تجارت‌خانه‌های جدید حمله بردند و اختلال و اغتشاش در بازار پیدا شد .

 تجارتخانه‌های جدید که خود را در خطر ورشکستگی می دیدند برات‌های متعددی به تجارتخانه ارباب جمشید حواله می‌دادند که تجارت‌خانه ارباب جمشید پرداخت می‌کرد. چندی قبل ازین ماجرا بانک روس به میل وسیاست خود( نه بادرخواست ارباب جمشید) دومیلیون وسیصدهزارتومان به تجارتخانه ارباب جمشید اعتبار داده بود ولی به یکباره و به طور نا‌گهانی وبا فشار زیاد به تجارتخانه فشار آورد و پول را مطالبه کرد و به تقاضای مهلت ارباب جمشید ترتیب اثر نداد و تجارتخانه را مهروموم کرد .

 

 طلب‌کاران هم بدون درنظر گرفتن خدمات ارباب جمشید به اقتصاد و تجارت ایران طلب خود را مطالبه می‌کردند چون پول نقد تجارتخانه سوخت شده بود ارباب دچار مضیقه وناراحتی شدیدی شد با وجوداین که  دارایی واملاک ارباب به مراتب بیش از بدهی او بود و بسیاری از اشخاص واشراف هم به او بدهکار بودند در این موقع سختی از پرداخت بدهی خودشان به ارباب جمشید خودداری می‌کردند و ارباب جمشید را به وضعیت بسیار دشواری دچار ساختند.

 ارباب جمشید شخص درست کار مردم دوست  بزرگوار وخیرخواه مردم بود. دبستان جمشید جم را تاسیس وبه انجمن زرتشتیان اهدا کرد.

 

اوگفته بود: ناراحت هستم که فرزندانم به طور خصوصی درمنزل از بهترین معلم‌ها استفاده کنند وفرزندان خانواده‌های دیگر ازتحصیل بازبمانند. به این جهت دبستان جمشید‌جم را اهدا کرد وفرزندان خانواده‌های بی‌بضاعت بدون پرداخت شهریه می‌توانستند دردبستان به تحصیل دانش بپردازند.


 برای تشریح کار‌های خیریه او که دراین مختصرنمی‌گنجد باید کتاب مفصلی نوشت. آن شادروان به تمام کارمندان خود که درتجارتخانه کارمی‌کردند ناهار و شام می‌داد. مخارج پزشکی کلیه کارمندان خود وخانواده آنها را می‌پرداخت.

 

 درراه‌های بین تهران، یزد، کرمان، بوشهر، بندرعباس چندین آب انبار ساخته بود. درآن هنگام آب تصفیه شده نبود وبرای آشامیدن آب تمیز مردم مشکلات زیادی داشتند ارباب جمشید از قنات‌های جمشید‌آباد و امیرآباد آب تمیز و مجانی به جنوب تهران می‌فرستاد. اوبه عروس ودامادها درآغاز تشکیل خانواده کمک‌های بلاعوض می‌کرد.

 

درایام ماه‌های محرم وصفر تعدادی درشکه واسب وقاطر مجانی دراختیار علماء اسلامی قرارمی‌داد. این اندکی ازخدمات آن بزرگوار به مردم ایران وجامعه خودش بود. نامبرده درشانزده دی‌ماه ١٣١١ درسن ٨٢ سالگی درتهران درگذشت وبه ابدیت پیوست

منبع همازور