شگفتیهای
شهر سوخته
===========
در روزگاران دور که بشر تازه یکجا نشین
شده بود، شهری در سیستان پدید آمد که به گفتهی باستانشناسان به لحاظ بافت شهری،
جمعیت، برنامه ریزی شهری و ... اولین شهر جهان بود. شهر سوخته و تمدن
هوشمند و خلاق آن با بیش ...ازپنجهزار سال قدمت، بهعنوان بزرگترین
استقرار شهرنشینی در نیمهی شرقی فلات ایران، نمونهای منحصر به فرد و حکایتگر
واقعی علم، صنعت و فرهنگ گذشتههای دور این مرز و بوم میباشد.
شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده
زابل - زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره
بین سالهای ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند.
محوطه باستانی شهر سوخته در هزاره دوم و سوم قبل از میلاد، توسط مهاجرانی که از چهار
گوشه به آن مهاجرت کردهاند، بنا شده است.سند یا کتیبه ای که نام واقعی و قدیمی
این شهر را مشخص کند هنوز به دست نیامده و به دلیل آتش سوزی در دو دوره زمانی بین
سال های 3200 تا 2750 قبل از میلاد «شهر سوخته»
نامیده می شود.«کلنل بیت» یکی از
ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از
سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر
سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. پس از او «سر اورل-
اشتین» با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات مفیدی در خصوص این
محوطه بیان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستانشناسان ایتالیایی به سرپرستی«مارتیسو
توزی» از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت.شهر سوخته
دارای تشکیلات مرتب و منظمی بوده و از بعد سازماندهی اجتماعی نیز جزو شهرهای
پیشرفتهی زمان خود بوده است. وجود نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیهی فاضلاب،
دانش پزشکی پیشرفته و صدها عامل دیگر بر اهمیت این منطقه افزوده است.
شهر سوخته
این شهر از نادرترین شهرهای باستانی است
که در آن، زنان عهده دار امور مالی خانوادهشان بودهاند.بر مبنای یافتههای
باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱
هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان میدهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع
در شمال شرقی شهر سوخته، بخشهای مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان
است که به صورت تپههای متوالی و چسبیده به هم واقع شده اند. هشتاد هکتار شهر سوخته
بخش مسکونی بوده است.شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیتهای صنعتی و هنری بوده، در
فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونههای جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در
جریان حفاریهای فصل های گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتی بودن شهر
سوخته و وجود کارگاههای صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر
سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده میکرده اند. در شهر
سوخته انواع سفالینهها و ظروف سنگی، معرق کاری،انواع پارچه و حصیر یافت شده که
معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگو قلاب
ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از
نیزارهای باتلاقهای اطراف هامون سبد و حصیر میبافتند و از این نیها برای درست
کردن سقف هم استفاده میکردند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر
مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است.
شهر سوخته بدون شک جز شهرهای بسیار
پیشرفته زمان خود بوده است. اینک به برخی از این پیشرفت های شگفت انگیز اشاره می
کنیم:
نخستین چشم مصنوعی جهان
برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم
مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش کشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30ساله
بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.جمجمه زن صاحب چشم مصنوعی
شهر سوخته چشم مصنوعی روی جمجمه او دیده میشود.
چشم مصنوعی
چشم مصنوعی یافت شده در چشم چپ او کار
گذاشته شده و با وجود گذشت زمان نزدیک به 4500 سال از ساخته شدن آن هنوز سالم
است.جنس این چشم مصنوعی یافت شده هنوز بطور کامل مشخص نشده است اما به نظر می رسد
در ساخت آن از قیر طبیعی مخلوط به نوعی چربی جانوری استفاده شده است.در روی این
چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل چشم توسط مفتولهای طلایی به قطر کمتر از نیم
میلیمتری طراحی شدهاند. مردمک این چشم در وسط طراحی شده و تعدادی خطوط موازی که
تقریباً یک لوزی را تشکیل میدهند در پیرامون مردمک دیده میشود.سرپرست گروه
باستان شناسی شهرسوخته سید منصور سید سجادی :برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم
مصنوعی پیدا شد . مطالعات اولیه نشان داده اند که چشم چپ
زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعی بودهاست . همین مطالعات نشان می دهند که
زیر طاق ابروی زن مذکور آثار آبسه دیده می شود. به علت طول زمان زیادی که بخش
زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در
روی آن مشهوداست . جنس و ماده ای که چشم مذکور با آن ساخته شده است هنوز به دقت روشن
نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده است اما به نظر می رسد که چشم مزبور
از جنس قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده است ساخته شده است . در روی
این چشم مصنوعی ریز ترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتول های طلایی به قطر کمتر
از نیم میلی متر طراحی شده اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط
موازی که تقریباً یک لوزی را تشکیل می دهدند درپیرامون مردمک دیده می شود از دو
سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم
استفاده می شده است . بررسی های انسان شناسانه نشانداده که به
احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین 25 تا 30 سال بوده و دو رگه (سیاه و
سفید) بوده است . اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بوده اند از ظرفهای
سفالی ، مهرهای تزیینی ، یک کیسه جرمی و یک آینه مفرقی . قدمت این قبر و چشم
مصنوعی به حدود 2800 سال بیش ازمیلاد و 4800 سال پیش از این می رسد . مطالعه جهت
دستیابی به اطلاعات بیشتر در این مورد چشم و اسکلت ادامه دارد.
جراحی مغز
یکی شگفتانگیزترین یافتههای این شهر،
پیدایی نشانههای کهنترین جراحی مغز درشهر سوخته است. جمجمهای از دختر دوازده یا
سیزده ساله که در 4800 سالپیش، پزشکان آن دیار برای درمان بیماری هیدروسفالی (جمع
شدن مایع درجمجمه) بخشی از استخوان جمجمه او را برداشته و جراحی کردند که مدتها
بعد از این عمل زنده مانده است.
جراحی مغز شهرسوخته
اسکلت کامل پیدا شده از یک دختر 14 ساله
که مورد جراحی مغز قرار گرقته است...چهره این دختر توسط اندام شناسان باستان شناس
در تصویر فوق باز سازی شده است.
جراحی مغز شهرسوخته
محل کشف اسکلتهای مورد جراحی قرار گرفته
به همراه وسایل زینتی و چندکوزه
خط کش 5 هزار ساله
در طی کاوش های انجام گرفته در شهر
سوخته یک خط کش ساخته شده از چوب آبنوس کشف شد. دکتر سید منصور سید سجادی، سرپرست
هیات باستانشناسی شهر سوخته درباره خط کش کشف شده گفت: این خط کش به طول 10
سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته
زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه
علم ریاضیات بوده اند.
قدیمی ترین تخته نرد جهان
از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن
ترین تخته نرد جهان به همراه 60مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد
بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا
شده بود. تاس های بازی کشف شده به همراه تخته نرد در شهر سوخته
تخته نرد شهرسوخته
این تخته نرد از چوب آبنوس و به شکل
مستطیل است. روی این تخته نرد، ماری که ۲۰ بار به دور خود حلقه زده و دمش را در دهان گرفته، نقش بسته
است. این تخته نرد ۲۰
خانه بازی و ۶۰ مهره دارد. مهره ها که در یک ظرف سفالی در کنار تخت نرد قرار
داشتند از سنگ های رایج در شهر سوخته یعنی از لاجورد، عقیق و فیروزه است.
نخستین انیمیشن جهان
باستان شناسان هنگام کاوش در گوری 5 هزار
ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن دیده می شود. آن ها
پس از بررسی این شی دریافتند نقش موجود بر آن برخلاف دیگر آثار به دست آمده از
محوطههای تاریخی شهر سوخته، تکراری هدفمند دارد، به گونهای که حرکت بز به سوی
درخت را نشان می دهد. هنرمندی که جام سفالین را بوم نقاشی خود قرار داده، توانسته
است در 5 حرکت، بزی را طراحی کند که به سمت درخت حرکتو از برگ آن تغذیه می کند.
باستانشناسان با نزدیک کردن این تصاویر
به یکدیگر موفق شدند نمونهای ازیک تصویر متحرک را در قالب یک فیلم 20 ثانیهای به
دست آورند.
سرپرست تیم کاوش در شهر سوخته درباره کشف
اخیر خود گفت: «حرکت بز به سوی درخت و تغذیه او از برگ درختان در 5 حرکت مصور شده
است. در این تصاویر نه تنها بز به سمت درخت حرکت میکند، بلکه جهش وی و پریدن بز
روی برگ درختان کاملا دیده میشود.»
به گفته این باستانشناس، بز از جمله
حیواناتی است که در رسیدن به ارتفاعات تبحر داشته و میتواند با یک حرکت جهشی به
سمت بالا حرکت کند. هنرمن دنقاش شهر سوختهای، با دقت و زبردستی موفق به تصویر
کردن جهش این بزشده است.
از این جام برای نوشیدن استفاده میشده
است. ارتفاع این جام 10 سانتیمتر است و روی یک پایه استوار شده است «سجادی»
درباره منحصر به فرد بودن این تصاویر در دنیای باستانی گفت: «تاکنون در دورههای
پیش از تاریخی چنین تصاویری دیده نشده و ما برای اولین بار به این تصویر در شهر
سوخته برخورد کردهایم. در بسیاری از ظروف، اشکالی را میبینیم
که تنها تکرار شدهاند، اما حرکتی در آنها دیده نمیشود. تحقیقات ما نشان داده است
که این نقش، قدیمیترین ایده مردمان باستان برای ارایه «تصویر متحرک» و به تعبیر
امروزی «انیمیشن» است.»
از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شی
یافت شده، میتوان از سفال با امضای سفالگر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرکهای
مسکونی و ساختمانهای همهگانی همچون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک
کرده، برنج، زیره، کورههای سفالگری، کورههای ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش،
قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قابهای چوبی، کفش، کمربند و ... نام برد.
|
سال شروع حکومت |
اولین حاکم |
نام سلسله |
|
708 قبل از میلاد |
دیااکو |
مادها |
|
550 قبل از میلاد |
کوروش |
هخامنشیان |
|
250 قبل از میلاد |
اشک |
اشکانیان |
|
224 میلادی |
اردشیر بابکان |
ساسانیان |
|
1 هجری شمسی |
معاویه |
امویان |
|
92 هجری شمسی |
السفاح |
عباسیان |
|
165 هجری شمسی |
طاهر |
طاهریان |
|
219 هجری شمسی |
یعقوب لیث |
صفاریان |
|
238 هجری شمسی |
نصر |
سامانیان |
|
276 هجری شمسی |
مرداویج |
آل زیار |
|
280 هجری شمسی |
رکن الدوله (حسن) |
آل بویه |
|
358 هجری شمسی |
کاکویه |
دیالمه |
|
311 هجری شمسی |
سبکتکین |
غزنویان |
|
329 هجری شمسی |
بغراخان |
آل افراسیاب |
|
345 هجری شمسی |
ابوعلی مأمون |
آل مأمون |
|
389 هجری شمسی |
طغرل |
سلجوقیان |
|
450 هجری شمسی |
قطب الدین محمد |
خوارزمشاهیان |
|
503 هجری شمسی |
محمد بن سوری |
غوریان |
|
589 هجری شمسی |
اوکتای قاآن |
ایلخانیان |
|
676 هجری شمسی |
امیر چوپان |
چوپانیان |
|
696 هجری شمسی |
شیخ حسن |
ایلخانیان |
|
689 هجری شمسی |
محمود شاه |
آل اینجو |
|
696 هجری شمسی |
امیر مبارزالدین |
مظفریان |
|
612 هجری شمسی |
امیر عزالدین عمر |
ملکوک کرت |
|
698 هجری شمسی |
خواجه عبدالرزاق |
سربداران |
|
579 هجری شمسی |
یراق حاجب |
قراختائیان |
|
550 هجری شمسی |
رکن الدین رسام |
اتابکان یزد |
|
552 هجری شمسی |
ابوطاهر |
اتابکان لرستان |
|
503 هجری شمسی |
مظفرالدین سنقر |
اتابکان فارس |
|
441 هجری شمسی |
عمادالدین زنگی |
اتابکان شام و دیار بکر |
|
491 هجری شمسی |
اتابک ایلدگز |
اتابکان آذربایجان و عراق |
|
764 هجری شمسی |
امیر تیمور |
تیموریان |
|
769 هجری شمسی |
قرامحمد |
قراقویونلو |
|
769 هجری شمسی |
قراعثمان |
آق قویونلو |
|
865 هجری شمسی |
شاه اسمعیل |
صفویه |
|
1108 هجری شمسی |
نادر |
افشاریه |
|
1123 هجری شمسی |
کریم خان |
زندیه |
|
1160 هجری شمسی |
آغامحمد خان |
قاجاریه |
|
1302 هجری شمسی |
رضا خان |
پهلوی |
این پرسش برای همگان پیش می آید که چگونه شاهنشاهی نیرومندی که کورش
و داریوش آن را به راستی به گونه آرمان شهری پدید آورده بودند سرنگون شد؛
در این جا کوشیده ایم تا به این پرسش پاسخ دهیم:
نظام استبدادی ...موجب می شد تا شاهنشاه قدرت مطلقه داشته باشد و هر چه می خواهد انجام دهد و نظارت آنچنانی بر کرده های شاهنشاه وجود نداشت (البته ماندگاری نظام استبدادی در روزگار هخامنشیان به جهت اعتماد مردم یعنی پارسیان به شاهنشاهان بزرگی چون کورش بزرگ و داریوشیکم بوده است)، این امر دو عامل را سبب می شد؛یکی این که اگر شاهنشاه در امور کشوری اهمال می کرد، با وجود همه تمهیدات در نظر گرفته شده از سوی شاهنشاهان تمدن سازی چون کورش و داریوش، کشور دچار بحران می شد و رو به ضعف می نهاد، چنانکه در روزگار داریوش دوم و اردشیر دوم دیده می شود. دوم آنکه قدرت مطلقه که فرمانروایی بر جهان متمدن بود، هرکس که در اطراف آن بود را به سوی خود جلب می کرد؛ در نتیجه در صورت سست شدن فرآیند جانشینی و همچنین تضعیف شخص شاهنشاه، آشوب بر سر رسیدن به مقام شاهنشاهی در می گرفت، چنان که در جانشینی اردشیر دوم (اگر داستان یونانی در این باره درست باشد) و پس از آن، جانشینی اردشیر سوم دیده می شود. نزاع بر سر قدرت درست هنگامی که اسکندر گجسته به کشورهای شاهنشاهی می تاخت، به اوج خود رسید و این عامل شاید مهم ترین عامل شکست ایران بود. اسکندر به خوبی از اوضاع آشفته ایران بهره می برد. در صورت نبود این جنگ درونی در شاهنشاهی اسکندر می دانست که نمی تواند پیروز شود و رفتن او به ژرفای آسیا دیوانگی است.
عامل دیگر را می توان در تضعیف جایگاه ارتش در شاهنشاهی دانست؛ شاهنشاهانی چون داریوش دوم و اردشیر دوم چارهی هرکار را با توجه به ثروت بی کرانی که داشتند، دادن پول می دانستند. در نتیجه جایگاه ارتش تنزل کرده و ارتش در کشورهای خوربری آسیای کهین از سربازان مزدور به ویژه یونانی بهره می بردند، همچنین در چندین مورد همین مزدوران یونانی به ارتش خیانت کردند. مشکل دیگر تعلیم ندیده بودن بخشی از سربازان ارتش بود؛ چون مدت ها بود که در شاهنشاهی لشکرکشی بزرگی پدید نیامده بود و در امور ارتش اهمال می شد و نیروی اصلی ایران در پادگان های کشورهای مختلف پراکنده بود و چون جنگ قدرت نیز وجود داشت، داریوش تنها می توانست به پول گنجینه خود متکی باشد تا آنکه لشکری پدید آورد که سربازان آن تنها فنون آغازین جنگ را بلد باشند، در صورتی که اسکندر گجسته مدت دوسال صرف گردآوری سپاه و همچنین آموزش سربازان سپری کرد که در این مدت دربار آشوب زده ایران آشفته بود.
با این همه شکست های ایران در برابر اسکندر گجسته نباید به منزلهی دلیل و یا حتی علامت معنی دار درهم شکستگی لشکری شاهنشاهی داریوش نگریسته شود. می توان گفت که شاهنشاهی در رکود، آماده برابری با چالش نظامی و استراتژیکی به این اهمیت نبود و از آن هنگام که در برابر پادگان هخامنشی، یک رقیب مصمم به جنگ تام و کامل، پا به سرزمین های آسیای کهین نهاد، راندن وی بی نهایت دشوار شد، چه از آن پس دشمن بود که از مواضع استراتژیک هخامنشی بهره می برد. از بعد روانی جنایت های خاندانی پدید آمده در روزگار اردشیر سوم و پس از آن نیز عاملی در سرنگونی شاهنشاهی است، چنانکه درباره ساسانیان نیز این امر صادق است. کردار ناشایست اردشیر سوم در سرکوب شورش های کشورهای شاهنشاهی در لبنان و مصر نیز دست کم در سرنگونی کشورهای خوربری شاهنشاهی عامل مهمی بوده است.
گذشته از مردم ایران یعنی بخش خاوری شاهنشاهی از دجله به این سو، دیگر مردمان کشورهای شاهنشاهی نیز، شاهنشاه را دوست می داشتند و وی را چون سرپرست نیکی می پنداشتند؛ به همین دلیل شاهنشاهی هخامنشی در روزگار قدرت، تنها نظام جهانی پایدار در تاریخ جهان به شمار می رود. اما بر اثر سستی شاهنشاهانی چون داریوش دوم و اردشیر دوم، شورش هایی در برخی کشورها پدید آمده بود، در نتیجه اردشیر سوم که تندخود نیز بود، در سرکوبی این شورش ها چنان شدت عمل به خرج داد که مردم این کشورها دیگر هخامنشیان را دوست نمی پنداشتند و مردم کشورهایی چون لبنان و مصر در جستجوی کسی بودند تا آنها را از دست هخامنشیان آزاد کند؛ با آمدن اسکندر این مردم او را همچون آزادکننده ای می دانستند (به همین دلیل گرفتن شهرهای لبنان و همچنین مصر به سادگی انجام شد.) غافل از آنکه اسکندر بلایی آسمانی بود که بر سر مردم متمدن جهان آن روز فرود آمد.
در میان دلایلی که برای ناتوانی شاهنشاهی و پیروزی اسکندر آورده اند، تاکید بر بحران ساختاری ناشی از اقتصاد خراجگذاری است که سخت بر اقوام تابع سنگینی کرده، موجب ناخشنودی و رویگردانی از شاه بزرگ شده است و پیشگام آن او مستد است. این نگره نادرست است و عصر هخامنشی موجب تهی دستی در کشورهای گوناگون نشده است. مجموعه ذخایری که اسکندر از پایتخت های بزرگ شاهنشاهی گردآوری کرده، بسیار پایین تر از رقم حاصل جمع فرضی خراج ها از عصر داریوش بزرگ تا داریوش سوم بوده است و نمی توان گفت که باج های دریافتی، دیگر به جامعه بر نمی گشت و آن سبب فقر شد. شاهنشاهی داریوش سوم، دولت محتضر و مردودی نیست که گاهنویسان نمایانده اند، چه در زمینه اقتدار و شوکت شاه بزرگ و چه در قلمروی مالی و نظامی،یا تلاش های تولیدی کشورهای گوناگون یا همکاری سرآمدان محلی، هیچ عاملی نشان نمی دهد که قابلیت های درونی و فطری شاهنشاهی از داریوش بزرگ تا سوم در معرض تباهی واقع شده باشد، هرچند که شاید در آنها سستی پدید آمده بود.
http://our-history.blogfa.com