iš به معنای ِ «خواستن، میل داشتن، آرزو کردن، جستجو کردن» پیوند داشته باشد، که دارای جدا شدههای زیر است: -aēša «آرزو، خواست، جستجو»؛ išaiti «میخواهد، آرزو میکند»؛ -išta «خواسته، محبوب»؛ -išti «آرزو، مقصود». همچنین پیشنهاد میکند که واژهی عشق از اوستایی -iška* یا چیزی همانند آن ریشه میگیرد. پسوند ka- در پایین بازنموده خواهد شد.
واژهی اوستایی -iš همریشه است با سنسکریت -eṣ «آرزو کردن، خواستن، جُستن»؛ -icchā «آرزو، خواست، خواهش»؛ icchati «میخواهد، آرزو میکند»؛ -iṣta «خواسته، محبوب»؛ -iṣti «خواست، جستجو»؛ واژهی ِ زبان ِ پالی -icchaka «خواهان، آرزومند». همچنین، به گواهی شادروان فرهوشی، این واژه در فارسی ِ میانه به دیسهی ِ (= صورت ِ) išt «خواهش، میل، ثروت، خواسته، مال» باز مانده است. -- برای ِ آگاهی ِ بیشتر از واژهی ِ «دیسه» = form به «فرهنگ ریشهشناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» رجوع کنید.
واژههای اوستایی و سنسکریت از ریشهی پوروا-هند-و-اروپایی -ais* «خواستن، آرزو کردن، جُستن» میآیند که دیسهی اسمی آن -aisskā* است به معنای «خواست، میل، جستجو». بیرون از اوستایی و سنسکریت، چند زبان دیگر شاخههایی از آن واژهی پوروا-هند-و-اروپایی را حفظ کردهاند: اسلاوی کهن کلیسایی isko, išto «جستجو کردن، خواستن»؛ iska «آرزو»؛ روسی 'iskat «جستجو کردن، جُستن»؛ لیتوانیایی ieškau «جستجو کردن»؛ لتونیایی iēskât «جستن شپش»؛ ارمنی 'aic «بازرسی، آزمون»؛ لاتین aeruscare «خواهش کردن، گدایی کردن»؛ آلمانی بالای کهن eiscon «خواستن، آرزو داشتن»؛ انگلیسی کهن ascian «پرسیدن»؛ انگلیسی ask.
خشک و زرد کند.»
دئنا به معنی دین، نهاد، سرشت، وجدان و ضمیر
gau در زبان آلمانی به معنی ناحیه، منطقه، ایالت همین معنی را میرساند.
پارهای از خاورشناساندر هر جایگاتاها که به واژه گئوش برخورد کرده اند بدون استثنا آن
را به معنی گاو گرفته اند در هاتهای 28 و 29 چگونه ممکن است با یک شیوة درست
ترجمه و آنهم در بیان یک اندیشۀ فلسفی و معنوی واژه گئوش، روان جامعه یا جهان
جانداران به روان گاو ترجمه شود؟
آنها که پیام زرتشت را بدینگونه ترجمه و تفسیر می کنند یا شیوة خداشناس ی و فلسفۀ
گاتاها را درست درک نکردهاند، یا عمداً چنین می نویسند که معنا ی درست گاتاها
فهمیده نشود و بهجای آن که روان آفرینش و وجدان جامعه در ذهن و جهان معنی با
اهورامزدا گفتگو کنند، روان گاو مخاطب قرار گیرد در این صورت اندیشه روشن و
والای زرتشت بهگفتههای بیجاذبه و تهی از افکار فلسفی نموده می شود. چنانچه در
همین بند واژة گئوش به گاو برگردانده شود، زرتشت با هر یک از پی روان او دست
بهسوی آسمان دراز میکنند که همه کارها را ک ه از راست ی و خرد پا ک سرچشمه
میگیرد بتوانند انجام دهند تا اهورامزدا روان گاو را خوشبخت کند !!! ( اگر منظور از
شبان و چوپان که گله و رمه را راهنمایی و نگهبانی میکند ، همان رهبر معنو ی و
روحانی باشد که مردم را راهنمایی میکند و در غالب مذهب ها نیز چنین اشاره و
تمثیلی دیده می شود باید ترجمۀ متن اصلی به گونهای انجام شود ک ه خواننده میان
پیامبر با چوپان و مردم با چارپایان دچار اشتباه نشود)
گئوش:« آفرینش، جهان جانداران، زمین، مادر زمین، گاو » و ا ین واژه در گات ها نماد و مظهر آفرینش، جهان جانداران و جهان زندگان است .
بر گرفته از ترجمه گان ها دکتر ساسانفر