راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

دین

دین مردم ایران پیش از آمدن آریاییها

 

  دین مردم ایران پیش از آمدن آریاییان، زرتشتی نبوده است و دینی موسوم به آیین مغان داشته اند و برخی پژوهشگران معتقدند که دوگانه پرستی و ثنویت، از آیین مغان وارد دین زرتشت شده است.[1] البته میدانیم که آیین مغان تا مدتها همان آیین زرتشت انگاشته میشده است، که این را باید نتیجۀ مخلوط شدن این دو آیین با یکدیگر دانست. پس باید مطمئن باشیم که ایرانیان پیش از اینکه کشورشان مورد تهاجم آریاییها قرار بگیرد، زرتشتی نبودند. دین زرتشت همانقدر در ایران بومی است که آریاییان بومی هستند، و آریاییان همانقدر در ایران بومی هستند که مغولها و عربها و یونانیها، بعد از تصرّف ایران، بومی محسوب میشدند. عجیب است که ما اجداد آریایی خودمان را، در این سرزمین بومی میخوانیم، ولی یونانیان و عربها و مغولهایی را که همچون آریاییها ایران را از دست ساکنان پیشینش گرفتند، متجاوز و غیربومی میدانیم! البته بحث ما در حال حاضر این چیزها نیست. تا آنجا پس میدانیم که دین ایرانیان، پیش از آمدن آریاییها دین زرتشت نبوده است.

 

 

 

دین مردم ایران در عصر مادها

 

  ما هیچ شواهدی نداریم که بگوییم دین ایرانیان در عصر مادها، دین زردشت بوده است. مادها، دین رسمی نداشتند و بر اساس احکام دینی بر مردمشان حکومت نمیکردند و تا جایی که میدانیم یافته ای که نشان بدهد، ایرانیان در این زمان، به طور فراگیر زرتشتی بوده اند، در دست نیست. حتی مری بویس نیز معتقد است که به نظر میرسد که مغان، یک قبیله ازقبایل ششگانۀ ماد، ضمن اینکه هم برای مادها و هم برای پارسها، روحانی پرورش میدادند، مانع گسترش دین زرتشت در غرب بودند.[2]  با این حساب، اگر گروهی که از وجودشان بیخبر هستیم، در این زمان زرتشتی بوده باشند، این زرتشتی بودن، مربوط به تمام مردمان ایران نبوده است و مربوط به یک گروه از مردم ایران هست، که با توجه به اینکه بازماندۀ خاصی از آن عصر که نشانگر زرتشتی بودن مردم آن زمان باشد، در دست نیست، باید بگوییم این گروه باید یک اقلیّت در ایران باشد. البته باید توجّه داشت که آنچه از اسناد تاریخی از عصر مادها به دست ما رسیده است، بسیار تعداد آنان ناچیز است.

 

 

 

دین مردم ایران در عصر هخامنشی

 

  در دوران موسوم به هخامنشی، ایران، دین رسمی ندارد و باز هم از یافته های باستانی چیزی که نشان بدهد، که دین زرتشت در بین تمام مردم ایران، یا حداقل در بخشی از این مردم فراگیری داشته است، در دست نیست. گزارشهای تاریخی نیز، ترجیح میدهند، از دربار شاهان سخن بگویند، و خب شاهان هخامنشی، پیرو سیاستی شبیه سیاست انگلستان در قرنهای اخیر هستند، مثل آفتاب پرست، به هر جا که میروند، به رنگ همانجا در میایند.

 

 کوروش وقتی به بابل وارد میشود، به خدایان بابل اظهار ارادت میکند.[3] از سوی دیگر پسر او کمبوجیه وقتی به مصر هجوم میبرد، طبق نوشتۀ اوجاگُرِرسنت که معاصر کمبوجیه است، مانند پدر سیاستمدارش، تمام آداب و مراسم مذهبی و درباری مصر را به جا آورده، القاب و عناوین فراعنه را اختیار کرده، بعد به معبد سائیس رفته و در مقابل هیکل «نیت»، مادر خدایان مصر و «را» خدای بزرگ آنان(به عقیدۀ مصریان باستان) به خاک افتاده است و کاهنان مصر او را یکی از فراعنۀ خودشان دانسته اند.[4]

 

  این است روالی که تا پایان عصر به اصطلاح طلایی هخامنشی، بر ایران حاکم است و هیچ سندی از فراگیری دین خاصی و از جمله دین زرتشت، در دست نیست. البته داریوش هخامنشی، در کتبیۀ بیستون خدا را اهورامزدا یا اورمزد، میخواند، ولی این نمیتواند دال بر زرتشتی بودن او باشد، همانطور که وقتی در نوشتجات یهودیان و مسیحیان عربزبان، خدا، الله خوانده شود، نمیتواند نشانگر مسلمان بودن آنان باشد. همانطور که الله، به معنای خدا در زبان عربی است، میتواند در زبان فارسی آن عصر نیز، اهورامزدا صرفاً به معنای خدا باشد. برخی نیز از وجود علامت فروهر در تخت جمشید سخن میگویند، ولی این نیز نمیتواند به معنای زرتشتی بودن آنها باشد، زیرا خود علامت فروهر، تقلیدی از نقش خدای سرزمین بخش آشوریهاست، و معلوم نیست از کِی و چگونه به علامت زرتشتیها بدل شده است!

 

 

 

دین ایرانیان در عصر اشکانیان

 

  در عصر اشکانیان، دین زرتشت بسیار ناپیداتر است، در این عصر روی سکّه ها، علامتهای هلنی دیده میشود(در حالی که در سکه های هخامنشی نشانی از هیچ دینی نیست)، و این احتمال هلنیست بودن شاهان اشکانی را بالا میبرد. روی سکّه های عصر اشکانی، گاهی علامت یا نقش یکی از خدایان یونان و روم، از جمله زئوس یا ژوپیتر، نیکه خدای فتح، پالاس خدای جنگ، آرتِمیس خدای شکار، خدای عدالت با ترازویی در دست و هراکل خدای یونانی و رومی، یافت میشود.[5] پارتیها برخلاف سنّت زرتشتیان که جنازه را دفن نمیکردند، مردگان خویش را با لوازم خانه به خاک میسپردند[6]، این رسم نه تنها زرتشتی بودن آنان را رد میکند، نشان میدهد که آنها گرایشهای مذهبی شبیه یونانیان و مصریان، داشته اند. البته اکثر مورّخین میگویند که به علّت قلّت اسناد نمیتوان در مورد دین اشکانیان چیز دقیقی گفت، ولی خب به نظر من هر چند اینکه دین اشکانیان دقیقاً چیست، قابل تشخیص نمیباشد، ولی اقلاً بر اساس شواهد موجود میتوان فهمید که دینشان نمیتواند دین زرتشت باشد، و زرتشتیت، در این عصر نیز، دینی حاشیه ای و به کنار رفته بوده است.

 

  البته برخی متعصّبین ایران پرست، همچون پرویز رجبی، اصرار دارند که دین اکثر ایرانیان در عصر اشکانی، زرتشتیت بوده است[7]، ولی هیچ دلیل موجّهی برای پذیرش این ادعا نداریم. ایشان ادعا میکند که از آنجایی که دین زرتشت، از 470 سال اشکانی گذشته و به ساسانیان رسیده است، نباید در پویایی آن در دورۀ اشکانی شک داشت.[8] این ادعای ایشان بسیار باطل و نادرست است، دلیلی ندارد که بگوییم اگر دینی بعد از چند عصر در کشوری رسمی شد، معلوم است که در عصرهای پیشین پویایی و فراگیری خویش را حفظ کرده است. یک مثال نقض آشکار برای این امر، مذهب تشیّع در ایران است، بعد از قرنها حکومتهای سنّی مذهب بر ایران، صفویه تشیّع را مذهب رسمی کشور قرار میدهد، ولی میدانیم که تشیّع در ایران پیش از صفویه فراگیر نبود و اکثر مردم ایران سنّی مذهب بودند[9] و شیعیان در اقصی نقاط بلاد اسلامی، از ترس جانشان به صورت مخفیانه زندگی میکردند و همین مخفی نگه داشتن مذهب باعث میشد که عقایدشان فراگیری نیابد و تنها بعد از ایجاد یک پایگاه ایمن در ایران، در زمان صفویه بود که تشیّع در ایران فراگیری یافت. گذشته از تمام اینها، شواهدی که در بالا آوردیم به خوبی نشان میدهد که اشکانیان نمیتوانستند زرتشتی باشند.

 

 

 

فراگیر شدن دین زرتشت در ایران

 

  فراگیری دیانت زرتشتی در ایران، مقارن است با روی کار آمدن حکومت خودکامۀ ساسانی. به طور مشابه با رسمی شدن مسیحیت در اروپا، و تشیّع در ایران و تسنّن در کشورهای اسلامی مختلف، اکثریت مردم ایران عصر ساسانی، مثل اروپاییان عصر کنستانتین و ایرانیان عصر صفویه و ساکنان دیگر بلاد اسلامی، به سوی مذهب رسمی کشور رفتند. آیا در این مورد برای مردم ایران، برای زرتشتی شدن، اجباری بوده است؟ شواهد تاریخی نه از اجبار که از قلع و قمع غیرزرتشتیان سخن میگویند.

 

  در همان ابتدای حکومت ساسانی، مانی ظهور کرد و تعالیم خود را که مخلوطی از تعالیم مسیحیت، زرتشتیت و ادیان هند و چین بود، را در ایران نشر داد. شاپور اوّل که مدّت ده سال دین او را پذیرفته بود، او را از کشور اخراج کرد و وقتی که شاپور در سال 272میلادی بدرود حیات گفت، مانی در سال 273 به ایران بازگشت و بهرام اوّل، در سال 276، مانی را به دست موبدان زرتشتی سپرد و در یک مجلس مباحثه با موبدان موبد که خود موبدان موبد، در آن مقام داوری بحث را نیز داشت(!)، او را مجاب(!) و محکوم کردند و سپس زیر شدیدترین شکنجه ها کشتند. طبق برخی روایات او را مصلوب کردند و طبق برخی دیگر، او را زنده زنده، پوست کندند.[10] شما این برخورد را مقایسه کنید با برخوردی که علمای شیعه، با علی محمّد باب کردند، آنها نیز او را به مجلس مباحثه بردند، ولی داور خودشان نبودند، بلکه ولیعهد داور بود(البته خود بابیها و بهائیان نیز قبول دارند که علی محمد باب، به سؤالات علمای شیعه جواب درست و حسابی نداد، ولی توجیه میکنند که آنها دنبال جواب نبودند که او بخواهد جواب بدهد!!)، بعد از شکست محمدعلی باب در مناظره، به کف پاهایش چوب زدند و او را زندانی کردند، بعد وقتی او اقدام به شورش و به جنگ مسلّحانه کرد و دوباره دستگیر شد، از او پرسیدند از این کارهایت دست برنمیداری؟ او پاسخ منفی داد و تنها در این مرحله بود که حکم به اعدامش داده شد.[11]

 

  ظلم و ستم ساسانیان زرتشتی، بر مسیحیان نیز بسیار شدید بود، و مسیحیان را شکنجه میکردند و میکشتند. ساسانیان به بهانۀ اینکه با روم شرقی که دین رسمی آن، مسیحیت شده بود، دشمنی دارند، مسیحیان را دشمن انگاشتند. در خلال امواج متعدّد شکنجه و آزار که خونینترین آنها بین سالهای 339 تا 379 میلادی، در زمان شاپور دوّم رخ داد، هزاران مسیحی کشته شدند. در میان کشتگان علاوه بر رهبران کلیسا(کاتولیکوسها)، اسقفان و مسیحیانی از مناطق مختلف ایران امروزی، وجود داشتند.[12] در بین سالهای نسطوری شدن در 485 میلادی و تصرّف شهرهای سلطنتی فارس به دست مسلمانان در سال 637، کلیسا از طرف پادشاهان فارس]ساسانیان[ مورد آزار و شکنجه قرار میگرفت. گرچه آزار و اذیت بیشتر از گذشته بود، امّا مثل اوایل وحشیانه نبود و در اواخر حکومت فارس محدود به کسانی میشد که از دین رسمی برگشته بودند.[13]

 

  مذهب دیگری که در عصر ساسانی قد علم کرد، مذهب مزدکی بود که این دین نیز ابتدا از سوی پادشاه پذیرفته شد، ولی در زمان انوشیروان عادل با قلع و قمع کامل مزدکیان، در یک روز، و آن هم از طریق فریبکاری و نیرنگ، این مذهب نیز به طور کامل از صحنه خارج شد.[14]

 

 

 

***

 

  با چگونگی زرتشتی شدن اجداد آریاییمان، آشنا شدید. حال جالب است که وقتی اینگونه زرتشتیت را بر ایرانیان تحمیل کرده بودند، ادّعا میکنند که اعراب با تهدید شمشیر، اجداد زرتشتی ما را مسلمان کرده اند!! این ادعای دروغین، بسیار باطل و فاقد هرگونه سند است، و چنانکه میدانیم در برخی زمانها مثل عصر امویان، اساساً مسلمان شدن نامسلمانان قبول نمیشد و در هر حال با آنها مثل اهل کتاب رفتار میشد. البته این افراد بهانه میاورند که نه با شمشیر که با فشار گرفتن مالیات سنگینی به نام جزیه مردم وادار به مسلمان شدن میگشتند، ولی این هم یک افسانه است، جزیه آنقدرها که اینها ادعا میکنند سنگین نبوده است، چنانکه یکی از علل پیشرفت موفّق عثمانی در اروپا این بوده است که جزیه ای که از مسیحیان میگرفتند از مالیاتی که کلیسا از آنها میگرفت کمتر بود و مردم ترجیح میدادند زیر دست حکومت عثمانی زندگی کنند تا زیر دست کلیسا.

 

  به هر روی نشان دادیم که دین زرتشت، پیش از ساسانیان، در ایران فراگیر نبوده است و ساسانیان نیز با زور شمشیر مردم را به زرتشتی بودن، وامیداشتند.

 

  

پی نوشت:

[1] حسین توفیقی، آشنایی با ادیان زنده، ص56.

[2] مری بویس، باورها و آداب دینی آنها، ص75.

[3] نگاه کنید به منشور کوروش. کوروش در این منشور میگوید: منم کوروش پادشاه افواج، پادشاه عظیم الشأن، پادشاه مقتدر، پادشاه بابل، پادشاه سومر و اکد، پادشاه چهار اقلیم، پسر کامبوزیا پادشاه سوزیان نتیجه سیسپیر پادشاه عظیم الشأن پادشاه سوزیان که سلسله اش مورد محبت «بعل» و «بنو» است و حکمرانیش به قلب اینها نزدیک که من بی جنگ و جدال وارد شهر بابل شدم با مسرت و شادمانی مردم در قصر پادشاهان بر سریر سلطنت نشستم. مردوک آقای بزرگ نجیب اهالی بابل را به طرف من متوجه کرد، زیرا من همه روزه در فکر پرستش او بودم...

[4] حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ج1، ص431-429.

[5] حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ج3، ص2678.

[6] م.م دیاکونف، اشکانیان، ص120.

[7] پرویز رجبی، هزاره های گم شده، ج4، ص185.

[8] همان.

[9] دکتر منوچهر پارسادوست، شاه اسماعیل اوّل، پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی، ص692.

[10] آرتور کریستینسن، ایران در زمان ساسانیان، ص145.

[11] برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به کتاب "تاریخ جامع بهائیت"، تألیف بهرام افراسیابی.

[12] اسناد و مباحثی درباره کلیسای شرق، ج1، ص107.

[13] همان،ص109.

[14] آرتور کریستینسن، ایران در زمان ساسانیان، ص259 به بعد.

http://zartoshtenik.blogfa.com/

نماز روزانه زرتشتی

نماز روزانه زرتشتی از بخش های یسنا و یشت ها برگرفته شده و در قسمت سروش واژ و اوستای کٌشتی ترجمه آن چاپ شده است دراین نماز به سرور خانه ، شهر ، کشور و دین درود فرستاده شده . ضمن ستایش خداوند یکتا برای بخشش داده های نیک ، برای زنان و مردان نیک اندیش، خوش گفتار و درست کردار آرزوی زندگی خوب همراه با دارایی شادی آور و فرزندان نیک شده به همبستگی انسانها و دوری آنها از کژاندیشی اشاره شده و پیمان وابستگی به آیین راستی همگام با صلح و آرامش در نماز برای هر فرد با خداوند برقرار می گردد و اشوزرتشت در هات 28 ازیسنا ( گات ها ) به نماز و نیایش سفارش کرده و آرزومند است که هر انسان با بهره مندی از خرد رسا و دانش زمان بر آن باشد تا با تلاش وکوشش خود در سازندگی و تازه شدن هستی نقش داشته باشد که روان گیتی خشنود گردد وهنجار اشا همواره پویا و پایدار بماند

چهل ستا ره درخشان از کهکشان پرستاره از جهان بینی زرتشت

–(28)- زرتشت ,به معجزه های آنچنانی باورندارد وبرترین اعچاز خودرا«مانتره» کلام موثرواندیشه برانگیزی میداند که بیاری اندیشه نیک به درک ودریافت آن نایل شده است :

اینک درستایش مزدا ودروصف راستی ونیک  اندیشی سرودهایی میساریم که تاکنون کسی نسروده است . آرزو دارم که پروردگار دانا وتوانا نیروی تسلط برخود وفروتنی وازخودگذشتگی رادرمن بیفزاید . ارزویم رابپذیر ویاریم کن تا پیروز شوم ای مزدا .     «گاتها , یسنا, 28 بند 3 »

3 –(25)- زرتشت , برای راهنمای گمراهان وبه دین آوردن دروغگرایان از نیروی کلام وشیوایی بیان بهره میگیرد , تنها سلاح پیامبر درمبارزه با دروغ وناراستی کلام نیرومند وبیان دلنشین اوست :

کی به شناخت آفریدگار یگانه خواهم رسید ؟ کی راه فرمانبرداری ازخداوند جان وخرد خواهم یاقت؟ باشد که باگفتار ایزدی وبه یاری زبان خویش گمراهان را به بهترین آیین رهبری کنم .   «گات ها , یسنا,28 بند 5 »

4—(1)- زرتشت , برگزیده شدنش به پیام آوری رانتیجه واکنش طبیعی جامعه دربرابرآشفتگی شدیداخلاقی , وپاسخ نظام آفرینش به نیاز مردم به یک هنجاراستواراخلاقی می داند :

آفریدگارا« روان آفرینش» به درگاهت گله مند است , برای چه , مراآفریدی ,؟ خشم وستیز , چپاول وغارت , زور و گستاخی , تجاوز وستم همه جارافراگرفته, ومرا جز توپشتیبانی نیست . پس نجاتبخش شایسته ای راکه بتواند مراازاین پریشانی رهایی بخشد , آشگار ساز.              « گات ها , یسنا, 29 بند1 »

5 –(26)- زرتشت ,ازتهاجم وخونریزی بیزاروبراین باوراست که پیامبران ومصلحان راستین میتوانند بامحبت ومهربانی , یگانگی ودوستی رادربین همه اقراد بشربوجودآورند :

آن آموزگارنجات دهنده بشربایدبتواند برپایه قانون راستی ,بامحبت ومهربانی , اتحاد ودوستی جهانی را بوجود آورد . اونباید دینداران رادربرابر گمراهان به جنگ وستیزوادارد , اوخود ازتوانایی مینوی برخورداراست ونیزهرگاه بخواهد به یاریش خواهیم شتاقت .     «گات ها ,  یسنا, 29 بند 3 »

6 –(6)- زرتشت ,آفرینش جهان هستی را برپایه «اشا » قانون راستی , زاییده کشش ورانش دونیروی , همیستار ,همزاد ومتضاد میداند . :

اینک ,برای خواستاران وبخردان , ازدوگوهر هستی که هردوآفریده مزدا اند سخن خواهم گفت , همچنین درباره ستایش مزدا اهورا واندیشه نیک ونیز ازدانش نیک که زاییده راستی است گفتگوخواهم کرد تا باشناخت درست از فروغ خوشبختی بهره مند گردید .   « گات ها , یسنا, 30 بند 1 »

7 –(22)- بباورزرتشت ,اندیشه وخردانسان ارزش واعتباری برتردارد بنابراین هرانسانی بایدآزادباشدتاپس ازسنجش راه های گوناگون باخردنیک واندیشه روشن خودراه خویش راآزادانه برگزیند :

به بهترین سخنان گوش فرادهید وآن رابا اندیشه روشن بسنجید , آنگاه هرکس راه خود راآزادانه برگزیند . پیش ازآنکه رویدادبزرگ فرارسد هریک بدرستی بیدارشویدودرگسترش راستی بکوشید .   «گات ها ,یسنا,30 بند 2 »

8 –(8)- زرتشت , براین باوراست که انسان درگزینش راه نیک و یا بد دارای اختیاراست وهمین اخبیار اورا دربرابر نوع انتخابش مسول میگرداند :

دریافتم که اندیشه رسا ازاز توست , خرد جهان آفرین نیزازتوست وجهانیان رااختیا ردادی که اگربخواهندبه راستی گرایند یا دروغ رابرگزینند.      « گات ها , یسنا, 31 بند 9 »

9 –(10)- زرتشت « بهشت » بهترین جایگاه درجهان هستی و« دوزخ » بدترین جایگاه , رابازتاب اندشه ,گفتار وکردارانسان, دراین جهان میداند که پس ازمرگ  بهمراه روانش خواهد بودیابعبارت دیگر دربینش زرتشت , بهشت ودوزخ راخداوند نیافریده بلکه این انسان است که خودبدست خویش آنها را می آفریند :

هنگامیکه , دراندیشه انسانی , این دوگوه همیستار بهم رسیدند زندگی ونازندگی پدیدار گشت , بهشت بهره پیروان راستی بوده وهواخواهان دروغ به بدترین حالت روانی گرفتارخواهند شد واین نظم تا پایان هستی ادامه خواهد داشت .   « گات ها , یسنا, 30 بند 4 »

10 –(11)- زرتشت , هدف ازآفرینش انسان رامبارزه پیگیروبیوقفه اوبا«دروغ» همه کژی وکاستی ها , میداند .نخستین مرحله این مبارزه آن است که هرکس به سهم خود بکوشد تا «دروغ» رارهاکند وبه « راستی » گراید . این موجب افزایش نیروی «خیر» وکاهش نیروی «شر» خواهد شد .

هواخواه دروغ با پیروی ازاندیشه نارسا به کردار, بد ,میگراید وکسی که به فروغ پاینده دانش نیک آراسته است باپیروی ازاندیشه رسا , راستی ,رابرمیگزیند , چنین کسی باایمان درست وکردار نیک خود , اهورامزدا , راخشنودمیسازد .  « گات ها , یسنا, 30 بند 5 »

11 –(17)- از دید زرتشت , «اهریمن» اندیشه تباه کننده , وجود خارجی ندارد . واژه اهریمن درزبان اوستایی بصورت انگره مینو یعنی اندیشه زشت یا ید وکاهنده , درمنش انسانی است :

گمراهان چون درگزینش راه خود دچار تردید شدند فریب خورده وبه اندیشه بد (انگره مینو=اهریمن ) گرائیدند , آنگاه به خشم روی آوردند تازندگی مردم راتباه کنند .   «گات ها , یسنا, 30 بند 6 »

12—(20)- ازدیدزرتشت چون بدی زاییده اندیشه نارساست پس همه گمراهان وبد کرداران قابل آموزش وپرورشند :

وچون بر گمراهان بازتاب خطاهایشان فرارسد توانایی تو ای مزدا بوسیله اندیشه نیک برآنان آشگار خواهدشد وآنگاه خواهندآموخت که چگونه ناراستی را به راستی بسپارند.   «گات ها , یسنا, 30 بند 8 »

13 –(27)- زرتشت , نه تنهاواپس گرایی راروانمیداند بلکه ایستایی ویکسانی رانیزنمی پسندد , اوباوردارد که اندیشه وخرد انسانی , تن وروان انسان رادر جامعه , محیط زندگی وبطورکلی تمدن وفرهنگ واخلاق بشر, باید همواره درحهت بهتری وبرتری تغیریابد :

ای مزدا بشود که ما نیزچون یاران راستین تو ازکسانی باشیم که این جهان را نو وزندگانی راتازه میگردانند . ای آقریدگاربزرگ ودانا بشود که برپایه اشا وراستی ازیاری توبرخوردار شویم تا بهم نزدیک کردن اندیشه هایمان هرگونه تردید ودودلی درگزینش آیین راستی ازمیان برود .   «گات ها , یسنا, 30 بند 9 »

14 – (14)-زرتشت ,به بشرنویدمیدهد که درمبارزه همیشگی «نیکی» و با «بدی» , سرانجام نیکی وراستی پیروز خواهند شد :

آنگاه که « دروغ» درهم شکسته میشود آرزوی کسانی که به «نیکی» زیسته اند , درسرای خوش « راستی وپاک منشی » برآورده خواهد شد .   « گات ها ,یسنا,30 بند10 »

15 –(15)- زرتشت , براین باوراست که انسان درپیکار با بدی وگسترش راستی به دوگونه پاداش خواهد رسید , نخست پاداش فردی است که آن شادی وآرامشی است که بازتاب قهری رفتار خوداوست :

ای مردم هرگاه , فانون شادی ورنج را که خداوند خرد آفریده است دریابید وبدانید که رنج دیرپا بهره پیروان دروغ وخوشی بی پایان بهره پیروان راستی خواهد بود آنگاه بی گمان با گزینش راستی به خوشبختی خواهیدرسید.   « گات ها , یسنا, 30 بند 11 »

16 –(21)- زرتشت , اندیشه وخرد انسان را درهمه امور , اصلی ترین معیارسنجش وتشخیص میداند . تنها دانایان وبخردان هستند که به یاری اندیشه رسا وخردوالای خود قانون راستی را بدرستی درمیابند وبا هماهنگ ساختن اندیشه ,گفتار وکردار خود با راستی وآگاه کردن دیگران بشریت را به خوشبختی حقیقی رهبری میکنند .

آن خوشبختی را که با پیروی از راستی بدست میاید وبه هردو گروه (دانایان ونادانان ) نویدداده شده است کدام است ؟ ای مزدا در پرتو فروغ مینوی خود مراآگاه ساز که درمورد دانایان چه فرمان رفته است ؟ حقیقت رابرمن آشگارساز تاهمه مردم را به آیین دانش پروری وخردورزی بگروانم .   «گات ها , یسنا,31 بند 3 »

 

17 –(19)- زرتشت , خوشبختی بشررا وابسته به میزان دانش وخرد فرد فرد جامعه انسانها میداند.وبهمین دلیل پیوسته سفارش میکند که دانایان بایستی کسانی را که کم میدانند آموزش دهند :

بهترین نیکی به دانایی خواهدرسید که راه راست رابنمایاند وپیام مقدسی را که به رسایی وجاودانگی میرساند بفهماند , برای چنین کس نیروی اهورایی درپرتو منش پاک افزایش خواهدیافت .   «گات ها , یسنا, 31 بند 6 »

18 –(4)- زرتشت , خداوند را چون نوری میداند که همه اجزا هستی راروشنایی بخشیده است به تعبیری دیگر, آفریدگارباآفرینش خودیگانه است :

اوتخستین اندیشمندیست که بافروغ خود جهان هستی راروشنایی بخشید , مزدا باخردخویش ,«اشا» قانون راستی رابیافرید وبرابراین قانون همواره اندیشه نیک را پشتیبان است , ای مزدا نیروی اندیشه مارا برافرازو بیفرای   " گات ها , یسنا, 31 بند 7 »

19—(2)- زرتشت , بیاری نیروی اندیشه وخرد خود, به شناخت اهورامزدا« خداوندجان وخرد » نایل میشود.

ای« مزدا » هنگامیکه بیاری اندیشه وخرد خود, توراسرآغاز وسرانجام هستی شناختم , دریافتم که تویی آفریدگار« اندیشه نیک » , تویی آفریننده « اشا » هنجار ونظام  جهان هستی , وتویی سرچشمه رویدادهای جهان هستی :      « گات ها ,  یسنا, 31 بند 8 »

20 –(7)- زرتشت , دوگوهر,همیستار, موجود درهستی , مکمل , لازم وملزوم , یکدیگرند وهیچکدام ارزش نیک یا بدبودن راندارند .به بیان دیگرخداوند جان وخرد آنچه را آفریده خیر مطلق است وشر درآن جایگاهی ندارد . اما هزگاه تضاد موجود درجهان هستی , دراندیشه انسان تجلی کند نیک ویا بد پدیدار میگردد ,بعبارت دیگرخیر وشر زاییده اندیشه انسانی است که ازطریق اندیشه به گفتار وکردار او راه مییابد وبدینگونه نیکی وبدی درجوامع انسانی بوجود می آید :

چون این دوگوهر, همیستار ,همزاد ومتضاد , دراندیشه انسانی پدیدار شوند , نیکی وبدی بوجود می آید , آنگاه دانانیکی را برمیگزیند ونادان بدی را .       « گات ها , یسنا, 30 بند 3 »

21 –(24)- زرتشت , انتخاب دین رابرای انسان آزاد میخواهد :

ای مزدا هنگامیکه که درآغاز ازمنش خویش زندگانی ووجدان وخرد را آفریدی وتوانایی کارکردن وسخن گفتن بخشیدی خواستی تاهرکس آزادانه دین خودرا یرگزیند.   «گات ها , یسنا, 31 بند 11 »

22 –(23)- زرتشت , آزادی , بیان عقیده , حق طبیعی هرانسان میداند و هرکس باید بتواندآزادانه عفاید خود راابراز دارد تا امکان سنجش وگزینش درست برای همه فراهم شود :

آنگاه هرکس پیرو راستی یا دروغ , دانا یا نادان باید بتواند باورخودراآزادانه آشگار سازد .وهرگاه تردیدی پیش اید اندیشه رسا راهنمای انسان خواهد بود .   «گات ها , یسنا, 31 بند 12 »

23 –(12)- زرتشت , حتی کمک کردن به دروغکاران ویاافشا نکردن آنان را تضعیف جبهه راستی وتقویت جبهه دروغ میداند :

ای خداوند خرد چیست سزای کسی که نیروی دروغ رامی افزاید ؟ چیست کیفرکسی که بین مردم زحمتکش و راهنمایان راستی جدایی می اندازد ؟    «گات ها , یسنا, 31 بند 15 »

24 –(16)- بنا بباورزرتشت ,پاداش نهایی پیروان راستی پاداش جمعی است وآن رسیدن همه انسان ها به خداوند وپیوستن به او در روز رستخیزاست.(رستخیز زمانی است که باتلاش دسته جمعی بشر«دروغ» یا همه کژی وکاستی ها ازصحنه زندگی رخت بر میبندد وراستی ونیکی همه جا را فرا میگیرد) :

ای ,مزدا اهورا, دانایی که بیاری دانش نیک خود برای توانایی وپیشرفت راستی درجهان تلاش میکند آرزوی پیوستن بتو رادارد , کی وچگونه جنین خواهد شد ؟   «گات ها , یسنا, 31 بند 16 »

25 –(18)- ازدید زرتشت ,هیچ انسانی ذاتا «بد» بدنیا نمیاید.بدی زاییده اندیشه نارسای انسان است به بیان دیگربدی زاییده نادانی وناآگاهی مردم ازقانونمندی حاکم برهستی «اشا» (قانون راستی ,کنش وواکنش ) میباشد :

کدام راه بهترین است ,آنکه راستکاری برمیگزیند و یا آنکه دروغکاری را؟ , داناباید حقیقت را برای مردم آشکار سازد تا دروغکار نتواند افراد بی دانش وناآگاه را گمراه سازند . ای خداوند جان وخرد , کسانی را که ارزش راستی ونیک اندیشی رابرای دیگران آشگارمی سازند یاری فرما .   «گات ها , یسنا,31 بند17 »

26 –(13)- زرتشت , آخرین مرحله مبارزه انسان علیه بدی و نا راستی رامبارزه رو دررومیداند :

پس هیچ کس ازشما به گفتار وآموزش دروغکاران گوش ندهد زیرا آنان خانه , ده , شهر , وکشور رابه فساد وتباهی می کشانند , پس باهروسیله ممکن دربرابر آنان بایستید .   «گات ها , یسنا, 31 بند 18 »

27 –(9)- زرتشت « انسان » رامسئول گزینش , خیر ویا ؛ شر, میداندوبراین باوراست که بازتاب اندیشه ,گفتاروکردارش است که شادی ویا ناشادی برای خودش ودیگران بوجود می آورد :

کسی که به راستی گراید به روشنایی و شادمانی خواهد رسید وکسی که به دروغ گراید تیرگی دیرپا وبلند , یا روشنایی نا آشگار همراه با آه واقسوس بهره اش خواهدبود , به راستی کردار ووجدانش اورابسوی چنین سرانجامی می کشاند   «گات ها , یسنا, 31 بند 20 »

28 –(32)- از دیدگاه زرتشت , خداوند انسان را بویژه اگرپیروراستی باشد به چشم یک دوست مینگرد واز این فراتر پذیرای  دوستی با اوست :

مزدا از «رسایی » , «جاودانگی » , «راستی » و « نیک اندیشی »  خود به کسی خواهد بخشید که دراندیشه , گفتار وکردار دوست اوباشد .   « گات ها , یسنا, 31 بند 21 »

29 –(40)- رزتشت , انسان رااز بد آموزی آموزگاران ناراست هشدار میدهد , او براین باوراست که آنان با آموزش نادرست خود خردانسان انسانی راتباه وهدف انسانی را وارونه جلوه میدهند :

آموزگار ناراست آموزش های دینی را دگرگون میکند ,او با آموزش های نادرست خود ,به راستی , خردانسانی را تباه میسازد , او انسان را از گوهر ارجمند راستی ونیک اندیشی دور میدارد .  ای مزدا , ای سرچشمه راستی وپاکی باسخنانی که ازاندیشه وخردم برمی خیزد از آنان گله مندم .   « گات ها , یسنا, 32 بند 9 » .

30 –(29)- زرتشت, توجه به محیط زیست وحفظ ونگهداری آن رااز نیک اندیشی میداند وتوجه نکردن به آن را نادرستی وگمراهی میشمارد  :

آموزگاردروغ, آموزش های دینی راوارونه جلوه میدهد ومیگوید بااحترام به زمین وخورشید نگریستن گناه است ونیک اندیشان را گمراه میکند , اوکشتزارهارا بویرانی میکشاند وانگار که برروی رهروان راستی سلاح میکشد .    «گات ها , یسنا, 32 بند 10 »

31 –(30)- زرتشت , قربانی کردن جانوران را کاری خرافی ونشانی از نادانی وگمراهی میداند :

دیربازیست که این گروه گمراه کننده (روحانیان وابسته ) ازهواه خواهان دروغ یاری می جویند تابمردم بقبولانند که باقربانی کردن جانوران سودمند ویاری گرفتن ازایزد «هوم» مینوان بیماری ومرگ را از خود دورساخت .    «گات ها , یسنا, 32 بند 14 »

32 –(36)- زرتشت ,برای رسایی واخلاق انسان که نتیجه آن افزایش نیروی راستی وکاهش نیروی دروغ درجهان است نیرومندی تن وشادی ورسایی زندگی رالازم میداند .زرتشت هیچگاه ازمرگ سخن نمیگوید ,اوبه زندگی سازنده می اندیشد :

ای مزدا همه خوشی های زندگی که بوده وهست وخواهدبود ازتوست , آنها رادر پرتومهروبخشایش خویش بما ارزانی دار , پروردگارا, خوشبختی مارابیاری نیک اندیشی , راستی واراده افزون ساز .   «گات ها , یسنا, 33 بند 10 »

33 –(33)- زرتشت باور دارد که در آرمان راستی برای رسیدن به آرمان راستی باید از خودگذشته وجان نثار بود :

زرتشت تن وجان خودرابه خداوند جان وخرد پیشکش وگزیده ترین اندیشه خودرا به اونیاز میکند وهمچنین اندیشه , گفتار وکرداروهمه نیروی خود را در راه پیروی از راه راستی تقدیم میدارد .   « گات ها , یسنا 33 بند 14 »

34 –(31)- دیدگاه زرتشت بسوی جامعه بشریست , اوهمه افراد بشر را درهرزمان خوشبخت می خواهد, وبه همین انگیزه از همه انسانها میخواهد که صمیمانه درپی خوشبختی دیگران باشند :

بر پایه «اشا» هنجاری که زاییده اراده مزداست خوشبختی از آن کسی است که درپی خوشبختی دیگران باشد , پروردگاررا, برای استوارماندن به قانون راستی از توپایداری وتوانایی خواستارم وای بخشاینده مهربان فروغ خودرا که پاداس زندگی نیک منشانه است بر من بتابان .   « کات ها , یسنا, 43 بند 1 »

35 –(3)- زرتشت , آفریدگاروپروردگارجهان « اهورامزدا » را به یگانگی می شناسد :

آفریدگارا , پرسشی دارم وخواستاردانستن آنم , چه کسی نیروی خویشتن داری ومهرورزی را دردل مردم بیافرید ؟ چه کسی برپایه خردوفرزانگی , مهرپدررادردل فرزند نهاد؟ , ای مزدا , بیاری اندیشه نیک وخردرسا , توراآفریننده همه چیز میدانم .   « گات ها , یسنا, 44 بند 7 »

36—(38)-زرتشت , برتری انسان ها درراست بودنشان میداند , او دروغگرایان را حتی اگردارندگان زر وزور هم باشند بی ارزش میشمارد وپیروان راستی رااگر بینوا هم باشند ارجمند میداند :

ای مزدا دروغگرایان که از اندیشه نیک روی برتافته اند رنج بینند ولی درستکاران چنین نیستند , پیروان راستی اگرنادار هم باشند گرامی اند , ولی هوا خواهان دروغ اگر دار وپرتوان هم باشند تباه کارند .    «گات ها , یسنا, 47 بند 4 »

37 –(37)- زرتشت ,یکی از موثرین عوامل آبادانی جهان و پیشرفت زندگی وشادی وخوشبختی بشر راکارپی گیروکوشش خستگی ناپذیرانسان میداند ,کار وتلاش راهماهنگ بانظام راستی وبرخواسته ازدانایی ونیک اندیشی انسان میداند :

خشنودی مزدا را که جلوه گاه نیک اندیشی است خواستاریم ,خداوندی که قانون شادی ورنج رابه اراده خویش برای انسان آفرید , بشود که خداوند جان وخرد نیروی کارکردن رابما ارزانی داردتادرپرتواندیشه نیک ,راستی ودانش نیک درپیشرفت بشریت تلاش کنیم .    « گات ها, یسنا, 49 بند 1 »

38 –(39)- زرتشت انسان را حاکم برسرنوشت خویش میداند :

ای مزدا ای جلوه گاه راستی در پرتو کارهایی که ازاندیشه نیک سرچشمه میگیرند ستایش کنان بسوی تو باز خواهم گشت وبا آگاهی به اینکه اراده ام بر سرنوشتم فرمان میراند باشوق بسیار در پی دریافت دانش نیک هستم .   «گات ها , یسنا, 50 بند 9 »

39 –(34)-  زرتشت ,همه انسانها (زنان ومردان) رادارای حقوق برابر میداند ,اودختران را دربرابرگزینش شوهر واعلام نظر خودآزادمی شمارد ,درگزینش همسر«عشق پاک» ودانش تیک رادومعیاراصیل وپایه ای می داند :

ای « پوروچیستا»ای جوانترین دخترزرتشت ازدودمان«هیچدسپ» از خاندان اسپنتمان او«جاماسب»که به انیشه نیک وراستی باوری استواردارد, خداوند خرد ,شایسته همسری باتوآفریده است ,دراینباره با خردخویش مشورت کن وبیاری عشق پاک ودانش نیک به همسری برگزینش .   «گات ها , یسنا, 53 بند3 »

40 –(35)- زرتشت خوشبختی همسران جوان رادرزندگی زناشویی دراین میداندکه هریک بکوشند تادرراستی « اندیشه ,گفتار وکردارنیک» ازدیگری پیشی جوید :

این سخنان رابه دختران وپسران میگویم که برای بستن پیمان زناشویی آماده اند درباره آن نیک بیندیشندودرست بیادبسپارید , همواره بانیک اندیشی زندگی کنید وهرکدام ازشمابکوشید تادرراستی ازدیگری پیشی جوئید , اگر چنین کنیدبیگمان زندگی خوشی درپیش روی خواهیدداشت    «گات ها , یسنا,53 بند 5 »

برگرفتهhttp://www.mjshj.blogfa.com