مهر (میترا) از مهمترین خدایان آریایی است که جای خود را با نام ایزد (فرشته) در فرهنگ زرتشتی استوار کرده است. درازترین یشت در نیایشِ مهر سروده شده است. او نیرومند، کوشا، درست، باشکوه و بدون گذشت است. از نظر اخلاقی، میترا پاسدار راستی (از این بابت همکار رشن) و پاسدار پیمان (قرارداد) است. هر کس پیمانشکنی کند، مورد باز خواست میترا است و تنبیه میشود. از نظر دنیایی، میترا پاسدار نور (از این بابت همکار ایزد هْوَرَخْشئِتا یا خورشید) و نگهبان کشتزارهاست.
سروش، آموزگار و پیامآور دین است. او گوش جهانی همه نیکوکاران ( اشوان ) و آورنده پیامهای اهورایی برای آنهاست. زرتشت آرزو میکند که مردمان آن گونه رفتار کنند که سروش با همهی آنها در ارتباط باشد.
رَشن (رَشْنو) ـ ایزد دادگرى و آزمایش ایزدى
ایزد عدل و داد در دین مزدیسنى. در اوستا رَشْنو Rašnu و در پهلوى رَشْن
Rašn به معناى عادل و دادگر است. رَشْن در اوستا اغلب با صفت رَزْیشْته
Razišta (در پهلوى رزیستک Razistak) وبه صورت رَشْنو رزْیشْتَه به معناى
راست تر و درست تر آمده است، و در فارسى معمولاً این ایزد با صفتش «رَشْن
راست» خوانده مى شود. ابوریحان بیرونى در الآثار الباقیة (ص73) در فهرست
روزهاى ایرانى، این ایزد را رَشْن خوانده که در زبان سُغدى رَسْن Rasn و در
خوارزمى همان رَشْن خوانده مى شده است. در ادبیات فارسى این واژه به صورت
«رش» بدون نون بکار رفته است. فردوسى گوید: چوهور سپهر آورد روز رَش / ترا
زندگى باد پدرام و خَوش، و خسروى مى گوید: مى سورى بخواه کامد رَش / مطربان
پیش دار و باده بکَش.
در سراسر اوستا (به جز گاثاها) و در کلیّه منابع پهلوى و پازند مکرّر از
ایزد رَشن نام برده شده، به او درود فرستاده مى شود. در اوستا، یشت دوازدهم
موسوم به رَشْن یشت، ویژه این ایزد است، امّا مطالب مهمى در خصوص وى از آن
به دست نمى آید. برخى از محققان از آن جمله بارتولومه برآن اند که رشن
یشت، یشتى جدید مى باشد و مطالب آن با توجه به برخى قسمت هاى اوستا و به
ویژه یشت ها تدوین شده است. در اوستا هرجا که از رَشن نام برده شده، از
یاران او ایزدان مهر (میثره Miøra) و سروش (سرَاُشَه Sraoša) و گاها از
ایزد اَشتاد AštaÎd (اَرْشتاد ArštaÎd) (یسنا، 7/1 و 7/2) نیز یاد شده است.
این سه ایزد به اتفاق از ایزدانِ سراى پسین و داوران روز جزا نیز محسوب مى
شوند. در کتب متأخر مزدیسنان وظیفه سنجش اعمال آدمیان در روز قیامت به ایزد
رَشن واگذار شده است. بنا به روایات دینى کسانى که از این جهان درگذرند،
پس از سه روز و سه شب، در صبح روز چهارم به راهنمایى ایزدانى چون: مهر،
سروش، رَشْن و اشْتاد براى محاکمه و گذر از پل چینوَد Cinvad (چینْوَت
CinvaÎt = پل صراط) آماده مى شوند. در اَئوگمدئچا AogemadaeÎcaÎ فقرات 8 و 9
آمده: «در صبح روز چهارم پس از مرگ سروش و رَشن راست و ایزد باد و اشتاد و
مهر و فَروهر پاکان و ایزدان مینوىِ دیگر به استقبال روح پاک مرده مى
شتابند وآن روان جاودانى را با خوشى وآسایش ودلیرى ازپل چینوت مى گذرانند».
اَمِشَه سْپِنْتَه یعنی پاکان بی مرگ صفاتی هفت گانه ای هستند که خدا آفرینش را بر آنها استوار کرده است . این صفات در حقیقت آیینهاى خدایى برای آفریدن ، پروریدن ، گستردن ، پیشبردن ودگرگون ساختن هر چه در آفرینش است ، می باشد . با
گذشت زمان این پاکان بی مرگ هر یک به فرشتگانی بزرگ و مقدس که
دارای روحی جداگانه هستند تبدیل گشتند و این مقدسان بی مرگ هر یک دارای
وظایف مخصوصی می باشند . نخستین
، سْپِنْتامَئِیْنْیو یا سپنتامینو به معنای خردافزاینده یا روح مقدس و
نیک می باشد که پرتو آفرینندگی خدای دانا است و از همین آیین است که آفرینش
و هر چه در آن است ، پدید آمده و می آید و روی به افزایش و گسترش و پیشروی
دارد. دومین
، وُهومَنَه یا وُهومَن یا بهمن به معنای منش و اندیشه نیک می باشد این
اندیشه سرچشمه همه گفتارها و کردارهای نیک است این اندیشه نیک است که انسان
را آگاه می سازد و رازهای جهان را آشکار می نماید از منش نیک است که انسان
خدای خود را درست دریافته و آنچان که باید و شاید می شناسد و به او مهر می
روزد. این امشاسپند سرپرست و حامی گله و ستوران و نگهدار و حراست کننده
همه ى موجودات زنده به ویژه مردمان می باشد و این بهمن امشاسپند بود که اشو
زرتشت را به همپرسی اهورامزدا می برد . سومین
، اَشَه وَهیشْتَه یا اردى بهشت به معنای بهترین پارسائى یا بهترین
پرهیزگاری یا بهترین قانون می باشد اشه قانون خدایی است و نظم زمین وآسمان
از ان است راستی آن شاهراهی است که همه خواه ناخواه بر آن گام زنان به سوی
رسایی و کمال و جاودانی و ابدیت می روند . راستی اصل آفرینش استو مردمان
باید این اصل را دریابند و آن را گرامی و استوار نگاه دارند و در راه آن از
یکدیگر سبقت جویند. این امشاسپند نگهبان و حامی آتش و دشمن سرسخت اهریمن و دیوان می باشد . چهارمین
، خْشَتْرَه وَئیرْیَه یا شهریور به معنای بهترین شهریاری یا شهریاری
خدایى می باشد و آن وضعی از جهان است که مردم از روی اندیشه نیک وخرد روشن
خود برگزینند و با گفتار و کردار نیک دست به دست هم داه و دل به دل هم بسته
و آن را به وجود آورند در عالم مینوى نشان قدرت ، سلطنت و شوکت خداوند و
در جهان گیتایى حمایت کننده و نگهبان سنگ ها و فلزات می باشد . پنجمین
، سْپِنْتَه آرمَئتى یا سپندارمذ یا اسفند به معنای آرامش درونی یا آرامش
افزاینده یا آرامش مقدس می باشد این امشاسپند روی زمین آشتی و آبادی وشادی
را می افزاید و برای پیشرفت جهان بسى شایسته و بایسته است این امشاسپند
مظهر فروتنی و تسلیم کامل در برابر خواسته ها و امیال اهورایى است و در
جهان گیتایى سرپست و نگهبان و ایزد زمین می باشد . ششمین
، هَئُورْوَتات یا خرداد به معناى کمال و رسایى می باشد در شهریاری
برگزیده ، در آرامش و آسایش ، در درست اندیشى و درست کارى تندرستى و توانای
افزایش پیدا می کند . تن وروان پیش می روند و در خود کمی و کاستی را که در
می یابند درو می کنند و بهتر و برتر می شوند و خود و جهان خود را به سوی
رسایی و کمال می برند این امشاسپند مظهر کمال و و رسایی خدا است و در جهان
گیتایى نگهبان و پریستار آب می باشد . هفتمین ،
اَمِرِتات یا امرداد به معنای بى مرگی و جاودانگی می باشد. از کمال و
رسایى حاصل شده جاودانگی و بی مرگی و ابدیت بدست می آید و کمال باید
جاویدان باشد و گرنه کمال خوانده نمی شود پس رسایى و جاودانگی از آن
پرتوهای خدایى است که ما را به خواست خود می رساند و این کمال جاودانه است
که ما را به وصال خدا می رساند و در جهان گیتایى این امشاسپند نگهبان و
پرستار گیاهان می باشد . همچنین یک روز از هر ماه و یکی از ماههای سال به نام آنها نامیده میشود. ۱- بهمن (وهمن) : روز دوم - ماه یازدهم ۲- اردیبهشت : روز سوم - ماه دوم ۳- شهریور : روز چهارم - ماه ششم ۴- سپنته آرمیئتی (سپندارمز=اسفند) : روز پنجم - ماه دوازدهم ۵- خرداد : روز ششم - ماه سوم ۶- امرداد : روز هفتم - ماه پنجم
ایزد، در اوستا "یَزَت" و در سانسکریت "یجت" آمده است و به معنی "درخور ستایش" است. غالبا در اوستا از ایزدان مینوی و ایزدان جهانی یاد شده است. اهورامزدا، در سَرِ ایزدان مینوی و زرتشت در سَرِ ایزدان جهانی است. ایزد را در پهلوی "یزد" و "یزدان" گویند. مراد از یزدان، مفرد خداوند است و نظر به اینکه اهورامزدا، سرور بزرگ مینویان است و در عالم روحانی هر آنکس که در خور ستایش و نیایش باشد، در ذات او که آفریننده همه است، تمرکز دارد، از این جهت او را به صیغه جمع، یزدان نامیده اند. ایزدان، را از همکاران مَهین ایزدان، که آنها را امشاسپندان گویند، شمرده اند.
در دین زرتشت برای هر چیز خوب و نیک، ایزدی قائل شده اند و به او درود و سپاس تقدیم می کنند، در خورشید یشت از هزار و صد ایزد مینوی یاد شده است:
در هنگامی که خورشید بتابد، صد و هزار ایزدان مینوی برخاسته، این فرّ را برگرفته، در روی زمینِ اهورا آفریده، پخش کنند، تا با آن، جهانِ راستی و هستیِ راستی را بپرورانند.[۳]
پلوتارخس، مورخ یونانی که در قرن اول میلادی میزیسته، می نویسد اهورامزدا، ۲۴ ایزد بیافرید. که چندان از حقیقت دور نیست.
در مزدیسنا هر روز ماه را به نام ایزدی می خوانند، روز اول را به اسم هرمزد، خدای یگانه، دومین روز تا هفتمین روز به اسامی امشاسپندان(بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد)، به استثناء روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، بقیه روزها به نام ایزدان معروف چون آذر، آبان، خورشید، ماه، تیر، گوش، مهر، سروش، رشن، فروردین، بهرام، رام، باد، دین، ارشنگ، اشتاد، آسمان، زامیاد، مهراسپند و انیران، خوانده می شوند.
کلمه «ایزد» ویا فرشته درگات ها نیست و باور های کهنه ودیر پایی است که مغ ها و روحانیان مخالف اشو زرتشت که خدایان پنداری داشتند (یسنا 29 بند 5) و چون در براندازی موفق نشدند پس از چند سده با حیله دین اشو زرتشت را قبول کردند واز خدایان به نام فرشته ها وایزدان به صورت مخلوق اهورا مزدا وظایفی را نسبت دادند و نوشتههایدینی پس از اشوزرتشت راه مییابد و شماره آنها با گذشت زمان افزون شد و از هزار بالاتر رفت. ایزدان را بنا به اهمیت به بزرگ و کوچک بخش میکنند. برای نمونه میترا (مهر) ایزدی بزرگ ولی اَشی (پاداش نیکی) ایزد کوچکی است. از دیدگاهی دیگر، ایزدان را به دو گروه مینوی و مادی بخش کردهاند. ایزدان مینوی پاسداران رفتارها و چیزهای مینوی هستند مانند رَشَن (راستی)، وَرَهْرام (پیروزی)، و آخشتی (صلح و آشتی)، دَاِنا (وجدان یا دین)، چیسْتی (دانش)، رَتا (دهشمندی) و ایزدان مادّی پاسداران چیزهای مادّی هستند مانند هُوَخْشترا (خورشید)، مَنگها (ماه)، وَنْتْ (ستاره)، تیشْتَر (باران)، زَم (زمین).
در گاتهای زرتشت، از فرشته (ایزد) سخنی نرفته است هر چند از «سروش»، «آذر» و «اشی» نام برده شده است بدون آنکه آنها را فرشته (ایزد) بخواند. تنها در نوشته های پس از گاتها عنوان «ایزد» به آنها داده شده است. در نوشته های دینی بعد از گاتها از ایزدان بسیاری نام برده شده است و شاید شمار آنها از هزار فزون تر باشد و حتی نیایشهایی برای برخی از آنها نوشته شده است. گروهی از دانشمندان باور دارند که «موضوع فرشته از دین زرتشت وارد سایر ادیان از جمله دین یهود شده و از آنجا به دیگر ادیان ابراهیمی راه پیدا کرده است» دکتر فرهنگ مهر اعتقاد دارد که این ادعا حقیقت ندارد. او به هانری کربن نیز در این خصوص اعتراض دارد. هانری کربن معتقد بود که فرشته شناسی مهم ترین بخش دین زرتشت است. فرشتگان در اوستای جوان تر آمده اند و «ایزد» خوانده می شوند که به معنای شایسته نیایش است. در چگونگی ورود آنها در اوستای جوان تر، دیدگاه های چندی وجود دارد. بیشتر ایزدان، خدایان پنداری هستند که آریاییان ایرانی پیش از اشوزرتشت، آنها را می پرستیدند.