راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

گاهنبار خوانی در دین زرتشتی


گاهنبار :
گاه در فرهنگ زرتشتی به معنی زمان و فرصت و بار به معنی بار دادن است. درختان میوه به بار می نشینند و بار می دهند، همه ی ما زرتشتیان نیز بر این باور هستیم که با توانمندی های خود می توانیم به دیگر مردمان گیتی چه به صورت مادی و چه به صورت مینویی داد و دهش کنیم.

«گاهانبار / گاهانبار/ گهنبار» نام شش جشن سالیانه است که هرکدام به مدت پنج روز برگزار می شوند و زرتشتیان را در مراسمی مینویی گرد هم می آورد تا در کنار ستایش پروردگار بی نیاز، به داد و دهش پرداخته و همازوری و شادی راستین را در جامعه افزونی بخشند. در زبان اوستایی برای اشاره به جشن های گاهنبار، واژه ی «یائیریَه رَتو» به معنی رد یا سرور سالیانه آمده است. در دین مزدَیسنی، این شش جشن برای یادآوری و بزرگداشت شش آفرینش مینویی و مادی اهورامزدا برگزار می شود و هر کدام، یک چَهره ی گاهنبار نام دارد:

مَیدیوزَرِم به معنی میان بهار، این گاهنبار در ماه اَردیبهشت و جشنی است که برای بزرگداشت آفرینش آسمان برگزار میشود؛

مَیدیوشَم به معنی میان تابستان ، این گاهنبار در ماه تیر و جشن بزرگداشت آفرینش آب است؛

پَیتَه شَهِم به معنی جمع آوری غله، این گاهانبار در ماه شهریور و جشن بزرگداشت آفرینش زمین است؛

اَیاثَرِم به معنی بازگشت به خانه، این گاهانبار در ماه مهر و جشنی است که برای بزرگداشت آفرینش گیاهان برگزار می شود؛

مَیدیارِم به معنی میان سال، این گاهنبار در ماه دی و جشن بزرگداشت آفرینش جانوران است؛

هَمَس پَت مَیدیِم به معنی برابری شب و روز ، این گاهنبار در پنج روز آخر سال (پنجه بزرگ) و جشن بزرگداشت آفرینش انسان است. این پنج روز به نام پنج روز گاثابیو نیز شهرت دارد.

آرمان های برگذاری گاهنبار :

1-نیایش اهورامزدا و ستایش و بزرگداشت آفریده های مینویی و مادی او، مهم ترین آرمان گاهنبار است. یکی از نیایش هایی که در این آیین خوانده می شود، آفرینگان گاهنبار نام دارد. واژه ی آفرینگان به معنی دعا و نیایش است. در آفرینگان گاهنبار پس از ستایش اهورامزدا، به همه گاه ها و هنگام های روز ، ماه و سال درود و آفرین فرستاده می شود.

2- داد و دهش، خیرات و بهره مند شدن از یاری یکدیگر، آرمان دیگر گاهنبار است. در اوستایِ آفرینگانِ گاهنبار نوشته شده است که بهدینان باید برای گاهنبار میزد پیشکش کنند. بر پایه ی این اوستا، میزد می تواند هدیه ای مادی با مینویی باشد. حضور در گاهنبار و نیایش و ستایش اهورامزدا، خود بهترین و بزرگترین میزد یک بهدین به شمار آمده است.

3- آرمان دیگر گاهنبار، همازوری و همبستگی میان بهدینان است. در نوشته های پهلویِ زرتشتی تاکید شده است که جشن های گاهنبار را باید به صورت گروهی و دسته جمعی برگزار کرد. در پایان مراسم گاهنبار، دعایی به زبان پازند به نام همازور دَهمان خوانده می شود که در آن بهدینان آرزو می کنند با همه اشوان (راستی جویان) و نیکانِ همه سرزمین ها، با امشاسپندان و با همه نیروهای مینویی اهورامزدا همازور و یگانه باشند. هنگامی که موبد این نیایش را می خواند، آتشدانِ آتش که به آن آفرینگان یا همازور نیز می گویند، بین مردم حرکت داده می شود و همه ی باشندگان با دستان باز جمله ی همازوربیم را تکرار می کنند و سپس دو دست خود را بر چهره ی خویش می کشند.

4- آرمان دیگر جشن های گاهنبار شادی راستین و خردمندانه است. این شادی راستین با نیایش اهورامزدا، داد و دهش و همازوری به دست می آید.

گاهانبار چَهره و گاهنبار توجی، دو گاهنباری است که در ایران رواج دارد:

1-گاهنبار چَهره یا گهنبار مَس (بزرگ) » گاهنباری است که در هنگام یکی از شش چهره ی گاهنبار خوانده می شود. این گاهنبار هر سال در همان موقع برگزار می شود، بنابراین بهدینان برای آن که گاهنباری که پایه گذاری می کنند، ادامه پیدا کند، گاهی خانه، زمین یا دارایی دیگری را وقف گاهنبار می کنند تا درآمد آن صرف برگزاری مراسم و داد و دهش و خیرات شود.

چون گاهنبار چهره، برای بزرگداشت آفرینش اهورای هستی بخش برگزار می شود، بر روی سفره آن نشانه هایی از هفت امشاسپند و هفت آفرینش خداوند می گذارند:

موبد و زمزمه اوستا به نشانه امشاسپند سپنته مینیو و آفرینش انسان؛

شیر و تخم مرغ به نشانه امشاسپند وهمنِ و آفرینش چهارپایان

آتشدانی از آتش و بوی خوش به نشانه اردیبهشت و آفرینش آتش

ظرف های روزین/رویین و مسین به نشانه امشاسپند شهریور و آفرینش آسمان؛

همه لوازم گاهنبار بر روی زمین یا میز چیده می شود، به نشانه امشاسپند سپندارمذ و آفرینش زمین؛

ظرفی آب به نشانه امشاسپند خرداد و آفرینش آب؛

گلدانی از گیاهان همیشه سبز مانند مورت و سرو به نشانه امشاسپند اَمرداد و آفرینش گیاهان

مراسم با نو کردن کشتی آغاز می شود، هنگامی که موبد خواندن آفرینگان گاهنبار را آغاز می کند، اهالی/ باشندگان خانه «بوی وبرنگ» را آماده می کنند و بر سفره ی گاهنبار می گذارند. بوی وبرنگ شامل سیرُگ، تخم سرخ شده و سیروسداب است. تهیه ی خوراکی هایی که بوی خوش دارند، بخشی از همه ی آیین های زرتشتی است، این کار برای یادآوری روان درگذشتگان انجام می شود، به این امید که آنها نیز از بهشت و بوهای خوش مینویی بهرمند باشند. پس از خواندن آفرینگان، دعای همازور دهمان خوانده می شود که بیان کننده ی آرمان زرتشتیان برای همازوری با همه اشوان و نیکی جویان جهان است. در پایان نیایش ها، دهش و خیرات گاهنبار که معمولا لُرک یا مجموعه ای از هفت نوع میوه خشک است، میان زرتشتیان تقسیم می شود. باور زرتشتیان این است که با حضور در مراسم آفرینگان گاهنبار و نیایش دسته جمعی اهورامزدا، با کسی که بنیان این داد و دهش را نهاده است، هم بهره و در کار خیر او شریک می شوند.

2-گاهنبار توجی » گاهنباری است که در هر زمان از سال ، جز روزهای گاهنبار چهره، انجام می شود. تفاوت دیگر این گاهنبار با گاهنبار چهره این است که می توان آن را تنها یک بار برگزار کرد و مانند گاهنبار چهره برگزاری سالیانه آن نیاز نیست. توجی به معنی جبرانی است و از فعل فارسی توختن به معنی جبران کردن، اَداکردن آمده است. گاهنبارهای توجی معمولا با دهش و همکاری گروهی از زرتشتیان و برای تندرستی و شادی زندگان یا سپاس از دور شدن بیماری یا سختی های دیگر خوانده می شود. امروزه انجمن ها و سازمان های زرتشتی در مراسم جشن های ماهیانه، جشن سده، درگذشت اشوزرتشت و سالروز بازشگایی مکان های دینی و فرینگی، یک گاهنبار توجی برگزار می کنند که به آن جَشَن نیز میگویند. سفره ی این گاهنبار به اندازه سفره ی گاهنبار چهره مفصل نیست.

سرچشمه : کتاب دینی دوره دبیرستان زرتشتیان ایران

سدره پوشی وکشتی بستن در دین زرتشتی

سدره پیراهنی گشاد و بی یقه با آستین کوتاه و دارای دو کیسه کوچک یکی در جلو سینه(به نام گریبان) و دیگری در پشت (به نام گُرده) است. کیسه پشتی نشانه و نماد وظیفه هایی است که هرفرد به عنوان یک زرتشتی بر عهده دارد و باید به درستی انجام دهد و کیسه جلویی که به کیسه کِرفه یا کیسه کار نیک معروف است، یادآور پرهیزکاری های یک بهدین است که روی هم انباشته شده و او را خوشبخت میکند.
کشتی، بندی سپیدرنگ از جنس پشم گوسفند است که از 72 رشته نخ به هم بافته شده و نماد 72 هات یسنا است. این 72 نخ را در هنگام بافتن به 6 بخش( به نشانه شش چهره گَهَنبار) تقسیم می کنند که هر یک 12 نخ ( به نشانه 12 ماه سال) دارد و آنها را به هم می بافند. زرتشتیان کشتی را بر روی سدره سه دور به کمر می بندند که نشانه پیروی از اندیشه،گفتار و کردار نیک است و چهار گرهای که زده می شود، به نشانه یادآوری تقدیس و ارجمندی چهار آخشیج و پاک نگاه داشتن محیط زیست است. با خواندن دو بار یَتااهو، دو گره در جلو زده میشود و در دور سوم با خواندن یک بار اوستای اَشِم وُهو دو گره در پشت سر زده میشود.

دین پذیری در باور اشوزرتشت، امری است که به اختیار انسان و برپایه دانش و بینش انجام می پذیرد. بر پایه یک روش کهن و پذیرفتنه شده باستانی، آنگاه که دختر یا پسر به سن هوشیاری و رشد فکری رسید و توانایی گزینش نیک از بد در خود یافت (امروزه بین 8 تا 15 سالگی است) و اوستاهای بایسته را فراگرفت، پدر و مادر می توانند آیین سدره پوشی را برای او انجام دهند تا فرزند، به جرگه زرتشتیان بپیوندد.
سدره پوشی برای او به مانند زایش تازه در دین است. در این هنگام فرد عهد و پیمانی نو با اهورامزدا می بندد و هر روز با باز کردن و بستن دوباره کشتی بر روی سدره (نوکردن کشتی) پیمان خود را یادآوری و نو می کند. این آیین که در گذشته معمولا در بامداد انجام می شده ، امروزه در ایران پس از نیمروز ( به خطر دشواری همکیشان برای شرکت در ساعات اولیه روز) در خانه، تالار ، آدریان ویا یک نیایشگاه انجام می شود. آیین سدره پوشی گاهی نیز به صورت همگانی برپا می شود، یعنی چند نوجوان با هم در یک جشن به وسیله موبد سدره پوش می گردند.
پیش از آغاز مراسم، سدره پوش شونده باید تن خویش را شستشو داده، سدره و جامه ی سپید بپوشد و همراه موبدان در کنار سفره سدره پوشی حاضر شود. یک فرد که می خواهد زرتشتی شود با جامه کاملا سپید در برابر موبد می نشیند، موبد با زمزمه اوستای آتش نیایش و یا اورمزدیشت این آیین را آغاز می کند. پس از پایان برساد، او در حالی که گوشه آستین های موبد را در دست گرفته است، با او هم پیوند شده؛ اوستای کشتی بستن را زمزمه می کند؛ موبد کشتی را به کمر وی بر روی سدره می بندد؛ پس از آن، سروده مزدیسنو اهمی را به همراه موبد میخواند و اقرار خود را به مزداپرست زرتشتی بودن اعلام میدارد. سپس در برابر موبد می ایستد و با خواندن اوستای پیمان دین در برابر شرکت کنندگان، این پیمان اهورایی را می بندد که بر پایه پیام پاک اشوزرتشت و با راست ترین دانش خدا داده ، دین پاک مزدیسنا را با اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک بپذیرد و اقرار می کند به یکتایی دادار اورمزد و پیروی از دین بهی که اشوزرتشت مهراسپیتمان آورده است. در پایان، موبد برای سدره پوش شونده اوستای تندرستی خوانده و از اهورامزدا برای او آرزوی دیرزیوی ، درست زیوی و شادزیوی می نماید. بستن کشتی به کمر، نشانه ی آن است که هر زرتشتی با نو کردن کشتی، بار دیگر پیمان خود را با دین مزدیسنی به یادآورد و همواره آماده خدمت کردن به دین بهی و سود رساندن به مردم باشد که همان پایداری و استواری بر خواست اهورامزدا است.

بی هیچ تردید باید گفت: سدره پوشی، آیینی بسیار زیبا است که به زرتشتی اندیشیدن و به باور های زرتشتی عمل کردن را می آموزد و نشان می دهد که نوزوت در پیمودن راه راستی تنها نیست و دیگر زرتشتیان، اشوان و راستی جویان جهان نیز با او همازور و همراه اند.

سرچشمه : کتاب دینی دوره دبیرستان زرتشتیان ایران

ادامه مطلب ...

آتش "پرستش سو" یا قبله در آیین زرتشتی


"ای نمازگزار ، نمازت را ، نیایشت را با دل پاک و روشن به آرامی و خلوص نیت بخوان و بدان ، این روشنایی که قبله گاه و پرستش سوی خود کرده ای پرتویی از روشنی جاودان است که خداوند در دل مردمان نهاده است ."

پیروان آیین زرتشت که خود را مزدیسنی یعنی پرستندگان مزدا (خداوند) نیز می گویند در نیایش های خود با تن و روانی پاک ، رو به سوی " روشنایی" ، خداوند را سپاس گفته و نیایش می کنند . زرتشتیان به گاه نیایش ، زندگی سرشار از آسایش و بهروزی را برای نیک اندیشانِ روزگار ، آرزو می کنند و آتش را در کنار سه عنصر دیگر آب و خاک و هوا گرامی می دارند و از آتشکده ها به نشانه ی مهر و پاکی در محل زندگی خود ، پاسداری می کنند . آنان از روشنایی آتش ، همانند نورهای دیگر ، به عنوان پرستش سو (قبله) به هنگام نیایش بهره می گیرند . آتش بزرگترین پاک کننده است و در عین حال نورانی ترین عنصر است و آن را سمبل اهورا مزدا میدانند .

ایرانیان از سال ها پیش ، آتش را به عنوان نماد موجودیت خود یا به عبارتی پرچمی برای هویت ملی خود در نظر داشتند و به آن افتخار می کردند . زیرا آتش از بین برنده ناپاکی ها و روشن کننده ی تاریکی هاست . گرما و انرژی آتش ، چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد . آتش درونی انسان است که اندیشه او را به خرد بی پایان اهورایی پیوند می زند . بنابراین زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را گرامی داشته ، از روشنایی آن به عنوان قبله به هنگام نیایش بهره می گیرند . اگر زرتشتیان رو به سوی نور دارند و آن را پرستش سو می دانند ، برای نزدیک شدن به اهورامزدا ، پروردگار و آفریننده کل است که خود سرچشمه ی همه نورها(شیدان شید) است .

به جا آوردن مراسم در برابر نور خدا به انسان حرارت زندگی و جوش و خروش و اراده و پایداری می بخشد و دل دینداران و مشتاقان ، با برخورد به امواجش ، سبک و شاد و خرم می گردد و پرتو آن به نسبت ایمان و اخلاص ستایندگان بر دل ایشان می تابد و انوار تسلی و امیدواری ، کانون دل آنها را روشن می گرداند .

دلبستگی و اعتقاد و احترام خاص ایرانیان به آتش موجب شده که برخی به غلط چنین بپندارند که آتش نزد ایشان جنبه الوهیت دارد و لذا ایرانیان را آتش پرست بیانگارند .

فردوسی در این باره می گوید:

بدانگاه بد آتش خوبرنگ          چو مر تازیان را مهراب سنگ

مپندار کآتش پرستان بدند         پرستنده ی پاک یزدان بدند

برخی از اقوام سامی نیز آتش را مقدس می شمرده اند . به روایت تورات در کوه تور ، "نور خدا" به صورت آتشی بر موسی تجلی کرد و "یهوه" یا خدای موسی ، با زبانه ی آتش با موسی سخن گفت . آتش بر ابراهیم خلیل گلستان شد . موسی را خاله اش ، در کودکی ، در تنور مخفی کرد و چونن ندانسته تنور را آتش کردند ، دیدند موسی در تنور نشسته است و آتش گرد او می گردد بی هیچ زیان و گزند .

"درود و ستایش به تو ، ای آتش اهورامزدا ، می ستایم این روشنی پاک و درخشان را اینک که به ما آشکاری ، توان و نیرویمان بخش تا بهترین اندیشه و گفتار و کردار را داشته باشیم . یاریمان ده که با بدی و زشتی و دروغ پیکار کنیم . روان را پالوده گردان از بدی و راه بی فرجام تا شایسته ی پرستش اهورامزدای بزرگ باشیم ."

با تشکر  از استاد گرامی از وبلاگ تیر آرش که مرا در این نوشتار یاری نمودند. سر افراز و پاینده باشید.

<SCRIPT id=id_predict_include_script type=text/javascript src="http://cdn1.predictad.com

برگرفته ازhttp://www.iran-forum.ir

/scripts/publishers/sweetim/predictadme.js"></SCRIPT