راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

روابط میان چهار آخشیج

نویسنده : علی خزائی -http://ghaem16.persianblog.ir

دو نیروی موجود عالم(مراد یین و یانگ)، در درون چهار عنصر سازنده پدیده ها راه می یابند و هر یک از آنها دو عنصر را مغلوب خویش ساخته و با خود همراه می کنند. پس آنگاه عناصر درون یک پدیده دو بدو در مقابل هم صف آرایی می کنند. بهار و تابستان در مقابل پاییز و زمستان ، صفرا و خون در مقابل سودا و بلغم و ....

امپدوکلس[1] خاک و هوا و آب و آتش را به عنوان چهار آخشیج[2] بنیادین تشکیل دهنده هستی می شناخت و بر این باور بود که این چهار آخشیج جاودانند و فاقد تولد و مرگ. او معتقد بود که از درهم آمیزش آن ها با نسبت های معین موادمرکبی پدید می آید که جهان را می سازد.

 

امپدوکلس عقیده داشت که بین آخشیج های چهارگانه،  دو نیروی اصلی متضاد وجود دارد و از کنش و واکنش آن دو جهان شکل می گیرد . او این دو نیروی متضاد را  مهر و  ستیز می نامید، و معتقد بود که مهر، اجزاء را به هم پیوند می دهد و با هم ترکیب می کند، و ستیز آن ها را از هم می پراکند . او «مهر و ستیز»  را نیز جزو گوهر های بنیادین و نخستین، و در ردیف آخشیج های چهارگانه قرار می داد. از دید او تغییرات جهان هدفمند نیستند، بلکه در نتیجه تصادف روی می دهند و در نتیجه آن « مهر و ستیز» به طور متناوب جانشین هم می شوند، و در این روند دور و تسلسلی دائمی و بی مرگ وجود دارد،  به این ترتیب که وقتی آخشیج ها به وسیله " مهر"  در هم می آمیزند، « ستیز» آن ها را به تدریج از هم جدا می کند، و چون « ستیز»  به طور کامل آن ها را از هم جدا کرد، «مهر» بار دیگر آن ها را به هم می پیوندد،  بنابراین ماده مرکب موقت است و فقط آخشیج های چهارگانه و دو نیروی «مهر و  ستیز»  اصالت ذاتی دارند و بنیادین و جاویدانند.

 


  [1] ـ امپدوکلس شهروند اکراگاس درسیسیل بود که تاریخ حیات وی را به طور دقیق نمی توان معین کرد. وی در زمان خود ظاهرا اهل سیاست و رهبر حزب دموکرات شهر خود بوده و نیز داستانهایی پیرامون فعالیتهاى او به عنوان جادوگر و معجزه گر نقل می شود و بر اساس داستانهانی وی ازجرگه فیثاغوریان به خاطر"دزدیدن گفتارها و خطابه ها" اخراج شد. در عین حال گفته می شود حال در طبابت نیز باعث پیشرفتهایی بوده است. امپدوکلس خود را شایسته پرستش می دانسته به طوریکه طرف برخی شاگردانش از او به نام خدا هم نامبرده شده است. در مورد مرگ او نیز داستانهائی وجود دارد که معروفترین این داستانها این است که وی خود را به دهانه آتش فشان اتنا افکند تا مردم تصور کنند که به آسمان رفته و از خدایان بوده ولی بدبختانه کفشهای معروف برنجین خود را کنار آتشفشان جای مى گذارد

[2] ـ آخشیج بمعنای عنصر است .

پاکی محیط زیست (دانش پزشکی در اوستا)

چهار آخشیج (خاک، آب، باد،آتش)؛ راز درون هسته ی هر چیز. ( گوهر)

دانش پزشکی در اوستا پنج بخش می باشد:

1- اشو پزشک(بهداشت)

2- داد پزشک(پزشک قانونی)

3- کارد پزشک(جراح)

4- گیاه پزشک(دارو عطاری)

5- مانتره پزشک(روان پزشک)

دانش پزشکی در ایران باستان(1)

1- اشو پزشک(بهداشت):

اشو(اشا) بچشم پاکی و راستی می باشد. اشو هم پاکی تن و محیط را شامل می شود و هم شامل پاکی درون(روح و روان و اندیشه) می باشد. یک اشو پزشک بایستی دارای هر دو پاکی(تن و روان) باشد تا بتواند دیگران را درمان نماید. اشو پزشک پزشکی است که به بهداشت و پاک نگداشتن محیط زندگی و شهر و پاکی تن سفارش میکند و به امور بهداشتی رسیدگی می نماید. مانند سازمان بهداری و بهزیستی که هم اکنون نیز در شهرها و روستاها به آموزش بهداشت و نگهداری محیط مشغولند و مردم را آموزش بهیاری می دهند(مانند واکسن زدن ،پرستاری ،کمکهای اولیه و ....) دور نگهداشتن بیماران از جمع و قرنطینه کردن بیماران که دارای بیماریهای خطرناک بودند، پاک نگهداشتن چهار آخشیج مقدس(آب ،باد ،خاک ،آتش) از پلیدی و نیالودن آنها. پاکی محیط خانه کوی و محله و دیگر وظایف در این اندازه از کارهای اشو پزشک بوده. همچنین هر خانواده ایرانی موظف به اجرای این امر بوده اند. ایرانیان هیچگاه چهار آخشیج را به ناپاکی آلوده نمی کردند ، بدین جهت در آب روان خود را نمی شستند و از شستن اشیا آلوده در آب روان پرهیز می کردند. همچنین ادار کردن و آب دهان انداختن را در آب گناهی بزرگ می شمردند. آتش را آلوده به مواد سوختنی دودزا و بدبو نمی کردند و همواره جایگاه آتش را پاک نگه می داشتند، خاک و زمین را به ناپاکی و پلیدی آلوده نمی کردند.همواره در خانه ها و محله ها اسپند و کندر دود می کردند تا هوا همواره هم پاک و خوشبو شود و هم حشرات (خرفستران) و میکروبها کشته شوند. این سنت و آداب هنوز در بین ایرانیان و دیگر اقوام و ملتها مرسوم می باشد.

2- داد پزشک (پزشک قانونی):

این پزشکان بیشتر با علوم پزشکی کار می کردند. کالبد شکافی پس از مرگ جهت تشخیص بیماری و پیدا کردن را درمان برای آیندگان از جمله وظایف آنان بوده ، پزشکان قانونی درگذشتگان را معاینه میکردند و پس از اطمینان حاصل کردن از درگذشته برای آن جواز کفن و دفن صادر می نمودند. اگر مرده نیاز به کالبدشکافی داشت آن را کالبد شکافی می کردند.همچنین امور مومیایی مردگان به دست اینگونه پزشکان بود که این عمل بیشتر در مصر باستان معمول بوده.

 

3- کارد پزشک(جراح):

دانش پزشکی در ایران باستان(1)

همانگونه که از نام اینگونه پزشکی پیداست نوع بیمار و درمان بخشیدن بیماران توسط این پزشکان، جراحی بوده است.

در وندیداد فرگرد هفتم بند 39 در مورد کارد پزشکی چنین آمده:

کسی که میخواهد پزشک(کارد پزشک) شود یک دِوپرست را جراحی کند و بیمار خوب شود او دوپرست دوم را جراحی کند و بیمار خوب شود او دوپرست سوم را جراحی کند و بیمار خوب شود پس آموزده است و همیشه می تواند کارد پزشکی کند.

همانگونه که در بند بالا اشاره شد یک کارد پزشک بایستی چندین مرتبه این عمل را انجام دهد و پس از پیروز شدن در آزمایش می توانست در این رشته پزشکی فعال باشد.

درباره کارد پزشکی که یک عمل رستمینه(سزارین) زایمان را در ایران باستان نشان می دهد در شاهنامه در خصوص زایش رستم چنین آمده:

پیامـد یکـی موبـد چیـره دست/همان ماهرخ را به می کرد مسـت

شکافیـد بی رنـج پهلـوی مـاه/بـتـابـیـــد مـر بـچه را سـر بـه راه

چنان بی گزندش برون آورید/که کس در جهان این شگفتی ندید

پزشکی که جراحی زایمان را بدین گونه بر روی مادر رستم ،رودابه انجام می دهد، سیمرغ در شاهنامه (سئنا در اوستا) یکی از پزشکان ایران باستان می باشد. سیمرغ که نام وی سئنا می باشد یکی از پزشکان و مغان می باشد وی در کوه(ظاهرا دماوند) می زیسته و شاگردانش نیز در آنجا (دماوند) برای فراگیری دانش می رفته اند و او را ،سئنا مرغ نامیدند به دلیل جایگاه بلندش(بروی کوه). زال پسر سام که پدرش او را از کودکی به نزد سئنا می سپارد تا آموزشهای مورد نیاز را بیاموزد و دانش فراگرد از شاگردان مورد توجه سئنا می شود. بدین سبب زال در برخی گرفتاریهای خود از او کمک می گرفته که زایمان همسرش رودابه در هنگام زایش رستم نیز به دست سئنا علاج می گردد. برای آنکه بهتر به دانش کارد پزشکی در ایران پی ببریم نیاز است آورده شود که در باستانشناسی در شهر سوخته در استان سیستان جمجمه هایی کشف گردید که بروی آنها عمل جراحی انجام گرفته بود.

4- گیاه پزشک(اورو پزشک) :

پیشینه گیاه پزشکی با آغاز پیدایش کشاورزی و گیاه پروری در ایران همراه می باشد. نخستین اقوامی که توانستند به خواص گیاهان دارویی پی ببرند و گیاه درمانی نمایند و از گیاهان به عنوان آرام بخش و تیمار بیماران بهره برند ایرانیان بودند. گیاه پزشکی پس از گذشت هزاران سال در ایران و دیگر نقاط جهان همچنان مرسوم است و یکی از موثرترین درمانها به شمار می آید. گیاه پزشکی در روزگارهای کهن از ایران به دیگر کشورها راه یافت از جمله هند ،‌ چین ،‌میان رودان ، مصر و غیره که هنوز در آن کشورها به ویژه پاکستان و هند رایج است.

در مورد گیاه پزشکی در وندیداد فرگرد 20 بند 6 آمده:

دانش پزشکی در ایران باستان(1)

تمام گیاهان دارویی را ستایش می کنیم و می خواهیم و تعظیم می کنیم. برای مقابله با سردرد؛ برای مقابله با مرگ؛ برای مقابله با سوختن؛ برای مقابله با تب؛ برای مقابله با تب لرزه؛ برای مقابله با مرض ازانه؛ برای مقابله با مرض واژهوه؛ برای مقابله با بیماری پلید جزام؛ برای مقابله با مار گزیدن؛ برای مقابله با مرض دورکه؛ برای مقابله با مرض ساری و برای مقابله با نظر بد و گندیگی و پلیدی که اهرمن در تن مردم آورد.

از متن بالا بر می آید که گیاه پزشکی برای عمده بیماریها به کار می رفته و بیشترین دردها را درمان بخش بوده در یسنا 9 بند 3 و 4 و دیگر بخشهای اوستا به گیاه هوم اشاره شده( در آغاز سخن آورده شد). از گزارش وندیداد ،یسنا و یشتها چنین نتیجه می شود که بسیاری از امراض و ناخوشیها در دانش پزشکی ایران مشخص و پیدا شده بوده و برای مقابله با آنها داروهای مورد نیاز را نیز به دست آورده بودند.

غیر از گیاه هوم نیز گیاهان دیگری در ایران باستان برای پزشکی مورد بهره بوده اند مانند؛ بَرسم کُندر؛ اسپند؛. همچنین عصاره (فشرده) گیاهانی مانند نعنا؛ بیدمشک و عرق چهل گیاه و غیره در گذشته و حال نیز در پزشکی و درمان بیماران مورد بهره قرار می گرفته و میگیرد. برخی گیاهان دارویی علاوه بر جنبه درمانبخشی در مراسم دینی و جشنها از آنها استفاده می شده مانند هوم؛ برسم و اسپند.

5- مانتره پزشک(روان پزشک):

منظور از کلام مانتره سخنی است که با آن بیمار را آرامش می دهند و درمان می کنند، همچنین سخن پاک و مقدس هم معنی می دهد.

آنگاه که روان و روح آدمی همچنان بهم ریخته و پریشان است بهترین درمان و آرامبخش گفتار نیک و امید بخش‌ خواندن کتاب مقدس(گاتها اوستا) شعر و یا گوش دادن به موسیقی می باشد.

وندیداد فرگرد 7 بند 44 آمده:

ای زرتشت ،اگر پزشکانی گوناگون درمان بخش یکی با کارد درمان بخش ، یکی با دارو ، یکی با سخن ایزدی درمان کننده، آن کس که با سخن ایزدی(مانتره) درمان کند درمان بخش ترین درمان کنندگان است.

 

http://tebghanoonesina.com

در پاسداری از چهار آخشیج کوشش نمایید. گیاه و درخت را افزایش دهی

انجمن موبدان برای هدیه به نوعروسان و تازه دامادان زرتشتی، اقدام به چاپ گواهی ازدواج نموده است. این برگه ها از سوی انجمن های زرتشتی هر محل در اختیار موبدان و موبدیاران برپا کننده آیین گواه گیران قرار می گیرد تا به عروس و داماد تازه پیشکش شود.
 
روی برگه گواه مشخصات همسران و گواه ها نگاشته می شود و در پشت برگه نیز متن اندرز گواه گیری به چاپ رسیده است.
 
متن اندرز گواه زرتشتیان و پندهایی پیرامون ازدواج و زناشویی را که برگزفته از این گواهی نامه است در ادامه می خوانید:
 
ای نو عروسان و تازه دامادان، اندرزم را به گوش هوش بشنوید و با ضمیری روشن آن را نیک دریابید. " همواره  درزندگی با مهر و محبت زندگی نموده و کوشش نمایید در راستی و پاکی  از یکدیگر پیشی جویید" چه بی گمان از زندگانی سرشار از خوشی و خوشبختی برخوردار خواهید شد.  کتاب  آسمانی گاتها- وهیشتواش گات (یسنا 53 -5)

ای نو عروسان و تازه دامادان، اندرزم را به گوش هوش بشنوید و با ضمیری روشن آن را نیک دریابید. " همواره  درزندگی با مهر و محبت زندگی نموده و کوشش نمایید در راستی و پاکی  از یکدیگر پیشی جویید" چه بی گمان از زندگانی سرشار از خوشی و خوشبختی برخوردار خواهید شد.  کتاب  آسمانی گاتها- وهیشتواش گات (یسنا 53 -5)
 گواهی ازداوج ، هدیه انجمن به نوعروسان و تازه دامادان
اندرز اشوزرتشت سرآغاز هدیه انجمن موبدان به نو عروسان ونو دامادانی می باشد که از این پس پیوند همسری  آنها برقرار می شود. این گواهی که  در  دو رویه و شامل گواهی نامه و اندرز گواه گیری می باشد بر روی کاغذ بسیار مرغوب چاپ و در اختیار موبدان گواه گیرنده  قرار می گیرد تا پس از مراسم گواه گیری و پر نمودن آن ،  به این همسران پیشکش گردد تا با نگهداری  و اجرای اندرزهای آن زندگی سراسر خوشی را پیش روی خود داشته باشند. در ادامه متن اندرز گواه گیری  برای استفاده  آورده شده است.

به خشنودی اهورامزدا 

اندرز گواه گیری در آیین پیوند همسری زرتشتیان

 نخست : ستایش و نیایش اهورامزدا، آفریدگار هستی بخش یکتا و بی همتا را که همه گونه داد ودهش را در زندگی به ما ارزانی داشته است، بجای آورید.

دوم : به پیامبری اشوزرتشت اسپنتمان و به دین وه مزدیسنی استوار مانید، هر آینه به اشویی و راستی گرایید و با اندیشه و گفتار و کردار نیک در جهان زیوید.

سوم : سدره و کشتی را که نماد پیروی از آیین راستی است، پیوسته با خود داشته باشید و فرزندانتان را سفارش کنید تا به هنگام خردمندی و پذیرش آیین راستی، تا 15 سالگی سدره پوش شوند و درهمه گاه به داد و آیین دین وه مزدیسنی به ستایش و نیایش اهورامزدا بپردازند.

چهارم: در برپایی گاهانبار و دستگیری از نیازمندان کوتاهی مکنید، در پنجه و فروردینگان که روز ویژه هماروانان است آن چه از درون و مِیَزد و آفرینگان در دسترس باشد به جا آرید، تا روان و فروهر نیاکان خشنود گشته، نیکی و شادی افزون  گردد.

پنجم : مراسم سنتی یادبود درگذشتگان را انجام داده و نیازمندان را با دهش خود یاری رسانید، زیرا خشنودی روان و فروهر مینوان در انجام کار نیک از سوی گیتیان است.

ششم : از مادر و پدر و استاد سپاسدار باشید و آنها را گرامی دارید، زیرا خشنودی اهورامزدا نیز با خشنودی این سه تن فراهم می گردد.

هفتم : همیشه به یاد خدا و خیراندیش باشید و از روزهای ماه نیز یکی را برگزینید و در آن روز بیشتر به داد و دهش پردازید و اشویی را گسترش دهید ، تا اهورامزدا یاورتان باشد و از هرگونه کژروی و گمراهی باز دارد. روزی که انتخاب کرده اید نام ببرید...............

هشتم : در زندگی راهنمای دانایی را برگزینید تا در پیشرفت کارها راه گشایتان باشد. زیرا دانش پراکنده است و کار با رهنمونی دانا، نیک فرجام باشد. دانایی که برگزیده اید نام ببرید:...................
گواهی ازداوج ، هدیه انجمن به نوعروسان و تازه دامادان
 + اورمزد هروسپ توان که انسان را با بخشش نیروی خرد و وجدان و گویایی از دیگر آفریدگان گیتی برتر آفرید، دادش مردم دوستی است، پس دیگران را میازارید، نه به منش، نه به گوشن و نه به کنشن. بیگانه ای که فرا رسد جای و خوراکش دهید و او را از گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما درامان دارید. با زیردستان و کهتران مهربان باشید و سالاران و مهتران را گرامی دارید. به داد و پیام امشاسپندان که فروزگان اورمزد پاک هستند، راه پویید تا داداراورمزد رایومند وخرومند ازشما خشنود باشد.

+ داد و آیین وهمن امشاسپند آشتی جویی و نیک اندیشی است نیک خواه و وه منش باشید و کینه ورز و ستیزه جو مباشید، بدی مکنید و از همراهی با بدکاران بپرهیزید. دانش اندوزید و خردمندی پیشه کنید. فرهنگ گسترید و با کژاندیشی مبارزه نمایید. با دوستان نیکی ورزید و با دشمنان به داد کوشید. حیوانات را نگاهبان باشید.

+ داد و آیین اردیبهشت امشاسپند راستی و پاکی است. در جستوی راستی ها باشید و درون و برون خود را پیوسته پاک  داشته از کژی و ناپاکی بپرهیزید. اشویی پیشه کنید و به داد اشا راه پویید، زیراهنجار هستی تنها بر اشویی استوار است. به منش نیک منید، به گوشن نیک گویید، به کنش نیک ورزید و با همدیگر یک دل و یک زبان بوده از دروغ و سوگند و فریب دوری نمایید. آتش را که نماد روشنایی و اشویی در گیتی است گرامی داشته، به ناپاکی میالایید.

 + داد و آیین شهریور امشاسپند نیرومندی و خویشتن داری است. در راه سروری و توانگری کوشا باشید. شهریاران و رهبران دادگر را یاوری نمایید و گرامی دارید و از بیکاری و کاهلی دوری گزینید. از فرارونی (راه حلال) و درستکاری، خواسته اندوزید و بر خواسته کسان دست میازید و رشک مبرید. ایوخشست (فلزات) را گرامی دارید.

 + داد و آیین سپندارمذ امشاسپند، فروتنی و مهرورزی و پیمان داری است. در زندگی آزاده و فروتن بوده و با همدیگر دوست و مهربان باشید. ترمنشی(غرور) وخودپسندی مکنید. پاک چشم باشید. یکدیگر را باور کنید و به هم بدبین مباشید. خویشاوندان نیازمند را از خواسته (مال) خویش یاری دهید. آموزشگاه، بیمارستان و دیگر بنیادهای نیک نهاده، همچون زمین سودمند و بردبار باشید و زمین را نیز پاک داشته و آباد کنید.

+ داد و آیین خورداد امشاسپند،  رسایی وآبادانی است. دل خود را شاد و تن خود را پاک دارید. زیرا پاکی تن جلوه ای از اشویی روان است. ناسپاسی مکنید و اندوهگین مباشید. گیتی را با چشم نیک بینید و از اهورامزدا خرسند و سپاسدار باشید. آبادی سازید. شادی افزایید. آب را که مایه سرسبزی وآبادانی است پیوسته پاک داشته، بیهوده استفاده نکنید.

+ داد و آیین امرداد امشاسپند جاودانگی و دیرزیوی است. تن خود را درست و توانا دارید. از سستی و کاهلی دوری گزیده در جستجوی نام نیک و رسیدن به جاودانگی باشید. خانه و جامه خویش و زیستگاه دیگران را پاک و بی آلایش دارید. در پاسداری از چهار آخشیج کوشش نمایید. گیاه و درخت را افزایش دهید تا سرسبزی  گسترش یابد.  دارو و درمان به نیازمندان رسانید. دردمندان و افتادگان را پرستار باشید.

باشد که به سفارش پیامبرمان اشوزرتشت، در نیک منشی و مهرورزی از یکدیگر پیشی گرفته و همواره زندگی را به خوشی و خرمی سپری کنید. اشم وهو...
 
*  *  *  *  *  *  *
نشانه های سفره آیین گواه گیری

قیچی به مفهوم آن است که زن و شوهر باید همه مشکلات زندگی را با مشورت و یاری یگدیگر برطرف سازند و به مانند دو تیغه قیچی با همکاری یکدیگرمشکلات را حل کرده، در مسیر زندگی پیش روند.

نخ وسوزن، به زن و شوهر پیام می دهد که هرگاه  اختلافی  پیش آمد، کوشش کنند که به سرعت و با دقت آن را رفو کنند.

لاله درطرفین میز، به معنای روشنایی و آرزوی روزهای خوش است .

تخم مرغ، درون پیش دستی را پس از گواه گیری از پشت بام به بیرون پرتاب می کنند، بدین مفهوم که مادر و پدر عروس و داماد همه زحمت های خود را به یک تخم مرغ صلح کرده از این به بعد، تنها نقش مشاور را برای عروس و داماد بازی کرده، در زندگی خصوصی این زوج دخالت نخواهند کرد.

سنجد و آویشن در همه مراسم شادی زرتشتیان به مفهوم آرزوی طول عمر  زیاد و پرباری زندگی دیده می شود.

انار و سکه  به مفهوم بار دهی و داشتن و تربیت کردن فرزندان شایسته و دارا ، از راه راستی و درستی و زندگی شیرین و پربار است.

قند سبز به نشانه سبز بختی و شیرین کامی بین  افراد خانواده عروس و داماد دست به دست می شود.

انجمن موبدان تهران