راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

مانکچی لیمجی هاتریا وباسوادی جامعه ایرانی زرتشنی

مانکجی

نماینده یان هند در 31 مارس 1854 م. (برابر 1233 خ. ) برای بررسی و پژوهش در زندگی زرتشتیان ایران و تغییر و بهبود در وضعیت آنان به ایران سفر کرد. او نماینده انجمن اکابر یان بود. مانکجی ضمن کارهای زیادی که برای بهبود وضع زرتشتیان در ایران انجام داد، آنها را به تشکیل انجمن (پنجایت) برای رسیدگی به امور جاری و فرهنگی تشویق نمود.

در این گفتار به کوتاهی چگونگی تشکیل انجمن ها و مووسسات را آورده ایم.
انجمن کرمان
مانکجی در سفری که به کرمان کرد، به هنگام تجدید بنای درمهر قدیمی کرمان، که در زمان شاه عباس صفوی (1024خ.) به وسیله دستور رستم پور بندار پور مهرگان در محله شهر کرمان ساخته شده بود، در سال 1238خ. در چگونگی استفاده از محل آتشکده، بر سنگ نبشته این آتشکده، در بند پنجم آن آورده:
« برای فراهم آمدن و همداستان شدن کسان پنجایت و انجمن زرتشتی گروه و آراستن بزم نوسیره در هر سکه دین زرتشتی »...(اردیبهشت ماه قدیم 1228 یزدگردی برابر با 14 ماه اکتبر سال 1858م.)
به طوری که در بند پنجم دیده می شود، پایه تشکیل انجمن زرتشتیان کرمان در آن سال ریخته شد و انجمن ناصری زرتشتیان کرمان، بر پایه همین انجمن در سال 1272 خورشیدی در زمان کیخسروجی خانصاحب بنا نهاده شد.
چند سال بعد مانکجی در روز دی به آذر و خرداد ماه 1245 خ، اعضای انجمن به سرای دولاب سهراب خان، محلی که به وسیله وکیل الملک حکمران کرمان برای مانکجی در نظر گرفته بود، فراخواند، و در امور زرتشتیان و وظایف همگان سخنرانی کرد. صورت مذاکرات این جلسه و جلسه های بعد در دفتری ثبت و در بنگاه خاور شناسی خورشید جی کاما در هند نگه داری می شود.
مانکجی در این جلسه گفت: «...نام اعضای پنجایت یا بزرگان در دفتر نوشته نمی شود، بلکه نام کسانی نوشته می شود که زیادتر برای جماعت زحمت کشیده و از کیسه خود خرج کلی و بیشتر نموده و در راه دین عقیده درست داشته و بی ریا و از ته دل برای گروه کوشش نمایند...حاصل دنیا هم همین است که اسم شخص به نیکویی بلند و تحصیل آخرت شود. اگر صد هزار تومان از شخص باقی بماند، حاصلی ندارد، به جز همین نام نیکو که در میان خلایق برده شود. »
نام اعضای این انجمن که دوازده نفر بودند:1- دستور جهانگیر مرحوم دستور رستم (جد خدایار هرمزدی)
2- ملا بهروز ملا اسکندر(عموی ارباب کیخسرو شاهرخ) 3- ملا گشتاسب دینیار 4- ملا اورمزدیار خسرو 5- ملا دینیار اورمزدیار 6- ملا ظهراب گشتاسب 7- استاد آدرباد اورمزیاد 8- ملا خسرو مرحوم فولاد 9-ملا رشید شهریار مهربان شهریار 10- ملا بهمن جمشید 11- استاد مهراب خداداد بهمن 12- ملا خداداد خسرو صندل. دستور جهانگیر رییس انجمن بود و ملا گشتاسب تحویلدار و ملا بهروز اسکندر منشی.
مانکجی در همین جلسه معین کرد که: سالی شصت تومان برای مصارف مدارس کرمان معین شود. دو مدرسه در شهر یکی پای آتش ورهرام و معلم آن هم دستور رستم ولد دستور جهانگیر باشد با سالی 24 تومان، دیگری در محله پرموتن و ملا شاهرخ پسر ملا اسکندر (پدر ارباب کیخسرو) معلم آنجا باشد، او هم سالی 24 تومان. یک مدرسه در قنات غسان پای آتش آدریان، با معلمی موبد جهانگیر موبد مرزبان (جد پدری تیمسار جهانگیر اشیدری) با سالی 12 تومان.(در سال1245خ.)
(به صفحات 255 تا265 کتاب تاریخ پهلوی و زرتشتیان مراجعه کنید.)
انجمن یزد
انجمن ناصری یزد، در روز باد ایزد و شهریور ماه قدیم 1261 یزدگردی(1271خ.) به همت روانشاد کیخسرو جی خانصاحب و در حضور وی تشکیل شد. کیخسرو خانصاحب در یک دیباچه و 46 ماده اساسنامه این انجمن را برای زرتشتیان یزد یادآور شد و همه اعضای آن را انتخاب و به تصویب رساند.
به طور کلی 28 نفر برای اداره انجمن انتخاب شدند که هییت رییسه آن عبارتند بودند از: سرنشین (رییس) انجمن: دستور شهریار، نایب رییس: دستور تیرانداز، امین اداره: ملا دینیار کلانتر، دفتر یار و دبیر اداره: استاد جوانمرد و استاد کیومرس و مستشار القوانین آیین بهی: ماستر خدابخش.
این انجمن طبق وقف نامه ها، تمام اماکن مقدسه زرتشتیان را در دست داشت.
وقف نامه اول – شامل تمام معابد و در مهرهای زرتشتیان چه در یزد و چه در دهات یزد.
وقف نامه دوم – شامل زیارتگاه ها و اماکن مقدسه مانند پیرسبز و پیرخاتون بانو، پیرنارستانه و ....
وقف نامه سوم – دادگاهها به انضمام خیله ها و توابع آن.
انجمن خیرخواه زرتشتیان یزد
برابر آیین نامه ای 70 ماده ای و یک سوگند نامه انجمنی در یزد به نام انجمن خیرخواه زرتشیان یزد (به غیر از انجمن ناصری) تشکیل شد. تعداد اعضای این انجمن 63 نفر بوده است. از چگونگی تشکیل این انجمن و اینکه چه انگیزه ای سبب شد تا با وجود انجمن ناصری مبادرت به تشکیل آن شود، آگاهی نداریم، ولی با توجه به اینکه در ماده 12 اساسنامه آن، لزوم احترام به انجمن ناصری را مورد نظر و دقت قرار داده است، می توان دریافت که اختلاف نظری در بین بوده است، اما نه به اندازه ای که انجمن ناصری را نفی نماید.
دراینجا باید از انجمن دیگری به نام انجمن حق گوی یزد نام برد که اعضای آن از متعصبین زرتشتی بودند. گویا قتل ماستر خدابخش از کارهای این انجمن بوده است.
انجمن زرتشتیان تهران
چون در آن روزگاران، تعداد زرتشتیان تهران محدود و از یکصد نفر تجاوز نمی نمود، لذا مانکجی در منزل خود و نزدیکی آن، جایی را به نام وکالت خانه یان تعیین کرد که به امور زرتشتیان رسیدگی، و مدرسه زرتشتیان نیز ابتدا همانجا بود، و یک نفر متعمد از زرتشتیان نیز به نام «وکیل الرعایا» تعیین شد که به کارهای زرتشتیان رسیدگی نماید. این وضع ادامه داشت تا زمانی که شادروان ارباب کیخسرو شاهرخ شالوده انجمن زرتشتیان تهران را در سال 1286خ. به شرح زیر پایه ریزی کرد:
زرتشتیان تهران در تاریخ چهارشنبه زامیاد ایزد اسفند ماه باستانی 1276 یزدگری در کاروانسرای مشیر خلوت که مرکز تجارت زرتشتیان تهران بود، گرد آمده، 14 نفرنمایندگان انجمن را از طرف خود برگزیده و تا دوسال که تجدید انتخاب می شود، بر کلیه خیر و اصلاح حال در امور زرتشتیان به هر قسمی که مقتضی و مصلحت دانند، مختار و مسلط نمودند و نظامنامه داخلی انجمن را که مشتمل بر 45 ماده بود، تصویب نمودند.
در تاریخ جمعه انارم ایزد اسفندماه 1276 یزدگردی برابر 29 جمادی الاخر1325 قمری، تمامی 14 نفر در وکالت خانه یان تهران با حضور اردشیرجی صاحب (سومین نماینده انجمن اکابر یان) حاضر شدند و هییت رییسه به شرح زیر برگزیده شد:
میرزا کیخسرو شاهرخ: رییس انجمن – موسیو اردشیر مهربان: نایب رییس – میرزا شهریار خدامراد: دفتر دار و میرزا جمشید مهربان: دبیر.
تعداد زرتشتیان تهران در آن سال (1287خ.) 543 نفر بود.
در ابتدای مشروطیت، انجمن های بسیاری تشکیل گردید که کسروی و اسماعیل رایین ــ تاریخ نگاران مشروطیت ــ تعداد آنها را تا 1200 انجمن می نویسند. برخی از این انجمن ها با انجمن زرتشتیان تهران در مکاتبه بودند و برای شرکت در جلسات یکدیگر، همدیگر را دعوت می کردند.
شرح اقدامات انجمن تهران بسیار مفصل است و هر دوره برای خود تاریخی دارد که باید توسط انجمن تهران برای آگاهی عموم منتشر شود. از عمده کارهای گردش های نخستین انجمن تهران، تاسیس آتشکده در تهران و مدارس بوده است
Hamed
13th August 2009, 13:13
انجمن برادری یان تهران
یکی دیگر از انجمن های زرتشتیان تهران است که نظامنامه و مرامنامه جداگانه داشته است. نظامنامه، پس از مقدمه، در هفت فصل و 43 ماده و یک قسم نامه تنظیم شده بود. این انجمن 12 عضو داشت. انجمن برادری یان تهران از نوروز 1290خ. شروع به کار نمود و طبق اساسنامه در آغاز هر سال تجدید انتخابات می کرد.
موبد اشیدری، در کتاب «تاریخ پهلوی و زرتشتیان» علت تشکیل این انجمن را چنین می نویسد:
« در آن موقع، عده ای به نام گماشته یا نوکر – یا کارگر دکان و نظایر آن در حجره های بازرگانان و تجارتخانه های زرتشتیان در سرای مشیر خلوت و تیمچه صاحب الدوله و دالان امین الملک کار می کردند و گویا برخی ارباب ها به آنها ظلم و بیرحمی می نمودند و به طوری که گزارش شده یکی از آنها در اثر کتک اربابش از بین می رود و شاید تشکیل این انجمن بدان سبب باشد که بتوانند از حقوق خود دفاع نمایند و یا آنکه از حاشیه، منبع تقویتی در بین بوده که آنها را نیرو می بخشیده تا قدرتی در برابر ارباب شان باشند » (به نوشته فریدون رشیدی در شماره 6 هوخت سال 1342 رجوع شود.)
انجمن شیراز
در نظامنامه این انجمن آمده است: «....ما زرتشتیان شیراز از امروز که روز جمعه رشن ایزد شهریور ماه باستانی سنه 1279 یزدگردی می باشد، در عمارت باغ وقفی مسافرخانه ملت زرتشتیان در شیراز جمع گردیده،....از حالتحریر الی مدت دو سال که تجدید انتخاب شود، به کلیه خیر و اصلاح حال و امور زرتشتیان به هر قسمی که مقتضی و مصلحت دانند مختار و مسلط نمودیم.»
اساسنامه این انجمن در 43 فصل به تصویب رسیده بود. باغ معبد و مسافرخانه زرتشتیان شیراز در سال 1323 قمری خریداری شده است و در سنگ نوشته آن نام های : ارباب رستم شاهجهان، خسرو شاهجهان و برادران، رشید خداداد فرامرزیان، خدابنده کیخسرو، هوشنگ اردشیر، خدابخش فریدون، ارباب جمشید جمشیدیان، خدارحم هرمزدیار، سروش اردشیر، منوچهر خداداد، بمان هرمزدیار، بهرام بهمن جمشید، کیخسرو ظهراب، رستم بهرام آدر، اردشیر خداداد نارنجی، رشید موبد بهرام، کیخسرو اسفندیار مریم آبادی، رستم اردشیر، رستم شهریار، رستم نوشیروان، کیخسرو مهربان خورسند، مهربان فولاد تیرانداز آمده است.
دیگر موسسات زرتشتی
مووسسات زرتشتی بسیارند و هر کدام شرح ویژه خود را می خواهد. در این جا به اختصار از موسسات زرتشتی تنها نام برده شده:
· آتشکده یزد، کرمان، تهران و...: شرح تاسیس آتشکده تهران در گفتار دوم به طور مفصل آمده است
· آتشکده تهران : که به کوشش ارباب رستم گیو ساخته شده.
· دخمه تهران، یزد، کرمان و...
· شاه ورهرام ایزد در تهران و شهرهای دیگر.
· مدارس تهران و شهرستان ها که تعداد آنها بسیار زیاد است. بیشتر مدرسه ها در شهرستان ها و روستاهای یزد از سوی یان هند بنیان نهاده شد. در تهران هم به کوشش ارباب کیخسرو شاهرخ و با سرمایه یان مدرسه های دخترانه و پسرانه تاسیس شد که هر کدام تاریخچه مفصلی دارند. برای نمونه سرگذشت دبیرستان دخترانه انوشیروان دادگر در گفتار سوم آمده است.


انجمن های موبدان یزد، کرمان و تهران از قدیمی ترین انجمن های روحانی جامعه زرتشتی هستند.
کتابخانه اردشیر یگانگی، کتابخانه هورشت به کوشش دکتر صرفه در یزد و کتابخانه های دیگر.
بیمارستان های و درمانگاه ها در تهران و شهرستان ها : درمانگاه سررتن تاتا، زایشگاه بهمن، بیمارستان گودرز در یزد، بیمارستان منوچهردادی در کرمان، درمانگاه خداداد مهرابی در کرمان، درمانگاه اردشیر یگانگی در تهران و ....
تالار های پذیرایی مانند: تالار ایرج، بهمن، خسروی و در شهرستان ها تالارهای گوناگون.
ورزشگاه: اردشیر همتی در کرمان، باشگاه زرتشتیان در یزد، فروهر در تهران و....
آرامگاه قصر فیروزه: به کوشش ارباب کیخسرو و جمع آوری پول از زرتشتیان خریداری شد که در اطراف آن به یاری دیگر خیراندیشان سالن هایی ساخته شد. تاریخچه خریدن و وقف آرامگاه و زمین های اطراف آن برای جامعه زرتشتی، بسیار مفصل است که باید در جزوه ای جداگانه به چاپ برسد.
آب انبارها: تعداد زیادی آب انبار در یزد و روستاهای زرتشتی نشین به کوشش خیراندیشان ساخته شد. از جمله آب انبار رستم گیو در شهر یزد و یا آب انبار پیرهای مختلف.
مسافرخانه و پذیرشگاه: زرتشتیان در شهرهایی که نیاز داشتند؛ مانند کاشان، کرمان، یزد، شیراز و بندرعباس، زاهدان و اهواز و...با کمک مالی خیراندیشان و دهشمندان پذیرشگاه هایی را ساخته اند.
زیارت گاهها: در شهرهای مختلف زرتشتی نشین زیارتگاه هایی وجود دارد. از همه بیشتر در یزد و اطراف آن زیارت گاههایی وجود دارد که برای زرتشتیان بسیار مقدس است، مانند: پیر سبز، پیر هریشت و....که هر کدام تاریخچه ویژه خود را دارند.
پرورشگاه، تاسیسات و مدرسه های مارکار در تهران و یزد: پشوتن جی دو سابایی مارکار نیکوکاری که سرمایه اش را وقف امور زرتشتیان کرد؛ مووسساتی را بنا نهاد که بسیار گسترده است. چگونگی خرید و ساخت و واگذاری این مدرسه ها وموقوفات شرحی مفصل می خواهد و هر کدام کتابی را می طلبد.
بنیاد های خیریه: تعداد بسیار زیادی بنیادهای خیریه در تهران و شهرستان های زرتشتی نشین به وجود آمده است که توسط اشخاص خیراندیش پایه نهاده شده است.
سازمان ها: سازمان ها وباشگاه های گوناگون در تهران و شهرستان ها ایجاد شد. از جمله می توان از سازمان فروهر، باشگاه مزدیسنان، سازمان زنان، کانون دانشجویان،...نام برد.
تفریحگاه و کوشک: مانند کوشک ورجاوند کرج و....

*شایسته است پژوهشگران تاریخ و فرهنگ زرتشتی، درباره تاریخ این مووسسات کار بنیادی و اساسی انجام دهند.
http://forum.funpatogh.com/archive/index.php/t-9529.html?s=2fb99def911cebdad5c8b3c9d309d264 ادامه مطلب ...

ائیریامن


ائیریامن ایزد خورشید و آتش آریائیها بوده است

در اوستا و وداها از یک خدای مرموزآریائیان به نام ائیریامن- که به همراه اهورامزدا (وارونه) و میثره (مهر، ایزد خورشید) تثلیث خدایان کهن اهوراها (آسوراها) را تشکیل می دهند- یاد شده است. که جایگاه الوهیت وی چندان مشخص نشده است. جز اینکه در وداها نامش پکبار در مورد سوریه یعنی ایزد خورشید به کار رفته است. از آنجاییکه در تثلیث اهوراها (اسوراها) وارونه در مقام ایزد آسمان و داور و قانونگذار و میثره در مقام ایزد عهدو پیمان و ایزد خورشید است لذا نگارنده با قیاس تثلیث سکایی/ اسلاوی خدایان سواروگ (خدای آسمان روشن) و داژبوگ (خدای خورشید) و سواروگیج (خدای آتش) بدین نتیجه رسیده بودم که ائیریامن همان ایزد خورشید و آتش آریائیان عهد باستان بوده است و دلیلم هم این بود که سواروگیج یعنی منسوب به سواروگ تنها یک علامت نسبت با پدرش سواروگ فرق دارد، ثانیاٌ طبقهً روحانیان آتش در نزد آریانیان ایرانی که آتش پرستی برذائقهً آنان مسلط بوده به نام این ایزد، ائیریامن خوانده شده اند.حال دلایل قاطعی بر ای اثبات این نظر خود پیدا کرده ام: چه از سویی نام ائیریامن را - که اغلب به معنی دوست منش گرفته میشود- به سادگی می توان ایزد آتش اجاق خانوادگی یا خانهً آتش (خورشید) معنی نمود چون کلمات آیر و آر در زبان آذری قدیم و کردی به معنی آتش هستند. از سوی دیگر خدای آریائی دیگری به نام اپم نپات را به عنوان حلقه واسط بین ایزدان آریایی آهوراها (اسوراها) سراغ داریم که نامش در اصل به معنی زادهً و ناف آبها است چه از سویی این مفهوم در وداها در باب برهما (اهورا مزدا) یا همان وارونا (ایزد قانونگذار آسمان شب)به کار رفته از سویی دیگر وی نظیر اهورامزدا به همراه آئیریامن و میثره یکی از رئوس تثلیث اهوراها را تشکیل می دهد و از جانب دیگر نام وی در وداها به آگنی یعنی ایزد آتش تخصیص یافته است. از این موضوع به مطلب مهم دیگری می رسیم آن این است که در وداها و اوستا مفهوم رانندهً اسبها و تیز اسب لقبی بر اپم نپات و آگنی می باشند که از این جا معلوم میشود ایزد درواسپ آریانیان یعنی سالم نگهدارنده اسبان هم که در اعتقاد سکائیان اسب تیزو تکی را برای ایزد خورشید تقدیم می کند همان ایزد آتش سکانیان بوده است و اتفاقاٌ گئوتمه از سرودگویان وید که در اصل همان گئوماته زرتشت است سرودش در باب همین خدایان آریائی آتش (آگنی) و دانایی (اهورامزدا/برهما/ وارونا) است. این سرود ودایی که در ریگ ودا آمده از این قرار است: "ای جات ویداس (دانندهً همه= برهما/ آگنی) تیز هوش و تندرو، ما "گوتمه ها" (دانایان سرودهای دینی) تو را به خاطر جلالت با سرودهای مقدس تجلیل می نمائیم. ترا چنانکه هستی "گوتمه" در آرزوی ثروت با سرود خویش می ستاید. بدین سان مانند" انگیرس ( آگنی)" ما ترا که بهترین بدست آورندهً غنایمی، می خوانیم. ما ترا برای جلالت می ستائیم. توبهترین کشندهً وریتره (دشمن) هستی که دشمنان (داسیوها) را از ما دور ساخته ای. ما ترا برای جلالت می ستائیم. ما پسران "راهو گنه" (کشندهً راهزن)، سرود سرور انگیزی برای آگنی سروده ایم. ما ترا برای جلالت می ستائیم." در وداهای هندوان آریامن (ائیریامن اوستا) رئیس ارواح گذشتگان و نیاکان به شمار آمده و کهکشان یندو راه یا جاده او محسوب شده است. اما در سمت ایران این صفات متعلق به اهورامزدا (ایزد کیوان، آسمان شب) و ایزد خورشید بوده است. پیداست با توجه به مبادلات فرهنگی مردمان باستانی فلات ایران و هند بوده که در وداها نام آریامن یکی از القاب سوریه (خدای خورشید) به شمار رفته است. به هر حال با توجه به وجود میثره (مهر) به عنوان خدای خورشید در تثلیث خدایان وارونه، میثره و آریامن باید آریامن (ائیریامن) را در اینجا در اصل نه خدای خورشید یا رعد بلکه ایزد آتش یا ایزد آسمان روشن روز شمرد به تعبیر اوستایی آن، آن آتش مقدس برزی سونگه یعنی بلند سود و بهرامی که در حضور اهورامزدا می سوزد و پسر او محسوب است. نماز ویژهً ائیریامن (ائیریا ایشی) طبق مندرجات اوستا، های 54 از یسنا بدین قرار است: " به این به جای آی، ای ائیریامن گرامی، برای یاری مردان و زنان زرتشتی، برای یاری منش نیک، برای آن دینی که درخور مزد گرانبهاست. بخشایش آرزو شدهً راستی را که اهورا مزدا ارزانی خواهد داشت، خواستارم. نماز ائیریامن ایشیه را می ستاییم، آن نماز توانای پیروزگر دشمن شکن را، که در میان گفتارهای راستی بزرگترین است. گاتهای پاک و ردان شهریار پاک را می ستاییم. ستوت یسن (نماز ستایش) را می ستائیم که نخستین آیین داد است."صورت دیگر این نماز به عنوان دعای درمان بخشی در اوستا، اردیبهشت یشت چنین ذکر شده است: "نماز ائیریامن ایشیه که تمام خرد خبیث و همهً جادوان و پریها را بر اندازد، بزرگترین کلام ایزدی است، بهترین کلام ایزدی است؛ به غایت زیباترین کلام ایزدی است؛ در میان کلام خدایی قوی است. قویترین کلام خدایی است، در میان کلام خدایی محکم است؛ محکمترین کلام خدایی است. در میان کلام خدایی پیروزمند است؛ پیروزمندترین کلام خدایی است. در میان کلام خدایی درمان بخش است؛ درمان بخش ترین کلام خدایی است." استاد پورداود در این باب می آورد: "ائیریامن ایشیه در ردیف یتا اهو و اشم وهو از ادعیه بسیار شریفه شمرده شده است.... کلمهً ایشیه صفت ائیریامن است یعنی آرزو یا عزیز.... کلمهً ائیریامن در فارسی ایرمان شده و در فرهنگها نیز ضبط است. متقدمین از شعرای ما این لغت را به معانی مختلف به کار برده اند. فردوسی به معنی میهمان و دوست و سرور گرفته است: چو موبد پدید اندر آمد به در ابا او یکی ایرمانی دگر، در جای دیگر شاهنامه گفته:اگر کشته گردد به دست تو گرگ تو باشی به روم ایرمانی بزرگ...." به نظر می رسد در پیدایی و تکمیل اسطورهً سلم (سرور) و تور (پهلوان جنگجو) و ایرج (آتش نجیب) تثلیث اهورامزدا (سرور دانا) و میثره (خورشید شکست ناپذیر) و ائیریامن (ایزد نجیب آتش) نقشی اساسی داشته است. در اساطیر کهن هندوان ارتباطی بین نامها و اسطوره های آئیریامن (ایزد نجیب آتش) و شیوا ( به معنی فرخنده، مبارک، در مقام کاهن خدایان) که لینگامی بسیار بلندی از آتش مقدس (آتش خورشیدی) دارد، دیده میشود. بنابر این در تثلیث معروف خدایان هندی برهما (ایزد خردمند آسمان، وارونا، اهورامزدا) و ویشنو (ایزد رعد و برق) و شیوا (فرخنده، ائیریامن، ایزد آسمان روشن روز) در مقام مقابله با تثلیث آسوراها (اهوراها) تنها خدای خورشید (میثره) با ایزد رعد (ایندره ویشنو ) جایگزین شده است. آز آن جائی که در وداها کلمهً ارهه به معنی روز است، لذا محتمل است که نام ائیریامن به صورت ارهه من نیز تلفظ می شده که این می توانست در اثر کثرت تلفظ تبدیل به اهریمن گردد. بنابراین در اساس اهورا مزدا (وارونا) ایزد خردمند آسمان شب محسوب بوده و اهریمن ایزد جنگ آسمان روشن روز که در الهیات مغان ایرانی جایشان عوض شده است. دلیل این که ائیریامن ایزد جنگ نیز به شمار می رفته از مقابلهً مفهوم آن با نظایر اساطیر ودائی، اسلاوی و ژرمنی آن معلوم میشود چه در نزد هندوان شیوا (فرخنده) دارای لقب رودره (جنگاور درخشان) بوده و همان است که در نزد سکاها /اسلاوها و ژرمنها به ترتیب خویتو سوروس (خورشید جنگاور)/ سواروگ (ایزد جنگاور آسمان روشن) و تیر (خدای درخشان جنگ) خوانده شده اند و اینان خود همچنین نامهای سوانتویت (نماد قدسی) و وه (مقدس) را بر خود گرفته اند که به وضوح با نام ائیریامن -که آن را همچنین می توان نجیب و پاک و مقدس معنی نمود- مترادف می باشند.

برگرفته از فرهنگ و اندیشه

رونشاد ارباب رستم گیو

فرزانه ارباب رستم گیو

در سال 1267 خورشیدی در یزد به دنیا آمد . آموزشهای آغازین را در یزد ، در نزد استاد ماستر خدابخش ،ودر مدرسه کیخسروی آغاز نمود ودر سال 1287 خورشیدی روانه تهران شد و به کار بازرگانی پرداخت . پیشرفت ارباب رستم در تجارت (به همراه برادرش ارباب گیو شاهپور و سپس شرکت یگانگی پارسیان ) به حدی بود که نام گیو برای بازرگانان پشتوانه ای با ارزش شناخته می شد                                                

در فروردین 1312 خورشیدی در گردش چهاردهم وارد انجمن زرتشتیان تهران شد و از فروردین 1314 خورشیدی در گردش پانزدهم به سمت نیابت برگزیده شد و در تیر ماه 1319خورشیدی پس از ارباب کیخسرو شاهرخ در گردش هفدهم به اتفاق آرا به سمت ریاست انجمن انتخاب گردید و تا پایان گردش 28 انجمن زرتشتیان این سمت را در اختیار داشت (در کل 5 سال در مقام نیابت و 27سال در مقام ریاست انجمن زرتشتیان) .
در دوره چهاردهم به عنوان نماینده زرتشتیان واردمجلس شد وتا دوره نوزدهم این سمت را در اختیار داشت.تا اینکه به سبب زیادی سن نمایندگی مجلس را کنار گذاشت .
در تاریخ سوم مهر 1342 خورشیدی به دلیل لیاقت وشایستگی ، اولین فرد زرتشتی بود که به عنوان نماینده انتصابی وارد مجلس سنا شد .                                        
وی،همچنین، در تاریخ دهم آبان 1335 خورشیدی نشان درجه یک تربیت بدنی و در تاریخ24 اسفند 1336 خورشیدی نشان درجه یک از وزارت فرهنگ دریافت نمود و در تاریخ نوزدهم تیر 1345 به عضویت سازمان ملی حفاظت آثار باستانی درآمد . 
فرزانه ارباب رستم گیو در آیین بزرگداشتی که از سوی سازمان فروهر جوانان زرتشتی برای ارج نهادن به زحمات آن بزرگوار برگزار کرد ، فرمود :
“سپاس اهورامزدای بزرگ را که به اینجانب توانایی خدمات ناچیزیکه انجام داده ام عنایت فرموده و از عموم کسانیکه با اینجانب همکاری صمیمانه نموده اند قدردانی و تشکر می نمایم زیرا بدون پشتیبانی وحمایت و همکاری صمیمانه آنان بی شک در خدمات اجتماعی و سیاسی کامیاب نمی گردیدم”.
ارباب رستم گیو بنیاد رستم گیو را درسال 1337 خورشیدی تاسیس نمود. از نیـک کــــرداری ایشان می توان به موارد زیر اشاره نمود :

-ساخت دبستان گیو در تهران
-ساخت مجتمع بزرگ فرهنگی ،اجتماعی و مسکونی رستم باغ واقع درتهران پارس به به مساحت تقریبی 25000 مترمربع شامل آدریان ، کتابخانه ، تالارها ، ساختمانهای مسکونی برای حدود 88 خانوار، زمین ورزشی و … .
-ساخت دبستان دخترانه استاد خدابخش در تهران .
-ساخت دبستان پسرانه استاد پورداود در تهران .
-ساخت آب انبار در تهران پارس .
-اهدای قطعه زمینی به مساحت 15000 مترمربع به آموزش و پرورش استان تهران .
-ساخت درمانگاه در سوهانک تهران و اهدای آن به وزارت بهداری به نامگانه برادرزاده جوان خود مهربان گیو.
-ساخت یک باب مدرسه ، یک باب حمام ، یک باب مسجد در روستای کوهان دماوند . وهمچنین ایجاد جاده شوسه ماشین رو از جاده اصلی فیروز کوه به روستای نامبرده .
-ساخت تالار 400 نفره مراورید در یزد .
-ساخت آب انبار 4000 مترمکعبی در محله دستوران یزد .
-لوله کشی روستای نصرت آباد یزد .
-ساخت آب انبار و خیله(آسایشگاه) برای زیارت کنندگان پیر سبز ( پیرچک چک).
-ساخت درمهر ارباب رستم گیو با ساختمان چهار طبقه واقع در 15 کیلومتری شمال غرب نیویورک .
-ساخت درمهر مهربان گیو(به نامگانه برادرزاده اش) در کانادا .
-خرید زمین وسیعی در شیکاگوی آمریکا به منظور ساخت درمهر که در سال 1362 خورشیدی تکمیل و گشایش یافت .
- … و کمکهای مداوم به سازمانها و انجمن های زرتشتیان شهرهای مختلف ایران .
فرزانه ارباب رستم گیو در روز 15 مهرماه سال 1359 خورشیدی ودر سن 92 سالگی درگذشت ، و به راستی که وی سوشیانت زمانه خویش بود . روانش شاد ونامش به نیکی یاد باد