رستار. [ رَ ] (نف ) خلاص و نجات و رستگاری و رهایی و آزادی . (ناظم الاطباء). نجات یافته و رهاشده ، اگرچه این لفظ مخفف رستگار بنظر می آید ولیکن چنین نیست بلکه مرکب است از رست (مأخوذ از رستن ) و لفظ آر به معنی آورنده و در پهلوی هم رستار بوده . (از فرهنگ نظام ). مخفف رستگار است که خلاص و نجات باشد. (برهان ) (آنندراج ). رستگار. (ناظم الاطباء). مخفف رستگارباشد. (فرهنگ جهانگیری ). رستگار باشد. (فرهنگ خطی ).خلاص شونده . رستگار. (فرهنگ فارسی معین ( :
گر همی گوید که یک بد را بدی هم یک دهد
باز چون گوید که هرگز بدکنش رستار نیست .
ناصرخسرو.
|| سالم . (ناظم الاطباء). || خیرخواه و نیک اندیش . (آنندراج ). || گروه آزاد. (ناظم الاطباء). || نزد محققین صاحب دولتی است که زخارف دنیوی و تعلقات صوری و معنوی دامنگیر حال او نباشد. (آنندراج ) (برهان (.
http://rastar.persianblog.ir/

فرشید ابراهیمی- شادروان استاد محمدحسین شهریار متخلص به بهجت تبریزی، یکی
از برحستهترین سرایندگان ادبیات کلاسیک پارسی در دورهی معاصر، به سال
۱۲۸۵ در شهر تبریز زاده شد.
در سنین جوانی، پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در اداره ثبت اسناد
مشهد و نیشابور، به تهران بازگشت. او در ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و
پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران
شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز
به وی اعطا کرد. او در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه
سلام- را میسراید. گفته میشود که این منظومه به ۹۰درصد زبانهای اتحاد
جماهیر شوروی ترجمه و منتشر شده است. شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل
بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا
به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون شد.
یکی از دلکشترین سرودههای شهریار، منظومهی تخت جمشید است. شهریار در این
سروده روانش به شامگاه تخت جمشید پرکشیده و با شکوهی تمام، ویرانی این
بنای شگفت روزگار را به دست سپاه اسکندر در کالبد سرودهای به یاد ماندنی
به تصویر کشیده است.
«این شعر، خیال وهمانگیز مردی ایرانی است که بال به نهان شب میگشاید و از
فراز البرز به فراخنای تاریخ ایران ره میپیماید و با نگاه عبرتآمیز،
استواری فرهنگ و تاریخ ایران را به غارتگران فرهنگ مینماید.»۱
از آنجا که انتشار تمامی این منظومه در این مجال مقدور نبود، تنها این چند
برگ را ویژهی برجستهترین بیتهای این مثنوی پرآوازه پیرامون حریق تخت
جمشید ساختیم.
شب، ز تشییع غروب خورشید بازمیگشت به تخت جمشید
من هم از قلهی البرز خیال تاختم قافله را از دنبال
تا مقامی که شنیدم از شب قصر داراست خدا را به ادب
ماه در ابر خود از شرم نهان بحریم از حرم پادشهان
نیز داران سپاه جاوید زنده میگشت و زهم میپاشید
چشمها خیره و تند و سرکش لیک ریزان چو شرار آتش
لیک غوغا به سبکبالی خواب خفه میگشت چو آتش در آب
آخر کار به تلقین سروش اسم شب دادم و خوابید خروش
اسم شب «آتش اسکندر» بود که سیه باد رخ چرخ کبود
رفتم از پلهی رفعت بالا رو بخرگاه حریم والا
نردهها ریخته دندانه نما خنده میآیدش از غفلت ما
بعد سی قرن صباوت سیماست سنگها صیقلی و چهرهنماست
رهزن چرخ زده راه قرون وین غنائم بسر راه نگون
میتوان دید در آن معرض باد جامجم، افسرکی، تخت قباد
مدفن عشق و حمیت بینی قتلگاه مدنیت بینی
داریوشش بدل آتش و خون تخت و بخت و علمِ داد نگون
ناگهم شد بهنظر پردهگشا سینمائی دو مخالف سیما
این یکی چشم و چراغافروزان واندگر شعله و آتش سوزان
این درخشیدن تخت جمشید وان فروخفتن قرص خورشید
این فرا بردن کاخ و سردر وان فرود آمدن اسکندر
این یکی را که صدش گل چیدم در دل پرده چنین میدیدم
یافت فرمان شهنشاه صدور به پی افکندن این کاخ سرور
کاروانها به غریو و به قطار اوفتادند به راه از اقطار
ساردی ها به طلا میآیند با چه برقی و جلا میآیند
بار نیل آید و مرمر از مصر نیل را قافلهها بر سر جسر
خیل لبنان همه با کاج آید هند با صندل و با عاج آید
بار مخمل زده کاشانیها لعل بارند بدخشانیها
از نشابور دمد فیروزه فلکش کرده نگین دریوزه
کاوش و غلغله در کوه و کمر کان زرافشاند و دریا گوهر
میشکافد جگر صخره و کوه سنگ از سنگتراشان بستوه
نقشبندان و مقرنسسازان رنگریزان و قلمپردازان
نقشهها مختلط و گلچینی مصری، آشوری، رومی، چینی،
لیک از آنجمله که بینی بهمیان چشم ذوق و هنر از پارسیان
همه اتباع و ملل دوش بهدوش سخت در کوشش و در جوش وخروش
هرچه این پرده شریف و مشعوف آن یکی پرده مهیب است و مخوف
اهرمن تاخته بر غرفه حور تیرگی چیره به سرچشمهی نور
تیغ کین است و کجاندازیها نَقل اسکندر و آن بازیها
خان مقدونیِ گل کرده جنون هرکجا میگذرد آتش و خون
بر سر قبضه شمشیرش دست سری از جام جهانگیری مست
مینهد پای به تخت جمشید تنگ عصر است و غروب خورشید
حکمفرما همه رعب است و سکوت مرد، در حشمت شاهان مبهوت
چشمهائی که به وحشت چیره است در شکوه مدنیت خیره است
بامهش کوکبه پهلو زده، مرد پیش این کوکبه زانو زده، مرد
به تماشا چه دلی می بازد که به تائیس نمیپردازد
هرچه زن بیشترش رعنائی کاخ از او بیشترش زیبائی
آتشی ساخت به دل غیرت زن که همه سوخت بهجز حیلت و فن
مرد کز گردش در کاخ آسود زن فتان دو سه جامش پیمود
دم زد آنگاه سخنگوی فَتِن از خشایارشه و جنگ آتن
لحن شد سرزنش آمیز که هین! خرمن خصم و نگاه تحسین؟
خرمن خصم که دلکش باشد در خور شعله آتش باشد
تیره شب بود و هوا آشفته کوکب بخت جهانی خفته
پرتو روزنهها، زار و نزار زرد و ماتمزده، چون شمع مزار
آسمان عربده چو بینی و مست مینماید که خبرهایی هست
هر دمش مشعل برق افروزد تا که را خرمن هستی سوزد
باد دامن به عتاب انگیزد تا کی از شعله فرود آویزد
اختران چشم فروبسته بخشم بو که دودی نرودشان در چشم
تختجمشید، عروس زیبا دگر افسرده و محزون سیما
آشیانی است شرارش در بر بوستانی است، خزانش در بر
لالهها بیرمق و بییارا آخرین شمع شکوه دارا
تخت و تاج و کمر و گوهر و عاج میدرخشد به سیل تاراج
رفته بر دوش سکندر تائیس خنده و خدعه بسان ابلیس
اهرمن تا ره حوّا نزند رخنه در طینت آدم نکند
خادمش مشعلهئی داده بهدست تیغ عریان به کف زنگی مست
عامل جرم به شرکت گستاخ ابتدا میکند از پرده کاخ
پرده چون دختر زیبایی عفیف سر فروهشته به زلفان ظریف
زان جنایت که جهان میورزید شعله و دست به هم میلرزید
وه چه بّرنده ندا بود و مهیب خشم وجدان که برآورد نهیب
شرمی از کار تبه دار ای زن شرم کن دست نگهدار ای زن
قبله پادشاهانست این جهان مرکز ثقل جهانست این کاخ
کاخ دانش بود و کعبه داد حرمت آئین و محبت بنیاد
خرمن خوشه فضل است و فنون گردآورده اعصار و قرون
اینهمه زشت چرائی ای زن؟ کاخ داراست کجائی ای زن؟
این پرستشگه ذوقست و هنر آخرین پایه معراج بشر
زیر پا هشته بشر دنیائی تا بدین پله کشیده پائی
این تمدن، که فرارفته به ماه چون فرود آریش ای زن در چاه؟
بنگر ارواح نیاکان و مهان چشمها خیره ز آفاق جهان
زین جنایت همه خونین جگران در تو چون چشم ندامت نگران
بنگر آفاق به هول و تشویش دستها بین شفاعت در پیش
خیرهای دیو شقاوت چه کنی؟ با سراپرده عفت چه کنی؟
ای فلک این چه دل است و یارا؟ پای اسکندر و کاخ دارا؟
شعله از پنجره میرد بیرون سرخ آنگونه که سیلی از خون
میگریزند حریفان چون تیر شعله دنبالکنان چون شمشیر
روشنان حملهور از برق و شرار سایهها مضطرب و پا به فرار
مانده تائیس و سکندر به میان نعره چون هلهله دوزخیان
در و پیکر به شتاب و به عطش میربایند لهیب آتش
پیشدستی است بهجان افشاندن که پس از شاه چه جای ماندن
درّ و گوهر به نشاطی که سپند در دل آتش و خون میرقصند
دود را جلوه زلف و خط و خال شعله را داده شکوهی به جمال
شعله سرمیکشد از ایوانها چون گل زرد که از گلدانها
منعکس نقش و نگار ایوان آتش از وی بنگرین الوان
شعلهها سبز و زری، عنابی سرکشیده به سپهر آبی
چون عروسان پرندینه قبا داده دامن به کف باد صبا
پرنیانهای نگارین، افشان ماند از دور به رقص پریان
یاد میآورد از طنازی جشن شاه و شب آتشبازی
چه شکوهی که بههنگام زوال به همان جلوه دوران جلال
خوب را اول و آخر همه خوب مهر و مه را چه طلوع و چه غروب؟
ساختن بود بدان فر و جلال سوختن نیز بدین لطف و جمال!
منبع: سایت ایرانشهر
2.قانون پذیرش
اینکه
چطور با خودتان حرف می زنید ، حداقل 95% از فکر و احساس شما را مشخص می
کند . ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور می پذیرد .
همواره با خودتان گفتگوهای مثبت ، سودمند و موثر داشته باشید ، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید .
3.قانون بخشندگی
هر
چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری
به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .
4.قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .
رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .
5.قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
"
تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به کمال در زندگی
اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می
دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )
6.قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست .
"
مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک
شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز
هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )
7.قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .
8.قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .
در
هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر
پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .
9.قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.
10.قانون ارزش واقعی
ارزش
هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود
ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .
11.قانون پذیرش واقعیت
مردم
تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را
عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را
می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .
12.قانون ذهن
همه
ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند .
افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن
بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید
13.قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای
پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این
است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید
14.قانون رابطه ی مستقیم
زندگی
بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از
یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .
15. قانون باور
هر
چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما
آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به
عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .
16- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه
براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما
نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و
عصبانیت است .
17.قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن
ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی
انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .
18. قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .
19. قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر
چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می
گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز
کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
20. قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما
می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید .
به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی
انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .
21. قانون جذب
شما
مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ
هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما
می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و
توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر
دهید .
22. قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .
23.قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .
24. قانون تغییر
تغییر
غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت
هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .
25. قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .
. قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .
27. قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید.
28. قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .
29. قانون آمادگی
شانس
در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی
کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می
شود .
در
هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا
موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .
30.قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .