راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

اصل و هدف واقعى اشو زرتشت

زرتشت و گات ها
آریاییان زندگیشان را به گله دارى مى گذراندند و خود به دو دسته تقسیم مى شدند، تعدادى از آنان که در جلگه هاى وسیع ، زندگى مى کردند استعداد و انعطاف بیش ترى در پذیرش تمدن تازه داشته و دیگران که صاحب زمین هاى ناهموار بودند به همان زندگى چادرنشینى و شکار قناعت کردند. اینان به خدایان قدیمى طبیعت ، مانند دیوها و دوهاى هندیان ، اعتقاد داشتند.
زرتشت در گات ها از مریدان این خدایان به نام هاى فرفسترهیزوا که معنى آن افعى زبانان مى باشد (یسناى 33 بند 6) نام برده است . بیش ترین سطور گات ها اختصاص به مبارزه با طرفداران دیوان یا بهتر بگوئیم مبارزه با معتقدان قدیم و طبیعت پرست داشته است ؛ به عبارت دیگر، گات ها، تاریخى است انباشته از برخورد با دیوپرستان .
زرتشت مى کوشید که با فلسفه اجتماعى خود که فلسفه ى پیشرو بود، آریاییان را از زندگى چادرنشینى و شکارورزى بازداشته ، آنان را به زندگى در شهرها، کشاورزى و تمدن شهرى آشنا کند، و براى اتحاد آنان تک خدایى را جانشین خدایان متعدد و طبیعت پرستى نماید.
بارتولومه مى نویسد: نو آورى زرتشت این است که بجاى خدایان متعددى که وجود داشت ، یک خداى دانا یا اهورمزدا را جانشین ساخت .
اغلب محققین دیگر که پیام زرتشت را به دقت بررسى کرده اند دریافته اند که در گات ها فقط یک خداوند و آفریدگار وجود دارد و زرتشت پیام آور یک توصیه خالص است . دیوهاى گات ها موجوداتى آسمانى نبوده و بر روى همین زمین زندگى مى کردند. این دیوان که زرتشت از آن ها به نام هاى بتدوا، کرپان ها، کاوى ها، کرنما و دیوسیجها نام مى برد مخالفین فلسفه زرتشت و خواهان شیوه زندگى قدیمى خود یعنى چادرنشینى و شکارورزى بوده اند. در حقیقت گات ها تصویریست از جامعه ى بسیار کهن که مرحله انتقالى جامعه شبانى به جامعه کشاورزى است .
دیاکونوف ، نهضت دینى شرق ایران را که در گات ها منعکس شده است ، نهضتى دموکرات مى داند. در گات ها نامى از طبقات و اصناف مختلف نیست ؛ زیرا در آن عصر هر کس مى توانسته هم کشاورز، هم چوپان و هم جنگجو باشد.
روابط و مناسبات ارضى گات ها بیانگر ارتباط خانه ، کشتزار، ایالت ، یا: خانه ، ده ، و ایالت است . زرتشت پیوسته در تلاش براى حفظ این نظام در برابر چادرنشینان بود چنان که در (وهوخشترگات یسنا 5 بند 14) فریاد برمى دارد: کرپانان نمى خواهند که در مقابل قانون زراعت سر اطاعت فرود آورند و یا در (یسنا 31 بند9) در ستایش کشاورزى مى گوید: از آن تو بود آرتنى ها، از آن تو بود نیروى آفریننده ستوران و فردى روشن که ستور را آزاد گذاشته تا خویش نزد برزیگر و غیر برزیگر اختیار کند و گاه در دفاع از شهر و زندگى شهرى و کشاورزى ، با اهورامزدا سخن مى گوید (و در یسنا 31 بند 16) مى گوید از تو مى پرسم اگر دانائى (زرتشت ) را به واسطه راستى آرزوى برترى بخشیدن به مال و شهرت بوده است و اگر مى خواهد که مثل تو بشود، اى مزدااهورا، کى بدان رسد و چگونه باید رفتار کند؟
در همین باب در (یسنا 45 بند9) مى گوید بشود که مزدااهورا از قدرت ، خویش را بکشت و کار یارى کند تا آن که بستوران و برزیگران نمو و ترقى دهیم بنظر مى رسد که گاهى دیوان انسان نما - طرفداران چادرنشینى - بر زرتشت و یاران او پیروز مى شدند، زیرا در (اشتودگات یسنا 46 بند 1) گوید: به کدام خاک روى آورم ، به کجا رفته پناه جویم و در ادامه شکوه مى گوید: چگونه ترا خشنود توانم ساخت اى مزدا.
کشور دلخواه زرتشت و حکومت دلخواه او کشور و حکومتى است که آسایش مردمان در آن فراهم باشد چنان که (آبان یشت - کرده سى ام بند 120) مى گوید: اى ، اردیسور آناهیتا و اى نیک ، اى توانا، اینک از تو خواستارم این کامیابیم که با ارج فراوان به شهریارى بزرگى دست یابیم که در آن خوراک بسیار ساخته مى شود و بهره و بخش هر کس بسیار است .
نهضت زرتشت ، نهضتى اجتماعى بود که پایه هایش را بر یکتاپرستى (اهورامزدا) قرار داده است تا همانطور که ذکر شد اتحاد ایرانیان را تامین کند. در گات ها دویست بار به کلمه مزدا برمى خوریم ، اهورامزدا قدرتى یکتا و آسمانى ، توصیف شده است که مانع طرفداران و پیروان راستى و زندگى شهرى و کشاورزى ، و خصم چادرنشینان و خدایان آنان است . اهورامزدا خداى بخشایش و آمرزش و ترحم و شفاعت است و نه خداى جبر و قهر و مکر و خشم ، بلکه خداى پاکى ، راستى ، مردانگى ، راستگویى و پیمان شناسى است و یاران و آفریدگان وى نیز باید چنین باشند. اهورامزدا خواست و اراده خود را برتر از همگان نمى داند، بلکه با امشاسبندان و ایزدان و فروهرها، آدمیان را در کار آفرینش و پیکار، با اهریمن به یارى مى خواند و در این پیکار فرقى میان میان زن و مرد نیست به آناهیتا همان اندازه ارج مى گذارد که به مهر.
در سراسر گات ها موجودى به نام اهریمن وجود ندارد. کلمه اهریمن اولین بار در زمان ساسانیان و در زمان نگارش دوباره اوستا و تفسیر آن (زند) و (پازند) در مقابل اهورامزدا قرار گرفت . در گات ها انسان آزاد آفریده شده و اوست که به اختیار سرنوشت خود را شکل مى دهد. حتى پیروان دروغ نیز آزادانه راه خود را انتخاب مى کنند. در یسنا (5/30) تاکید مى کند که مزدا را نیز باید برگزید و داوطلبانه و به اختیار از او اطاعت کرد. در یسنا (2/52) و یشتاسب و دو عضو خانواده هوکره ، دختر و داماد زرتشت باید به اختیار و با میل اطاعت و پرستش اهورا را بپذیرند.
پروفسور گیگر، انتخاب آزاد را جالب ترین اصول زرتشت مى داند.
در سه بند گات ها (9/31) آمده است از آن توست خرد مینوى جهان آفرین تو به بندگان خویش نیروى اختیار راه نیک و بد، بخشودى تا این که راهى برگزینند که راهنما به آن گرویده و یا رهبر غیرواقعى شان داده است .
آن چه اصل و هدف واقعى زرتشت است ، بسط راستى و راست کردارى و پرهیز از ریا و دروغ و فریب است .

نقل از:http://forum.niksalehi.com

نخستین نمایشنامه جهان

نخستین نمایشنامه جهان:
دیرین ترین متن نمایشی در دست،فصل 29 از گات های زرتشت است.سخنوری که یونانیان و رومیان زمان او را شش هزاره پیش از افلاطون می شماردند و توان ادبی اش را بیشتر از "هومر" و "هزیود" میدانستند.
در گات ها میبینیم که به دنبال پویش زرتشت که:چگونه بود آغاز آفرینش؟(28:11)، تماشاخانه ای برای خواننده گات ها برپا میشود و گفت و گوهایی نمادین میان هرمزد با نقش آفرینان گیتی(امشاسپندان) درمی گیرد.شیوه هنرمندانه زرتشت در پدیدآوری پرس و گوی،یک نوآوری در ادب دنیا بوده و نمونه برداری هایی از آن،انجام پذیرفته است; از "بگ وت گیتا" و "مکالمات کنفسیوس" گرفته تا "کتاب اشعیا" و گفت و گوهای سقراط(دیالوگ ها) که نامدارترین آن ها را افلاطون نگاشته است.پژوهشگری به نام "لومل" مینویسد:"در کلام زرتشت جاه و عظمت پروردگار،پیوسته با عمیق ترین وجهی قابل احساس است و نزدیکی بی نظیر و قابل اعتماد به خداوند مشهود است.روی سخن او با آنکه اغلب با انسانهاست ولی گفت و گویش بیشتر به یک مونولوگی(سخن یک جانبه) مبدل میشود که طرف صحبت خداوند است و سپس چنان اثرمیگذارد که گویی دیالوگی(سخن دو جانبه) با پروردگار است که در آن،دوست با دوست سخن میگوید."
پژوهشگران دیگر نیز بر این باورند که سروده های زرتشت از گرانبهاترین گوهرهای ادب دینی جهان(جان هیلنز)...و صور خیال گات ها به مراتب از مثل هایی که در تورات و انجیل آمده،پیچیده تر و ژرف تر است(مری بویس)....اگر زرتشت پیدا نشده بود،حماسه در ایران به همان سرنوشتی دچار میشد که در میان هندیان و مردم ژاپن دچار آمده است(ریچارد فرای).
نکته مهم و جالب اینکه گات ها با نوای بربط و چنگ و تنبور و دیگر سازهای زهی،همراهی میشد و اصلا کلمه "گات" نمایانگر شعر(قطعه) و موسیقی(سه گاه،چهارگاه) است.پژوهشگرانی چون "پرونیر" و "دریپر" بر این باورند که موسیقی و آواز خوانی کلیسا که گاهی در قالب 2 گروه انجام میشود و حالت دیالوگ دارد،برگرفته از موسیقی مغانه است.به نوشته کتاب "تاریخ بخارا"قوالان این شهر درباره "کین سیاوش" نمایش هایی به زبان شعر و نوحه(تراژدی) داشتند که آنرا "گریستن مغان" می خواندند و پیشینه اش به چهار هزار سال میرسد.این گزارش گرانبها نشان میدهد که سابقه نمایش در ایران تا چه اندازه دور و دراز است.
اینک میپردازیم به گوشه ای از نخستین نمایشنامه جهان:
زمین:چه کسی مرا میخراشد و زخمی میکند؟خشم و ستم و پلیدی،مرا آغشته است.ای هرمزد،برایم یک پناه بخش بفرست.
هرمزد:ای عشق،آیا راهبری توانمند را میشناسی که پناه بخش جهان آباد باشد و پیروان دروغ را بازدارد؟
عشق:هویدا نمیبینم سرکوبگر بدکاران را،کسی که گوش به زنگ او،به جنبش درآییم.نماز و آفرین من بر هرمزد باد تا دیوپرستان را برچیند و مردمان راست کردار را پرستار باشد.
هرمزد:ای بهمنش،آیا بینشوری سرشار از عشق نمیشناسی؟تو کدامین پیشوا را سپارنده ای؟
بهمنش:آنکه من میشناسم،"سپیتمان زرتشت" است که با آوایی خوش،ستاینده شما و عشق است.
زمین:چه خشنودم از آن رادمرد که فروگذار جنگ است.کدامین هنگام مرا یاری میدهد؟ای هرمزد ما او را پربارترین ویدای شما میشناسیم.فرا بفرست آن پیر مغان را و پاینده دار "زند" را.ما شما را رهرویم.


منبع:کتاب مرز مزدایی به قلم استاد امید عطایی فرد

نخستین نمایشنامه جهان گات ها است

گات‌های اوستا نخستین نمایشنامه جهان است

9 شهریور 1388 ساعت http://www.ibna.ir11:18
یک پژوهشگر فرهنگ ایران باستان گفت: گات‌ها که بخشی از اوستا به شمار می‌رود، دست نخورده به ما رسیده است. ممکن است بخش‌های دیگر اوستا دست‌خوش کاستی‌ها و افزودگی‌هایی شده باشد، اما گات‌ها تغییر نپذیرفته است. این نخستین نمایشنامه جهان است.\
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کوروش نیکنام پژوهشگر فرهنگ ایران باستان در نشست «ارزش ادبی و نمایشنامه‌ای متون کهن» گفت: گات‌ها که بخشی از اوستا به شمار می‌رود، پیام خود زرتشت است و از آنجایی که به شعر سروده شده، دست نخورده به ما رسیده است. ممکن است بخش‌های دیگر اوستا دست‌خوش کاستی‌ها و افزودگی‌هایی شده باشد اما گات‌ها تغییر نپذیرفته و به همان صورتی به جا مانده که زرتشت سروده است. 

وی که عصر روز یک‌شنبه (۸ شهریورماه) در بنیاد فرهنگی جمشید جاماسیان سخن می‌گفت با اشاره به نخستین نمایشنامه جهان افزود: در «هات ۲۹» گات‌ها، از پیامبری زرتشت سخن به میان می‌آید و چگونگی برگزیده شدن او در نمایشنامه‌ای یازده بندی توضیح داده می‌شود. این نخستین نمایشنامه جهان است. در ادبیات سرزمین‌های دیگر چنین شیوه گفتاری که به صورت دیالوگ و گفت‌وگو باشد و پیش از هات ۲۹ گات‌ها سروده شده باشد، سراغ نداریم. 

نویسنده کتاب «از نوروز تا نوروز، آیین‌ها و مراسم سنتی زرتشتیان ایران» در ادامه سخنانش گفت: در این نمایشنامه، ۴ پدیده دست به دست هم می‌دهند و نمایشی را اجرا می‌کنند که در نهایت به گزینش و پیامبری زرتشت می‌انجامد. این ۴ پدیده اهورامزدا، روان آفرینش، وهومن (منش نیک) و اشا (قانون راستی و داد) است. اصطلاح دینی روان آفرینش که در گات‌ها آمده، «گئوش اورون» نامیده می‌شود. معنای این واژه، روان هستی، زندگی و آفرینش است. ترجمه‌های دیگری که از گئوش اورون کرده‌اند، با مفهوم آن در هات ۲۹ سازگار نیست. گئوش اورون که روان آفرینش است، تنها شامل انسان نمی‌شود، بلکه همه موجودات زنده را دربر می‌گیرد. 

وی افزود: «اشا» دیگر نقش آفرین این نمایشنامه است. در زبان فارسی برای واژه «اشا» کلمه واحدی نداریم. آن را راستی یا هنجار هستی می‌توان دانست. نقطه مقابل آن ناهنجاری و بی‌نظمی است. نقش آفرین دیگر نمایشنامه، آفریننده هستی (اهورامزدا) است و چهارمین آنها «وهومن» (خرد هستی و منش نیک) است. این 4 پدیده نمایشنامه‌ای را اجرا می‌کنند و سرانجام به پیشنهاد آفریننده هستی، زرتشت را به پیامبری برمی‌گزینند. 

نیکنام یادآور شد: این گزینش، آن چنان که با خواندن بندهای یازده گانه هات ۲۹ می‌توانیم دریابیم، شاید نخستین گزینش بر اساس دموکراسی در جهان باشد. جالب است که در بندهای این هات به «مصلحت» نیز اشاره می‌شود؛ اما به وساطت «وهومن» تصمیم می‌گیرند که بر اساس هماهنگی و گفت‌وگویی چهارگانه، زرتشت را به پیامبری برگزینند، نه بر پایه مصلحت. 

وی افزود: در بند آغازین در می‌یابیم که روان آفرینش (گئوش اورون) از این که جهان را، با همه پیچ و خم‌هایش، ستم و ظلم فرا گرفته، گله‌مند است. او جهانی را می‌بیند که آمیخته با ستم است. در پرده اول نمایش، روان آفرینش گله و شکایت می‌کند و به خداوند می‌گوید: ستمکاران بر زیر دستان ظلم می‌کنند و اگر ابزاری بکار برده نشود، جهان هنجار و سامان خود را از دست می‌دهد. روان هستی فریاد بر می‌آورد که بیداد در همه جا گسترده شده و می‌باید کاری کرد. 

نویسنده کتاب «آیین اختیار» خاطرنشان کرد: در بند دوم، یا پرده دوم این «هات»، اهورامزدا پاسخ می‌دهد و از روان هستی (گئوش اورون) می‌پرسد که پیشنهاد تو چیست؟ ویژگی سروری که می‌باید برگزیده شود و به ستم و بیداد پایان بخشد، چگونه باید باشد؟ در پرده سوم روان هستی پاسخ می‌دهد که چون ستمکاری در همه جا گسترده شده است ما خواهان کسی هستیم که قوی‌تر و نیرومندتر از ستمکاران و زورگویان باشد. 

به گفته نیکنام، «اشا» دخالت می‌کند و می‌گوید که ما نباید زور را با زور پاسخ دهیم. انسان برخوردار از خرد است و می‌باید راه گفت‌وگو را در پیش گیرد. «اشا» ادامه می‌دهد که ما در برابر زور، زور افزونتری نمی‌خواهیم. پیشوای ما و آن کسی که به ناهنجاری‌ها پایان می‌دهد، می‌باید توانمندی سخنوری (شیوایی بیان) داشته باشد. 

وی افزود: در پرده (بند) چهارم این نمایشنامه، «اشا» دیالوگ‌ها را ادامه می‌دهد و به خداوند می‌گوید که تو می‌دانی که «دیویسنان» (یعنی انسان‌هایی که از هنجار هستی فاصله گرفته‌اند) چه کارهای ناشایستی انجام داده‌اند. می‌دانید که آنها با مردم چه کرده‌اند و چگونه آرامش زندگی را برهم زده‌اند. اکنون که اراده تو این است که این جهان را به سوی دادگری پیش ببری، هر که را برگزینی، ما او را می‌پذیریم اما پیداست این شخص باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد. 

این پژوهشگر فرهنگ ایران باستان خاطرنشان کرد: در بند پنجم روان هستی و «اشا» با دست‌های برافراشته (که رفتاری نمادین است) از اهورامزدا می‌خواهند که مبادا نیکوکاران گرفتار آزار شوند و به پارسایان رنج و آسیب برسد و مبادا «دروندان» (آنهایی که هنجار هستی را برهم می‌زنند) چیره و مسلط شوند. در هات دیگر از دانایی و خرد خود بهره می‌گیرند و می‌گویند ما نجات دهنده‌ای روحانی می‌خواهیم که پاکی و راستی داشته باشد. 

وی افزود: در این نمایشنامه «اشا» و منش نیک (وهومن) منتظرند تا زرتشت به پیامبری برگزیده شود. می‌گویند که این برگزیده باید دروغ را براندازد و در برابر آنانی که هنجار هستی را برهم می‌زنند، شجاعانه، بایستد. در بند ۸ هات ۲۹ «وهومن» به سخن می‌آید و می‌گوید تنها کسی که می‌شناسیم که این گونه باشد، زرتشت است. «وهومن» چون روان هستی و راز آن را می‌دانست، از زرتشت نام می‌برد و او را به خداوند معرفی می‌کند. 

نویسنده کتاب «اندرزنامه زرتشت» در ادامه سخنانش گفت: در بند ۹ این هات، روان آفرینش به گزینش زرتشت اعتراض می‌کند و می‌گوید او ضعیف و ناتوان است. ما کسی را می‌خواهیم که زورمند و قوی باشد. ما چگونه می‌توانیم به سخنان کسی گوش فرا دهیم که قوی نیست؟ اما در نهایت روان آفرینش راضی می‌شود و می‌پذیرد که اگر خداوند و «اشا» بتوانند توانایی معنوی به زرتشت ببخشند، خواسته و انتخاب آنها را می‌پذیرد. به «وهومن» می‌گوید که اگر اندیشه‌ای روشن و هوشی سرشار به زرتشت بدهی، پیشنهاد تو را می‌پذیرم. 

وی افزود: در همین هات آنچه به زرتشت بخشیده می‌شود، بیان شیواست. این ابزاری است که به زرتشت داده می‌شود تا بر ناراستی و ناهنجاری پیروز شود. چون مردم به شنیدن سخنان شیوا نیازمند بودند. آنچه خداوند به زرتشت بخشید بیان رسا و زیبا بود. 

این پژوهشگر فرهنگ ایران باستان خاطرنشان کرد: سرانجام در پرده یازده (پایانی) هات ۲۹، پرسیده می‌شود که چه هنگام زرتشت به یاری مردمان می‌آید؟ و آنگاه می‌گوید: اکنون که ما را یاوری رسیده است، ما نیز آماده یاری رساندن به کسانی چون شما (اشا و منش نیک) هستیم. این داستان گزینش پیامبر باستانی ایران (زرتشت) است که در قالب نمایشنامه‌ای زیبا سروده شده است