یسنا:
یسنا شامل ٧٢ ها "فصل" میباشد. یسنا یک چهارم اوستای کنونی را تشکیل میدهد. یسنا درباره اهورامزدا و آفرینش، راه درست زیستن و به خوشبختی رسیدن، آرمان آدمی و پی آمدهای اندیشه ، گفتار و کردار آدمیان، قانون اشا، و نوسازی جهان گفت و گو میکند. "ستوت یسن" که خود بخشی از یسنا میباشد، پیام اهورامزدا میباشد که به وسیله اشوزرتشت به ما رسیده است. آنچه در بخشهای دیگر یسنا آمده به وسیله پیشوایان دین نوشته شده است .
کلمه اوستا در اصل "اَوْپِسْٰتاک" است به معنى بنیان جاافتاده و محکم، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پابرجای، و به صیغهٔ صفت مشبهه است. واژه اَوِستا بنا به تحقیق آنوبانینی در خود کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت هم هست و با واژه "ودا"، نام کهنترین کتاب دینی هندوان هم ریشه است. بر روی هم اوستا را میتوان به معنی "آگاهینامه" یا "دانشنامه" دانست که آن را (مرجع نامه) نیز مینامند. در تاریخ طبرى و دیگر متقدمان از مورّخان عرب "ابستاق" و "افسقاق" ضبط شده است و در زبان درى "اُوْستا ـ اُسْتا ـ وُسْت ـ اُسْت" به اختلاف دیده میشود کاف آخر "اوپستاک" که از قبیل کاف "داناک" و "تواناک" است در زبان درى حذف میشود و تلفّظ صحیح این کلمه بایستى "اُوْپستا" باشد ولى به تقلید شعرائى که به ضرورت این کلمه را مخفّف ساختهاند ما آن لفظ را "اَوِسْتا" خوانیم.
اوستا از نظر زمانی شامل یـسـنـا، یـشـتهای
جدید، ویـسـپـرد، ونـدیـداد و خـرده اوسـتـا است که همگی جزو اوسـتـای نـو
به حساب میآیند. اما بسیاری از مضامین همین بخشهای جدید نیز برگرفته و
اقتباس شده از باورها و نوشتارهای کهن است؛ اما این آمیختگی به حدی است که
امکان تفکیک را امکانپذیر نمیسازد.
اوستا به دو گویش نوشته شدهاست. گویشی که گاهان یعنی سخنان خود زرتشت
بدان نوشته شده و گویشی که بخشهای دیگر اوستا را بدان نوشتهاند. گویش
نخست را گویش گاهانی و گویش دوم را گویش جدید نامیدهاند. مندرجات اوستا
شامل نیایش اهورا مزدا و امشاسپندان و دیگر ایزدان و مظاهر طبیعت و تکالیف
انسان در جهان بهشت و دوزخ و داستانهای قوم آریایی است.
لفظ زند از آزنتی "Azanti" و به معنی گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتب پهلوی است که نخستین بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف "پات زند" میباشد که با پیشاوند "پات" ترکیب یافته و به معنی دوباره گزارش یا ترجمه و برگردانیدن زند است به زبان خالص دری. پازند عبارت است از نُسکهایی که زند را به خط اوستایی و به زبان فارسی دری ترجمه کرده باشند و از این رو متأخران خط اوستایی را خط پازند نامند