اوستا، نام کتاب دینی زردشتیان و شاید یکی از آثار و
قدیمی ترین اثر مکتوب ایرانیان و موضوع های اخلاقی و دینی و داستانهای ملی،
این کتاب در قدیم ظاهرا بسیار بزرگ بود و آن گونه که در روایات اسلامی
آمده، بر روی 12000 پوست گاو نوشته شده بود که اسکندر رومی، بخش علمی آن را
به یونانی ترجمه، و بقیه را پراکنده و سوزاند. بلاش (یکی از پادشاهان
اشکانی) دستور جمع آوری آن را داد و سپس در دوره ساسانیان، "اردشیر بابکان"
به توسط «تنسر یا توسر» و بعد از او پسر اردشیر (شاپور اول) به جمع آوری و
تدوین اوستا، پرداختند. در زمان شاپور دوم، "آذرباد مهرپسندان" اوستا را
بررسی و در زمان انوشیروان به دستور او، این کتاب بازبینی شد. البته از
مجموع روایات زردشتی چنین برمی آید که گردآوری و نقل «اوستا» همواره به
صورت شفاهی و سینه به سینه بود، تا آنکه در قرن 4 میلادی، در زمان شاپور
دوم، آن را با الفبایی که از روی الفبای زردشتی و پهلوی مسیحی (خط زبوری)
اختراع شد، نگاشتند. در همین زمان ساسانیان، اوستا به زبان پهلوی (فارسی
میانه) ترجمه و تفسیر شد که آنرا «زند» گویند و غالبا اوستا را با کلمه
«زند» با هم می آورند و «زند اوستا» گویند. بعد شرحی درباره «زند» نوشته شد
که به آن «پازند» گفتند، که زبانش روان تر و پاک تر از زبان «زند» است.
زند، یعنی شرح و تفسیر و بیان.
ساختار اوستا: اوستا در دوره های
مختلف فراهم آمده، بخش کهن آن حدود 1000 سال قبل از میلاد است. اوستا،
دارای 21 نسک و در پنج قسمت است.
1- «یسنا» که دارای 72 فصل که 17 فصل
آن گاتها را تشکیل می دهد و بخش جدید اوستا، 4 قسمت دیگر (ویسپرد، وندیداد،
یشتها، خرده اوستا).
خرده اوستا: به معنی اوستای کوچک. خلاصه ای
است از اوستای دوره ساسانی، تدوین این کتاب را در زمان شاپور می دانند که
شامل انواع نیایش ها، گاهها (سی روزه ها) و آفرینگان.
ویسپرد: ویسپ یعنی همه، رد یعنی حامی. ویسپرد از 24 کرده (فصل) تشکیل شده و مطالب آن از «یسنها» گرفته شده است.
گاهان ویسنها: گاهان جمع گاه است و گاه، بازمانده گاتای اوستایی، به معنی سرود گاهان 17 یسن (ستایش) است و به 5 گاه، تقسیم شده است.
وندیداد:
تصحیف ویدیوداد است، «ویدیوداد» به معنی قانون غیر دیوی است. وندیداد، نسک
نوزدهم از نسکهای 21 گانه اوستای دوره ساسانی است که بطور کامل باقی مانده
است. وندیداد، 22 فرگرد (=فصل) دارد که به غیر از فصل های اول و دوم، بقیه
شامل قوانین دین زردشت است.
یشتها: یشت به معنای ستایش است. یشتها
21، است که در ستایش اهورمزدا، امشاسپندان و ایزدان، سروده شده است. در
بین این ها، فقط گاهان (گاتها) از خود زردشت می باشد.
چاپ ونشر:
ظاهرا اول بار در قرن 18 میلادی بوسیله "آتکیتل دوپرون" به زبان فرانسه
ترجمه و در 1771 در سه جلد در پاریس منتشر شد. بعدا مستشرقین بزرگ و بخصوص
آلمانی ها به این کتاب توجه خاصی کرده و تمام کتاب یا قسمتی از آنرا ترجمه
کردند مانند شپیگل (ترجمه آلمانی سه جلد)، دوهارله (ترجمه فرانسوی، 1881،
پاریس)، دارمستتر (ترجمه فرانسوی، سه جلد) 93/1892، پاریس، فریش ولف (ترجمه
آلمانی 1910 شراسبورگ، یشتها در دو مجلد، یسنا در دو مجلد، «گاتها» و
«وندیداد» به فارسی ترجمه و در بمبئی و ایران به چاپ رسید.
شاید پس از خیام ، حافظ ، بیشتر از تمامی شاعران ایران زمین تحت تاثیر تهمتها ، اندیشه های و مسلک تراشی های متفاوت قرار گرفته باشد.اشعار حافظ جلوه گاه اندیشه های یک ایرانیست و یا به قول صادق هدایت فریاد روح یک آریایی در برابر اندیشه های سامی .
این جستار به بررسی آگاهی حافظ از اندیشه های ایرانی و جلوه ی آنها در اشعار او اختصاص دارد.
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
نمی دانم بگویم کم پیش می آید یا نه؟ ولی زیاد هم پیش نمی آید که یک بیت شعر بتواند چنین باری را بر دوش بکشد.این بیت نشان دهنده ی تاریخ و جهانبینی است.بله ! این بیت حافظ به عهد و پیمان ناگسستنی میان مهرورزان اشاره دارد.ولی مهرورزان چه کسانی هستند؟ مهر ایزد معروف ایرانی که روزگاری پیش از زرتشت خدایگان خدا بود و پس از زرتشت نیز ایزدی معروف که در گاهشماری ایرانی نیز یک جشن بزرگ(بزرگترین جشن ایرانیان پس از نوروز) را به خود اختصاص داده است . بزرگترین مشخصه مهر این است که به عهد و پیمان پایبند است . میترا یا مهر خدای عهد و پیمان است . به همین دلیل پیروان او به وفا داری مشهورند . مهرورزان وفادارند و پیمان خویش را نمی شکنند.
حافظ در روزگاری که بیشتر مردم بی سواد بودند به این تاریخ و این اندیشه ها و این جهانبینی چنان آگاه است که با زیرکی خاص خود آن را به نمایش می کشد.
حلقه پیر مغانم ز ازل در گوش است
ما همانیم(بر همانیم) که بودیم و همان خواهد بود
نشان مهر حلقه است. در واقع حلقه نشان وفاداریست . در بیستون حلقه ی عهد و پیمان به زیبایی به نمایش در آمده است . در نگاره فروهر نیز حلقه ی مهر دیده می شود. در روزگاران دور غلامان را حلقه به گوش می کردند به این دلیل که مشخص باشد غلامان به ارباب خویش وفا دارند . هچنین حلقه ازدواج نشانه ی وفاداری میان همسران است . حافظ نیز خود را غلام حلقه به گوش پیر مغان می داند . پیر مغان کسی نیست به جز موبدان موبد . و یا به قولی زرتشت.حافظ می گوید از روز ازل به دلیل ایرانی بودن وفادار پیر مغان بوده است و همیشه وفادار خواهد بود.
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
بسیاری از حافظ شناسان معتقدند که حافظ از طرف شیوخ تحت فشار و حتی خطر بوده است. ولی باز هم دست از بیان اندیشه هایش حتی در لفاف و کنایه دست بر نمی دارد.
غم زمانه که هیچش گران نمی بینم
دواش جز می چون ارغوان نمی بینم
به ترک صحبت پیر مغان نخواهم گفت
چرا که مصلحت خود در آن نمی بینم
پیر مغان به طرزی غیر قابل انکار در اشعار شاعر شیرازی جلوه گر است.
حافظ علاوه بر علاقه مندی به پیر مغان ، به دانش و عرفان زرتشتی نیز آگاه است . او آتش درون که در اوستا به آن اشاره شده است را می شناسد و دلیل علاقه اش به پیر مغان را همین آتش می داند .
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
رشید شهمردان در دیباچه ی کتاب تاریخ زرتشتیان در مورد حافظ چنین می گوید:
(حیران و متعجب می بودم که با وجود تصریح خواجه به بندگی پیر مغان که موبد زرتشتی باشد در تذکره ها بنام اولیا و صاحبدلان به آنها بر نمی خوریم . از این حیث دلواپس بودم ولی به مصداق :
سایه حق بر سر بنده بود
عاقبت جوینده یابنده بود
در هندوستان به کتب و آثار فرزانگار زرتشتی و اولیای گرام(گرامی) آنها بر خوردم . فرزانگانی که بزرگترین عارفان و اولیای اسلام مانند شیخ بهاالدین الجبلی العاملی و میرزا ابوالقاسم فندرسکی به معاشرت و دوستی آنها مفتخر بوده اند.)
به باغ تازه کن آیین دین زرتشتی
کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود
نقل از:http://www.naslebartar.blogsky.com
کات ها وابسته به زمان و مکان معینی نیست. گفتار گات ها ابدی است. هیچ گفتاری شان نزول خاص ندارد و هیچ امری موردی نیست. از این رو گفتارهای گات ها دوگانگی نیست و یکپارچگی اندیشه در سراسر گات ها چشم گیر است.
از آن جا که اندرزهای گات ها کلی است و همیشه باید خرد و وجدان راهنمای آدمی باشد، در به کاربستن آن ها دشواری پیش نمی آید. مثلا درباره روزه گرفتن، یا مالیات به نرخ معین دادن یا به زیارت مکان های مقدس رفتن حکمی در گات ها وجود ندارد. از این رو، محدودیت های دست و پاگیر زمان و مکان و یا مقتضیات ویژه اقتصادی، فنی، یا سیاسی، مشکلی به وجود نیاورده و در ابدیت آن خدشه ای وارد نمی کند.
نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر