راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

فرنگیس کیخسرو شاهرخ یگانگی

http://zinati.eu/Frangis_Ky_Khosro_Shahroch_Yeganegi-Dateien/image004.jpg



- از بنیانگذاران "انجمن فرهنگ ایران باستان"

- تأسیس "سازمان زنان زرتشتی"

- بهبود "زندان زنان"

- اولین "دبیر شورای عالی زنان ایران" 

- نخستین "مدیرعامل سازمان صنایع دستی ایران"

- احداث "کتابخانه یگانگی"

- عضو "هیأت امناء مرکز زرتشتیان در کالیفرنیای جنوبی"

- احداث "کتابخانه یگانگی- کیخسرو شاهرخ" در مرکز زرتشتیان کالیفرنیا

- زن شایسته سال 1994 میلادی (1373 خورشیدی)

- دریافت "لوح تقدیر"  1996 میلادی (1375 خورشیدی) از سوی اتحادیه انجمن‌های زرتشتی آمریکای شمالی

 

فرنگیس در 21 اردیبهشت 1295 خورشیدی درتهران از ارباب کیخسرو شاهرخ و فیروزه فرهی زاده شد. تحصیلات خود را در مدرسه زرتشتیان تهران (ایرج) آغاز کرد و تا کلاس نهم نیز در همین مدرسه ماند. سپس به کالج آمریکایی تهران (Sage College) رفت و دیپلم خود را از این کالج گرفت. در همان سال در رشته ادبیات فارسی و انگلیسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شد و پس از گذشت چهار سال و دریافت مدرک کار شناسی از این دانشکده به خارج رفت و در رشته خدمات اجتماعی (Social Work) از دانشگاه USC کالیفرنیا مدرک "کارشناسی ارشد" خود را دریافت نمود. در دوران جوانی فرنگیس شاهرخ با اردشیر یگانگی ازدواج کرد که حاصل ازدواج آنها یک دختر و دو پسر با نامهای فیروزه ، پرویز و کامبیز است.بانو فرنگیس شاهرخ (یگانگی) در طول عمر خود خدمات بسیاری را برای ایرانیان به‌ ویژه جامعه زرتشتیان ایران انجام داد که از آن جمله می توان به تأسیس "سازمان زنان زرتشتی" در تهران اشاره کرد که وی به‌عنوان نخستین دبیر افتخاری وسپس رئیس افتخاری این سازمان انتخاب شد. علاوه بر آن بانو فرنگیس کیخسرو شاهرخ یگانگی یکی از بنیانگذاران "انجمن فرهنگ ایران باستان" نیز بود. فرنگیس شاهرخ  در مدتی که در ایران بود،‌ خدمات بسیاری را برای زنان ایرانی انجام داد که از آن جمله میتوان به بهبود "زندان زنان" اشاره کرد که وی با آموزش ‌دادن به مدد کاران و کارمندان این مراکز به بهبود وضع زندانیان کمک کرد. وی به‌عنوان اولین "دبیر شورای عالی زنان ایران" نیز منصوب شد. علاوه ‌بر همه اینها وی مبتکر و برنامه ‌ریز و نخستین "مدیرعامل سازمان صنایع دستی ایران" (وابسته به وزارت اقتصاد) بود و این بسی افتخار برای جامعه زرتشتی است که یک زن زرتشتی مدیرعامل این سازمان بوده است. علاوه ‌بر کارهای یاد شده، یکی از کارهای مهم و ارزنده او احداث "کتابخانه یگانگی"(کتابهای نفیس، قفسه بندی، میز و صندلی) بر روی زمین انجمن زرتشتیان تهران است که تا به امروز نیز همچنان پا برجاست.

بانو فرنگیس کیخسرو شاهرخ (یگانگی) در مدتی که در آمریکا بود به‌عنوان یکی از بنیانگذاران و نخستین رئیس مرکز و عضو هیأت امناء مرکز زرتشتیان در کالیفرنیای جنوبی برگزیده شد. فرنگیس همچنین "کتابخانه یگانگی - کیخسرو شاهرخ" را در مرکز زرتشتیان کالیفرنیا احداث کرد. فرنگیس به ‌دلیل کارهای بسیاری که در طول عمر خود انجام داد ،‌ در سال 1373 خورشیدی (1994 میلادی) به‌ عنوان زن شایسته سال برگزیده شده و طی مراسمی در دانشگاه  UCLA لوس‌آنجلس از وی تقدیر شد. همچنین در سال 1375 خورشیدی (1996 میلادی) از سوی اتحادیه انجمن‌های زرتشتی قاره‌ای آمریکای شمالی (FEZANA) به‌عنوان یک زن زرتشتی با خدمات عالی موفق به دریافت "لوح تقدیر" از سوی این اتحادیه شد. (منبع : گروه فرزانگان)

 

(به نقل از سایت موبد دکتر "کورش نیکنام" و با تشکر)

تریتا نخستین جراح آریایی

تریتا نخستین جراح آریایی

تریتا
اترت یا تریتا یا تریت (در اوستا)به چم «سوم‌، سومین» است. تریتا بر اساس یسنا 9 (هوم یشت) بند 10، پدر گرشاسب است و سومین کسی است که هوم را فشرد و برای پاداش دو پسر به او داده شد‌: اورواخشیه و گرشاسب. در پیوست‌های شاهنامه از نوادگان جمشید بیان شده است.
تریتا نخستین پزشک آریایی بوده است‌. چنانکه در وندیداد فرگرد 20 بند 1-2 آمده است : «زرتشت از اهورامزدا پرسید: کیست در میان پرهیزگاران‌، دانایان‌، کامکاران‌، توانگران‌، رایومندان‌، تهمتنان‌، پیشدادیان‌، نخستین کسی که ناخوشی را باز داشت‌، مرگ را باز داشت‌، زخم نیزه پران را باز داشت‌، گرمای تب را از تن مردم باز داشت ؟ اهورا مزدا در پاسخ فرمود‌: ای اسپیتمان زرتشت تریتا در میان پرهیزگاران‌، دانایان‌، کامکاران‌، توانگران‌، رایومندان‌، تهمتنان‌، پیشدادیان نخستین کسی است که ناخوشی را باز داشت‌، مرگ را باز داشت‌، زخم نیزه پران را باز داشت‌، گرمای تب را از تن مردم باز داشت‌».
از نوشته‌های کتاب های گوناگون به زبان پهلوی چنین برمی‌‌آید که تریتا در جراحی نیز دست داشته است‌، به نوشته بندهش : «اهورامزدا کاردی جواهرنشان به تریتا بخشید تا با آن عمل جراحی را انجام دهد».
تریتا در هندوستان نیز نخستین پزشک آریایی شناخته می‌‌شود. پس می‌‌توان گفت تریتا هنگامی زندگی می‌‌کرده است که آریاییان هند و ایران از هم جدا نبوده‌اند و پزشکی این دو گروه وابسته به یکدیگر بوده است‌.
واژه‌ی انگلیسی از ریشه‌ی تریت سرچشمه گرفته است.تریتا TREATA نخستین جراح ایرانی – آریایی

رابیندرانات تاگور


زاده ۷ مه۱۸۶۱، درگذشته ۷ اوت۱۹۴۱) شاعر، فیلسوف، موسیقیدان و چهره‌پرداز اهل بنگال هند بود. نام‌آوریش بیشتر از برای شاعری اوست. وی نخستین آسیایی برنده جای...زه نوبل بود. پدرش دبندرانات (مهاریشی) و مادرش سارادادیوی نام داشت. پدر تاگور غزلهای حافظ را از بر داشت و به اشعار فارسی علاقه وافری داشت او خود را متعلق به سرزمین ایران می‌دانست. به تاگور لقب گوردیو (Gurdev) به معنای پیشوا داده‌اند. وی از سردمداران دیرین و مدافعان سرسخت استقلال هندوستان به‌شمار می‌آید. حمید انصاری معاون رئیس جمهوری هند می‌گوید: تاگور در سفر به ایران طی سخنانی گفت:' هویت نفسانی و هویت ملی که در ذات انسان نهفته‌است نباید مانع از احترام به دیگر فرهنگ‌ها شود آسیا دارای تمدن و فرهنگ غنی است و هر ملتی بر اساس فرهنگ، مذهب و آیین خود راه رهایی خود از عقب ماندگی و استعمار را بازخواهد یافت[۱].

رابیندرانات تاگور بزرگترین شاعر ایالت بنگال است، که به دو زبان هندی و بنگالی شعر می‌سرود و اشعار خود را به انگلیسی نیز ترجمه می‌کرد. هم سرود ملی هند و هم سرود ملی بنگلادش از تصنیفات تاگور است.

او از کودکی اشعاری نغز می‌سرود و در زبان شبه قاره انقلابی ادبی پدید آورد. به ویژه اشعار موسوم به گیتانجالی معروفیت فراوان دارد و به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌است. تاگور با این اشعار در سال ۱۹۱۳ جایزه نوبل را در ادبیات دریافت کرد. او علاوه بر سرودن شعر، داستان و نمایشنامه می‌نوشت، و گاه تأملات خیال‌انگیز و عرفانی خود را روی بوم نقاشی می‌آورد.

تاگور در سراسر مشرق زمین محبوبیت داشت. او به ایران علاقه فراوان داشت و دو بار به ایران سفر کرد: بار اول در اردیبهشت ۱۳۱۱ (بهار ۱۹۳۲) که به همراه عروس خود و دینشاه ایرانی (از پیشوایان پارسیان هند) به دعوت دولت ایران به این کشور سفر کرد و جشن هفتادمین زادروز او در تهران برگزار شد. تاگور در دیدار از تهران و شیراز با بسیاری از نویسندگان و سخنگویان ایرانی دوست شد. ملک‌الشعرای بهار در ستایش تاگور قصیده‌ای بلند سروده‌است. او در سال ۱۳۱۳ برای بار دوم به ایران سفر کرد.

تاگور از عرفان «اوپانیشادی» و سروده‌های عارفان و شاعران «بهکتی نو» بسیار تأثیر گرفته است. تاگور در نوشته‌های خود عبارات و پاره‌هایی از اوپانیشادها را نقل می‌کند و در مجموعهٔ یکصد غزل از کبیر، گزیده‌ای سروده‌های کبیرداس، مؤسس مذهب «کبیر پانتی» و نمایندهٔ برجسته مکتب به کتی‌نو را به زبان انگلیسی درآورد

رابیندرانات تاگور بهمراه عروش در ایران / 25 آوریل 1932 ...