راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

تکامل زبان زرتشتی

زبان رایج در میان زرتشتیان ایران،دری یا گورونی نام دارد. پیشینه این زبان به فارسی میانه در دوران اشکانیان می رسد.

بررسی های انجام شده توسط زبان شناسان حکایت از سیر تحول این زبان در طول تاریخ دارد. از آنجاییکه زبان همواره به سوی ساده تر شدن پیش می رود،فارسی دری تکامل یافته پارسی میانه است. واج های موجود و ساختار دستوری زبان این موضوع را ثابت می کند.به طور مثال خط پهلوی ساسانی ساده تر از خط پهلوی اشکانی است.

زبان گورونی دارای دو گویش یزدی و کرمانی است. هریک ازاین دو گویش به لهجه هایی تقسیم می شوند.از طرفی دیگرهریک از این لهجه ها نشان دهنده قوم خاصی از مناطق جغرافیایی گوناگون است.به طور مثال لهجه رحمت آبادی به گویش خراسانی نزدیک است.

لهجه های یزدی عبارتند از:

1-محلاتی

2-خرمشاهی

3-کوچه بیوکی

4-اهرستانی

5-کهنویی

6-نرسی آبادی

7-خیر آبادی

8-رحمت آبادی

9-مریم آبادی

10-شریف آبادی

11-نصرت آبادی

لهجه های کرمانی عبارتند از:

1-ناصریه

2-جیحونی

3-قنات غسانی

4-جوپاری

5-دستجردی

6-بردسیری

 سیر تحول زبان زرتشتیان در طول تاریخ به شرح زیر است:

1-مادها:اوستایی

2-هخامنشیان:پارسی باستان

3-اشکانیان:پارسی میانه

4-ساسانیان:زند

5-اعراب:پازند

6-ترکان:فارسی دری

7-صفویه و افشاریه:دری یزدی

8-زندیه و قاجاریه:دری کرمانی

برای مطالعه بیشتر:

1-واژه نامه گویش بهدینان شهر یزد-کتایون مزداپور-پژوهشگاه علوم انسانی

2-واژه نامه پازند-رستم شهزادی- انتشارت فروهر

3-فرهنگ واژه و زمان واژه های گویش زرتشتیان کرمان –مهربان اشیدری

4-فرهنگ بهدینان-جمشید سروشیان –انتشارات دانشگاه تهران

5-بررسی لهجه شریف آبادی-مهرداد قدردان

6-بررسی ساختمان دستوری گویش بهدینان شهر یزد-فرانک فیروز بخش- انتشارت فروهر
منبعپاسارگاد

تفاوت افسانه واسطوره

میان افسانه با اسطوره و قصه تفاوتهایی وجود دارد. اسطوره ها ریشه در "اندیشه مذهبی، خرافات، سحر و جادوگری و افسون کاری " دارند و جنبه های سمبولیک آنها باعث می شوند که در حال و هوای رویدادهایشان مافوق انسانها به وجود آیند و نیروی خدایی به آنان داده شود. بنابراین از جمله فرقهای بین افسانه و اسطوره این است که افسانه ها هیچگاه مرجع ایمان و اعتقاد ملتی نیستند و صرفاً زائید خیالند و اغلب برای مشغول کردن و مسرت خاطر خواننده و شنونده ساخته شده اند، در حالی که اساطیر توام بامعجزات، معتقدان مذهبی بوده و مضامینی را در بردارند که از اتفاقات و حوادث واقعی سرچشمه گرفته است

باسپاس ازhttp://irtci.parsiblog.com

سوشیانت در گات ها3


ادامه نوشته گذشته

"و چنین باشد که کی گشتاسب،
پسر زرتشت و فرشوشتر اندیشه
گفتار و کردار خود را برای بزرگداشت مزدا
همواره با دانش و نیایش هایشان پی گیری کنند.
و خدمتگزار راههای درست آن آیین باشند
که اهورا به سوشیانت ( رهایی بخش) خود ارزانی داشته است."

یسنا سرود 53 بند 2

زرتشت در این بند خود را سوشیانت، رهایی بخش و نجات دهنده از جهل و نادانی معرفی
میکند. سئُوشییت به معنی نجات دادن از تیره روزی ها و فساد بشر و جامعه انسانی است.
چون همیشه عوامل تیره روزی وجود دارد همیشه باید یک یا چند سوشیانت برای رهای ی
بخشیدن مردم از آلودگی و آشفتگی وجود داشته باشد. طبق آموزش های زرتشت هر مرد و
زنی که پیرو آیین راستی و باورمند بهدستورهای اخلاقی گاتایی باشدمی تواندنقش سوشیانت
و رهایی بخش از پلیدی را به عهده داشته باشد. در روایات سنتی ک ه در زمان ساسانیان
گرد آوری شده سوشیانت در رأس هر هزار سال از تُخمۀ زرتشت باید ظهور کند که جنبه
داستانی و اساطیری بخود گرفته که با اصول خردگرایی آیین زرتشت هماهنگی ندارد.

"آری، آنها رهایی بخش کشورها هستند،
آنها، ای مزدا
با دانشی که هماهنگ با آموزش توست
و با کرداری که از اشا و وهومن سرچشمه میگیرد همراهند.
آنها به درستی گزیدگانی هستند
که خشم را نابود خواهند کرد. "

یسنا سرود 48 بند 12

دیو خشم سرچشمه آشوبگری و زورگویی است با درشتی و تندخویی هرگز هیچ کاری به
سامان نمیرسد و نظام و هنجاری برقرار نمیشود. از آشفتگی تنها دزدان و غارتگران با
ویرانی بسیار بهره ای ناچیز میبرند.