رهیافتی به مفهوم مرگ در جهان بینی زرتشتی
گذارشی از موبد کامران جمشیدی
دانش دین و دانش روز به ما می آموزند که در این جهان هیچ چیز از بین رفتنی
نیست و هر چه هست دگرگونی در شکل و فرم است. هیچ انرژی و نیرویی از بین
نرفته و تنها به شکل های دیگر انرژی دگرگون می شود. ماده نیز، که خود شکلی
از انرژی است با واپاشی و به هم آمیختگی خود با ماده های دیگر دگرگونه می
شود. بنابراین انسان نیز که بنیان های تشکیل دهنده او تن و جان و روان می باشند در چهار چوب همین قانون مندی قرار می گیرد زیرا که او نیز بخشی از این آفرینش می باشد.
پس
از رویدادن پدیده ی “ مرگ”، که به راستی مفهوم آن “ دگرسانی” یا “زایش
دوباره” و یا “ درگذشتن و پیشروی” می باشد، دگرگونی های زیر در انسان روی
می دهد:
1ـ
دگرگونی تن: تن که به هم آمده است از مقداری گوشت، پوست، استخوان، رگ، پی،
و غیره در زمان بسیار کمی پس از مرگ بر اثر گرما، نَم، باد و هوا و کارکرد
جانوران و حشره ها پوسیده و پلاسیده شده و به شکل آخشیجی (عنصری) از هم
واپاشیده شده و هر آخشیجی به سرچشمه ی خود باز می گردد و یا پس از درآمیختن
با دیگر چیزها، پیکر جدیدی را می سازند ولی به هر روی کوچکترین ذره ی آن
از بین نمی رود و نابود نمی شود.
2-
جان، نیروی جنبش بدن بوده و به سان دیگر نیروها مانند گرما و برق، آغاز و
انجامی دارد. وجود این نیروها از پایه بستگی به دستگاه های آفریننده و یا
دگرگون کننده ی آنها دارد که اگر آن دستگاه از هم بپاشد، دیگر آن نیرو
تولید نمی شود. بدن ما نیز اینچنین است و هنگامی که یکی از اندام های
بنیادین آن خراب شده و از هنجار خود بیرون رود، دیگر نیروی جان تولید نمی
شود.
3ـ
جاودانی روان: گفتیم که در این جهان هیچ چیز از بین نمی رود. روان انسان
نیز در چهار چوب همین قانونمندی اشایی قرار دارد. در پیش گفته شد که “
روان” یک نام گذاری کلی است از رویهم نیروها و پدیده هایی که “ درون انسان”
را پدید می آورند، همانا:
مَنَ،
دین یا وجدان، بَئودا، سروش و فروهر که اینها همه بخش هایی هستند از دو
نهاد یا ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه، که از این دو نیز می توان با نام
“آگاهی” یاد کرد.
پس
از مرگ تنی، فروهر که از سرچشمه ی خود اهورامزدا، برای راهنمایی و روشن
نمودن راه پیشرفت در درون انسان کار می کرد به سرچشمه ی خود باز می گردد و
می ماند “ آگاهی” که “وجدان” را در خود دارد و این وجدان که به راستی پیامد
و برآیند و کارنامه ی زندگی انسان است، درجه و پایه ی تکاملی روان را در
این هنگام روشن می نماید که همین ، آغازی است برای ادامه ی راه تکاملی آن.
در
اینجا می بایست بر این نکته پافشاری شود و به روشنی بیان گردد که بر پایه ی
آموزش های گاتها، نتیجه ی تمامی کردارهای انسان به او باز می گردد و از
آنها رهایی نیست و تا زمانی که انسان خود را از چنگال اندیشه و گفتار و
کردار نادرست نرهانیده باشد رسیدن او به سرانجامِ راه به سادگی انجام نمی
گیرد زیرا همانگونه که در پیش گفتیم ، زرتشت گفت:
«
روان های دروغکاران بدفرمان، بدکردار، بدگفتار، بدوجدان و بداندیش از روی
تیره ی درونی خود برخواهند گشت، همانا که مقیمان خانه ی دروغ می باشند.»
“ روان شهریاران ستمگر و بدکاران و زشت گفتاران و سیه دلان و کج اندیشان و هواخواهان دروغ به دوزخ یا سرای دروغ ( دروجو دِمان druju demana ) باز خواهند گشت، زیرا ضمیر روشن آنها رو به تیرگی نهاده است و از روشنایی و حق دور گشته اند.» [i]
اما این بدان چم نیست که راه رسیدن به سرمنزل مقصود یا به گفته ی گاتها خانه ی اندیشه نیک و یا سرای سرود و ستایش (گرو دِمانَ Garo demana
) که همان سرچشمه ی آگاهی یا اهورامزدا می باشد، برای همیشه بسته است،
بلکه این چنین روان های کج اندیش و گفتار و کردار نیز می توانند با بازگشتن
و روشن گرداندن آیینه ی دین و وجدان و نهاد خویش به روشنایی دست یابند و
خویشتن را به رسایی و رستگاری نهایی برسانند و جاودان گردند.
هموارترین
و کوتاه ترین و خردمندانه ترین راه آن است که این فرآیند رسایی و رستگاری
در همین زندگی پیموده شود زیرا که تمامی زمینه ها در انسان فراهم می باشد و
این تنها اوست که باید گرد و غبار را از دیدگان خرد و وجدان خود بزداید،
راستی ها را دریابد، بزرگی و ارزش خود را بشناسد و با بهره بردن از نیروهای
تنی و روانی خویش و با کوشش و پشتکار و نیرومندانه به آباد و آزادسازی
خویش و همبودگاه وجهان بپردازد تا اهورامزدا را خشنود و خود را خوشبخت
گردانده، به “هَئوروتات اَمِرِتات” یا رسایی همیشگی دست یابد. ایدون باد.
[i] گاتها برگردان موبد فیروز آذرگشسب
- مقدمه ۩ | |
![]() ![]() ![]() دخمه
مانکجی و گلستان در یزد؛ این دو دخمه به فاصله حدود 200 متر از هم در
انتهای محله صفاییه یا محله گلستان یزد قرار دارد که اینک بخشی از شهر شده
است. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر «دخمه» در فرهنگ اسدی، صحاح الفرس، برهان قاطع و غیاث اللغات به معنی «گورخانه گبران» است. در حاشیه برهان آمده: "گورستان مغان و آن خانه بی در باشد." در شرفنامه منیری اشاره می شود: "جایگاهی که مربع شکافته باشند و بر زیر آن پوشش سغ (1) ۞ کرده و نردبان در آنها نهاده، چون گبران بمیرند تابوت سازند و در آن نهند." «اوبهی» از آن به نام «صندوق مرده» در گورستان یاد می کند. دخمه بعضی از پادشاهان هخامنشی چون داریوش اول و جز او در نقش رستم، درون مقبره است. هر دخمه ای دارای نگهبان بوده که به او «دخمه بان» یا «دخمه گاه» یا «شهر مقابر» می گفته و محل دخمه را «دخمه گاه» یا مقبره می نامیدند. (2) ۞ آقای فرخانی دستیار موبد آتشکده یزد چنین می گوید: "دخمه گذاری در ایران و آیین زرتشت متداول نبوده و دلیل آن دفن کورش است؛ حتی زرتشت پیامبر ما در بلخ دفن است و بیشتر در مواردی همچون هنگامه سرایت برخی بیماری ها چون وبا، حصبه و طاعون یا به گاه جنگ های خانمانسوزی چون یورش چنگیز مغول و تیمور به ایران که در برخی روز ها پانزده تا بیست و پنج هزار نفر کشته می شدند و فرصت کفن و دفن آنها نبوده و امکاناتی همچون سردخانه و ... نبوده، مردگان را روی کوه های بلند شهر کنار یکدیگر در دخمه می گذاردند تا لاشخور ها گوشتشان را بخورند و سپس استخوان هایشان را در چاله ای که در وسط این دخمه قرار داشته دفن می کرده اند. بیشتر می توان گفت دخمه، حالت گور های دسته جمعی در مواقع اضطراری را داشته که به هنگامه پیشامد بیماری ها از برای شیوع نیافتن و رعایت کار های بهداشتی، آنها را بالای کوه ها و بیرون از شهر برده تا از بین بروند." هم اکنون در هند، برخی زرتشتیان متعصب بر این باورند که چون نیاکانشان در ایران، مردگان را در دخمه می گذاردند تا لاشخور ها آنها را بخورند، آنها هم در شهر، بالای کوهی سرسبز به این کار می پردازند و نیز در برخی جا ها همچون کرمان، برای ورود به دخمه از نردبان سود می برده تا پس از برداشتن آن، دیگر کسی بدان دسترسی نداشته باشد. 2- دخمه های یزد ۩دخمه محلی است که زرتشتیان، مردگان را بر طبق آداب دینی در آن می نهادند و از وقتی که به دفن کردن در گورستان پرداخته اند، (3) ۞ استفاده از دخمه متروک شده است. دخمه هایی که در اطراف یزد و آبادی های آن وجود دارد و مورد نگاهداشت است، طبق نوشته آقای رشید شهمردان بدین شرح است: 1- دخمه قدیمی یزد که حدود سی سال (4) ۞ است که دیگر مورد استفاده نیست. 2- دخمه مانکجی لیمجی هاتریا که در 1225 یزدگردی (5) ۞ بنا شده است. 3- دخمه چم تفت که گشایش آن در سال 1276 یزدگردی (6) ۞ می باشد. لوحه ای بر بالای سردر آن قرار دارد بدین عبارت: | |
| |
![]() ![]() ![]() دخمه
مانکجی و گلستان در یزد؛ در قدیم این دو دخمه از شهر بسیار دور بوده اند و
مسیر مابین یزد و این دخمه ها که حال محله صفاییه است شکارگاه بوده است. 4- دخمه شریف آباد اردکان که به وسیله مانکجی لیمجی هاتریا در 1225 یزدگردی (7) ۞ گشایش یافت. 5- دخمه ترک آباد اردکان که شامل سه دخمه می باشد. (8) ۞ همچنین آقای خداداد خنجری عضو هییت رییسه انجمن زرتشتیان یزد گفت: "ترک آباد یک زمانی جایگاه موبدان بزرگ ایران بوده و آتشکده یزد از آنجاست. وی سه دخمه دیگر را نیز نام برد: 6- دخمه ای مخروبه به فاصله تقریبی یکصد و پنجاه متر از دخمه شماره 1 یا گلستان خانم. 7- دخمه باستانی بین دخمه یزد و چم تفت نزدیک معدن سنگ که شرح آن خواهد آمد. 8- دخمه اله آباد رستاق بالاتر از کارخانه گچ یزد که برای استفاده زرتشتیان رستاق بوده است." از لحاظ نگهداری، سرپرستی و دیگر کار های اینچنینی، سرپرستی دخمه ها با انجمن زرتشتیان است. یادآور شوم تعداد زرتشتیان یزد هنگام سفر جکسن به یزد بیش از هشت هزار نفر بوده است. زنده یاد جلال آل احمد در سفری که در سال 1337 به یزد داشته سری هم به دخمه های یزد زده و آنچه در زیر می آید از کتاب «ارزیابی شتاب زده» و مقاله «سفری به شهر بادگیر ها» می باشد: "از دخمه هایشان دیدن کرده بودیم؛ یعنی از برج های فراموشی، از خانه های ابدی اموات زرتشتیان که در آنها به بدوی ترین وضعی هنوز مردگان را در اختیار آفتاب پرندگان می گذارند. یزدی های زرتشتی دو دخمه دارند؛ یکی دخمه گلستان که دایر است و دیگری دخمه مانکجی (9) ۞ که بسته است و هر کدام بر سر تپه ای دور از شهر. تا پشت در دخمه ها رفتیم و آداب و رسوم دفن را پرسیدیم و از اناری که پشت سر میت روی زمین می ترکانند خوشمان آمد. ... راهنمای ما که خودش نیمچه دستوری (10) ۞ بود سر درد دلش باز شد و از خرافات حرف ها زد و از اینکه حتی در کرمان، رسم تهران را عمل می کنند ولی یزدی ها عجیب پایبندند و هنوز می انگارند که هرچه زودتر لاشخور چشم هایشان را از کاسه در آورد زودتر به بهشت مینو واصل می شوند." (11) ۞ برای بررسی هرچه بهتر و کامل تر آن، خود به دیدن دو دخمه انتهای صفاییه واقع در جنوبی ترین نقطه شهر رفتم. جاده خاکی صفاییه رو به تفت که می روی، بر بالای دو تپه، دو دخمه به چشم می خورد؛ یکی گلستان که جدیدتر است و دیگر مانکجی که قدیمی تر است. این بنا ها هر دو سنگی بوده و به فاصله دویست متر از هم قرار دارند. 2-1- دخمه گلستان ۩در سمت راست یعنی در طرف مغرب، دخمه ای بزرگ به قطر بیست و پنج متر وجود دارد و پس از گذشتن از یک جاده سنگی به عرض دو متر می توان به آن رسید. مصالح تمامی بنا از پله ها تا دیوار ها همه از سنگ بادبر می باشد و بر روی دیوار های بیرونی کاهگل و گچ روی سنگ کشیده اند. اطاقکی آجری در کنار در ورودی این دخمه به چشم می خورد که گویا اطاقک دخمه بان بوده یا برای ترتیب مراسم دخمه گذاری. در ورودی آن که سمت مشرق قرار دارد آهنی است و اکنون با آجر جلوی آنرا پوشانده اند. بالای این در، سنگی تاریخی بوده که اکنون تنها جایش مانده که همانند همان سنگ نصب شده در دخمه مانکجی بوده است. ناچار از سمت مغرب دخمه که دیوارش را افرادی ریخته اند وارد شدم. ارتفاع دیوار ها از سطح تپه شش متر است و دسترسی به دخمه غیر از راه وروی مشکل بوده است. قطر داخلی دخمه بیست و پنج متر و در وسط آن چاله ای سنگی قرار دارد که برای دفن استخوان مرده ها بوده است. این بنا روباز است. کف آن از همان سنگ تپه، بادبر است که صاف کرده اند. آقای فرخانی می گوید این دخمه معروف به دخمه گلستان خانم است و همانطور که در سنگ تاریخ این دخمه که به دخمه مانکجی منتقل شده است، آمده، به خاطر دشواری راه از آن دخمه یعنی دخمه مانکجی در سمت مشرق، چشم پوشیده اند و این دخمه را ساخته اند. | |
![]() ![]() ![]() دورنمای یک دخمه یا برج خاموشی و همچنین خیله ها و دخمه بان؛ در گذشته زرتشتیان مردگان خود را در دخمه ها می گذاشتند. 2-2- دخمه مانکجی ۩به فاصله تقریبی یکصد و پنجاه متر از این دخمه، دخمه قدیمی دیگری همردیف دخمه گلستان خانم به چشم می خورد که دیوار های سنگی آن فرو ریخته و آقای فرخانی قدمت آنرا سیصد سال می داند. در سمت مشرق و به طرف مهریز، دخمه دیگری که راه صعب العبوری دارد دیده می شود. این دخمه به دخمه مانکجی معروف است و از گلستان قدیمی تر است. در ابتدای راه ورود به این دخمه اطاقی قرار دارد که در برون و درون آن دو سنگ مرمرین حکاکی شده نظر ها را جلب می کند. بر سنگ برون جملاتی آمده که خلاصه اش در زیر می آید: "هو الله تعالی شأنه. بخشش پاک یزدان ... دخمه در رمضان سنه 1222 شروع به کار شده و در سنه 1225 یزدجردی (12) ۞ کار آن به پایان رسیده به همت مانکجی ابن لیمجی هوشنگ هاتریا فارسی هندی." در این سنگ نبشته به مسلمانان و زرتشتیان بر اساس روایات مستند خودشان سفارش شده که به میت دست نزنند. در داخل این اطاقک سنگ مرمرین دیگری قرار دارد که طبق گفته آقای خداداد خنجری و شواهد روشن، از دخمه گلستان به آنجا آورده شد. خود متن گویای همین امر است: | |
| |
این دخمه که قدیمی تر است از لحاظ ساختمانی و استحکام بهتر از دخمه گلستان می باشد. دارای دری سنگی با چفت و بست آهنی است و در پایین در، سوراخ هایی تعبیه شده که زرتشتیان شمع و چراغ روشن می کنند. لکه های روغن تازه بود. یعنی با اینکه دخمه قدمی تر می باشد، هنوز به پای آن چراغ می افروزند و یک تازه وارد گمان می برد که این جدیدتر است. بر بالای سردر این دخمه سنگ تاریخ مرمرینی با عبارات زیر نصب شده است که به سبب فاصله زیاد، تمامی خوانده نشد. خلاصه اش در زیر می آید: | |
| |
قطر این دخمه پانزده متر است و به سبب در و چفت از راه های دیگر نمی توان بدان وارد شد. لازم به یادآوری است که تاکنون بیش از چهل سال است که در هیچ کدام از دخمه های یزد مرده ها را نمی گذارند و آنها را در قبرستانی متعارف، بالاتر از صفاییه به فاصله تقریبی یک کیلومتر که در محور شمال قرار گرفته، زیر خاک مدفون می سازند. | |
![]() ![]() ![]() دخمه چم تفت که در سال 1286 گشایش یافته است. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر | |
2-3- دخمه باستانی ۩به فاصله چهار الی پنج کیلومتری این دخمه ها، مابین چم تفت و این دخمه صفاییه، یک دخمه بسیار قدیمی دیگری است که آقای فرخانی اظهار داشت یک باستان شناس هندی از آن بازدید کرده و گفته بین هزار الی هزار و پانصد سال قدمت دارد و سنگ تاریخی ای بر آن نصب است که بایستی دیده شود. آقای خداداد خنجری -یکی از افراد انجمن زرتشتیان یزد- چنین گفت: "این دخمه چند کیلومتر بالاتر از صفاییه، نزدیک معدن سنگ که هم اکنون از نظر استخراج فعال است، قرار دارد. حدود چهل سال پیش یک باستان شناس هندی آن را کشف کرد. پس از باز کردن دخمه چیز هایی در آن یافتند از قبیل بازمانده استخوان چند مرده داخل لباس معمولی (18) ۞ که در کنارشان وسایل ساده زندگی قرار داشت. برای این استخوان ها و وسایل همراهشان دو حدس زده می شود: 1- پیش آمدن بیماری همه گیری مانند وبا، حصبه و طاعون که زیاد کشته داده و چون فرصت کفن و دفن مردگان را نداشته اند به این صورت دفن شده اند. 2- چون وسایل ساده زندگی شان همراهشان بوده که بر خلاف سنت زرتشتیان می باشد، احتمال می دهند که افرادی به آنها حمله کرده و از ترس به اینجا پناه آوردند. چون محاصره طول کشیده بر اثر گرسنگی درگذشته اند. این احتمال دوم قوی تر است." | |
![]() ![]() ![]() نمای
داخلی دخمه چم تفت؛ در قدیم مردگان را نشسته در اطراف دیوار دخمه می
گذاشتند و پس از زوال بدن، استخوان ها را در چاله وسط می رخته اند. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر | |
3- ساختمان های وابسته به دخمه های یزد ۩ | |
![]() ![]() ![]() وفاتنامه خدابنده کیخسرو اردشیر؛ در خیله های هر محل، از افراد نامور درگذشته آن محل سنگی به یادبود حک می کرده اند. 3-1- خیله ۩در پایین دو دخمه یزد، مجموعه ساختمان هایی ساخته شده که زرتشتیان به آن «خیله» (19) ۞ می گویند. این مجموعه که شامل دوازده بنا است یکی آجری و بقیه سنگی و خشتی و آجری با هم است. نخست بپردازیم به چگونگی و کاربرد خیله و آنگاه شرح آنها. خیله برای سه منظور مورد استفاده بوده است: 1- یک روز پس از برگزاری مراسم یادبود سالگرد در خانه به اینجا آمده که شامل دوستان، آشنایان و وابستگان متوفی می شوند. آنها به طور دسته جمعی به دخمه می روند و برای اتراق در این خیمه ها سکنی می گزینند و تا عصر در اینجا هستند و همه مراسمی که در خانه برای یادبود برگزار می کنند در اینجا هم اجرا می کنند. در داخل این مجموعه ها آشپزخانه، ایوان و ... پیش بینی شده است. 2- روز مراسم پرسه (20) ۞ همگانی که به نام پرسه هماروانان (21) ۞ خوانده می شود، دو نوبت در سال در اینجا گرد می آیند. یکی روز اول تیر ماه یزدگردی (22) ۞ و یکی هم اول اسفند ماه یزدگردی (23) ۞. در این پرسه، کلیه کسانی که در سال های اخیر چه خودشان، چه دوستانشان و چه وابستگانشان درگذشته ای دارند شرکت می کنند. 3- در روز دفن مرده که در این خیله ها مراسم برپا می شود. در وسط این خیله ها یک بنای آجری که به سبک بسیار زیبایی ساخته شده خودنمایی می کند. این بنای تمام آجری یک متر از سطح زمین ارتفاع دارد و در زیر آن کانال هایی آجری جهت عبور سیلاب ساخته شده که دارای دو تابستانه، دو ایوان دو طرفه در شرق و غرب و دو آشپزخانه در سمت غرب می باشد. در وسط این بنا یک کلاه فرنگی نورگیردار که به سبک عرق چین ساخته شده قرار دارد. کف آن را با قلوه سنگ فرش نموده و دارای سنگ تاریخ مرمرینی است که این عبارت در آن حک شده است: | |
| |
گوشه هایی از نوشته های این سنگ را با آجر شکسته و پرانده اند که تازه به نظر می رسد. آقای خنجری چنین می گوید: "خیله ها هر کدام با پول افراد یک محل ساخته شده (24) ۞ و علت آن بوده که در مراسم های همگانی و سالگرد، تداخل در کار اتراق پیش نیاید وگرنه در مواقع دیگر، همگان می توانند از خیله ها استفاده نمایند. در این خیله ها هر محله که افرادی نامور در گذشته داشته به یادبود وی سنگ تاریخی نصب می کردند و بر آن اشعاری که درباره وی سروده شده حک میکردند." 3-2- آب انبار ۩در سر راه ورود به خیله ها، نخست به دو بادگیر مشبک آجری که بر سطح زمین قرار دارد بر می خوریم. بادگیر هایی منحصر به فرد در میان بادگیر های آب انبار های یزد. این بنا همانند آب انبار شش بادگیری (25) ۞ از تمیز ترین و بهترین کار های آجرکاری و کاربندی آجری است و تمامی بنا با ظرافت و دقت و سلیقه خاصی ساخته شده است و در معرض استفاده اتراق کنندگان در خیله ها قرار دارد. این بنا را فریدون کیخسرو قاسم آبادی برای یادبود ساخته که عبارت سنگ تاریخ آن در زیر می آید: | |
| |
دارای سی پله در ایستگاه اول و پانزدهم پله در ایستگاه دوم است و شگفت آنکه بر خلاف غالب آب انبار های یزد تبدل به زباله دانی نشده و بسیار تمیز و جارو کرده بود. | |
![]() ![]() ![]() آب انبار دخمه؛ به جهت دوری از مراکز شهر، برای رفاه اتراق کنندگان آب انبار در پای دخمه ها ایجاد می کرده اند. | |
|
دخمه های شریف آباد
دخمه،
دادگاه یا برج سکوت یکی از روشهای تدفین در ایران است ،محلی است که
زرتشتیان از دیر باز تا سال 1342، اموات خود را طبق اصول، فرهنگ و آداب و
سنن مذهبی خود و طی انجام مراسم ویژه در آن می نهادند تا طعمه کرکس های کوه
های اطراف شوند. وسط فضای میان تهی دخمه چاهی وجود دارد که به "استودان"
معروف است و استخوان های به جای مانده از اجساد را داخل آن می ریختند.
پس
از مدتی و طی مراسمی خاص، محوطه داخل دخمه جارو و ضد عفونی می شد و بار
دیگر دخمه مذکور مورد استفاده قرار می گرفت. در حقیقت محوطه داخلی دخمه ها
مانند گورستانی بود که چندین بار از آن استفاده می شد.
دخمه شریف آباد
در شهرستان اردکان در استان یزد نیز یکی از این دخمه ها بوده که مورد
استفاده قرار می گرفته است . هر بار که فردی در می گذشت گروهی از زرتشتیان
که مضربی از عدد 4 بودند درگذشته را تا آنجا حمل می کردند. مسافتی که امروز
حتی اگر بخشی از آن را هم پیاده و بدون هیچ بار اضافی برویم سختی این کار
را به خوبی درک می کنیم.
دخمه جدید شریف آباد که ساخت یکی از آنها
به زمان مانکجی باز می گردد در جایی ساخته شده اند که نزدیک ترین فاصله را
به سه روستای شریفآباد، حسن آباد و مزرعه کلانتر داشته باشد. البته پیش
از آن دخمه زرتشتیان شریف آباد در دیلَم(نزدیک روستای ترک آباد) قرار داشته
است.و هدف از دخمه آلودگی کمتر آب وخاک وهوا وآتش بوده است وزمانیکه دخمه
ها در محدوده شهر ها قرار گرفته وآلودگی هوا را باعث شدند ،زرتشتیان مرده
های خود را طی تشریفاتی خاص به خاک می سپارند تا آلودگی کمتری داشته باشند
البته سابقه این کار به شاهان می رسد ولی اگر آلودگی آب وخاک را باعث شود
بزرگان دین باید چاره اندیشی کنند.