راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

مهر ،سروش و رشن ایزد

مهر (میترا) از مهم‌ترین‌ خدایان‌ آریایی‌ است‌ که‌ جای‌ خود را با نام‌ ایزد (فرشته‌) در فرهنگ‌ زرتشتی‌ استوار کرده‌ است‌. درازترین‌ یشت‌ در نیایشِ مهر سروده‌ شده‌ است‌. او نیرومند، کوشا، درست‌، باشکوه‌ و بدون‌ گذشت‌ است‌. از نظر اخلاقی‌، میترا پاسدار راستی‌ (از این‌ بابت‌ همکار رشن‌) و پاسدار پیمان‌ (قرارداد) است‌. هر کس‌ پیمان‌شکنی‌ کند، مورد باز خواست‌ میترا است‌ و تنبیه‌ می‌شود. از نظر دنیایی‌، میترا پاسدار نور (از این‌ بابت‌ همکار ایزد هْوَرَخْشئِتا یا خورشید) و نگهبان‌ کشتزارهاست‌.


سروش‌، آموزگار و پیام‌آور دین‌ است‌. او گوش‌ جهانی‌ همه‌ نیکوکاران‌ ( اشوان‌ ) و آورنده‌ پیامهای‌ اهورایی‌ برای‌ آنهاست‌. زرتشت‌ آرزو می‌کند که‌ مردمان‌ آن‌ گونه‌ رفتار کنند که‌ سروش‌ با همه‌ی‌ آنها در ارتباط‌ باشد.


رَشن (رَشْنو) ـ ایزد دادگرى و آزمایش ایزدى
ایزد عدل و داد در دین مزدیسنى. در اوستا رَشْنو Rašnu و در پهلوى رَشْن Rašn به معناى عادل و دادگر است. رَشْن در اوستا اغلب با صفت رَزْیشْته Razišta (در پهلوى رزیستک Razistak) وبه صورت رَشْنو رزْیشْتَه به معناى راست تر و درست تر آمده است، و در فارسى معمولاً این ایزد با صفتش «رَشْن راست» خوانده مى شود. ابوریحان بیرونى در الآثار الباقیة (ص73) در فهرست روزهاى ایرانى، این ایزد را رَشْن خوانده که در زبان سُغدى رَسْن Rasn و در خوارزمى همان رَشْن خوانده مى شده است. در ادبیات فارسى این واژه به صورت «رش» بدون نون بکار رفته است. فردوسى گوید: چوهور سپهر آورد روز رَش / ترا زندگى باد پدرام و خَوش، و خسروى مى گوید: مى سورى بخواه کامد رَش / مطربان پیش دار و باده بکَش.
در سراسر اوستا (به جز گاثاها) و در کلیّه منابع پهلوى و پازند مکرّر از ایزد رَشن نام برده شده، به او درود فرستاده مى شود. در اوستا، یشت دوازدهم موسوم به رَشْن یشت، ویژه این ایزد است، امّا مطالب مهمى در خصوص وى از آن به دست نمى آید. برخى از محققان از آن جمله بارتولومه برآن اند که رشن یشت، یشتى جدید مى باشد و مطالب آن با توجه به برخى قسمت هاى اوستا و به ویژه یشت ها تدوین شده است. در اوستا هرجا که از رَشن نام برده شده، از یاران او ایزدان مهر (میثره Miøra) و سروش (سرَاُشَه Sraoša) و گاها از ایزد اَشتاد AštaÎd (اَرْشتاد ArštaÎd) (یسنا، 7/1 و 7/2) نیز یاد شده است.


این سه ایزد به اتفاق از ایزدانِ سراى پسین و داوران روز جزا نیز محسوب مى شوند. در کتب متأخر مزدیسنان وظیفه سنجش اعمال آدمیان در روز قیامت به ایزد رَشن واگذار شده است. بنا به روایات دینى کسانى که از این جهان درگذرند، پس از سه روز و سه شب، در صبح روز چهارم به راهنمایى ایزدانى چون: مهر، سروش، رَشْن و اشْتاد براى محاکمه و گذر از پل چینوَد Cinvad (چینْوَت CinvaÎt = پل صراط) آماده مى شوند. در اَئوگمدئچا AogemadaeÎcaÎ فقرات 8 و 9 آمده: «در صبح روز چهارم پس از مرگ سروش و رَشن راست و ایزد باد و اشتاد و مهر و فَروهر پاکان و ایزدان مینوىِ دیگر به استقبال روح پاک مرده مى شتابند وآن روان جاودانى را با خوشى وآسایش ودلیرى ازپل چینوت مى گذرانند».

ایزدان و فرشته ها


ایزد، در اوستا "یَزَت" و در سانسکریت "یجت" آمده است و به معنی "درخور ستایش" است. غالبا در اوستا از ایزدان مینوی و ایزدان جهانی یاد شده است. اهورامزدا، در سَرِ ایزدان مینوی و زرتشت در سَرِ ایزدان جهانی است. ایزد را در پهلوی "یزد" و "یزدان" گویند. مراد از یزدان، مفرد خداوند است و نظر به اینکه اهورامزدا، سرور بزرگ مینویان است و در عالم روحانی هر آنکس که در خور ستایش و نیایش باشد، در ذات او که آفریننده همه است، تمرکز دارد، از این جهت او را به صیغه جمع، یزدان نامیده اند. ایزدان، را از همکاران مَهین ایزدان، که آنها را امشاسپندان گویند، شمرده اند.

در دین زرتشت برای هر چیز خوب و نیک، ایزدی قائل شده اند و به او درود و سپاس تقدیم می کنند، در خورشید یشت از هزار و صد ایزد مینوی یاد شده است:

در هنگامی که خورشید بتابد، صد و هزار ایزدان مینوی برخاسته، این فرّ را برگرفته، در روی زمینِ اهورا آفریده، پخش کنند، تا با آن، جهانِ راستی و هستیِ راستی را بپرورانند.[۳]

پلوتارخس، مورخ یونانی که در قرن اول میلادی میزیسته، می نویسد اهورامزدا، ۲۴ ایزد بیافرید. که چندان از حقیقت دور نیست.

در مزدیسنا هر روز ماه را به نام ایزدی می خوانند، روز اول را به اسم هرمزد، خدای یگانه، دومین روز تا هفتمین روز به اسامی امشاسپندان(بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد)، به استثناء روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، بقیه روزها به نام ایزدان معروف چون آذر، آبان، خورشید، ماه، تیر، گوش، مهر، سروش، رشن، فروردین، بهرام، رام، باد، دین، ارشنگ، اشتاد، آسمان، زامیاد، مهراسپند و انیران، خوانده می شوند.

کلمه «ایزد» ویا فرشته  درگات ها نیست‌ و باور های کهنه ودیر پایی است که مغ ها و روحانیان مخالف اشو زرتشت که خدایان پنداری داشتند (یسنا 29 بند 5) و چون در براندازی موفق نشدند پس از چند سده با حیله دین اشو زرتشت را قبول کردند واز خدایان به نام فرشته ها وایزدان به صورت مخلوق اهورا مزدا وظایفی را نسبت دادند و  نوشته‌های‌دینی‌ پس‌ از اشوزرتشت‌  راه‌ می‌یابد و شماره‌ آنها با گذشت‌ زمان‌ افزون‌ شد و از هزار بالاتر رفت‌. ایزدان‌ را بنا به‌ اهمیت‌ به‌ بزرگ‌ و کوچک‌ بخش‌ می‌کنند. برای‌ نمونه‌ میترا (مهر) ایزدی‌ بزرگ‌ ولی‌ اَشی‌ (پاداش‌ نیکی‌) ایزد کوچکی‌ است‌. از دیدگاهی‌ دیگر، ایزدان‌ را به‌ دو گروه‌ مینوی‌ و مادی‌ بخش‌ کرده‌اند. ایزدان‌ مینوی‌ پاسداران‌ رفتارها و چیزهای‌ مینوی‌ هستند مانند رَشَن‌ (راستی‌)، وَرَهْرام‌ (پیروزی‌)، و آخشتی‌ (صلح‌ و آشتی‌)، دَاِنا (وجدان‌ یا دین‌)، چیسْتی‌ (دانش‌)، رَتا (دهشمندی‌) و ایزدان‌ مادّی‌ پاسداران‌ چیزهای‌ مادّی‌ هستند مانند هُوَخْشترا (خورشید)، مَنگها (ماه‌)، وَنْتْ (ستاره‌)، تیشْتَر (باران‌)، زَم‌ (زمین‌).

در گاتهای زرتشت، از فرشته (ایزد) سخنی نرفته است هر چند از «سروش»، «آذر» و «اشی» نام برده شده است بدون آنکه آنها را فرشته (ایزد) بخواند. تنها در نوشته های پس از گاتها عنوان «ایزد» به آنها داده شده است. در نوشته های دینی بعد از گاتها از ایزدان بسیاری نام برده شده است و شاید شمار آنها از هزار فزون تر باشد و حتی نیایشهایی برای برخی از آنها نوشته شده است. گروهی از دانشمندان باور دارند که «موضوع فرشته از دین زرتشت وارد سایر ادیان از جمله دین یهود شده و از آنجا به دیگر ادیان ابراهیمی راه پیدا کرده است» دکتر فرهنگ مهر اعتقاد دارد که این ادعا حقیقت ندارد. او به هانری کربن نیز در این خصوص اعتراض دارد. هانری کربن معتقد بود که فرشته شناسی مهم ترین بخش دین زرتشت است. فرشتگان در اوستای جوان تر آمده اند و «ایزد» خوانده می شوند که به معنای شایسته نیایش است. در چگونگی ورود آنها در اوستای جوان تر، دیدگاه های چندی وجود دارد. بیشتر ایزدان، خدایان پنداری هستند که آریاییان ایرانی پیش از اشوزرتشت، آنها را می پرستیدند.

  1. لغت نامه معین
  2. فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی سجادی و فهرست حکمت اشراق و ایران باستان ص 2500 و 249 و 2679 و ربةالنوع
  3. خورشید یشت، بند یک

شادی و نشاط در جهان بینی زرتشتی

مفهوم شادی و نشاط در جهان بینی زرتشتی(شادی اهورا داده)

در کتاب دینکرد(:یکی از نسک پهلوی که درون مایه فلسفی دارد) به تناوب گفته می شود که شادی و نشاط رمز بالندگی و نیکبختی مردمان است،چه کامیابی و پیروزی ایرانیان باستان را برخاسته از همین شادی و نشاط می داند...

اگر با نگاهی تیزبینانه به نثر اوستا و نسک پهلوی و نیز آیین های مذهبی زرتشتیان بنگریم،نیک در خواهیم یافت که سخن دینکرد پُر بی راه نیست.چه در آیین های کیش زرتشتی اندوه،گریه و مویه جای و جایگاهی ندارد.در همه جای این نسک سخن از «یسن»(1) و نیایش شادی آفرین مردمان به پیشگاه اهورامزداست،چنانکه می توان چکیده ی پیام اوستا را دعوت به پرستیدن خداوند از سر شوق و علاقه دانست،نه بندگی کردن از سر عجز،همراه با ترس و مویه و لابه،زیرا که پرستیدن اهورامزدا سبب شادی و نشاط در مردمان می شود.

آنگاه که اشوزرتشت پیام دعوت خویش را در میان مردمان آریایی آشکار ساخت،ایشان گرفتار گمراهی ها و باورهای شرک آلود بسیاری بودند.آن مردمان برای خدایان پنداری خویش قربانی و فدیه می دادند و خویشتن را تسلیم سرنوشت و زمان می پنداشتند. پیامبر پاک سرشت کوشید تا بسیاری از آن ناهنجاری ها را از چهره ی جامعه بزداید و زندگی توده ی مردمان را از چنگال جهل و خرافه پروری اوسیج ها و کرپن ها رها سازد.آن وخشور آداب و رسوم خداپسندانه،خردمندانه و انسانی را جایگزین بسیاری از آن کژرفتاری های پیشین کرد.اشوزرتشت و پس از او مریدان و یارانش در انجمن مغان با پالودن سنت های زیبا و شادی آفرینی چون نوروز،مهرگان،سده و... از کج فکری های دیوپرستان،در این جشن های ایرانی،روحی تازه دمیدند.جشن هایی که تا پیش از آن میعادگاه نعره های مستانه و شب هنگام اُوسیجها در قربانگاه ها و مهرابه ها همراه با قربانی های خونین جانداران بی گناه و شُرب مواد سُکرآور بود؛جای خود را به شور پرستش خردمندانه خداوند جان و خرد داد.آن لانه های غمبار جهل و شرک،حریم ستایشی شاد از برای اهورامزدا گردید.

نور حقیقت گاتها،تاریکخانه انباشته از دروغ آن خدایان ترسناک،خون خوار و درنده خو را روشن ساخت.پرتوهای راستی پرده های سیاه و خاک گرفته ی دروغ را از هم درید، تخت های آن خدایان درهم شکست و جملگی سرنگون شدند.نسیم روح مفرح و شادی بخش اخلاق گرایی و انسان دوستی وزیدن گرفت.آورنده ی این نسیم به دلدادگان مزدا آموخت که جشن و شادی حقیقی،هنجاری است پیوند آفرین میان انسان با روان هستی(:گئوش اوروان) و نشان از احترام و سپاس گذاری انسان در برابر بخشش های جهان آفرین(گئوش تشن) است.

اما چرا «شادی»؟ اوستا،شادی را کرداری سپند(:افزاینده) می شمارد،زیرا که سبب افزایندگی نیروگان سپنتامینو است.برای درک این سخن بایسته است تا تعریفی فشرده از فلسفه ی پولاریته در هستی شناسی زرتشتی داشته باشیم.جهان هستی چنانکه از هات30 و 45 گاهان برمی آید جلوه گاه پیدایش دو نیروی اهورا آفریده کاهنده(:انگره) و افزاینده(:سپنته) است.نیروی افزاینده(:سپنتامینو) مبین فعل حرکت در هستی است و بن زندگی گیتی و حرکت جهان بسوی آبادانی،پیشرفت و بالندگی در راستای نیروگان اوست.دیگری نیروی کاهنده(:انگره مینو) است که جهان را به سوی سکون،ویرانی، پسرفت و نازندگی می کشاند.در برآیند این دو نیرو است که در عرصه هستی«زندگی و نازندگی»،«نیکی و بدی»،«سودمندی و زیانمندی»،«زشتی و زیبایی»،«حرکت و سکون» و... مفهوم و معنی پیدا می کنند.اساسا" در هستی شناسی زرتشتی از وجود نیروگان این دو نیروی همزاد اما متضاد افزاینده و کاهنده است که زندگی گیتی معنی پیدا می کند و انسان با واقعیت انسانی خویش در میان این دو نیروی افزاینده و کاهنده ایستاده است.فکری که از یک جهت می آید او را بسوی فراتر از واقعیت انسانی خویش،یعنی تعالی و جاودانگی می خواند و دیگری او را بسوی فروتر از واقعیت انسانی خویش یعنی سقوط،ذلالت و حرمان(:بی بهرگی و پوچی) می کشد.

اما در این میان خویشکاری انسان چیست؟ پاسخ گاتها روشن است،خویشکاری انسان حرکت در راستای «اشا» است.زیرا حرکت او در راستای اشا سبب تقویت و افزایندگی نیروی زندگی و جلوه های حیات در عالم هستی خواهد شد.نیستی زندگانی هستی، لاجرم نبود انسان نیز خواهد بود،پس تقویت نیروگان سپنتامینو در هستی،یاری رساندن به حفظ حیات نوع بشر است و حفظ حیات گیتی و افزایش نیروگان سپنتامینو در جهان با اراده ی اهورامزدا یعنی اشا هم راستاست.بر همین اساس است که اشوزرتشت به سوی مردمان آمده است تا ایشان را به سوی افزایندگی(:سپنتامینو) در راه اشا هدایت کند (:هات31بند2).در این میان هر اندیشه،گفتار و کرداری که سبب ساز افزایندگی نیروگان زندگی شود،سپند،نیک و سودمند قلمداد خواهد شد.شادی و نشاط یکی از این مظاهر سودمند و اشویی است.

بی سبب نیست که موبدان زرتشتی،سرودهای اوستا را،نغمه جشن و شادی می دانند. زیرا که برای نیکبختی و شادکامی انسان سروه شده است.از نگاه موبدان،کتاب اوستا کتاب زندگی است و روح سخنان آن با مویه(2)،مرگ و نازندگی بیگانه است.در اوستا همه جا سخن از افزایندگی نیروگان زندگانی گیتی و گسترش شادی و خوشبختی برای بشر است.چه از دیدگاه گاتها و سایر نسک اوستا،اهورامزدا،آفریدگار جهان زاینده با تمام زیبایی ها و شادی های درون آن است.در یک کلام،اوستا مظهر افزایندگی(:سپند) است.

فرمان حقوق بشر کوروش بزرگ را نیز می توان نمونه ای بارز از افزایندگی دانست.در این فرمان فلسفه ی پولاریته در هستی شناسی زرتشتی به شکلی روشن به تصویر کشیده می شود.چه کوروش بزرگ نماد زدودن مظاهر کاهنده انگره مینو چون مرگ،غم، ستم،بی داد(:بی عدالتی)،قربانی،برده داری و در یک کلام آن بدبختی هایی است که از سوی دوژمن ها و اکمن ها(:بیدادگران و بداندیشان) بر مردمان روا می شود.او آورنده زندگی،شادی،نشاط،دادگری،منع قربانی و برده داری و در یک کلام نیکبختی و شادکامی برای مردمان است.واژه ی شادی و البته شادی آفرین بودن نتیجه ی کارهای کوروش بزرگ چیزی است که به کرات در متن فرمان حقوق بشر تکرار می شود(3).

اما در این وادی شاه سخن کلام گاهان است که در این باره می فرماید:

 

  • هات44بند6ای هستی بخش یکتا پرسشی از تو دارم.خواستارم حقیقت را بر من آشکار سازی.آیا آنچه را که بیان خواهم کرد حقیقت دارد؟آیا عشق و ایمان به خدا و در پرتو کار نیک،راستی و درستی افزایش خواهد یافت؟آیا در پرتو منش پاک،نیروی ایزدی پدید خواهد آمد؟این جهان بارور و شادی بخش را برای که آفریدی؟»

 

  • هات47بند3پروردگارا،به راستی تو شرچشمه ی خرد افزاینده[سپنتامینو] هستی. این زمین[=جهان گیتی] شادی آفرین را تو آفریدی...»

 

این شادی که در گاتها از آن سخن می رود،شادی اهورا داده است.آن شادی و خرمی که اشو زرتشت آن را بستر پیشرفت و بالندگی جهان گیتی و مقدمه ی شکل گیری عشق و ایمان مردمان به اهورامزدا می داند،عشقی افزاینده که پایان آن جاودانگی است.

 

چه شت زرتشت مه وخشور ایران    همان پیغمبر پاک دلیران

بگفته در مهین نامه ی اوستا    ز گفت پاک دادار یکتا

که گیتی راستی و شادمانی است    وزین دوره به گاه جاودانی است

 

استمرار این کلام گاتها در باب اهورا داده بودن شادی را در سنگ نبشته های داریوش شاه هخامنشی نیز می توان مشاهده کرد،چه داریوش شاه از مومنان راستین طریقت اشوزرتشت بود:

 

  • سنگ نپشته نقش رستمخدای بزرگ (است) اهورامزدا که این زمین را آفرید،که آسمان را آفرید،که مردم را آفرید،که شادی را برای مردمان آفرید...»
  • سنگ نپشته نقش رستمخدای بزرگ است اهورامزدا،که این شکوهی را که دیده می شود آفرید،که شادی را برای مردمان آفرید،که خرد و فعالیت[کار و کوشش] را بر داریوش شاه فرو فرستاد...»

 

در سرودهای مینوی گاهان همواره یکی از درخواست های پیامبر در نیایش به پیشگاه اهورامزدا،بخشش شادی و نیکبختی به پیروانش است:

 

  • هات43بند14ای مزدا آن سان که مرد دلیر و توانایی به دوست خود مهربانی کرده و او را آرامش می بخشد،به پیروانم شادی فزون از اندازه بخش،آن شادی و سروری که در پرتو راستی[=اشا] بدست آید و در قدرت شهریاری توست

 

زنده یاد دستور فیروز آذرگشسب پیرامون این بند می نویسد:«نکته ای که در این بند کمال اهمیت دارد آن است که می فرماید:«آن شادی و سروری که در پرتو راستی بدست آمده» چون ممکن است که انسان از راه نامشروع و یا دزدی و کلاه برداری و رشوه خواری و ضعیف کشی و... صاحب ثروت و دارایی گردد و خود را خوشبخت انگارد و اندک زمانی به خوشبختی و سرور مصنوعی دلخوش باشد،ولی پیامبر می فرماید آن سرور و شادی که با کوشش و زحمت و از راه درستی و صداقت تأمین شده باشد،موجب خوشبختی واقعی خواهد گردید...»(4)

شادی و نشاط با روایات مذهبی ایرانیان باستان پیوندی مستحکم دارد چنانکه در کتاب هفتم دینکرد(کرده سوم بند2) و گزیده های زادسپرم(کرده هشتم بند15) پیرامون زاده شدن اشوزرتشت می خوانیم که آن وخشور هنگام زادن از مادر خندان به دنیا آمد و می خندید!! توجه داشته باشید که فعل خندیدن یک رفتار آموختنی است.

 

بدان گه که زمان دیمه داد    زراتشت فرخ ز مادر بزاد

بخندید چون شد زمادر جدا    درخشان شد از خنده او سرا

عجب ماند در کار او باب او    وزان خنده و خوبی و آب او

بدل گفت که این فرِّۀ ایزدیست    جز این هر که از مادر آمد گریست

(زراتشت نامه)

«زادسپرم» پیدایش این خنده را سرشته از وهومن امشاسپند می داند.چنانکه در کرده ی هشتم گزیده های زادسپرم می خوانیم که چون وهومن امشاسپند(:اندیشه ی نیک) به خواست اهورامزدا در اندیشه ی اشوزرتشت درآمد و با آن در آمیخت و نیز از آنجا که وهومن امشاسپند مینوی شادی آفرین است،اشوزرتشت هنگام زادن از مادر خندید...

اگر گیتی خود شادمان از شادی اهورا داده است و اگر شادی اهورا داده همه خوشبختی و افزایندگی است.پس به شادی راستین شاد باشیم و در پی شادی دیگران بر آییم،زیرا چنانکه اشوزرتشت می فرماید:«خوشبخت آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد».پس شادیتان افزون باد...در پناه مزدا  

 

 

پی نوشت:

1: واژه ی اوستایی «یسن» ، معادل «یجن» در سانسکریت ، معادل «یزشن» در پهلوی به معنی ستایش و پرستش است.ستایش و پرستشی که موجب افزایش نیروگان زندگی انسانی و پویایی و نیرومندی ذهن و اندیشه انسان می شود.

2: واژه ی مویه در اوستا بصورت«اَمَ ی وَ» آمده.این واژه در پهلوی به«مویک» و در فارسی امروزی «مویه» شده است.

3: بارزترین آنها جمله ای است با این مضمون:«بشود که دل ها شاد گردد».

4:دستور فیروز آذرگشسب ، ترجمه گاتها[دوره دو جلدی] ج2 ص101

 

 

۱٧ آبان ۱۳۸۸

 

به قلم فرید شولیزاده