|
«ایرانیان زرتشتی، در روزگار مشروطیت، پابه پای دیگر هم میهنانشان رنجها کشیدند و تلاشهای فراوانی کردند تا جامعه ی مدنی ایران شکل بگیرد. سهم زرتشتیان در مشروطیت ایران بسیار بود. کمکهای اقتصادی ارباب جمشید و دیگر زرتشتیان به مشروطه خواهان نیز نشان از سهم بسیار آنان در آن رویداد بزرگ دارد.»
خسرو خواجه نوری، پژوهندهی تاریخ، افزون بر آنچه از سخنرانی او در بالا، بازگو شد، نخست به گذران دشوار ایرانیان زرتشتی در سده های دور تاریخی پرداخت و گفت: «پیش از پرداختن به شرایط اجتماعی زرتشتیان در روزگار قاجار، باید به سدههای دورتر از آن نگاه کرد تا درک آنچه بر ایرانیان زرتشتی در زمان فرمانروایی قاجاریه گذشت، آسانتر باشد. زمان صفویه یکی از سختترین دورههایی بود که ایرانیان زرتشتی ناگزیر بودند شرایط رنج آوری را تحمل کنند. زرتشتیان در آن سده ها با دشواریهای فراوانی دست به گریبان بودند، از آن رو که صفویه در تعصبات مذهبی سختگیر و بیگذشت بود. این شرایط توانفرسا بسیاری از ایرانیان زرتشتی را ناچار کرد تا به هند کوچ کنند. یکی از شوندهایی(:دلیلهایی) که پارسیان هند نسبت به سرنوشت همکیشان خود در ایران، توجه ویژهای پیدا کردند، همین مهاجرت شماری از زرتشتیان به هند و بازگویی شرایط همکیشانشان در ایران بود.»
به گفته ی او بسیاری از دشواریها و ناملایمتیهایی که زرتشتیان در دوره های بعد، به ویژه در روزگار قاجار، ناگزیر بودند تحمل کنند، ریشه در همان روزگار صفویه داشت. قاجاریان همهی اندیشه های تعصبآمیز صفوی را به ارث برده بودند و سیاست مذهبی همانند آنها داشتند.
خواجه نوری که در بنیاد جمشید و در نشستی بهنام «زرتشتیان در دورهی قاجار» سخن میگفت، به گوشههای دیگری از رویدادهای هازمان زرتشتی در ایران و هند پرداخت و گفت: «در دورهی صفویه با مهاجرت ناخواسته ی شماری از ایرانیان زرتشتی به هند، دگرگونیهایی هم در ساختار اجتماعی زرتشتیان آنجا روی داد. به ویژه کارهای «دستور جاماسب ولایتی» در این دگرگونیها اثرگذار بود. او به آموزش و تربیت موبدان دست زد و به گسترش بیشتر و بنیادیتر دین در میان همکیشان خود پرداخت. اما فشارها و سختگیریها در ایران ادامه داشت. برپایهی آمار تاریخی، شمار زرتشتیان ایران در آغاز فرمانروایی صفویه، یک میلیون نفر بوده است اما در اندک زمانی بر اثر تنگناها، جمعیت آنان به 7000 نفر کاهش پیدا می کند.»
آنگاه خواجه نوری به روزگار پس از صفویه اشاره کرد و گفت: «در زمان نادرشاه افشار وضع زرتشتیان رو به بهبود گذاشت چون نادر، تعصبات جانبدارانه ی مذهبی نداشت و همه ی نگاهش به امور سیاسی بود. پس از افشاریه، زندیه هم سیاست آسانگیری و بیتعصبی را در پیش گرفتند. در همین دوره است که پارسیان هند «جامعه اکابر زرتشتیان» را بنیانگذاردند. یک رویداد جالب توجه در این زمان، پیوند زناشویی دو تن از نام آوران زرتشتی به نامهای «بیکاجی» و «گلستان بانو» است. ایندو خدمات گرانبهایی به هازمان زرتشتی کردند. فرزند آنها «مهراونجی» نیز بعدها کارهای برجسته و مهمی برای بهبود شرایط زرتشتیان انجام داد.»
به گفته ی وی در زمان کوتاه صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر، ایرانیان زرتشتی از فشارها و آسیبهای دورههای پیش رهایی یافتند و روزگاری کموبیش آرام را گذراندند. سندی در دست هست که نشان میدهد که امیرکبیر در نامهای از نایبالحکومهی یزد میخواهد تا همهی کوشش خود را برای آسایش و رفاه زرتشتیان بهکار گیرد و مال و دارایی را که از آنها گرفته شده، بازپس دهد. امیرکبیر در نامهاش مینویسد که نباید کسی مزاحم کسب و کار زرتشتیان یزد بشود. او حتا موبد موبدان ایران را به دربار فرامی خواند و به نشانهی سپاسگزاری، خلعت شاهانه به او میدهد. بر اثر همین سیاست امیرکبیر است که شمار بسیاری از زرتشتیانی که به هند مهاجرت کرده بودند، به میهن خود بازمیگردند. این مایه از بیتعصبی امیرکبیر، شامل پیروان دینهای دیگر هم میشد و آنها نیز در کارهای مذهبی خود آزاد بودند.»
خواجهنوری سپس به بازگویی کارهای برجستهی «مانکجی لیمجی هاتریا»، از پارسیان هند، پرداخت و تاثیری را که کارهای او بر زندگی ایرانیان زرتشتی گذاشت را یادآور شد و گفت: «بیگمان برجستهترین چهرهی زرتشتی، در روزگار پس از امیرکبیر، مانکجیصاحب است. او بازرگانی بود که از سوی انجمن زرتشتیان هند، ماموریت یافت تا به ایران بیاید و وضع همکیشانش را سروسامان دهد چرا که در این زمان زرتشتیان روزگار دشواری را میگذراندند. مانکجی به ایران آمد و در زمان کوتاهی توانست کارهای گسترده و ماندگاری انجام دهد و به سرعت شرایط اجتماعی ایرانیان زرتشتی را دگرگون کند.»
او گفت: «کمکهای مانکجی به ایرانیان زرتشتی چندگونه بود: «نخست به تاسیس مدارس پرداخت و به آموزش کودکان زرتشتی همت گماشت. از این راه، هازمان زرتشتی رو به دگرگونی نهاد. از دیگر کارهای او ایجاد دادگاههای حقوقی برای رسیدگی به دعاوی زرتشتیان بود تا آنها مشکلات حقوقی خود را در نزد موبدان به سرانجام برسانند. توجه و پیگیری مانکجی برای آموزش دینی زرتشتیان و توجه ویژه او به گاتهای اشو زرتشت نیز درخور یادآوری است.»
این پژوهشگر تاریخ در ادامه افزود: «مانکجی به اوضاع اقتصادی ایرانیان زرتشتی نیز اهمیت میداد و آنها را وامیداشت تا کارهای اقتصادی را انجام دهند و در راستای بهبود وضعیت مالی خود بکوشند. بنیانگذاری موسسات خیریه هم از کارهای دیگر اوست که باید از آن یاد کرد. بیگمان اگر مانکجیصاحب به ایران نمیآمد و چنین کارهای موثری را انجام نمیداد، هازمان زرتشتی ایران در خطر گسست و نابودی قرار میگرفت.»
او در پایان به سالیان نزدیکتر اشاره کرد و گفت: «سهم زرتشتیان در رویداد مشروطیت و مبارزات مردم ایران برای دستیابی به قانون، بسیار چشمگیر بود، بهویژه باید به رویداد کشته شدن ارباب فریدون اشاره کرد که مردم آزادیخواه را برانگیخت تا در برابر مجلس شورای ملی گردهم بیایند و خواستار کیفر کشندگان او شوند. ارباب فریدون مشروطه خواهی بود که به دست مستبدین دربار کشته شد. دولت ناگزیر شد قاتلان را که 4 تن بودند، مجازات کند.»
سخنرانی خسرو خواجه نوری، یکشنبه، 4 تیرماه در بنیاد جمشید انجام شد.
برگرفته شده از تارنمای اخبار زرتشتیان