راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

پیر تاریخ زرتشتیان



به بهانه‌ی ٢١ آذر سالگرد درگذشت استاد رشید شهمردان
یادی از پیر تاریخ زرتشتیان
بوذرجمهر پرخیده :

رشید شهمردان در کتاب وزین و پرارزش «فرزانگان زرتشتی»، زندگی نامه خود نوشت خود را چنین آورده است:
«نگارنده این نامه را نام رشید، پور شهمردان، پور ایران، پور گشتاسب، پور بهرام، پور شهریار، ساکن بمبئی است.
نیاکانش از مردم قریه حسینی، حومه تفت یزد، بوده و معروفند به طایفه ”بهرام شهری“، و آن خاندان بسیار بزرگی است که افراد آن در سراسر نقاط ایران و هند و اروپا پراکنده هستند.
خاندان نگارنده همه در هندوستان زندگی می‌کنند. در روز دی‌به‌مهر و فروردین ماه باستانی ١٢٧٤ یزدگردی، برابر ٥ آوریل ١٩٠٥ میلادی در شهر بمبئی زاده شد. چون هفت‌ساله شد، به اتفاق پدر برای آموزش فارسی به ایران رفت و پس از پاپان آموزش‌های آغازین، دو سالی در درمانگاه “سررتن تاتا” که به سرپرستی انجمن زرتشتیان ایرانی – بمبئی در آن زمان در یزد بنیان نهاده شد، به کار مشغول شد. سپس به بمبئی بازگشت و زیرنظر فرزانه دینشاه جی جی باهای ایرانی سلیسیتر در تعلیمات دینی و فلسفه صاحب اطلاعات گردید و در ضمن در کارهای ادبی و فارسی، آن فرزانه را یاری می‌نمود و بنا به تشویق او به نگارش رساله‌های فارسی پرداخت.»
سپس در باره کتاب فرزانگان زرتشتی و پی گیری کار این کتاب می‌نویسد: «... در طی ١٤ سال اخیر در گردآوردن و نوشتن این کتاب که شالوده‌ی تاریخ زرتشتی است، رنج فراوان برده و به این امید دلخوش است که نویسندگان هم‌گروه در اکمال و اصلاح نقایص آن و تدوین کامل تاریخ زرتشتی جدا اقدام خواهند نمود.»
افزون بر این‌ کتاب، استاد شهمردان کتاب‌های زیر را ــ پس از نوشتن «فرزانگان زرتشتی» ــ نوشت:
١. خرده‌اوستا با آوانویسی و معنا.
٢. فهرست کتاب‌های موجود در کتابخانه اردشیر یگانگی.
٣. پرستشگاه‌های زرتشتیان.
٤. دانستنی‌های آیین زرتشتی (ترجمه).
٥. زرتشت و همرزمان او در ودا (ترجمه).
٦. سال دینی زرتشتیان (ترجمه).
٧. دین پایه زرتشتی (با همکاری دکتر حسین وحیدی).
٨. تجدید چاپ و اضافات بر کتاب خرده‌اوستا با آوانویسی (با همکاری دکتر حسین وحیدی).
٩. کتاب تاریخ زرتشتیان از پایان دوره ساسانیان تا به امروز.
مقاله‌های استاد شهمردان در مجله‌های شناخته شده ایرانی به چاپ می‌رسید. از استاد شهمردان ده‌ها نوشته در زمینه تاریخ و فرهنگ زرتشتی به جای مانده است. هنوز نوشته‌های او درباره تاریخ پارسیان هند و کشتار زرتشتیان در دوره‌های تاریخ ایران برای پژوهشگران تاریخ بُن‌مایه‌ای ارزشمند است. شایسته است با کوشش سازمان‌های انتشاراتی این نوشته‌ها گردآوری، ویرایش و انتشار یابد.
روانشاد استاد شهمردان، این بزرگمرد تاریخ و فرهنگ زرتشتی، در آخرین نامه‌ای که از آمریکا برای یکی از دوستانش نوشته‌است، چنین می‌گوید:
«وضع من در اینجا چنان است که در خانه محبوسم. وسایل بیرون رفتن ندارم. در اینجا همه‌کس باید ماشین داشته باشد. وسایل ارتباط عمومی ندارم. افزون بر این به‌واسطه‌ی حمله قلبی از پیاده‌رفتن به کلی بازمانده‌ام. پسرم هم مدتی است در این‌جا نیست،‌ به مسافرت رفته و گرفتار است. همین که کارم درست شد، از این‌جا حرکت می‌کنم. اگر من برای چند روز به ایران بیایم که یادداشت‌های خودم همراه با کتاب‌های لازمه‌ام را بردارم و بروم، که زحمتی فراهم نمی‌شود؟
مانگجی صاحب هنگام اقامت در ایران، نامه‌های زیادی به انجمن پارسیان نوشته که همه‌ی آن‌ها در دوازده جلد دفتر بزرگی به خط شکسته گجراتی ضبط نموده‌اند و آن در دفتر انجمن بمبئی بود و چون آن هنگام به واسطه‌ی حمله قلبی سخت مریض بودم، و سپس برای شرکت در کنگره ایران‌شناسی سال ١٣٥٠ به ایران دعوت شدم، مطالعه‌ی آن به دنبال افتاد. اینک خیال دارم اگر توفیقی به‌دست آید و کمک مالی برسد، به‌وسیله‌ی یک نفر از هندوان پیر خارج از بمبئی که خط شکسته گجراتی را می‌تواند بخواند، آن را بررسی و چنان‌چه مطالبی داشته باشد، ترجمه‌ی آن را برای شما بفرستم که در انتشار آن اقدام نمایید. تازه‌یی در اینجا ندارم. زیرا کسی را نمی‌بینم و زرتشتیانی که در سانفرانسیسکو هستند، همه به خود مشغولند و کسی به یاد این درویش نیست. امیدوارم فوری جواب بنویسید که به تهیه حرکت به ایران مشغول شده و از آنجا به بمبئی بروم… اینک نیز فشار بر قلب زیاد شده و از کار بازمانده‌ام. فقط اوستا می‌خوانم.»
فرزانه گرامی، استاد بزرگوار، پیر راه زرتشت، به آرزوهایش که گرد‌آوری و ترجمه دوازده جلد از اسناد تاریخی دست‌نویس زرتشتیان که به زبان گجراتی بود، نرسید و شوربختانه در بامداد روز ٢١ آذرماه سال ١٣٦٣ خورشیدی(١٩٨٤میلادی) به سن ٧٨ سالگی جهان را بدرود گفته، در گذشت . روانش شاد و نیکی نامش جاودانه باد.

برگرفته از امرداد

پل‌های قدیمی در ایران

بیشتر پل‌های قدیمی در ایران متعلق یا منتسب به دوره صفوی است
گذرگاه‌هایی از فراز تاریخ
جام جم آنلاین: سرزمین پهناور ایران، فلاتی مرتفع با پستی و بلندی‌های متعدد دارای شبکه گسترده و وسیعی از آب‌های روان- چه به صورت رودهای دائم و چه به صورت رودخانه‌های موقت- است؛ رودخانه‌هایی که همواره موانع بزرگی بر سر راه‌های مواصلاتی و ارتباطی به حساب می‌آیند.

شاید پاسخ به این سؤال که پل‌سازی را چه کسانی و از چه زمانی آغاز کرده‌اند، مشکل باشد، ولی بدون شک از دوره‌های بسیار کهن، یعنی از همان هنگام که انسان توانست با انباشتن سنگ‌ها یا خاک‌ها در جلوی آب‌ها سد ایجاد و آب رودها را به مسیرهای دلخواه هدایت و با استفاده از تنه درختان برای عبور و مرور از رودها معبر ایجاد کند، کار پل‌سازی آغاز شده است.

در گذشته، علاوه بر این‌که پل‌ها عمدتاً در مسیر راه‌های کاروان رو، روی رودخانه‌ها و مسیل‌ها ساخته می‌شدند، ولی عملکرد آنها تنها از جهت ارتباطی نبوده و مواردی مانند ذخیره‌سازی آب، تقسیم و انتقال آب رود به سایر نواحی، افزایش رطوبت هوا و کاهش نوسان درجه حرارت طی شبانه روز در نواحی گرم و خشک و حاشیه کویر، احداث آسیاب‌های آبی در کنار یا زیر آنها، استقرار ایستگاه‌های پاسداری و حفاظت روی پل‌ها به دلیل کنترل راه‌ها و کاروان‌ها و اخذ عوارض مال‌التجاره و در نهایت محلی به جهت گردهمایی و اجتماع مردم در شهرها به دلیل خرید و فروش و... را شامل می‌شده است.

همان‌گونه که عملکرد پل در مناطق مختلف کشور وابسته به شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و استراتژیک متفاوت است، شکل آن نیز به شرایط محیطی و اقلیمی مانند ناهمواری‌های سطح زمین، عمق و عرض و شدت جریان آب، میزان بارندگی و سیلاب‌های فصلی، نوع مصالح در دسترس و مقاومت بستر رودخانه بستگی داشته است.

با این‌که در درازای زمان، فقدان امکانات نگهداری و تعمیراتی همراه با عوامل مهم دیگر سبب تخریب و انهدام بعضی یا تمام قسمت‌های بخش عمده پل‌ها شده است، اما‌ با این حال در ایران آثار تقریباً کافی برای بررسی هنر پل‌سازی از دوران کهن باقی مانده است.

با توجه به وسعت بسیار زیاد امپراتوری‌های گذشته در ایران و احتیاج به راه‌های ارتباطی مطمئن از روی رودخانه‌ها و مسیل‌ها، وجود پل امری حیاتی برای کشور پهناور ایران محسوب می‌شد.

در این سرزمین، قدیمی‌ترین پلی که آثار آن به جا مانده، پلی است که اورارتوها روی رود ارس که در حال حاضر مرز میان ایران و جمهوری آذربایجان است، بنا کردند.

این پل حدود قرن هشتم قبل از میلاد منهدم شده است، اما هنوز به اندازه کافی آثاری از آن به جا مانده که بتوان با استناد بر آن به اطلاعاتی از تکنیک پل‌سازی در هزاره‌های دور و تمدن‌های اولیه جهان دست یافت.

در دوره هخامنشیان که عصر کشور گشایی و لشکرکشی‌ها بود، بزرگ‌ترین موانع، رودهای بزرگ و کوچک بودند که بر سر راه آنها وجود داشت، ولی همیشه متخصصان با تدبیر و چاره‌اندیش‌ ، مشکل را حل می‌کردند.

از متون تاریخی چنین بر می‌آید که هنگام تأسیس راه‌های شاهی که به دستور داریوش هخامنشی در سراسر سرزمین‌های تحت سلطه این امپراتوری احداث شده بود، پل‌های متعددی در مسیر راه‌ها ساخته شد که امروزه آثار کمی از آنها وجود دارد.

امروزه تنها در گوشه و کنار کشور پهناور ایران ویرانه‌های پل‌هایی منتسب به این دوره به چشم می‌خورد که در محدوده کاخ‌ها و باغ‌های پاسارگاد در قرن‌های پنجم و چهارم قبل از میلاد و بناهایی از قدیمی‌ترین ترکیب پل و سد نیز در حدود تخت جمشید باقی مانده است.

در سده‌های بعدی از پل‌های دوره اشکانی آثاری به دست نیامده، ولی نمی‌توان تصور کرد ایجاد راه‌های جدید در اواسط این دوره‌ بخصوص جاده ابریشم که از چین شروع شده و از طریق کاشمر، سمرقند، مرو، بلخ و شمال ایران به آسیای صغیر و روم منتهی می‌شد، بدون وجود پل امکان‌پذیر باشد.

با مشاهده آثار باقیمانده از دوران ساسانی در گوشه و کنار سرزمین پهناور ایران درمی‌یابیم ساسانیان در فعالیت‌های ساختمانی و معماری دارای تاریخ درخشانی بوده‌اند.

بعلاوه شرایط ضروری آن زمان ایجاب می‌کرده است پل‌سازی مانند دیگر فعالیت‌های معماری مورد توجه قرار گیرد.

این نیاز به طور محسوس بیشتر در منطقه خوزستان و مغرب که دارای رودخانه‌های پر آب بودند، احساس می‌شد‌ بخصوص می‌دانیم یکی از مراکز حکومت آن عصر، تیسفون و دیگری استخر بوده که شاهراه بزرگی دو مرکز را به هم متصل می‌ساخت.

در مورد بنای اولین پل‌ها در دوره اسلامی مدارک و مآخذ موثقی در دست نیست اما از قرن چهارم مقارن با حکومت آل‌بویه و دیلمیان توجه بسیاری به آبادی و عمران شد که این امر در دوران صفویان به اوج خود رسید.

به طوری که اکثر پل‌های ویران شده مرمت شدند و پل‌های بزرگی نیز در این دوره احداث شدند. چنان‌که در هیچ دوره از تاریخ ایران، راهسازی و ساختمان‌های مربوط به آن یعنی پل و کاروانسرا همچون دوران صفوی گسترش نیافته است و بیشتر پل‌های تاریخی که امروزه در گوشه و کنار این سرزمین پهناور به چشم می‌خورد از آثار ارزنده مربوط به این دوره یا منتسب به آن است.

تنها می رفتم






تنها در بی چراغی شب ها می رفتم.

 

دست هایم از یاد مشعل ها تهی شده بود.

 

همه ستاره هایم به تاریکی رفته بود.

 

مشت من ساقه خشک تپش ها را می فشرد.

 

لحظه ام از طنین ریزش پیوندها پر بود.

 

تنها می رفتم، ریزش پیوندها پر بود.

 

تنها می رفتم، می شنوی؟ تنها.

 

من از شادابی باغ زمرد کودکی براه افتاده بودم.

 

آیینه ها انتظار تصویرم را می کشیدند،

 

درها عبور غمناک مرا می جستند.

 

و من می رفتم، می رفتم تا در پایان خودم فرو افتم.

 

ناگهان، تو از بیراهه لحظه ها، میان دو تاریکی، به من پیوستی.

 

صدای نفس هایم با طرح دوزخی اندامت در آمیخت:

 

همه تپش هایم از آن تو باد، چهره به شب پیوسته!

 

همه تپش هایم.

 

من از برگریز سرد ستاره ها گذشته ام

 

تا در خط های عصیانی پیکرت شعله گمشده را بربایم.

 

دستم را به سراسر شب کشیدم،

 

زمزمه نیایش در بیداری انگشتانم تراوید.

 

خوشه فضا را فشردم،

 

قطره های ستاره در تاریکی درونم درخشید.

 

و سرانجام

 

در آهنگ مه آلود نیایش ترا گم کردم.

 

***

 

میان ما سرگردانی بیابان هاست.

 

بی چراغی شبها، بستر خاکی غربت ها، فراموشی آتش هاست.

 

میان ما« هزار و یک شب » جست و جوهاست.

سهراب سپهری