«جان هینلز» در کتاب «شناخت اساتیر ایران» انواع آتش در دین زرتشتی را سه گونه میشناساند:
۱- «آتش دادگاه»: این آتش، همان آتشِ آتشدان خانهها بوده است، آیین تقدیس نداشته و در صورتی که فرزندان زندگی نویی آغاز میکردهاند، از این اجاق آتش برمیداشتهاند. «آتش دادگاه» را مردمان غیرروحانی نیز میتوانند نگهداری کنند، با این همه آتش را با آیین ویژهایی در جای خود مینهادند.
۲- «آتش آدُران» Adoran(آدریان، درب مهر): از «آتش دادگاه» برتر است و ویژهی شهرهای بزرگ است. این آتش از چهار آتش ترکیب میشده است، «آتش اجاق فرماندار محل»، «آتش اجاق فرمانده نظامیمحل»، «آتش اجاق قاضی محل»، «آتش اجاق کشاورز محل». ایجاد این آتش یک ماه به درازا میکشیده و با آیین تقدیس همراه بوده است. درمهرها جایگاه گردآمدن ریشسفیدان و کاستن مشکلات مردم بوده است. «در کهن»، «در مهر نوش» و «در مهر دستوران» از نمونههای موجود در یزد است.
۳- «آتش بهرام»(ورهرام): این آتش ترکیبی است از ۱۵ آتش زمینی(رنگرز، پادشاه یا فرماندار، کوزه گر، آجرپز، درویش یا صاحبدل، زرگر، ضرابخانه، آهنگر، اسلحه ساز، نانوا، تقطیر، فرمانده ارتش، چوپان، پیشوای دینی، مردهسوز) و یک آتش با سرچشمهی آذرخش آسمانی(برق آسمان) آمده است که این آتش باید ۱۱۲۸ بار پاک میشده و آیین تقدیس آن یکسال به درازا میکشیده است(یعنی هیزم را روی آتش میگیرند؛ هنگامی که با گرمای آتش، این هیزم شعلهور شد، یک مرحله تطهیر انجام گرفته است). تنها موبدانی که دشوارترین آیینهای دینی تطهیر را گذرانیدهاند، میتوانند از آن مراقبت کنند و جز آنان کسی نمیتواند وارد جایگاه آتش شوند. این آتش باید پیوسته افروخته بماند.
ایرانیان به چهار آخشیج(عنصر) آب، باد، خاک و آتش توجه بسیار داشتند و آنها را میستودند. در این میان آتش بیش از سه دیگر این آخشیجها در میان ایرانیان جای داشت، از اینرو دیگر ملتها گمان بردهاند که خدای اینان آتش است. فردوسی در شاهنامه دربارهٔ باورندی ایرانیان باستان به آتش چنین میگوید:
| نیا را همی بود آیین و کیش | پرستیدن ایزدی بود بیش | |
| نگویی که آتش پرستان بُدند | پرستندهٔ پاک یزدان بُدند | |
| بدان گَه بُدی آتش خوبرنگ | چو مر تازیان راست محراب سنگ |
دقیقی درباره توجه به آتش میگوید:
| برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زرتشت | بنشین و برافکن شکم قاقم برپُشت | |
| بس کس که ز زرتشت بگردیده دگربار | ناچار کند روی سوی قبلهٔ زرتشت | |
| من سرد نیایم که مرا زآتش هجران | آتشکده گشتهاست دل و دیده چو چرخُشت | |
| گردست نهم بر دل از سوختن دل | انگِشت شود بیشک در دست من انگُشت |
آتش ورهرام : مقدس ترین آتش پس از سه آتش بزرگ آذرگشنسب ، آذرفرنبغ و آذربرزین مهر که برای روشن کردن ، تقدیس و به تخت نشاندن آن از پانزده نوع آتش پیشه وران مختلف به همراه آتش حاصل از صاعقه استفاده میشود و پس از یکسال تقدیس توسط موبدان مراسم به تخت نشاندن آتـش ورهرام صورت می پذیرد ، در حال حاضر در ایران تنها در یزد و کرمان آتش ورهرام روشن میباشد ، آتش ورهرام یزد در زمان ساسانیان تقدیس شده و پس از نقل مکانهای بسیار اکنون در یزد از آن نگهداری میشود . در هند هشت آتش ورهرام وجود دارد که معروفترین آن بنام «آتش ورهرام ایرانشاه» بیش از هزار و دویست سال پیش تقدیس شده است یعنی از زمان مهاجرت پارسیان به هند و از آن در اودواده نگهداری میشود ، یک آتـش ورهرام در نو ساری ، چهار آتش ورهرام در بمبئی و دو آتش ورهرام در سورت تقدیس شده است . در متون دینی تاکید شده که در هر شهری در کنار آتشکده ها و زیارتگاههای دیگر باید یک آتش ورهرام نیز وجود داشته باشد . برای روشن کردن آتش آتشکده های دیگری که در همه شهرها و روستاهای زرتشتی نشین قرار دارند از ده نوع آتش طبقات مختلف و برای تقدیس آن توسط موبدان به یکماه زمان نیاز میباشد و پس از آن مراسم تخت نشینی آتش در آتـشکده انجام می گیرد .