راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

نقش آتش در دین اشو زرتشت

ای نمازگذار: نمازت را و نیایشت را با دلی پاک و روشن به آرامی و خلوص نیت بخوان و بدان این روشنایی که قبله گاه و پرستش سوی خود کرده ای پرتو یی از روشنی جاودان است که خداوند در دل مردمان نهاده است.

مقدمه:
در هر دین و آیینی،امور و اشیائی هستندکه از تقدس و عظمت خاصی برخوردارند. این امور و اشیاء ممکن است که به طور صریح و آشکار به مقدس بود نشان اشاره شده باشدکه یا از طریق کتاب مقدس آن آیین و مشرب این اشارت صورت میگیرد و یا از طریق بزرگان و صاحب نظران آن مسلک مورد تذکر واقع میشود.

وجهی دیگر برای این تقدس قابل تصور است و آن اعتقادات و باورهای مردمی است که پیرو آن دین و آیین میباشند و به واسطه کهن و ریشه دار بودن آن در اذهان و قلوب عامه مردم،جزء اعتقادات و مقدسات آیینی واقع شده باشد.

این موضوع در تمام ادیان و مذاهب فکری و عقیدتی مشاهده میشود،خواه آن دین، یک دین ابتدایی باشد،خواه یک دین پیشرفت و تکامل یافته مثل اسلام و زرتشت و غیره.
بحث در مورد آیین زرتشت است.در این دین نه یک مورد بلکه موارد متعددی وجود دارند که مقدس اند و مورد احترام و تعظیم مردم و پیروان آن قرار میگیرند.

آب،خاک و آتش،نمونه هایی از آن هستندکه بطور متمرکز و تخصصی تر مسئله «آتش» را بررسی میکنیم.

نکته قابل توجه در این مقاله اینست که سعی شده اعتقاد به آتش و مقدس بودن آنرا در وجوه عملی و مصداقی نشان دهیم.
نکته دیگر اینکه حوزه زمانی بحث ما به دوران بسیار مهم و حساس ساسانیان برمی گرددکه در خلال مقاله این مطلب هو یداست.

احترام به آتش

احترام به آتش به عنوان یکی از مظاهر خدای روشنایی و افروخته نگه داشتن آن و انجام مراسمی خاص در اطراف آن در معابدی که آتشکده نام گرفته اند،از مشخص ترین و بارزترین خصوصیات و  و یژگی های آیین زرتشت است .

امروزه شاید بتوان مراسم چهارشنبه سوری که در چهارشنبه آخرسال برگزار می شود را در ادامه همان آداب و رسوم مردمان ایران زمین،قرارداد. پس تقدس و گرامی بودن آتش،ر یشه کهن دارد و می توان گفت که اصلاً شاید در آیین زرتشتی،آتش مرکزیت دارد.         

 از جمله در بین آداب و رسوم مشترک که در کهنه ترین اجزای اوستا نیز مثل وادهای هندوان منعکس است نیایش آتش را باید ذکر کرد.   
آتش در آیین زرتشت خیلی مهمتر از سایر عناصر بوده است.

خاک و آب و خورشیدو غیره در بین زرتشتیان از اهمیت  برخوردارند اما آن توجه و عنایتی که به آتش میشود، شاید به دیگر عناصر نمیشود و عملکرد زرتشتیان و موارد خاصی که در دوره های مختلف بو یژه در دوران حیات دینی، سیاسی و اجتماعی ساسانیان میبینیم، گو یای این مطلب میباشد.

کریستنسن معتقد است که ایرانیان عصر باستان بخصوص ایرانیان دوره ساسانی،عنصر آتش را در عالم صغیر و کبیر نافذ میدانستند، تا جایی که هرتل در سلسله مقالاتی موسوم به تعالیم آتش نزد آر یائیها، میخواسته است آتش پرستی ایرانیان قدیم را اثبات کند.    
البته باید گفت که نیایش آتش که از تمام عناصرمقدس تر بوده،شاید بخاطر ارتباط با نور که جوهر اهورایی داشته است باشد.  
بنابراین احترام به آتش به عنوان یک مظهر مقدس و دارای اثرات عجیب مثل نفوذ در عوالم مختلفه نزد پیروان دین زرتشتی یک امر بدیهی است و موضوعی است که آنرا

نمی توان انکار کرد.

 احترام به آتش و اعتقاد نسبت به آن به حدی است که مطرح شده است که آذر، آتش ( آتُر ) ایزدی است که او را پسر اورمزد به شمار آورده اند و آتش روشن نشانه مرئی حضور اورمزد است .  
بخاطر همین احترام به آتش است که مرده را نمی بایست درآیین زرتشت بسوزانند،زیرا بیم داشتند که بدینوسیله،آتش را آلوده سازند.از طرفی در اکثر آیینها وقتی صحبت از دوزخ و جهنم می شود، مأوایی پر از آتش و گرمای سوزاننده در ذهن تداعی می شود، اما بخاطر مقدس بودن آتش و احترام به آن در آیین زرتشت، دوزخ جایی بسیار سرد وکثیف است که انواع جانوران درآن، گناهکاران را آزار میدهند .
اگر چه در دوره اسلامی در تفکرات زرتشتی، جهنم و دوزخ هم جایگاهی آتشین شد که شاید بخاطر این عقیده باشد که چون آتش پاک است، پس پاک کننده و مطهر هم هست، پس گناهکار در آن می رود تا از آلودگیها پاک گردد .
محترم بودن آتش نزد زرتشتیان تا جایی میرسد که آتش را صاحب عقل می پندارند و مصاحب و همنشین شخصی به نام «Gounrap» که رطو بت جنگلهاست.  
همچنین شاید در اثر این احترام و اعتقاد نسبت به آتش است که عیسو یان، گاهی آتش مقدس زرتشتیان را دختر

 اهوره مزدا نامیده اند.

 البته هشو «hashu» که کشیش مسیحی است و از روی خشم یکی از آتشکده ها را خاموش کرد،

گفته است:

«نه آن خانه،خانه خدا،نه آن آتش،دختر خدابود بلکه دختری بود دستخوش هوس شاهان و گدایان».
اینگونه احتمال داده می شود که اعتقاد به اینکه آتش، دختر خدا یا اهورامزدا است، از آن دسته تغییراتی است که نزد زرتشتیان بعدی صورت گرفته است.

یا کسانی که ابتدا دینی دیگر داشته و بعد زرتشتی

شده اند؛ چون که قطعاً زرتشت هم مثل سایر ادیان در سالهای بعد از ظهور اولیه تغییراتی کرده است و عقایدی بر آن اضافه شده است. شاید این اعتقاد برگرفته از عقاید ارمنیان باشد که هنوز هم معتقدند آتش،موجودی مؤنث است.  
مردم دوره ساسانیان معتقد بودند که هرکس در روز سه بار به آتشکده برود ودعای آتش نیایش را بخواند، صاحب ثروت و فضیلت می شود.
اینکه این احترام ها نسبت به آتش باعث میشود که زرتشتیان، آتش را به عنوان خدا پرستش کنند، دقیقاً برای ما مشخص نشده است اما گیرشمن میگو یدکه:

«ما از گفته های هروتوس می دانیم که پارسیان، خورشید،ماه،زمین،آتش«آتر»و آب را پرستش می کردند.»

البته با وجود تمام این سخنان از آنجاییکه افراط و تفر یطها گاهی باعث ایجاد شبهات در ذهن افراد میشود، میتوان گفت مثل اعتقادات دیگر در میان زرتشتی ها و همچنین دیگر ادیان مثل اسلام، شاید احترام بیش از حد به آتش باعث شده است که بعضی ها فکر کنند که آتش پرستش

 می شده است.

  به آن معنایی که خدای یکتا مورد پرستش واقع میشود.
چون اگر اینگونه باشد در کنار آتش عناصر دیگری هم بوده اند که مورد احترام قرار می گرفته اند مثل آب و خاک و غیره و نتیجه این پرستش ها ،چندگانه پرستی میشود و این با آموزه های دینی اصیل زرتشتی مغایرت دارد. البته اینگونه احترام ها به آتش از قبل از دوره ساسانی یعنی در دوران هخامنشنیان هم بوده است؛ مثلاً همه نقوش برجسته بر فراز مقابر هخامنشی ، شاه را درحالیکه برابر قربانگاهی که در آن آتش مقدس مشتعل است، نشان می دهند که مشغول مراسم فدیه است .  

اهمیت آتش نزد زرتشتیان
اهمیت آتش نزد ساسانیان زرتشتی را به گونه های مختلفی میتوان دید، چه در مایه های فردی چه اجتماعی،چه مذهبی و  دینی و چه در دربار شاهان و سیاستمداران ساسانی .
غالباً در حاشیه سکه های پادشاهان ساسانی تا یزدگرد دوم، کلمه آتش دیده می شود که اسم پادشاه صاحب سکه در دنباله کلمه آتش به حالت مضاف الیه ضرب شده است. وجود کلمه آتش در کنار نام پادشاهی که قدرت مطلق عصر ساسانی است بسیار عجیب است و البته نمایانگر اهمیت آن می باشد. همچنین شاه در طی مراسم تاجگذاری خود، آتشی وقف میکرد که نشان سلطنت او محسوب می شد. بازهم قبل از ساسانیان مثلاً دوره هخامنشیان دیده میشود که در نقوش برجسته قبور سلطنتی آنها مثل نقش رستم آتشدانهایی وجود دارد که بر فراز آن آتش مقدس در حال اشتعال است.

 اما برگردیم به دوره ساسانی که در سکه های شاهان ساسانی نوع خاصی از آتشدانها هم دیده میشود که گاهی شکل سری که گویا از آذر (خدای آتش)  باشد از میان شعله ها نمایان است .  
بخاطر اهمیت آتش و مراسم نیایش گرد آن، تفصیلی در این باب در قسمتهای مختلف اوستا وجود دارد . همچنین در بحث امور اجتماعی زرتشتیان می بینیم که روز دهم بهمن، عید مشهور سدّگ «سده» را دارند که جشن خاص آتش بوده است. این عید و مراسم آنرا به هوشنگ، اولین پادشاه پیشدادی نسبت داده اند.

ایرانیان در این شب دود آتش برمی انگیزند تا دفع مضرات کند. افروختن و شعله ور گردانیدن آتش در این شب و راندن حیوانات وحشی و پرانیدن مرغان در میان شعله و نوشیدن شراب و تفریح نمودن گرد آتش، جزو رسوم پادشاهان بوده است.
جشن سده که پنجاه روز پیش از نوروز برگزار میگردید با نیایش آتش مربوط می شد.  

آنقدر به این آتش اهمیت می دادند که از هنرهای مغان آن زمان که تفأل بود، چون به آتش مقدس می نگریستند، از آینده خبر می دادند باز هم در اهمیت آتش نکته ای قابل توجه است و آن اینکه یکی از خدایان زرتشتی «وهرام» است که شاید همان آذر باشد که به معنای آتش است


http://www.bia2zartosht.blogfa.com

انواع آتش در اوستا

انواع آتش زرتشتی:
در این بخش سعی شده است که انواع و اقسام آتشهایی که مورد احترام زرتشتیان بوده و هست ، برشمرده شود که گاهی ممکن است الفاظ فرق کنند ولی مفاهیم یکی باشند. اوستا آتش را پنج نوع می شمارد و نام آنها را در یسنای 17بند 11 ذکر می نماید. نام  آن آتشها از این قرارند:
1ـ برزیسوهBarazisavah : این همان آتش معابد است که آنرا وهرام می گفته اند و آتشی است که در استعمالات عادی هم بکار می رفته است.
2ـ وهوفریانه Vohufryana: یعنی آتشی که در جسم مردم و جانوران است.
3ـ اوروازیشته urvazis?ta : آتشی است که در نباتات پنهان است.
4ـ وازیشته Vazis?ta : این آتشی است که در ابر بوده و همان صاعقه است.
5ـ سپنیشته Spanis?ta: آتشی که در بهشت و در حضور اهوره مزدا می سوزد. ظاهراً شکوه و اقبالی که پیوسته همراه شاهنشاهان حقیقی آریایی بوده یعنی فرّ، مظهر ناسوتی این نوع آتش بوده است.  

این نکته را باز هم متذکر می شوم که آتش نزد ایرانیان به نام آتر، آذر(atar)اَتر و آدُر شناخته می شده است. انواع آتش های پنجگانه که ذکر آنها گذشت به صورت دیگری با اندکی تفاوت آمده است که از این قرار است:
1ـ برزیسوه Barzisanah که در برابر اورمزد می سوزد.
2ـ وهوفریانه Vohufrayana که در تن مردمان وجانوران جای دارد.
3ـ اوروازیشته Urvazishta که در گیاهان است.
4ـ وازیشته که در ابرهاست.
5ـ سپنیشته spanishta که در کانونهای خانوادگی جای دارد.  

قابل ذکر است که اینها را گونه های آتش مینوی به معنای روان و روح و نماد هر عنصر مادی و معنوی می نامند.
در گونة دیگری از تقسیم باید گفت که سه آتش اساطیری وجود دارد: آذر فَرَنبَغ که آتش موبدان است ، آذرگشنسپ که آتش سلطنتی و شاهی وارتشتاران است و بالاخره آذر بُرزین مهر که آتش کشاورزان است. بنا به روایت روحانیون زرتشتی، سه آتش مذکور به سه طبقه اجتماعی ایران متعلق بوده که مطابق داستانها سه فرزند زرتشت هر یک مؤسس یکی از طبقات فوق بوده اند.

علاوه بر آتش های ذکر شده، آتشهای دیگری نیز مرسوم بوده است که می توان از آن جمله آتش شاهی ، آتش خانه و آتشهای معابر محلی مانند آتش آدُران و آتش وهرام (بهرام) را نام برد.البته سه گروه آتش آیینی نیز وجود دارد که عبارتند از : آتش بهرام، آتش آدُران و آتش دادگاه که آتش بهرام به مراقبت خاص نیاز دارد و آتشهای دیگر از اهمیت بسیار کمتری برخوردار بودند. در حقیقت، معتبرترین آتش آیینی زرتشتیان ، آتش بهرام است . آتش بهرام ، شاهِ پیروزمند آتشهاست. با نام اورمزد، این آتش را به یاری می خواندند و از او می خواستند که در برابر قوای تاریکی، آنها را نیرو بخشد.   

آدریان تهران خیابان جمهوری، خیابان میرزاکوچک خان، شماره‌ی ۴،

 

برگرفته از تارنگار انجمن زرتشتیان المان

به آن اندیشه افتادم که برای جماعت عبادتگاهی لازم است

 

شهرام شهریارارباب کیخسرو شاهرخ،‌ بنیانگذار آدریان و نیایشگاه و جایگاه نگهداری آتش سپند(:مقدس) دین زرتشتی، در شهر تهران، زاده‌ی ۷ تیر ماه ۱۲۵۴ در شهر کرمان است.

 

آدُران، آدریان(:آذران) همان آتشگاه یا آتشکده است. این واژه از دو بخش «آدر» و «ان» تشکیل شده است. بخش نخست به معنای آذر یا آتش است. در «برهان قاطع» آمده: آدُر همان آذر یا آتش است. در «لغتنامه دهخدا» نیز این معنا دیده می‌شد و اما پاره دیگر «ان» است که در نام‌های جغرافیایی علامت نسبت فراوان است، همچون گرگان و… بنابراین ترکیب «آذر+ ان» جایی را برمی‌تابد که آدر= آذر= آتش در آن بسیار است و این یادگاری است به روزگار ایران باستان و گسترش دین بهی.

«جان هینلز» در کتاب «شناخت اساتیر ایران» انواع آتش در دین زرتشتی را سه گونه می‌شناساند:

۱- «آتش دادگاه»: این آتش، همان آتشِ آتشدان خانه‌ها بوده است، آیین تقدیس نداشته و در صورتی که فرزندان زندگی نویی آغاز می‌کرده‌اند، از این اجاق آتش برمی‌داشته‌اند. «آتش دادگاه» را مردمان غیرروحانی نیز می‌توانند نگهداری کنند، با این همه آتش را با آیین ویژه‌ایی ‌در جای خود می‌نهادند.

۲- «آتش آدُران» Adoran(آدریان، درب مهر): از «آتش دادگاه» برتر است و ویژه‌ی شهرهای بزرگ است. این آتش از چهار آتش ترکیب می‌شده است، «آتش اجاق فرماندار محل»، «آتش اجاق فرمانده نظامی‌محل»، «آتش اجاق قاضی محل»، «آتش اجاق کشاورز محل». ایجاد این آتش یک ماه به درازا می‌کشیده و با آیین تقدیس همراه بوده است. در‌مهرها جایگاه گردآمدن ریش‌سفیدان و کاستن مشکلات مردم بوده است. «در کهن»، «در مهر نوش» و «در مهر دستوران» از نمونه‌های موجود در یزد است.

۳- «آتش بهرام»(ورهرام): این آتش ترکیبی است از ۱۵ آتش زمینی(رنگرز، پادشاه یا فرماندار، کوزه گر، آجرپز، درویش یا صاحبدل، زرگر، ضرابخانه، آهنگر، اسلحه ساز، نانوا، تقطیر، فرمانده ارتش، چوپان، پیشوای دینی، مرده‌سوز) و یک آتش با سرچشمه‌ی آذرخش آسمانی(برق آسمان) آمده است که این آتش باید ۱۱۲۸ بار پاک می‌شده و آیین تقدیس آن یک‌سال به درازا می‌کشیده است(یعنی هیزم را روی آتش می‌گیرند؛ هنگامی که با گرمای آتش، این هیزم شعله‌ور شد، یک مرحله تطهیر انجام گرفته است). تنها موبدانی که دشوارترین آیین‌های دینی تطهیر را گذرانیده‌اند، می‌توانند از آن مراقبت کنند و جز آنان کسی نمی‌تواند وارد جایگاه آتش شوند. این آتش باید پیوسته افروخته بماند.

نشانی آدریان تهران: استان تهران، شهر تهران، خیابان جمهوری، خیابان میرزا کوچک خان، شماره‌ی ۴، (ضلع شمالی دبیرستان فیروز بهرام)

شماره ثبت در فهرست آثار ملی ایران: ۷۴۴۲ تاریخ ثبت ۱۱/۱۲/۱۳۸۱ خورشیدی

مختصات جغرافیایی: E 51"24′50.28 N 35"41′44.44

ارتفاع از سطح دریا: ۱۱۷۵ متر

پیشینه ساخت نیایشگاه آدریان:

بنابر نیاز زرتشتیان برای ساخت نیایشگاه، سنگ بنای آدریان در سال ۱۲۹۳ خورشیدی یا ۱۹۱۳ میلادی با حضور ارباب کیخسرو شاهرخ، فرنشین(:ریاست) ارجمند انجمن وقت زرتشتیان تهران پایه گذاری شد و ساخت آن در خورداد ماه سال ۱۲۹۶ خورشیدی به پایان رسید. این بنا با کمک مالی پارسیان هندوستان(بهرام‌جی بیکاجی) و زرتشتیان ایرانی ساکن ایران و هند ساخته شد و آتش آن را با آیین ویژه‌ای پس از ۲۵ روز از آتشکده یزد به تهران آوردند.

مشخصات معماری بنای نیایشگاه آدریان:

مساحت کل زمین آدریان نزدیک به ۱۳۰۰ مترمربع و مساحت بنای مرکزی ۲۰۶ مترمربع است. دیوار بیرونی بنای آدریان با آجرکاری زیبا آراسته شده و بالای در ورودی چوبی آدریان کنده‌کاری‌ای که در دست ۲ فرشته است، سال ساختِ سازه، در زیر نوشته‌ی «خَشنَوتره اَهُورَ هِه مَزدا» را نشان می‌دهد. از در که وارد می‌شوید، در بخش چپ دفتر نیایشگاه آدریان دیده می‌شود. زمانی که وارد حیاط آدریان می‌شوید، همانند آتشگاه شهر یزد حوضی بیضی‌شکل به قطر‌های بزرگ و کوچک ۷ و ۴ متر دیده می‌شود که همیشه با گیاه شمعدانی زیبایی آراسته شده است.

برای ارج‌نهادن و گرامی‌داشتن و همچنین پاکی جایگاه آتش،در هنگام ورود به نیایشگاه، افزون‌بر پاکی برون، مردان باید کلاه به سر کنند(کلاهی سفید و پارچه‌ای که در نیایشگاه موجود است) و بانوان باید با روسری و پوشش مناسب داخل شوند. ساختمان اصلی نگهداری آتش آدریان با نمای سنگ سفید و کنگره‌ای در بالای دیوار و شش ستون که در جلوی در ورودی آن قرار گرفته با سر ستون‌هایی سنگی که بر روی هر کدام چهار سر گاو قرار دارند،‌ وزن سقف را تحمل می‌کنند. در بخش مرکزی نیایشگاه آدریان اتاقی چهارگوش بناشده که دیوار‌های آن تا ارتفاع ۸۰ سانتیمتری بالا آمده‌اند و پس از دیوارها، شیشه‌های یکدست و ضخیم تا سقف ادامه دارد. در اتاق، یک ظرف مسی قرار دارد که به آن آفرینگان(مجمر) می‌گویند، داخل آفرینگان(مجمر) کنده‌ی چوب و آتش مقدس نمایان است. گرداگرد صحن اصلی نمازگاه صندلی‌های برای نیایشگران که مشغول خواندن «خورده‌اوستا» هستند در نظر گرفته شده است و موبد آدریان نیز در سمت چپ مشغول نیایش است. سنگ نوشته یا کتیبه دیگری در نمازگاه که گرداگرد آن گچ‌بری‌ شده بر روی دیوار بدین مضمون نصب شده است.

«بیاری(به یاری) اهورامزدا از دهش نیک‌اندیشان پارسیان هندوستان پایه آدریان تهران استوار گردید و از کمک نیک خواهان زرتشتیان تهران بفرخندگی انجام یافت خرداد ماه باستانی ۱۲۸۶ بدرخواست انجمن زرتشتیان تهران و یاوری سیت بهرامچی بیکاجی و رهنمونی و دستیاری این بنده کیخسرو شاه رخ»

کتیبه‌های دیگر نیایشگاه آدریان عبارتند از: ‌کتیبه یادبود روانشاد فریدون فرهمند در نمای ساختمان، کتیبه ساختمان شرقی به یاد روانشاد رستم مهربان،‌ کتیبه نصب شده در نهارخوری و

بخش‌های دیگر نیایشگاه آدریان عبارتند از: یزشنگاه، اتاق موبدان، تالار میرزا جمشید مهربان کرمانی به نامگانه «سرور رستم»، اتاق یشت خوانی بهرام مهربان خداوندی به نامگانه «مهربان خداوندی»، تالار میرزا جمشید مهربان کرمانی به نامگانه «میرزا رستم مهربان»، آشپرخانه و انبار چوب.

ساخت بنای آدریان تهران از زبان ارباب کیخسرو

ارباب کیخسرو در یادداشت‌های خود اینچنین می‌آورد:

«به آن اندیشه افتادم که برای جماعت عبادتگاهی لازم است، زیرا در تهران برای جماعت(در حدود ۵۰۰ نفر که بیشتر به کار بازرگانی و کشاورزی مشغول بودند) تا آن تاریخ معبدی نبود. لهذا چون در این موقع مرحوم بهرامجی بیکاجی(یکی از پارسیانی است که خدماتی انجام داده و دبیرستان فیروز بهرام نیز از دهش او به نامگانه فرزندش بنیان گزارده شد. به علاوه یک قطعه باغ و زمین در اوسون دربند، وقف آدریان تهران نمود که درآمد آن به مصرف هزینه‌های جاری سوخت و روشنایی برسد)، یکی از پارسیان جوانمرد که کارش سیاحت بود به تهران آمده بود مطلب را با او در میان نهادم، مشارالیه وعده مساعدت داد. شرحی نوشته به او دادم و به بمبئی رفت و اقدام کرد. خوشبختانه عده‌ای از پارسیان مبلغی برای بنیان آدریان سرخط رفته بودند، چه برای ساختمان و چه برای اندوخته نگهداری که متدرجاً برسانند

«… ساخت آدریان بر روی اراضی انجمن شروع و سنگ بنای آدریان به دست آقای رضاقلی‌خان هدایت)، نیرالملک (وزیر معارف وقت) گذارده شد. کار ساختمان آدریان به دشواری دچار شد. اشکال ساختمان آدریان این که بعضی از اشخاص مغرض در جراید بمبئی بر ضد زرتشتیان تهران مقالاتی نوشتند که اینها غالباً بی‌دین و فلان‌اند و آدریان لازم ندارند و از سوی انجمن زرتشتیان تهران جواب‌هایی دندان‌شکن داده شد. معهذا بعضی از صاحبان خیر که جنبه کهنه پرستی و تعصبات داشتند، جلو اعانه خود را گرفته دیگر پول نرسید و عمارت بی سقف و ناتمام ماند

«… چون کار بدین منوال پیش آمد از زرتشتیان ایران استعانت شد و زرتشتیان هرجا از تهران و یزد و کرمان و شیراز و کاشان بقدر خود کمک کردند و به خیر و خوبی ساختمان آدریان به پایان رسید و رسماً در تاریخ ۱۲۹۶ خورشیدی گشایش یافت

«… اینجا نباید فراموش کنم متشکرم، همینکه از آقای میرزامهربان مهر خواهش کردم پذیرفت و برای جمع آوری اعانه به جنوب ایران شتافت و برخورداری حاصل نمود. از سوی دیگر چون در آن اوان بفاصله چند ماه سرور خانم عیال مرحوم میرزا جمشید مهربان کرمانی و رستم برادرش و یک دختر کوچک از میرزا جمشید به جهان باقی شتافتند به میرزا جمشید تکلیف کردم آثار خیری باقی بگذارد آن روانشاد پذیرفت و به اختیار من گذاشت و در طرف مشرق و مغرب حیاط آدریان اطاق‌هایی برای پذیرایی و امور خیریه از پول آن مرحوم ساخته شد

در دفتر وقایع انجمن درباره نهادن سنگ بنای آدریان که همزمان با نهادن سنگ بنای دبستان ایرج بوده چنین آمده:

«بنا به دعوتی که از طرف ریاست انجمن آقای آقامیرزا کیخسرو شده بود جمعی کثیر از آقایان و خوانین زرتشتیان و میستر اردشیرجی و میستربهرامجی و میستر شاهپورجی با آقای رضا قلیخان معاون وزارت معارف و آقای مجدالسلطنه نماینده وزارت امور خارجه و آقای ذکاء الملک وآقای حکیم الملک و آقای حاج سید نصرالله و جمعی دیگر از آقایان معارف پرور در محوطه اراضی قلمستان مختص انجمن برای بناگذاری آدریان که از وجه عمومی‌زردشتیان بمبئی ساخته می‌شود دعوت نموده و سه ساعت و نیم قبل از غروب نخست سه نفر پسر وسه نفر دختر بشگون این بناهای خیر در همان نقطه سدره‌پوشانی شدند و بعد دو ساعت قبل از غروب مجلس سنگ بناگذاری منعقد گردید و نخست رییس انجمن خطابه در فواید تعاون و اشاره به خیرات و مبرات و مختصر تاریخ پارسیان هندوستان و مقصود از اجتماع امروز و سنگ بناگذاری قرائت نمود و بعد جناب آقای حاجی نصرالله و میستر بهرامجی و آقای معاون وزارت معارف در همان موضوع خطابه‌ها قرائت نمودند و به هیئت اجتماعیه حرکت کرده در جاییکه می‌بایست سنگ‌های بنا گذارده شود، گردآمده، نخست سنگ بنای آدریان بدست آقای مجدالسلطنه نماینده وزارت امور خارجه و بعد سنگ بنای مدرسه دخترانه در محل بنا گذارده و عکس برداشته و به مبارکی غروب جلسه ختم شد»

زندگی‌نامه ارباب کیخسرو شاهرخ بنیانگذار نیایشگاه آدریان

باتوجه به درگذشت پدر و ازدواج مادر ایشان با پسرعموی خود، ارباب کیخسرو در سن ۱۲ سالگی از کرمان به تهران رهسپار و در مدرسه آمریکایی‌های تهران مشغول آموختن و در بیمارستان آمریکایی‌ها هم به‌کار مشغول می‌شود. اصول دین مسحیت را در آنجا و اصول دین اسلام و زرتشت را از شیخ یحیی(منسوب حاج ابو جعفر ملا) می‌آموزد. در سن ۱۶ سالگی به بمبیی می‌رود و یک سال بعد به علت بیماری به تهران برمی‌گردد. در سن ۱۸ سالگی با فیروزه کریمداد فرهی(راد خرمی) ازدواج و پس از مرگ همسرش با کتایون قباد ازدواج می‌کند.

مشاغل ارباب کیخسروفرنشین اداره تلفن، مدیر بنگاه راه آهن دولتی ایران، فرنشین انجمن زرتشتیان تهران، دومین نماینده مجلس(کرسی جامعه زرتشتیان) از سال ۱۲۸۸ تا ۱۳۱۹ و فرنشینی اداره مباشرت و ملزومات مجلس٫

یادگارهای دیگر ارباب کیخسرو: بنیان مدارس بسیار در کرمان، مدرسه‌های فیروزبهرام و ایرج در تهران، ساخت آرامگاه فردوسی از صرفه جویی حقوق نمایندگان مجلس و لاتاری‌ها به پیشنهاد ایشان، ایجاد کتابخانه مجلس شورای ملی، چاپخانه مجلس، موزه مجلس شورای ملی و گسترش فارسی نویسی سره در مجلس٫

کشته‌شدن ارباب کیخسرو شاهرخدر جریان جنگ جهانی دوم، بهرام شاهرخ، پسر کیخسرو در اداره تبلیغات آلمان در برلن فعالیت می‌کرد و در بخش اخبار و گزارش‌های فارسی رادیو برلن، حملات تندی به رضاشاه و ذکاءالملک فروغی تهیه می‌دید. رضاشاه که دسترسی به بهرام شاهرخ نداشت، متوجه کیخسرو، پدر بهرام شد و علیرغم توصیه محتشم السلطنه اسفندیاری(رییس مجلس شورای ملی) در شب‌ ۱۱ تیر ماه ۱۳۱۹ او را در یک مجلس عروسی دستگیر و همان شب کشتند و جنازه وی را در راه خانه‌اش انداختند.

نکته ویژه: صداقت و درستی او چنان بود که سید حسن مدرس در یکی از جلسات مجلس پشت تریبون گفت: «در مجلس ما فقط یک نفر مسلمان پیدا می‌شود که آنهم ارباب کیخسرو شاهرخ است

سرچشمه‌ها:

۱- اسناد ثبتی فهرست آثار ثبتی ملی ایران در سازمان میراث فرهنگی

۲- فرهنگ لغت فارسی به فارسی برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی

۳- فرهنگ لغات مرحوم دهخدا

۴- کتاب شناخت اساطیر ایران،‌ جان هینلز

۵- تارنمای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

۶- مقاله آدریان تهران، نوشته و تنظیم رستم پارکی ماهنامه زرتشتیان شماره ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ فروردین ۱۳۵۳ خورشیدی

۷- یادداشت‌های کیخسرو شاهرخ، به کوشش و زیرنویس سرتیپ دکتر جهانگیر اشیدری

۸- کتاب راهنمای جامع گردشگری تهران

۹- وبلاگ آتشکده ایران، بوذرجمهر پرخیده

۱۰- تارنمای برساد

۱۱- انجمن زرتشتیان استکهلم