در بینش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستی را بر مبنای نظم وهنجاری درست و نیک آفریده که اَشا نام دارد . در هنجار راستی ، اصل کنش و واکنش پیوسته وجود دارد . به عبارتی قانون عکس العمل بخشی از هنجار اَشا است که در مورد نیک اندیشی و بد اندیشی انسان نیز نتیجه میدهد . رفتار انسان ، هماهنگ با اندیشه او می تواند خوب و سازنده و یا عکس آن ویران کننده و بد باشد . بر پایة قانون اشا ، رفتار انسان در همین جهان به خودش باز میگردد و بهشت و دوزخ را برای او بوجود می آورد . پس بهشت یا دوزخ ، بازتاب طبیعی کردار انسان است . بهشت بـرگرفته از واژه « وَهیشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، یعنی «بهترین منش» و دوزخ از واژة اوستـایـی « دروجو دِمانِه » آمده یعنی جایگاه دروغ و مکان تیره گون که در برخی سرودها نیز به صورت « اَچیشتم مَنُو » آمده یعنی « بدترین منش» بنابراین اهورامزدا بهشت و دوزخ را برای پاداش و یا آزار انسان در دنیای پس از مرگ نیافریده است بلکه واکنشی طبیعی برای رفتار انسان است که بر وجدان و روان او اثر میگذارد از این دیدگاه انسان که با اندیشه و رفتار خود توانایی ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانایی کاهش دادن آنان را نیز خواهد داشت یعنی دوزخ برای انسان ، همیشگی نیست بلکه دیرپا و زمان داراست .
فهرست ترجمه های خوب، از کلاسیک های ادبیات جهان
آ
آنا کارنینا (لئو تالستوی) ترجمه سروش حبیبی
آئورا (کارلوس فوئنتس) ترجمه عبدالله کوثری
آدم اول (آلبر کامو) ترجمه منوچهر بدیعی
آبروی از دست رفته کاترینا بلوم (هاینریش بل) ترجمه شریف لنکرانی
آدم کجا بودی؟ (هاینریش بل) ترجمه ناتالی چوبینه
آزادی یا مرگ (نیکوس کازانتاکیس) ترجمه محمد قاضی
آخرین وسوسه مسیح (نیکوس کازانتاکیس) ترجمه صالح حسینی
الف
امید (آندره مالرو) ترجمه رضا سیدحسینی
اعتماد (آریل دورفمان) ترجمه عبدالله کوثری
ابله (فئودور داستایوسکی) ترجمه سروش حبیبی
انفجار در کلیسای جامع (آلخو کارپانتیه) ترجمه سروش حبیبی
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری... (ایتالو کالوینو) ترجمه لیلی گلستان
انتظارات بزرگ (چارلز دیکنز) ترجمه ابراهیم یونسی
اوژنی گرانده (انوره دو بالزاک) ترجمه عبدالله توکل
اولیس (جیمز جویس) ترجمه منوچهر بدیعی
امریکایی آرام (گراهام گرین) ترجمه عزت الله فولادوند
از چشم غربی (جوزف کنراد) ترجمه احمد میرعلایی
ب
بابا گوریو (انورو دو بالزاک) ترجمه م.ا. به آذین
بارون درخت نشین (ایتالو کالوینو) ترجمه مهدی سحابی
بازار خودفروشی (ویلیام ثکری) ترجمه منوچهر بدیعی
بازگشت بومی (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
بازمانده روز (کوزوئو ایشی گورو) ترجمه نجف دریابندری
بانوی دریاچه (ریموند چندلر) ترجمه کاوه میرعباسی
ببیت (سینکلر لوئیس) ترجمه منوچهر بدیعی
بچه های نیمه شب (سلمان رشدی) ترجمه مهدی سحابی
برادران کارامازوف (فئودور داستایوسکی) ترجمه صالح حسینی
بیوه ها (آریل دورفمان) ترجمه رضا سیدحسینی
بیابان تاتارها (دینو بوتزاتی) ترجمه سروش حبیبی
بیگانه (آلبر کامو) ترجمه امیرجلال الدین اعلم
بودنبروک ها (توماس مان) ترجمه علی اصغر حداد
بیلی باد (هرمان ملویل) ترجمه احمد میرعلایی
به یاد کاتالونیا (جورج اورول) ترجمه عزت الله فولادوند
بیلی بتگیت (ای. ال. دکتروف) ترجمه نجف دریابندری
پ
پدرو پارامو (خوان رولفو) ترجمه احمد گلشیری
پدران و پسران (ایوان تورگنیف) ترجمه مهری آهی
پوست انداختن (کارلوس فوئنتس) ترجمه عبدالله کوثری
پیرمرد و دریا (ارنست همینگوی) ترجمه نجف دریابندری
ت
تونیو کروگر (توماس مان) ترجمه رضا سیدحسینی
تس دو برویل (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
ج
جاده تنباکو (ارسکین کادول) ترجمه رضا سیدحسینی
جان شیفته (رومن رولان) ترجمه م.ا. به آذین
جان کلام (گراهام گرین) ترجمه پرتو اشراق
جنگ و صلح (لئو تالستوی) ترجمه سروش حبیبی
جنگ آخر زمان (ماریو بارگاس یوسا) ترجمه عبدالله کوثری
جنایت و مکافات (فئودور داستایوسکی) ترجمه مهری آهی
جن زدگان (فئودور داستایوسکی) ترجمه سروش حبیبی
جود گمنام (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
چ
چرم ساغری (انورو دو بالزاک) ترجمه م.ا. به آذین
چشم های بازمانده در گور (میگل آنخل آستوریاس) ترجمه سروش حبیبی
چهره هنرمند در جوانی (جیمز جویس) ترجمه منوچهر بدیعی
خ
خاطرات پس از مرگ براس کوباس (ماشادو دآسیس) ترجمه عبدالله کوثری
خانواده تیبو (روژه مارتن دوگار) ترجمه ابولحسن نجفی
خانواده من و باقی حیوانات (جرارد دارل) ترجمه گلی امامی
خانه بی حفاظ (هاینریش بل) ترجمه ناتالی چوبینه
خانه قانون زده (چارلز دیکنز) ترجمه ابراهیم یونسی
خداحافظ گاری کوپر (رومن گاری) ترجمه سروش حبیبی
خشم و هیاهو (ویلیام فاکنر) ترجمه صالح حسینی
خوشه های خشم (جان اشتین بک) ترجمه شاهرخ مسکوب
د
داستان دو شهر (چارلز دیکنز) ترجمه ابراهیم یونسی
دنیا پرفکتا (بنیتو پرث گالدوس) ترجمه کاوه میرعباسی
دنیای قشنگ نو (آلدوس هاکسلی) ترجمه سعید حمیدیان
دور از مردمان شوریده (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
دل تاریکی (جوزف کنراد) ترجمه صالح حسینی
ر
رگتایم (ای. ال. دکتروف) ترجمه نجف دریابندری
ز
زندگی در پیش رو (رومن گاری) ترجمه لیلی گلستان
زنده ام که روایت کنم (گابریل گارسیا مارکز) ترجمه کاوه میرعباسی
زمین انسانها (آنتوان سنت اگزوپری) ترجمه سروش حبیبی
زیردست (هاینریش مان) ترجمه محمود حدادی
زوربای یونانی (نیکوس کازانتاکیس) ترجمه محمد قاضی
ژ
ژان کریستف (رومن رولان) ترجمه م.ا. به آذین
ژان باروا (روژه مارتن دوگار) ترجمه منوچهر بدیعی
ژرمینال (امیل زولا) ترجمه سروش حبیبی
ژان دوفلورت (مارسل پانیول) ترجمه سروش حبیبی
س
سالامبو (گوستاو فلوبر) ترجمه احمد سمیعی (گیلانی)
سرنوشت بشر (آندره مالرو) ترجمه سیروس ذکاء
سوربز (ماریو بارگاس یوسا) ترجمه عبدالله کوثری
سر هیدرا (کارلوس فوئنتس) ترجمه کاوه میرعباسی
سگ سفید (رومن گاری) ترجمه سروش حبیبی
سقوط (آلبر کامو) ترجمه شورانگیز فرخ
سیمای زنی در میان جمع (هاینریش بل) ترجمه مرتضی کلانتریان
سفر به انتهای شب ترجمهی فرهاد غبرایی
ش
شیدایی لل و. اشتاین (مارگریت دوراس) ترجمه قاسم روبین
شازده کوچولو (آنتوان سنت اگزوپری) ترجمه ابولحسن نجفی
ص
صد سال تنهایی (گابریل گارسیا مارکز) ترجمه بهمن فرزانه
ض
ضدخاطرات (آندره مالرو) ترجمه ابولحسن نجفی – رضا سیدحسینی
ط
طاعون (آلبر کامو) ترجمه رضا سیدحسینی
طبل حلبی (گونتر گراس) ترجمه سروش حبیبی
ع
عامل انسانی (گراهام گرین) ترجمه احمد میرعلایی
عقاید یک دلقک (هاینریش بل) ترجمه شریف لنکرانی
ف
فاتحان (آندره مالرو) ترجمه سیروس ذکاء
فرشته آبی (هاینریش مان) ترجمه محمود حدادی
ق
قاضی و جلادش (فریدریش دورنمات) ترجمه محمود حسینی زاد
قول (فریدریش دورنمات) ترجمه عزت الله فولادوند
ک
کنسول افتخاری (گراهام گرین) ترجمه احمد میرعلایی
کوه جادو (توماس مان) ترجمه حسن نکوروح
کیفر آتش (الیاس کانتی) ترجمه سروش حبیبی
گ
گفت و گو در کاتدرال (ماریو بارگاس یوسا) ترجمه عبدالله کوثری
گرینگوی پیر (کارلوس فوئنتس) ترجمه عبدالله کوثری
گتسبی بزرگ (اسکات فیتزجرالد) ترجمه کریم امامی
گردابی چنین هایل (جین ریس) ترجمه گلی امامی
گزارش یک مرگ (گابریل گارسیا مارکز) ترجمه لیلی گلستان
گور به گور (ویلیام فاکنر) ترجمه نجف دریابندری
ل
لرد جیم (جوزف کنراد) ترجمه صالح حسینی
م
مرگ در آند (ماریو بارگاس یوسا) ترجمه عبدالله کوثری
مرگ در ونیز (توماس مان) ترجمه حسن نکوروح
مرگ قسطی (لوئی فردینان سلین) ترجمه مهدی سحابی
مرگ آرتمیو کروز (کارلوس فوئنتس) ترجمه مهدی سحابی
مدراتو کانتابیله (مارگریت دوراس) ترجمه رضا سیدحسینی
مردی با کبوتر (رومن گاری) ترجمه لیلی گلستان
میدان ایتالیا (آنتونیو تابوکی) ترجمه سروش حبیبی
موش و گربه (گونتر گراس) ترجمه کامران فانی
موبی دیک (هرمان ملویل) ترجمه پرویز داریوش
مسیح بازمصلوب (نیکوس کازانتاکیس) ترجمه محمد قاضی
مقلدها (گراهام گرین) ترجمه محمدعلی سپانلو
مسخ ترجمهی صادق هدایت
ن
نفرین ابدی بر خواننده این برگها (مانوئل پوئیگ) ترجمه احمد گلشیری
نایب کنسول (مارگریت دوراس) ترجمه قاسم روبین
نادیا (آندره برتون) ترجمه کاوه میرعباسی
نازارین (بنیتو پرث گالدوس) ترجمه کاوه میرعباسی
ناتور دشت با ترجمهی محمد نجفی
و
وداع با اسلحه (ارنست همینگوی) ترجمه نجف دریابندری
ه
هواردز اند (ادوارد مورگان فارستر) ترجمه احمد میرعلایی
ی
یعقوب کذاب (یورک بکر) ترجمه علی اصغر حداد
یک جفت چشم آبی (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
تنهایی یک دونده استقامت
http://www.allpower.blogfa.com/post-34.aspx
زرتشتیان به دو نشان شناخته می شوند:
1: نشانه درونی(اندیشه و گفتار و کردار نیک)
2: نشانه برونی یا ظاهری (سدره و کشتی)
سدره با نام اوستایی "وهومنه وَستره" به معنای لباس نیک اندیشی و کشتی با نام اوستایی" اَئیویاونگهن" به معنای کمربند، گواه ظاهری زرتشتیی بودن و شناسنامه دینی است. سدره ، باید نخستین جامعه ای باشد که بدن را بپوشاند و از جنس پنبه، کتان یا ململ و به رنگ سپید است. سپیدی آن نشانه ی پاکی، سادگی و فروتنی است. سدره از 9 تکه فراهم شده است که 9 اصل و باور دین زرتشتی را به گونه ای نمادین یادآور می سازد و بهدین با پوشیدن سدره، این 9 پیام اهورایی را همواره بر تن و جان خود حس کرده و در زندگی به کار می بندد. این باورها عبارتند از:
1: باور به یکتایی اهورامزدا
2: باور به پیامبری اشوزرتشت
3: باور به قانون اشا (راستی و پاکی)
4:باور به دو گوهر همزاد(سپنتامینو و انگره مینو)
5:باور به امشاسپندان
6:باور به جاودانگی روان
7: باور به داد و دهش و نیکوکاری
8: باور به سپندینگی و ارجمندی چهار آخشیج
9:باور به فرشکرت و تازه گردانیدن جهان
سدره پیراهنی گشاد و بی یقه با آستین کوتاه و دارای دو کیسه کوچک یکی در جلو سینه(به نام گریبان) و دیگری در پشت (به نام گُرده) است. کیسه پشتی نشانه و نماد وظیفه هایی است که هرفرد به عنوان یک زرتشتی بر عهده دارد و باید به درستی انجام دهد و کیسه جلویی که به کیسه کِرفه یا کیسه کار نیک معروف است، یادآور پرهیزکاری های یک بهدین است که روی هم انباشته شده و او را خوشبخت میکند.
کشتی، بندی سپیدرنگ از جنس پشم گوسفند است که از 72 رشته نخ به هم بافته شده و نماد 72 هات یسنا است. این 72 نخ را در هنگام بافتن به 6 بخش( به نشانه شش چهره گَهَنبار) تقسیم می کنند که هر یک 12 نخ ( به نشانه 12 ماه سال) دارد و آنها را به هم می بافند. زرتشتیان کشتی را بر روی سدره سه دور به کمر می بندند که نشانه پیروی از اندیشه،گفتار و کردار نیک است و چهار گرهای که زده می شود، به نشانه یادآوری تقدیس و ارجمندی چهار آخشیج و پاک نگاه داشتن محیط زیست است. با خواندن دو بار یَتااهو، دو گره در جلو زده میشود و در دور سوم با خواندن یک بار اوستای اَشِم وُهو دو گره در پشت سر زده میشود.
دین پذیری در باور اشوزرتشت، امری است که به اختیار انسان و برپایه دانش و بینش انجام می پذیرد. بر پایه یک روش کهن و پذیرفتنه شده باستانی، آنگاه که دختر یا پسر به سن هوشیاری و رشد فکری رسید و توانایی گزینش نیک از بد در خود یافت (امروزه بین 8 تا 15 سالگی است) و اوستاهای بایسته را فراگرفت، پدر و مادر می توانند آیین سدره پوشی را برای او انجام دهند تا فرزند، به جرگه زرتشتیان بپیوندد.
سدره پوشی برای او به مانند زایش تازه در دین است. در این هنگام فرد عهد و پیمانی نو با اهورامزدا می بندد و هر روز با باز کردن و بستن دوباره کشتی بر روی سدره (نوکردن کشتی) پیمان خود را یادآوری و نو می کند. این آیین که در گذشته معمولا در بامداد انجام می شده ، امروزه در ایران پس از نیمروز ( به خطر دشواری همکیشان برای شرکت در ساعات اولیه روز) در خانه، تالار ، آدریان ویا یک نیایشگاه انجام می شود. آیین سدره پوشی گاهی نیز به صورت همگانی برپا می شود، یعنی چند نوجوان با هم در یک جشن به وسیله موبد سدره پوش می گردند.
پیش از آغاز مراسم، سدره پوش شونده باید تن خویش را شستشو داده، سدره و جامه ی سپید بپوشد و همراه موبدان در کنار سفره سدره پوشی حاضر شود. یک فرد که می خواهد زرتشتی شود با جامه کاملا سپید در برابر موبد می نشیند، موبد با زمزمه اوستای آتش نیایش و یا اورمزدیشت این آیین را آغاز می کند. پس از پایان برساد، او در حالی که گوشه آستین های موبد را در دست گرفته است، با او هم پیوند شده؛ اوستای کشتی بستن را زمزمه می کند؛ موبد کشتی را به کمر وی بر روی سدره می بندد؛ پس از آن، سروده مزدیسنو اهمی را به همراه موبد میخواند و اقرار خود را به مزداپرست زرتشتی بودن اعلام میدارد. سپس در برابر موبد می ایستد و با خواندن اوستای پیمان دین در برابر شرکت کنندگان، این پیمان اهورایی را می بندد که بر پایه پیام پاک اشوزرتشت و با راست ترین دانش خدا داده ، دین پاک مزدیسنا را با اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک بپذیرد و اقرار می کند به یکتایی دادار اورمزد و پیروی از دین بهی که اشوزرتشت مهراسپیتمان آورده است. در پایان، موبد برای سدره پوش شونده اوستای تندرستی خوانده و از اهورامزدا برای او آرزوی دیرزیوی ، درست زیوی و شادزیوی می نماید. بستن کشتی به کمر، نشانه ی آن است که هر زرتشتی با نو کردن کشتی، بار دیگر پیمان خود را با دین مزدیسنی به یادآورد و همواره آماده خدمت کردن به دین بهی و سود رساندن به مردم باشد که همان پایداری و استواری بر خواست اهورامزدا است.
بی هیچ تردید باید گفت: سدره پوشی، آیینی بسیار زیبا است که به زرتشتی اندیشیدن و به باور های زرتشتی عمل کردن را می آموزد و نشان می دهد که نوزوت در پیمودن راه راستی تنها نیست و دیگر زرتشتیان، اشوان و راستی جویان جهان نیز با او همازور و همراه اند.
سرچشمه : کتاب دینی دوره دبیرستان زرتشتیان ایران