چگونگی پیدایش زیارتگاه های زرتشتیان در یزد
برخی
از اماکن متبرکه را نزد زرتشتیان پیر نامند. اما پیر در لغتنامه ها و
فرهنگ ها به معنی مراد، مرشد، پیشوا و راهنما آمده است که در نزد زرتشتیان
نیز مراد راهنماست.
پیش از فرو ریختن پادشاهی ساسانیان ، یزدگرد برای
حفظ جان خانواده خود، درمنقطهی کویری و متروک که آن روز جلب توجه نمی کرد و
امروز یزد نام دارد ( نام کنونی یزد نیز به یادگاری یزدگرد به جا مانده
است ) جایگاهی تهیه کرد و خانواده خود را که عبارت از دو پسر (هرمزان و
اردشیر ) و پنج دختر ( نیک بانو ، نازبانو ، پارس بانو ، مهربانو و شهربانو
) و همسرش ( کتایون ) و مروارید نامی ( هریش به معنی خدمه ) بود، در آن
مستقر نمود. پس از آن خانواده یزدگرد برای دور بودن از امواج حوادث ترک
دربار و دیار نموده و هر یک به گوشهای و خلوتگاهی پناه بردند و دست نیاز
به درگاه پروردگار بخشنده بردند و از آستانش خواهان یاری شدند و خداوند
یاری دهندهی درماندگان، دعای آنها را پذیرفت و دریچههای مهربانی خود را
به رویشان گشود و سعادت جاودانه را بهره آنها ساخت . هرمزان و شهربانو
اسیر به عربستان برده شدند . بقیه خانواده بعد از جدا شدن از همدیگر هر یک
به سویی گریختند .
شادروان موبد مهرگان چنین می نویسد : چنان پیداست که
در اواخر شاه یزدگرد بن شهریار اولادان او که از گردش چرخ کجرفتار از دست
ظالمان فرار کرده و هر یک به رنج و سختی به کوه و بیابان پناه بردهاند و
به امر خداوندی غایب شدهاند که اکنون آنجا را زیارتگاه مینامند1.
این اماکن دارای مقدار زیادی آب بوده و حتی اکنون مجرا و سوراخ هایی وجود
دارد که نشان میدهد که در گذشته خیلی دور آب از آنها جاری بوده و در
نتیجه آنجا منطقه ای سبز و خرم و با صفا بوده است. در آبان یشت آمده که
وقتی ایران شکست خورد، عده ای از خاندان یزدگرد فرار کرده به این نقطه
آمدند و در این دره سبز که کوه سر به فلک کشیدهای در آن قرار داشت، از
بیگانگان در امان بودند . همچنین اینجا در پیرامون کویر جای داشت که این
یک برتری بود.
زیارتگاه پیر هریشت
این مکان در 14 کیلومتری شهر اردکان یزد قراردارد. به باور ایرانیان این مکان جایگاه ابدی یکی از ندیمگان شهبانو دختر یزدگرد سوم شاهنشاه ایران دوران اواخر ساسانی است که پس از تعقیب تازیان به این مکان پناه برده است و در آنجا هنگام نیایش ناپدید شده است. مراسم زیارت پیر هریشت از هفتم تا یازدهم فروردین ماه برگزار می شود که برابر است با روز امرداد تا خورداد روز از فروردین ماه هر سال.
زیارتگاهستی پیر
زیارتگاه ستی پیر در نزدیکی مریم آباد یزد قرار دارد. بنای آن مانند قلعه است که آثار چهار برج باستانی در اطراف قلعه دیده میشود. مراسم این زیارتگاه در بیست و چهارم خرداد ماه هر سال برابر با روز اشتاد از ماه خورداد باستانی اجرا می گردد
زیارتگاه پیر سبز (چک چک یا چک چکو)
نام دیگر این زیارتگاه "چک چکو" است که در فاصله 65 کیلومتری شمال غرب یزد در دامنه کوهی آهکی قرار دارد. این مکان از مهمترین و مشهورترین زیارتگاههای ایران و جهان است. به صورتیکه بسیاری از زرتشتیان کشورهای اطراف (هند- پاکستان- تاجیکستان و . . .) هر ساله در مراسم این زیارتگاه شرکت میکنند.
زیارتگاه پیر نارستانه/ آرامگاه اردشیر بابکان
این زیارتگاه در داخل دره ای واقع شده است که سه طرف آن را کوه پوشانده است و در 30 کیلومتری شرق یزد قرار دارد. مراسم این نیایشگاه از روزهای 2 تا 6 تیرماه برگزار میشود که برابر است با سپندارمذ روز تا آذر روز از تیرماه. چشمه ای زیبا نیز در کنار این نیاشگاه قرار دارد که آب آن از بارندگی تامین میشود. بسیاری از ایرانیان بر این باور هستند که این مکان آرامگاه شاهنشاه اردشیر ساسانی بنیانگذار سلسله ساسانیان است که به اردشیر بابکان شناخته میشود. مردم در این روز در این مکان حاضر میشوند و به روان انوشه نیاکان ایران و جانباختگان راه میهن و بزرگان از دنیا رفته ایران درود می فرستند.
زیارتگاه
پیربانو، آرامگاه
شهبانوی
ایران خاتون
بانو
زیارتگاه پیربانو/ آرامگاه شهبانو خاتون بانو
این زیارتگاه به باور مردمان آرامگاه شهبانوی ایران، دختر یزدگرد سوم است که خاتون بانو نام داشته و در فاصله 120 کیلومتری شمال غربی یزد و در جنوب شهر "عقدا" و در بین دره ای به نام زرجو قرار دارد. ساکنان این روستا با آب چشمه زندگی خود را می گذارنند. زمان این مراسم از 13 تا 17 تیرماه است که برابر است با مهر روز تا ورهرام روز از تیر ماه باستانی. این نیایشگاه در مسیر رودخانه فصلی قرار دارد.
سنگ قبر
آرامگاه
خاتون بانو (ساخته
شده در دوران
ناصرالدین
شاه قاجار)
سنگ قبر آرامگاه شهبانوی ایران "خاتون بانو" دختر یزدگرد سوم
دیدارنامه ای (زیارت نامه ای) برای پیربانو "خاتون بانو"
ای پیر با مهر و صفا ، الگوی پاکی و وفا رنجیده از جور و جفا ، در جستجویت آمدم
ای پارس بانو خسته ام غمگین و دل شکسته ام بر لطف تو دل بسته ام ، من در حضورت آمدم
ای بانوی ایران زمین ای خفته در این سرزمین بر حلقه اش همچون نگین، در زرع جویت آمدم
خاتون بانوها تویی ، آواره ام مأوا تویی درمان و داروها تویی ، اینک به کویت آمدم
اندر دل این کوهها ماندی غریب ای آشنا هستی غریبان را پناه زین رو به سویت آمدم
زیارتگاه
پیرنارکی محل
آرامگاه
شهبانو نازبانو
زیارتگاه پیر نارکی (آرامگاه شهبانو ناز بانو)
این زیارتگاه در فاصله 55 کیلومتری شهر یزد و غرب شهرستان مهریز در دامنه کوه بلندی با سنگهای آهکی سیاه، واقع شده است. در این نیاشگاه چشمه آب زیبایی وجود دارد. عده ای بر این باورهستند که این مکان آرمگاه ناز بانو شهبانوی ایران است. مراسم این نیایشگاه از 11 تا 15 امرداد ماه است که برابر است با روز دی به مهر تا فروردین روز از ماه امرداد باستانی.
ترک آباد
روستای ترکآباد در 5 کیلومتری غرب اردکان در مسیر راه اردکان- نائین قرار دارد با موقعیت 53 درجه و 58 دقیقه طول و 32 درجه و 41 دقیقه عرض جغرافیایی است. ارتفاع آن از سطح دریا 1020 متر میباشد و طبق سرشماری سال 1370 دارای 2291 نفر جمعیت بوده که در 425 خانوار ساکن هستند.
این روستا در سال 747 هجری قمری به امر دختران امیر مبارزالدین محمد، خان زاده خاتون و مختومزاده خاتون احداث گردیده و آن دو خواهر آن قنات را وقف نمودهاند به بقعه خود که مدفن ایشان است و در جنب مزار شیخ تقی الدین دادا محمد در محله شیخداد یزد قرار دارد.[1]
پس از احداث این روستا علاوه بر مسلمین عدهای زردشتی نیز در آن ساکن بودهاند و کم کم موبدان زردشتی مقیم کثنویه یزد و دستوران شیراز و اصفهان نیز به ترکآباد عزیمت نموده و آتش مقدس "ورهرام" را هم با خود به ترکآباد بردند و در اندک زمانی ترکآباد به مرکز دینی زردشتیان و نشیمنگاه دستوران دستور ایران تبدیل گردید و از سال 869 هجری قمری نامههایی به امضاء موبدان موبد از ترکآباد به هند ارسال شده و حتی در کتاب تذکره سخنوران یزد درباره دستور "ماونداد ترکآبادی"آمده است که دستور ماونداد از دستوران دانشمند ترکآباد بوده و از دستوران دستور ایران محسوب میگردیده است و کلیه پرسشهای پارسیان هند از طرف این خانواده پاسخ داده میشده است.[2]
تنها اثری که از زردشتیان ترکآباد وجود دارد دخمهای در دیلم است که قبلاً از آن نام برده شده و مورد استفاده زردشتیان ترکآباد و احمدآباد قرار میگرفته است. در ترکآباد فعلاً هیچ خانواده زدشتی یا اثری از پرستشگاههای آنها وجود ندارد و معلوم نیست از چه زمانی و به چه علتی آنها ترکآباد را ترک کرده و به شریفآباد نقل مکان نمودهاند.
تنها اثر تاریخی ترکآباد قلعه آن بوده است که چند سال قبل ویران گردیده و جای آن مدرسهای بنا شده است و مسجد و حسینیه آن تازهساز است و خانههای قدیمی آن نیز اکثراً ساده و خشت و گلی است و یکی دو آب انبار قدیمی موجود در این روستا آن هم فاقد سنگ تاریخ میباشد. در نزدیکی روستا در کنار جاده برای راهنمایی مسافرین میل آجریی به ارتفاع 3 متر قرار داشته است و بر روی کتیبه آن این جمله نقر شده بوده: "عمل حاجی حسین جاووش محمودآبادی 1331" که متأسّفانه در چند سال قبل این میل نیز توسط افراد ناشناسی ویران گردیده و فعلاً اثری از آن باقی نیست.
ترک آباد در حال حاضر یکی از روستاهای پرجمعیّت اردکان میباشد و از نظر امکانات رفاهی وضع مناسبی دارد و دارای آب و برق و تلفن و دبیرستان و مدرسه ابتدائی و راهنمایی و درمانگاه و غیره میباشد و احداث یکی دو خیابان در داخل روستا میتواند وضع آن را بطور کلی دگرگون سازد.
[1]. جامع مفیدی، ج 1، ص 121.
[2]. تذکره سخنوران یزد، ج1، ص 130.
با سپاس ازhttp://www.havadaar.com- مقدمه ۩ | |
![]() دخمه
مانکجی و گلستان در یزد؛ این دو دخمه به فاصله حدود 200 متر از هم در
انتهای محله صفاییه یا محله گلستان یزد قرار دارد که اینک بخشی از شهر شده
است. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر «دخمه» در فرهنگ اسدی، صحاح الفرس، برهان قاطع و غیاث اللغات به معنی «گورخانه گبران» است. در حاشیه برهان آمده: "گورستان مغان و آن خانه بی در باشد." در شرفنامه منیری اشاره می شود: "جایگاهی که مربع شکافته باشند و بر زیر آن پوشش سغ (1) ۞ کرده و نردبان در آنها نهاده، چون گبران بمیرند تابوت سازند و در آن نهند." «اوبهی» از آن به نام «صندوق مرده» در گورستان یاد می کند. دخمه بعضی از پادشاهان هخامنشی چون داریوش اول و جز او در نقش رستم، درون مقبره است. هر دخمه ای دارای نگهبان بوده که به او «دخمه بان» یا «دخمه گاه» یا «شهر مقابر» می گفته و محل دخمه را «دخمه گاه» یا مقبره می نامیدند. (2) ۞ آقای فرخانی دستیار موبد آتشکده یزد چنین می گوید: "دخمه گذاری در ایران و آیین زرتشت متداول نبوده و دلیل آن دفن کورش است؛ حتی زرتشت پیامبر ما در بلخ دفن است و بیشتر در مواردی همچون هنگامه سرایت برخی بیماری ها چون وبا، حصبه و طاعون یا به گاه جنگ های خانمانسوزی چون یورش چنگیز مغول و تیمور به ایران که در برخی روز ها پانزده تا بیست و پنج هزار نفر کشته می شدند و فرصت کفن و دفن آنها نبوده و امکاناتی همچون سردخانه و ... نبوده، مردگان را روی کوه های بلند شهر کنار یکدیگر در دخمه می گذاردند تا لاشخور ها گوشتشان را بخورند و سپس استخوان هایشان را در چاله ای که در وسط این دخمه قرار داشته دفن می کرده اند. بیشتر می توان گفت دخمه، حالت گور های دسته جمعی در مواقع اضطراری را داشته که به هنگامه پیشامد بیماری ها از برای شیوع نیافتن و رعایت کار های بهداشتی، آنها را بالای کوه ها و بیرون از شهر برده تا از بین بروند." هم اکنون در هند، برخی زرتشتیان متعصب بر این باورند که چون نیاکانشان در ایران، مردگان را در دخمه می گذاردند تا لاشخور ها آنها را بخورند، آنها هم در شهر، بالای کوهی سرسبز به این کار می پردازند و نیز در برخی جا ها همچون کرمان، برای ورود به دخمه از نردبان سود می برده تا پس از برداشتن آن، دیگر کسی بدان دسترسی نداشته باشد. 2- دخمه های یزد ۩دخمه محلی است که زرتشتیان، مردگان را بر طبق آداب دینی در آن می نهادند و از وقتی که به دفن کردن در گورستان پرداخته اند، (3) ۞ استفاده از دخمه متروک شده است. دخمه هایی که در اطراف یزد و آبادی های آن وجود دارد و مورد نگاهداشت است، طبق نوشته آقای رشید شهمردان بدین شرح است: 1- دخمه قدیمی یزد که حدود سی سال (4) ۞ است که دیگر مورد استفاده نیست. 2- دخمه مانکجی لیمجی هاتریا که در 1225 یزدگردی (5) ۞ بنا شده است. 3- دخمه چم تفت که گشایش آن در سال 1276 یزدگردی (6) ۞ می باشد. لوحه ای بر بالای سردر آن قرار دارد بدین عبارت: | |
| |
![]() دخمه
مانکجی و گلستان در یزد؛ در قدیم این دو دخمه از شهر بسیار دور بوده اند و
مسیر مابین یزد و این دخمه ها که حال محله صفاییه است شکارگاه بوده است. 4- دخمه شریف آباد اردکان که به وسیله مانکجی لیمجی هاتریا در 1225 یزدگردی (7) ۞ گشایش یافت. 5- دخمه ترک آباد اردکان که شامل سه دخمه می باشد. (8) ۞ همچنین آقای خداداد خنجری عضو هییت رییسه انجمن زرتشتیان یزد گفت: "ترک آباد یک زمانی جایگاه موبدان بزرگ ایران بوده و آتشکده یزد از آنجاست. وی سه دخمه دیگر را نیز نام برد: 6- دخمه ای مخروبه به فاصله تقریبی یکصد و پنجاه متر از دخمه شماره 1 یا گلستان خانم. 7- دخمه باستانی بین دخمه یزد و چم تفت نزدیک معدن سنگ که شرح آن خواهد آمد. 8- دخمه اله آباد رستاق بالاتر از کارخانه گچ یزد که برای استفاده زرتشتیان رستاق بوده است." از لحاظ نگهداری، سرپرستی و دیگر کار های اینچنینی، سرپرستی دخمه ها با انجمن زرتشتیان است. یادآور شوم تعداد زرتشتیان یزد هنگام سفر جکسن به یزد بیش از هشت هزار نفر بوده است. زنده یاد جلال آل احمد در سفری که در سال 1337 به یزد داشته سری هم به دخمه های یزد زده و آنچه در زیر می آید از کتاب «ارزیابی شتاب زده» و مقاله «سفری به شهر بادگیر ها» می باشد: "از دخمه هایشان دیدن کرده بودیم؛ یعنی از برج های فراموشی، از خانه های ابدی اموات زرتشتیان که در آنها به بدوی ترین وضعی هنوز مردگان را در اختیار آفتاب پرندگان می گذارند. یزدی های زرتشتی دو دخمه دارند؛ یکی دخمه گلستان که دایر است و دیگری دخمه مانکجی (9) ۞ که بسته است و هر کدام بر سر تپه ای دور از شهر. تا پشت در دخمه ها رفتیم و آداب و رسوم دفن را پرسیدیم و از اناری که پشت سر میت روی زمین می ترکانند خوشمان آمد. ... راهنمای ما که خودش نیمچه دستوری (10) ۞ بود سر درد دلش باز شد و از خرافات حرف ها زد و از اینکه حتی در کرمان، رسم تهران را عمل می کنند ولی یزدی ها عجیب پایبندند و هنوز می انگارند که هرچه زودتر لاشخور چشم هایشان را از کاسه در آورد زودتر به بهشت مینو واصل می شوند." (11) ۞ برای بررسی هرچه بهتر و کامل تر آن، خود به دیدن دو دخمه انتهای صفاییه واقع در جنوبی ترین نقطه شهر رفتم. جاده خاکی صفاییه رو به تفت که می روی، بر بالای دو تپه، دو دخمه به چشم می خورد؛ یکی گلستان که جدیدتر است و دیگر مانکجی که قدیمی تر است. این بنا ها هر دو سنگی بوده و به فاصله دویست متر از هم قرار دارند. 2-1- دخمه گلستان ۩در سمت راست یعنی در طرف مغرب، دخمه ای بزرگ به قطر بیست و پنج متر وجود دارد و پس از گذشتن از یک جاده سنگی به عرض دو متر می توان به آن رسید. مصالح تمامی بنا از پله ها تا دیوار ها همه از سنگ بادبر می باشد و بر روی دیوار های بیرونی کاهگل و گچ روی سنگ کشیده اند. اطاقکی آجری در کنار در ورودی این دخمه به چشم می خورد که گویا اطاقک دخمه بان بوده یا برای ترتیب مراسم دخمه گذاری. در ورودی آن که سمت مشرق قرار دارد آهنی است و اکنون با آجر جلوی آنرا پوشانده اند. بالای این در، سنگی تاریخی بوده که اکنون تنها جایش مانده که همانند همان سنگ نصب شده در دخمه مانکجی بوده است. ناچار از سمت مغرب دخمه که دیوارش را افرادی ریخته اند وارد شدم. ارتفاع دیوار ها از سطح تپه شش متر است و دسترسی به دخمه غیر از راه وروی مشکل بوده است. قطر داخلی دخمه بیست و پنج متر و در وسط آن چاله ای سنگی قرار دارد که برای دفن استخوان مرده ها بوده است. این بنا روباز است. کف آن از همان سنگ تپه، بادبر است که صاف کرده اند. آقای فرخانی می گوید این دخمه معروف به دخمه گلستان خانم است و همانطور که در سنگ تاریخ این دخمه که به دخمه مانکجی منتقل شده است، آمده، به خاطر دشواری راه از آن دخمه یعنی دخمه مانکجی در سمت مشرق، چشم پوشیده اند و این دخمه را ساخته اند. | |
![]() دورنمای یک دخمه یا برج خاموشی و همچنین خیله ها و دخمه بان؛ در گذشته زرتشتیان مردگان خود را در دخمه ها می گذاشتند. 2-2- دخمه مانکجی ۩به فاصله تقریبی یکصد و پنجاه متر از این دخمه، دخمه قدیمی دیگری همردیف دخمه گلستان خانم به چشم می خورد که دیوار های سنگی آن فرو ریخته و آقای فرخانی قدمت آنرا سیصد سال می داند. در سمت مشرق و به طرف مهریز، دخمه دیگری که راه صعب العبوری دارد دیده می شود. این دخمه به دخمه مانکجی معروف است و از گلستان قدیمی تر است. در ابتدای راه ورود به این دخمه اطاقی قرار دارد که در برون و درون آن دو سنگ مرمرین حکاکی شده نظر ها را جلب می کند. بر سنگ برون جملاتی آمده که خلاصه اش در زیر می آید: "هو الله تعالی شأنه. بخشش پاک یزدان ... دخمه در رمضان سنه 1222 شروع به کار شده و در سنه 1225 یزدجردی (12) ۞ کار آن به پایان رسیده به همت مانکجی ابن لیمجی هوشنگ هاتریا فارسی هندی." در این سنگ نبشته به مسلمانان و زرتشتیان بر اساس روایات مستند خودشان سفارش شده که به میت دست نزنند. در داخل این اطاقک سنگ مرمرین دیگری قرار دارد که طبق گفته آقای خداداد خنجری و شواهد روشن، از دخمه گلستان به آنجا آورده شد. خود متن گویای همین امر است: | |
| |
|
این دخمه که قدیمی تر است از لحاظ ساختمانی و استحکام بهتر از دخمه گلستان می باشد. دارای دری سنگی با چفت و بست آهنی است و در پایین در، سوراخ هایی تعبیه شده که زرتشتیان شمع و چراغ روشن می کنند. لکه های روغن تازه بود. یعنی با اینکه دخمه قدمی تر می باشد، هنوز به پای آن چراغ می افروزند و یک تازه وارد گمان می برد که این جدیدتر است. بر بالای سردر این دخمه سنگ تاریخ مرمرینی با عبارات زیر نصب شده است که به سبب فاصله زیاد، تمامی خوانده نشد. خلاصه اش در زیر می آید: | |
| |
|
قطر این دخمه پانزده متر است و به سبب در و چفت از راه های دیگر نمی توان بدان وارد شد. لازم به یادآوری است که تاکنون بیش از چهل سال است که در هیچ کدام از دخمه های یزد مرده ها را نمی گذارند و آنها را در قبرستانی متعارف، بالاتر از صفاییه به فاصله تقریبی یک کیلومتر که در محور شمال قرار گرفته، زیر خاک مدفون می سازند. | |
![]() دخمه چم تفت که در سال 1286 گشایش یافته است. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر | |
2-3- دخمه باستانی ۩به فاصله چهار الی پنج کیلومتری این دخمه ها، مابین چم تفت و این دخمه صفاییه، یک دخمه بسیار قدیمی دیگری است که آقای فرخانی اظهار داشت یک باستان شناس هندی از آن بازدید کرده و گفته بین هزار الی هزار و پانصد سال قدمت دارد و سنگ تاریخی ای بر آن نصب است که بایستی دیده شود. آقای خداداد خنجری -یکی از افراد انجمن زرتشتیان یزد- چنین گفت: "این دخمه چند کیلومتر بالاتر از صفاییه، نزدیک معدن سنگ که هم اکنون از نظر استخراج فعال است، قرار دارد. حدود چهل سال پیش یک باستان شناس هندی آن را کشف کرد. پس از باز کردن دخمه چیز هایی در آن یافتند از قبیل بازمانده استخوان چند مرده داخل لباس معمولی (18) ۞ که در کنارشان وسایل ساده زندگی قرار داشت. برای این استخوان ها و وسایل همراهشان دو حدس زده می شود: 1- پیش آمدن بیماری همه گیری مانند وبا، حصبه و طاعون که زیاد کشته داده و چون فرصت کفن و دفن مردگان را نداشته اند به این صورت دفن شده اند. 2- چون وسایل ساده زندگی شان همراهشان بوده که بر خلاف سنت زرتشتیان می باشد، احتمال می دهند که افرادی به آنها حمله کرده و از ترس به اینجا پناه آوردند. چون محاصره طول کشیده بر اثر گرسنگی درگذشته اند. این احتمال دوم قوی تر است." | |
![]() نمای
داخلی دخمه چم تفت؛ در قدیم مردگان را نشسته در اطراف دیوار دخمه می
گذاشتند و پس از زوال بدن، استخوان ها را در چاله وسط می رخته اند. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر | |
3- ساختمان های وابسته به دخمه های یزد ۩ | |
![]() وفاتنامه خدابنده کیخسرو اردشیر؛ در خیله های هر محل، از افراد نامور درگذشته آن محل سنگی به یادبود حک می کرده اند. 3-1- خیله ۩در پایین دو دخمه یزد، مجموعه ساختمان هایی ساخته شده که زرتشتیان به آن «خیله» (19) ۞ می گویند. این مجموعه که شامل دوازده بنا است یکی آجری و بقیه سنگی و خشتی و آجری با هم است. نخست بپردازیم به چگونگی و کاربرد خیله و آنگاه شرح آنها. خیله برای سه منظور مورد استفاده بوده است: 1- یک روز پس از برگزاری مراسم یادبود سالگرد در خانه به اینجا آمده که شامل دوستان، آشنایان و وابستگان متوفی می شوند. آنها به طور دسته جمعی به دخمه می روند و برای اتراق در این خیمه ها سکنی می گزینند و تا عصر در اینجا هستند و همه مراسمی که در خانه برای یادبود برگزار می کنند در اینجا هم اجرا می کنند. در داخل این مجموعه ها آشپزخانه، ایوان و ... پیش بینی شده است. 2- روز مراسم پرسه (20) ۞ همگانی که به نام پرسه هماروانان (21) ۞ خوانده می شود، دو نوبت در سال در اینجا گرد می آیند. یکی روز اول تیر ماه یزدگردی (22) ۞ و یکی هم اول اسفند ماه یزدگردی (23) ۞. در این پرسه، کلیه کسانی که در سال های اخیر چه خودشان، چه دوستانشان و چه وابستگانشان درگذشته ای دارند شرکت می کنند. 3- در روز دفن مرده که در این خیله ها مراسم برپا می شود. در وسط این خیله ها یک بنای آجری که به سبک بسیار زیبایی ساخته شده خودنمایی می کند. این بنای تمام آجری یک متر از سطح زمین ارتفاع دارد و در زیر آن کانال هایی آجری جهت عبور سیلاب ساخته شده که دارای دو تابستانه، دو ایوان دو طرفه در شرق و غرب و دو آشپزخانه در سمت غرب می باشد. در وسط این بنا یک کلاه فرنگی نورگیردار که به سبک عرق چین ساخته شده قرار دارد. کف آن را با قلوه سنگ فرش نموده و دارای سنگ تاریخ مرمرینی است که این عبارت در آن حک شده است: | |
| |
|
گوشه هایی از نوشته های این سنگ را با آجر شکسته و پرانده اند که تازه به نظر می رسد. آقای خنجری چنین می گوید: "خیله ها هر کدام با پول افراد یک محل ساخته شده (24) ۞ و علت آن بوده که در مراسم های همگانی و سالگرد، تداخل در کار اتراق پیش نیاید وگرنه در مواقع دیگر، همگان می توانند از خیله ها استفاده نمایند. در این خیله ها هر محله که افرادی نامور در گذشته داشته به یادبود وی سنگ تاریخی نصب می کردند و بر آن اشعاری که درباره وی سروده شده حک میکردند." 3-2- آب انبار ۩در سر راه ورود به خیله ها، نخست به دو بادگیر مشبک آجری که بر سطح زمین قرار دارد بر می خوریم. بادگیر هایی منحصر به فرد در میان بادگیر های آب انبار های یزد. این بنا همانند آب انبار شش بادگیری (25) ۞ از تمیز ترین و بهترین کار های آجرکاری و کاربندی آجری است و تمامی بنا با ظرافت و دقت و سلیقه خاصی ساخته شده است و در معرض استفاده اتراق کنندگان در خیله ها قرار دارد. این بنا را فریدون کیخسرو قاسم آبادی برای یادبود ساخته که عبارت سنگ تاریخ آن در زیر می آید: | |
| |
|
دارای سی پله در ایستگاه اول و پانزدهم پله در ایستگاه دوم است و شگفت آنکه بر خلاف غالب آب انبار های یزد تبدل به زباله دانی نشده و بسیار تمیز و جارو کرده بود. | |
![]() آب انبار دخمه؛ به جهت دوری از مراکز شهر، برای رفاه اتراق کنندگان آب انبار در پای دخمه ها ایجاد می کرده اند. | |
|
دخمه های شریف آباد
دخمه،
دادگاه یا برج سکوت یکی از روشهای تدفین در ایران است ،محلی است که
زرتشتیان از دیر باز تا سال 1342، اموات خود را طبق اصول، فرهنگ و آداب و
سنن مذهبی خود و طی انجام مراسم ویژه در آن می نهادند تا طعمه کرکس های کوه
های اطراف شوند. وسط فضای میان تهی دخمه چاهی وجود دارد که به "استودان"
معروف است و استخوان های به جای مانده از اجساد را داخل آن می ریختند.
پس
از مدتی و طی مراسمی خاص، محوطه داخل دخمه جارو و ضد عفونی می شد و بار
دیگر دخمه مذکور مورد استفاده قرار می گرفت. در حقیقت محوطه داخلی دخمه ها
مانند گورستانی بود که چندین بار از آن استفاده می شد.
دخمه شریف آباد
در شهرستان اردکان در استان یزد نیز یکی از این دخمه ها بوده که مورد
استفاده قرار می گرفته است . هر بار که فردی در می گذشت گروهی از زرتشتیان
که مضربی از عدد 4 بودند درگذشته را تا آنجا حمل می کردند. مسافتی که امروز
حتی اگر بخشی از آن را هم پیاده و بدون هیچ بار اضافی برویم سختی این کار
را به خوبی درک می کنیم.
دخمه جدید شریف آباد که ساخت یکی از آنها
به زمان مانکجی باز می گردد در جایی ساخته شده اند که نزدیک ترین فاصله را
به سه روستای شریفآباد، حسن آباد و مزرعه کلانتر داشته باشد. البته پیش
از آن دخمه زرتشتیان شریف آباد در دیلَم(نزدیک روستای ترک آباد) قرار داشته
است.و هدف از دخمه آلودگی کمتر آب وخاک وهوا وآتش بوده است وزمانیکه دخمه
ها در محدوده شهر ها قرار گرفته وآلودگی هوا را باعث شدند ،زرتشتیان مرده
های خود را طی تشریفاتی خاص به خاک می سپارند تا آلودگی کمتری داشته باشند
البته سابقه این کار به شاهان می رسد ولی اگر آلودگی آب وخاک را باعث شود
بزرگان دین باید چاره اندیشی کنند.

