پازند کلمهای مشتق از پا + زند است که بعد از اسلام در ایران شکل گرفت و عبارت است از پهلوی روان شده بدون لغات هزوارش، یعنی به جای مفهوم نگاشت آرامی، خود کلمات فارسی معادل آنها را نوشتهاند. پازند معمولاً به خط سادهٔ اوستایی که به آن «دین دبیره» گفته میشود، نوشته میشود و در بعضی موارد به خط فارسی نیز نوشته شدهاست.
در میان نوشتههای پازند سه نامه را که اهمیت بیشتری دارند و باید به عنوان منبعی که از پارسی باستان، اوستا و پهلوی به جای ماندهاست به حساب آوریم، شامل: دانای مینو خرد، ائو گمدئچا، ایاتکار جاماسپیک که سرچشمه بسیاری از لغات پارسی نیز میباشند.
واژه «زند»
(به معنای «تفسیر» یا «ترجمه») به آخرین متممهای متون پهلوی به زبان
فارسی میانه و پازند اطلاق میشود. این تفسیرها که مربوط به اوایل دوره
ساسانیان هستند، برای استفاده متون مذهبی نوشته نشدند؛ بلکه برای آموزشهای
مذهبی به عموم (که به زبان اوستایی تکلم نمیکردند) مورد استفاده قرار
گرفتند. در مقابل متون اوستا به عنوان متون مقدس باقی ماندند و به زبان
اوستایی (که یک زبان مقدس تلقی میشد) خوانده میشدند. استفاده از عبارت
«زند–اوستا» برای اشاره به اوستا یا بکار گیری واژه «زند» به عنوان نام یک
زبان یا متن، اشتباهاتی هستند که اخیرا متداول شدهاند. در سال ۱۷۵۹
آنکوئتیل – دوپرون گزارش داد که به او گفته شده که «زند» نام زبان
نوشتههای باستانی تر است. سر ویلیام جونز در سومین اثر برجسته خود که در
سال ۱۷۸۹ منتشر شد از گفتگویی با یک کشیش هندو یاد میکند که به او گفته
بود: «زند، نام متون مقدس و اوستا، نام زبان است » این
سرگشتگی در بین متفکران غربی بسیار رایج شد و «زند – اوستا» هنوز هم در
مواردی به متون کهن تر اطلاق میشود (هرچند نادرست است). اثر اولیه راسک با
عنوان «بحثی درباره اعتبار زبان زند» (بمبئی، ۱۸۲۱) در این سرگشتگی نقش
دارد. کتاب وسترگارد با عنوان «زنداوستا یا کتابهای مذهبی زرتشتیان»
(کپنهاک ۵۴- ۱۸۲۵) فقط این اشتباه را ترویج کرد.
واژه نمه به معنی نماز و نمنگهه به معنی ستایش، پرستش، احترام، نماز » در گات ها چهار بار در سرود های زیر آمده است.
"با نیایش و دستهای برافراشته، ای مزدا،
نخست یاری و پشتیبانی سپِنتامئینیو (گوهر پاک) را درخواست می کنم
که همه کارها و کردارم هماهنگ با اشا (راستی) باشد.
بدان وسیله خرد وهومن و روانِ جهان را خشنود می کنی."یسنا سرود 28 بند 1
"بدینسان ای اهورا
ما همه آفریدگان که به فرمان تو هستیم
و ما را با اندیشۀ نیک پرورانده اید،
با نیایش و فروتنی، گفتار و کردار خود را به تو و اشا پیشکش می کنیم.
ای مزدا باشد که برای همه نیکوکاران
در میان چون شمایی ( اشا، وهومن، خشترا) رستگاری پدیدار شود" یسنا سرود34 بند3
"ای اهورا مزدا
به راستی تو را سزاوار ستایش شناختم
به سویم فرا آمد « وهومن » آنگاه که اندیشه نیک
پرسید خدمتگزاری که را آرزو داری؟ »
پاسخ دادم، آتش تو را که نمازم را به او نثار کنم،
«. و اشا را، تا آن زمان که توان دارم، تیمارش"یسنا سرود43 بند 9
"او را با سرود و ستایش فرا می خوانم
زیرا هم اکنون او را در چشم ( دل و اندرون) می بینم
اهورامزدا را که به همراه اشا آگاه است.
آگاه است به کردار و گفتاری که از گوهر پاک ( سپنتامئینو) سرچشمه می گیرد
آری آن ستایش ها را
برای او در خانه سرود پیشکش می کنم" یسنا سرود 45 بند 8