راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

تاریخ کار در ایران

تاریخ کار در ایران
به نقل از: http://www.aftabir.com

بر مبنای آموزه های زرتشت و دستورات مذهبی وی در کتاب اوستا، کشاورزی در زمان صلح، تهور به هنگام جنگ و فرمانبرداری از پادشاه، برای مادها و ایرانیان قدیم هم چون یک قانون اخلاقی بوده است.

























● کار در تعالیم زرتشت

بر مبنای تعالیم زرتشت و دستورات مذهبی وی در کتاب اوستا، کشاورزی در زمان صلح، تهور به هنگام جنگ و اطاعت از پادشاه، برای مادها و ایرانیان قدیم هم چون یک قانون اخلاقی بوده است. در کتاب اوستا، از نفوذ فلسفه عرفانی که در مذاهب هم عصر آن در هندوستان، چین، بین النهرین و حتی یونان رواج داشت، نشانی وجود نداشته بلکه زندگی این جهان و پرداختن به آن مورد احترام بوده است. در این کتاب با جبر مخالفت شده و اراده انسانی ستوده شده است.. بر مبنای اندیشه های زرتشت کسی که بیشتر کار کند، تلاش کند، شخم بزند و محصول برداشت کند دارای فضیلت است. پس در اوستا کار مورد ستایش قرار گرفته است.

● دوره هخامنشیان

در دوره هخامنشیان، کشاورزی و دامداری و البته جنگاوری در هنگام نبرد محترم بوده است. البته چنان که مورخان می گویند در آن دوران ایرانیان، بازرگانی را کار پستی می دانستند. به طوری که بازار در نظر آنان جای نیرنگ و دروغ بود و حتی بر این باور بودند که نبایستی مدرسه نزدیک بازار باشد تا خدعه و فریبی که در آن مرسوم است کودکان را دچار تباهی نماید.

در میان اقوام پارس، تمایل و ابتکار چندانی در زمینه صنعت و هنر وجود نداشته و علم نیز کالایی به شمار می آمد که وارد کردن آن از کشورهای دیگر آسان تر به نظر می آمد. اما در زمینه حمل و نقل، ایرانیان ابتکاری بیش از کالاهای صنعتی و هنری از خود نشان می دادند.

● دوره اشکانیان

در دوره اشکانیان نیز بازرگانی و توسعه امور مربوط به راهداری به دلیل ضعف نسبی فعالیت های کشاورزی مورد توجه قرار گرفت.

● دوره ساسانیان

اما در عهد ساسانیان با وجود شکوفایی بیشتر نسبت به دوره پیشین، روش های ستمگرانه اداره اقتصاد که عده ای را به بردگی می کشید و همین طور به وجود آمدن تضاد طبقاتی سبب کم رنگ شدن اندیشه در مورد کسب درآمد و یا ارتقای سطح زندگی شد و به این ترتیب دامنه گرایش به مسایل معنوی به شکلی افراطی وسعت پیدا کرد. اعتقادات دین زرتشت نیز به دلیل درباری شدن دین موضوعیت چندانی نداشت.

● پس از اسلام

پس از اسلام و دوره تسلط اعراب بر ایران، بر این که مسلمانان و به ویژه اعراب نباید به زراعت و صنعت بپردازند تاکید می شد. علت این مخالفت سران عرب با اشتغال مسلمانان به امور تولیدی و کشاورزی این بود که کشاورزی و گرایش به تمدن و شهر نشینی اعراب را از جنگ باز می دارد. به این ترتیب زراعت و تولید مخصوص مردم کشورهای مغلوب بود.

در این دوران با وجود هوشمندی  بازرگانان ایرانی در تجارت، همچنان این سابقه ذهنی که شغل تجارت را با موقعیت اجتماعی نجبا سازگار نمی دانست در میان ایرانیان مسلمان وجود داشت. در مقابل، اعراب اشتغال به صنعت را از کارهای پست شمرده و تجارت در میان آنان از اعتبار بالایی برخوردار بود.

به هر روی در قرن اول هجری شاهد تنزل صنعتی ایران هستیم. البته با اشاعه تمدن ممالک فتح شده توسط اعراب، آنان خود را به کسب علوم و صنایع نیازمند دیده و صنایع ایران دوباره رواج گرفت.

در زمینه فراورده های صنعتی در ایران، صنعت پارچه بافی اهمیت ویژه ای داشت و در آن زمان بسیار مورد توجه اعراب قرار گرفت. البته با وجود اهمیت این صنعت، نساجی در ایران مانند دیگر نقاط مشرق زمین در زمره مشاغل " کثیف " قرار داشت.

● دوره امویان و عباسیان

در دوران امویان یعنی تا قرن سوم هجری برده داری رواج زیادی داشت. همین طور در اواخر این دوران کار کشاورزی مختل شده و مزارع زیادی رو به ویرانی گذاشت.

با روی کار آمدن عباسیان وضع عامه رو به بهبود گذاشت اما در اواخر این دوران امنیت و آرامش که شرط اساسی فعالیت های صنعت، تجارت و حتی زراعت است کم شده و اوضاع اقتصادی و کسب و کار را آشفته کرد.

● دوره حکومت های ایرانی

با روی کار آمدن حکومت های ایرانی با به وجود آمدن امنیت نسبی وضعیت اقتصادی از حالتی یکنواخت برخوردار شد. به این ترتیب وضع توده مردم رو به بهبود نهاده و تا زمان حمله مغول یعنی اوایل قرن هفتم پیشرفت بازرگانی و حرف ادامه داشت. از خصایص ویژه بازرگانان ایرانی در آن زمان از تلاش، پشتکار و حسابگری آنان یاد شده است.

پس از لطمات اقتصادی ناشی از حمله مغول، در زمان وزارت خواجه رشیدالدین فضل الله اصلاحاتی صورت گرفته و پیشرفتی موقتی حاصل آمد. اما پیش از تشکیل حکومت صفویه، اوضاع اقتصادی به شدت آشفته و امنیت بسیار کم شد به طوری که مردم سرمایه ها را در زیر زمین مدفون می کردند، تجارت از رونق افتاد و کشاورزی و صنعت نیز راکد شد. اما پس از روی کار آمدن شاه عباس اول اوضاع اقتصادی سروسامان یافت. از جمله اقدامات وی انتقال صنعت گران را می توان ذکر کرد. این اقدام در پی این بود که به دلیل رواج تفکر خاص بی توجهی به جهان که در نتیجه قرن ها عدم اعتماد به شرایط اجتماعی و اقتصادی و زندگی دشوار مردم ایجاد شده بود، شوق تجارت و داد و ستد و بی پروایی نسبت به خطرها در بسیاری از مردم از بین رفته بود. به این ترتیب به دلیل وضعیت دشوار اقتصادی و اجتماعی مردم، نوعی جهان بینی که عبارت از بی توجهی به زندگی دنیایی و باور به بی حاصل بودن کار و کوشش بود رواج یافت. اما با روی کار آمدن شاه عباس و ایجاد پیشرفت و برقراری ثبات این باور کم رنگ گردید.

چنان چه از سفرنامه شاردن بر می آید عدم اطمینان به فردا در میان مردم ایران وجود داشت. این امر نشان دهنده این است که چرا سررشته بازرگانی خارجی ایران در این عصر به دست مسیحیان و هندیان غیرمسلمان و دیگران افتاد (شورای فرهنگ کار ،۱۳۷۶).

جشن سده خجسنه باد

 جشن سده
اسطوره‌هایی جشن سده را به پیدایش آتش پیوند داده است و فردوسی، هوشنگ شاه را خالق جشن سده می داند و در این زمینه می‌گوید:


یکی روز شاه جهان سوی کوه             گذر کرد با چند کس همگروه
 پدید آمد از دور چیزی دراز                 سیه رنگ و تیره‌تن و تیزتاز
 دوچشم از بر سر چو دو چشمه خون     ز دود دهانش جهان تیره‌گون
 نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ        گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ
 به زور کیانی رهانید دست                  جهانسوز مار از جهانجوی جست
برآمد به سنگ گران سنگ خرد            همان و همین سنگ بشکست گرد
 فروغی پدید آمد از هر دو سنگ           دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
 نشد مار کشته ولیکن ز راز                 ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین                    نیایش همی کرد و خواند آفرین
 که او را فروغی چنین هدیه داد            همین آتش آنگاه قبله نهاد
 بگفتا فروغیست این ایزدی                  پرستید باید اگر بخردی
 شب آمد برافروخت آتش چو کوه           همان شاه در گرد او با گروه
 یکی جشن کرد آن شب و باده خورد       سده نام آن جشن فرخنده کرد
 ز هوشنگ ماند این سده یادگار             بسی باد چون او دگر شهریار
 کز آباد کردن جهان شاد کرد                 جهانی به نیکی ازو یاد کرد

ازجشن سده در عهد ساسانیان هیچ گونه آگاهی نداریم اما بی گمان پیش از اسلام این جشن همراه با مراسمی پرشکوه بوده است .  جشن «سَـدَه» بزرگ‌ ترین جشن‌ آتش و یکی از کهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای کوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌ برمی‌افروختند. زرتشتیان کنونی در کنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما و نور را می‌کنند و امید پیروزی نور بر ظلمت را در دل تازه می کنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

به نوشته مورخانی همچون بیرونی، بیهقی، گردیزی جشن سده یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان است که در دوران اسلامی، تا اواخر دوران خوارزمشاهیان و حمله مغول دوام آورد و هم سلاطین و امیران و هم مردم عادی این جشن را به‌پا می‌داشتند. مشهورترین و بزرگترین جشن سده در زمان مردآویج در سال 323 هجری در اصفهان برگزار شده است و چنان‌که در تاریخ بیهقی آمده است جشن سده دیگری که به یاد مردم مانده، جشنی است که در زمان سلطان مسعود غزنوی در سال 430 هجری برگزار شد.

بیشتر محققان نام سده را گرفته شده از 100 می‌دانند و معتقدند این عدد یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفته‌اند، هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد 100 به دست می‌آید و برخی گفته‌اند، علت این است که در این روز که مصادف با دهم بهمن‌ ماه است،‌ زادگان کیومرث، پدر نخستین، درست 100 تن شدند و یکی از خود را به پادشاهی رساندند، عده‌ای نیز بر این باورند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به 100 رسیدند و برخی نیز گفته‌اند که در این روز شمار فرزندان آدم ابوالبشر به 100 رسید.

البته دلایل دیگری هم مشابه آنچه بیان شد، برای چشن سده گفته شده است. دهم بهمن ماه، یکی از دو هنگامِ سال است که در عرض‌های بالایی ایران‌زمین، طول تاریکی کامل آسمان ۱۲ ساعت تمام است. در ضمن  می‌دانیم ارتباط واژه "سده" با عدد "سد/ صد" هنوز به اثبات نرسیده است. عدد "سد" به شکل "صد" معرب شده‌، در حالیکه واژه "سده" به شکل "سَذق" معرب گشته ‌است. اما در زبان اوستایی واژه "سَـد" به گونه جالبی هم به معنای "فرو رفتن/ غروب کردن"و هم به معنای متضاد آن یعنی "بر آمدن/ طلوع کردن"آمده است. همچنین واژه "سَـذِه"در اوستا، هم به معنای طلوع کردن و هم به معنای غروب کردن آمده است. عده ای مقصود از مار در شعر فردوسی، آتشفشانی است که در یسنا به نام آژی سرخ و در مینوی خرد به  نام پتیاره مار نام برده شده است وعده ای طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نام‌های "سماک رامح" و "نسر واقع" در شمال شرقی و شمال‌غربی آسمان ایران زمین می دانند و همه این ها بعلت این است که معتقدند سده در شاهنامه های قدیمی اینطور نیامده است.

هر چه دلیل سده باشد شب بلند سال را باید با خوشی و شادمانی و مهربانی با هم بود و کینه ها را بدور ریختن با گرمای آتش به صبح امید پیوند داد.

عمق بخارایی درباره سده به امید بهار جشن گرفتن می فرماید:
سده دلیل بهار است و روزگار نشاط  
نشاط کن که جهان پر گل است و پر سوسن
بخواه جام و برافروز آذر بُرزین  
که پر شمامه ی کافور شد کُه و برزن

خاقانی شروان هم شعر زیبایی در مورد سده سروده است و با می عارفانه خویش همه به شعر خوانی وپایکوبی وطی این شب بلند سال به شادی می کند:
شب سده است بیار ای چراغ رود نواز     
از آتش می، غم بسوز و چنگ نواز
به جام خویش مر این رام ِخویش را می ده  
 به کام خویش مر این زار خویش را بنواز
طریق راحت گشای و راه رنج به بند      
عنان هجر فرو گیر و اسب وصل بتاز
چون شعر خوانی در وصف این شب سده خوان  
چو عشق بازی در مدح شاه دنیا باز

سده برای عنصری آندر مطوب است که می فرماید:
گر از فصل زمستان است بهمن
چرا امشب جهان چون لاله زار است

عثمانی مختاری نیزرخ یار را در سده باستانی می بیند در این مورد سروده است:
شب های سیه زلف مغان وش داری  
در جام طرب باده ی دلکش داری
تو خود همه ساله سده ی خوش داری  
تـا زلف چلیپا، رخ آتش داری

سده خجسته باد