راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

دوست گات ها ----مانترن



مانترن کسی است که مانتره را به مردم می رساند.به عبارت دیگر اشو زرتشت خود را مانترن می داند .«ای اهورامزدا، مانتره پیام تو را به همه جویندگان حقیقت می رسانم،به آنانکه دانا و خواهان راستی اندو از نتیجه نیکو شادمانی که انتظار راستان است آگاه خواهم کرد.فروغ اهورایی بهره کسی است که دارای منش نیک باشد.یسنا سرود 51 بند 8»و در یسنا سرود 50 بند 5 منترن کسی است که مانتره را به جهانیان اعلام می دارد وکمک ویاری اهورامزدا تنه راه رسیدن به خوشبختی است.

در یسنا سرود 33 بند 13 زمانی که فریبکاران از خطا و نیرنگ دست بکشند وار کار گذشته پشیمان شوند و در پی پام مانتره بر آیند ،مانترن آنها را پذیرفته و به سوی راستی هدایت می کند.

سرود 28 بند 7 یسنا نمونه ای از مانترن ها را بیان می کند وبرای کی گشتاسب ویارانش منش نیک ،مهر وفروتنی،مدارایی و سپنتا آرمیتی تا بتوانند چون مانترن عمل کنند

دوست گات ها



در گات ها چهار واژه «مانترن»،«وزیشته »،«اورتا» و «اشه ون »با معنی دوستبه کار رفته است.دوست اهورامزدا، دوست اشو زرتشت و دوست مردم  دوستانی هستند که به جهان آمده اند تا راه آرامش را برای بشر خاکی فراهم سازند.

پرستش سوی زرتشتیان


چراکه آتش تنها ماده ایست که آلودگی را به خود نمی‌گیرد و همیشه و درهمه‌حال به سوی بالا می‌رود و ماهیت اصلی خود را حفظ می‌کند و خود می‌سوزد و دیگران را گرما و نـور می‌بخشد. مردمان اشون یا راستی‌جو، نیز همانند آتش آتشکده درهمه‌حال یکسان و یکرنگ بوده، پلیدی‌هاو دروغ را با دانش خویش و عشق به اهورامزدا می‌سوزانند و نور و شادی وگرما وانرژی به جامعه می‌بخشند. در عرفان ایرانی نیز عشق به آتش تشبیه شده است.

مهارآتش و چگونگی استفاده بهینه از آن یکی ازبرترین کشفیات بشر بود،که به تمدن و پیشرفت انسان شتابی افسانه‌ای بخشید. آریایی‌ها، در مناطق شمالی ایران و جنوب روسیه که بسیار سرد بود و زمستان درازی داشت، زندگی می کردند و آیین بیشتر مردم طبیعت‌پرستی بود و به آتش برای روشنایی و گرم‌ کردن خانه و کاشانه و پختن غذا و غیره بسیار نیازمند بودند و چون کبریت نیز وجود نداشت و فراهم کردن آتش بسیار سخت و وقت‌گیربود، آتش را در جایی بنام آتشکده همیشه روشن نگاه می‌داشتند. اشوزرتشت پس از برگزیده شدن به پیامبری، وجود این جایگاه را بسیار لازم وزندگی‌بخش تشخیص داد و با اضافه‌کردن آتش آتشکده با آتش 16 طبقه اجتماع(آهنگر و مسگر و نانوا و غیره) مفاهیمی مینوی به آن بخشید و به صورت پرچـمی مقدس برای زرتشتیان درآورد. که تا امروز نیز این چنین است و زرتشتیان آتش موجود درآتشکده را نماد موجودیت خود یا پرچم و درفش دین زرتشتی با چندین هزار سال هویت دینی و فرهنگی خود می‌دانند که به وسیله موبد آتشبند(آترون ) همواره روشن نگاه داشته می شود. نام اصلی آتشکده‌ها، آدریان است که آتش ورهرام یا بهرام و درب‌مهر نیزگفته می‌شود و همواره در طول تاریخ شامل مجتمع دینی و آموزشی و فرهنگی نیز بوده است.


پرستش سو(قبله): جهتی است که پیروان هر مذهبی در سرتاسر جهان درهنگام نماز، هـمواره رو به آن سو به پرستش خدا می‌ایستند. آتش هرگز پرستش‌سو (قبله) زرتشتیان نبوده است. و بهدینان تنها در داخل آتشکده، رو به آتش مقدس که حالت پرچم دارد، می‌ایستند و به ستایش خدا می‌پردازند. حتی همسایگان آتشکده نیز رو به‌سوی آتشکده نماز نمی‌گزارند، وهیچ بهدینی از دیگر زرتشتیان نمی‌پرسدکه آدریان شهر در کدام جهت است تا قبله سوی خود قرار دهد. بلکه همیشه در هنگام نماز رو به سوی نورایستاده واهورامزدا را پرستش می‌کنند.