- مقدمه ۩ | |
![]() دخمه
مانکجی و گلستان در یزد؛ این دو دخمه به فاصله حدود 200 متر از هم در
انتهای محله صفاییه یا محله گلستان یزد قرار دارد که اینک بخشی از شهر شده
است. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر «دخمه» در فرهنگ اسدی، صحاح الفرس، برهان قاطع و غیاث اللغات به معنی «گورخانه گبران» است. در حاشیه برهان آمده: "گورستان مغان و آن خانه بی در باشد." در شرفنامه منیری اشاره می شود: "جایگاهی که مربع شکافته باشند و بر زیر آن پوشش سغ (1) ۞ کرده و نردبان در آنها نهاده، چون گبران بمیرند تابوت سازند و در آن نهند." «اوبهی» از آن به نام «صندوق مرده» در گورستان یاد می کند. دخمه بعضی از پادشاهان هخامنشی چون داریوش اول و جز او در نقش رستم، درون مقبره است. هر دخمه ای دارای نگهبان بوده که به او «دخمه بان» یا «دخمه گاه» یا «شهر مقابر» می گفته و محل دخمه را «دخمه گاه» یا مقبره می نامیدند. (2) ۞ آقای فرخانی دستیار موبد آتشکده یزد چنین می گوید: "دخمه گذاری در ایران و آیین زرتشت متداول نبوده و دلیل آن دفن کورش است؛ حتی زرتشت پیامبر ما در بلخ دفن است و بیشتر در مواردی همچون هنگامه سرایت برخی بیماری ها چون وبا، حصبه و طاعون یا به گاه جنگ های خانمانسوزی چون یورش چنگیز مغول و تیمور به ایران که در برخی روز ها پانزده تا بیست و پنج هزار نفر کشته می شدند و فرصت کفن و دفن آنها نبوده و امکاناتی همچون سردخانه و ... نبوده، مردگان را روی کوه های بلند شهر کنار یکدیگر در دخمه می گذاردند تا لاشخور ها گوشتشان را بخورند و سپس استخوان هایشان را در چاله ای که در وسط این دخمه قرار داشته دفن می کرده اند. بیشتر می توان گفت دخمه، حالت گور های دسته جمعی در مواقع اضطراری را داشته که به هنگامه پیشامد بیماری ها از برای شیوع نیافتن و رعایت کار های بهداشتی، آنها را بالای کوه ها و بیرون از شهر برده تا از بین بروند." هم اکنون در هند، برخی زرتشتیان متعصب بر این باورند که چون نیاکانشان در ایران، مردگان را در دخمه می گذاردند تا لاشخور ها آنها را بخورند، آنها هم در شهر، بالای کوهی سرسبز به این کار می پردازند و نیز در برخی جا ها همچون کرمان، برای ورود به دخمه از نردبان سود می برده تا پس از برداشتن آن، دیگر کسی بدان دسترسی نداشته باشد. 2- دخمه های یزد ۩دخمه محلی است که زرتشتیان، مردگان را بر طبق آداب دینی در آن می نهادند و از وقتی که به دفن کردن در گورستان پرداخته اند، (3) ۞ استفاده از دخمه متروک شده است. دخمه هایی که در اطراف یزد و آبادی های آن وجود دارد و مورد نگاهداشت است، طبق نوشته آقای رشید شهمردان بدین شرح است: 1- دخمه قدیمی یزد که حدود سی سال (4) ۞ است که دیگر مورد استفاده نیست. 2- دخمه مانکجی لیمجی هاتریا که در 1225 یزدگردی (5) ۞ بنا شده است. 3- دخمه چم تفت که گشایش آن در سال 1276 یزدگردی (6) ۞ می باشد. لوحه ای بر بالای سردر آن قرار دارد بدین عبارت: | |
| |
![]() دخمه
مانکجی و گلستان در یزد؛ در قدیم این دو دخمه از شهر بسیار دور بوده اند و
مسیر مابین یزد و این دخمه ها که حال محله صفاییه است شکارگاه بوده است. 4- دخمه شریف آباد اردکان که به وسیله مانکجی لیمجی هاتریا در 1225 یزدگردی (7) ۞ گشایش یافت. 5- دخمه ترک آباد اردکان که شامل سه دخمه می باشد. (8) ۞ همچنین آقای خداداد خنجری عضو هییت رییسه انجمن زرتشتیان یزد گفت: "ترک آباد یک زمانی جایگاه موبدان بزرگ ایران بوده و آتشکده یزد از آنجاست. وی سه دخمه دیگر را نیز نام برد: 6- دخمه ای مخروبه به فاصله تقریبی یکصد و پنجاه متر از دخمه شماره 1 یا گلستان خانم. 7- دخمه باستانی بین دخمه یزد و چم تفت نزدیک معدن سنگ که شرح آن خواهد آمد. 8- دخمه اله آباد رستاق بالاتر از کارخانه گچ یزد که برای استفاده زرتشتیان رستاق بوده است." از لحاظ نگهداری، سرپرستی و دیگر کار های اینچنینی، سرپرستی دخمه ها با انجمن زرتشتیان است. یادآور شوم تعداد زرتشتیان یزد هنگام سفر جکسن به یزد بیش از هشت هزار نفر بوده است. زنده یاد جلال آل احمد در سفری که در سال 1337 به یزد داشته سری هم به دخمه های یزد زده و آنچه در زیر می آید از کتاب «ارزیابی شتاب زده» و مقاله «سفری به شهر بادگیر ها» می باشد: "از دخمه هایشان دیدن کرده بودیم؛ یعنی از برج های فراموشی، از خانه های ابدی اموات زرتشتیان که در آنها به بدوی ترین وضعی هنوز مردگان را در اختیار آفتاب پرندگان می گذارند. یزدی های زرتشتی دو دخمه دارند؛ یکی دخمه گلستان که دایر است و دیگری دخمه مانکجی (9) ۞ که بسته است و هر کدام بر سر تپه ای دور از شهر. تا پشت در دخمه ها رفتیم و آداب و رسوم دفن را پرسیدیم و از اناری که پشت سر میت روی زمین می ترکانند خوشمان آمد. ... راهنمای ما که خودش نیمچه دستوری (10) ۞ بود سر درد دلش باز شد و از خرافات حرف ها زد و از اینکه حتی در کرمان، رسم تهران را عمل می کنند ولی یزدی ها عجیب پایبندند و هنوز می انگارند که هرچه زودتر لاشخور چشم هایشان را از کاسه در آورد زودتر به بهشت مینو واصل می شوند." (11) ۞ برای بررسی هرچه بهتر و کامل تر آن، خود به دیدن دو دخمه انتهای صفاییه واقع در جنوبی ترین نقطه شهر رفتم. جاده خاکی صفاییه رو به تفت که می روی، بر بالای دو تپه، دو دخمه به چشم می خورد؛ یکی گلستان که جدیدتر است و دیگر مانکجی که قدیمی تر است. این بنا ها هر دو سنگی بوده و به فاصله دویست متر از هم قرار دارند. 2-1- دخمه گلستان ۩در سمت راست یعنی در طرف مغرب، دخمه ای بزرگ به قطر بیست و پنج متر وجود دارد و پس از گذشتن از یک جاده سنگی به عرض دو متر می توان به آن رسید. مصالح تمامی بنا از پله ها تا دیوار ها همه از سنگ بادبر می باشد و بر روی دیوار های بیرونی کاهگل و گچ روی سنگ کشیده اند. اطاقکی آجری در کنار در ورودی این دخمه به چشم می خورد که گویا اطاقک دخمه بان بوده یا برای ترتیب مراسم دخمه گذاری. در ورودی آن که سمت مشرق قرار دارد آهنی است و اکنون با آجر جلوی آنرا پوشانده اند. بالای این در، سنگی تاریخی بوده که اکنون تنها جایش مانده که همانند همان سنگ نصب شده در دخمه مانکجی بوده است. ناچار از سمت مغرب دخمه که دیوارش را افرادی ریخته اند وارد شدم. ارتفاع دیوار ها از سطح تپه شش متر است و دسترسی به دخمه غیر از راه وروی مشکل بوده است. قطر داخلی دخمه بیست و پنج متر و در وسط آن چاله ای سنگی قرار دارد که برای دفن استخوان مرده ها بوده است. این بنا روباز است. کف آن از همان سنگ تپه، بادبر است که صاف کرده اند. آقای فرخانی می گوید این دخمه معروف به دخمه گلستان خانم است و همانطور که در سنگ تاریخ این دخمه که به دخمه مانکجی منتقل شده است، آمده، به خاطر دشواری راه از آن دخمه یعنی دخمه مانکجی در سمت مشرق، چشم پوشیده اند و این دخمه را ساخته اند. | |
![]() دورنمای یک دخمه یا برج خاموشی و همچنین خیله ها و دخمه بان؛ در گذشته زرتشتیان مردگان خود را در دخمه ها می گذاشتند. 2-2- دخمه مانکجی ۩به فاصله تقریبی یکصد و پنجاه متر از این دخمه، دخمه قدیمی دیگری همردیف دخمه گلستان خانم به چشم می خورد که دیوار های سنگی آن فرو ریخته و آقای فرخانی قدمت آنرا سیصد سال می داند. در سمت مشرق و به طرف مهریز، دخمه دیگری که راه صعب العبوری دارد دیده می شود. این دخمه به دخمه مانکجی معروف است و از گلستان قدیمی تر است. در ابتدای راه ورود به این دخمه اطاقی قرار دارد که در برون و درون آن دو سنگ مرمرین حکاکی شده نظر ها را جلب می کند. بر سنگ برون جملاتی آمده که خلاصه اش در زیر می آید: "هو الله تعالی شأنه. بخشش پاک یزدان ... دخمه در رمضان سنه 1222 شروع به کار شده و در سنه 1225 یزدجردی (12) ۞ کار آن به پایان رسیده به همت مانکجی ابن لیمجی هوشنگ هاتریا فارسی هندی." در این سنگ نبشته به مسلمانان و زرتشتیان بر اساس روایات مستند خودشان سفارش شده که به میت دست نزنند. در داخل این اطاقک سنگ مرمرین دیگری قرار دارد که طبق گفته آقای خداداد خنجری و شواهد روشن، از دخمه گلستان به آنجا آورده شد. خود متن گویای همین امر است: | |
| |
|
این دخمه که قدیمی تر است از لحاظ ساختمانی و استحکام بهتر از دخمه گلستان می باشد. دارای دری سنگی با چفت و بست آهنی است و در پایین در، سوراخ هایی تعبیه شده که زرتشتیان شمع و چراغ روشن می کنند. لکه های روغن تازه بود. یعنی با اینکه دخمه قدمی تر می باشد، هنوز به پای آن چراغ می افروزند و یک تازه وارد گمان می برد که این جدیدتر است. بر بالای سردر این دخمه سنگ تاریخ مرمرینی با عبارات زیر نصب شده است که به سبب فاصله زیاد، تمامی خوانده نشد. خلاصه اش در زیر می آید: | |
| |
|
قطر این دخمه پانزده متر است و به سبب در و چفت از راه های دیگر نمی توان بدان وارد شد. لازم به یادآوری است که تاکنون بیش از چهل سال است که در هیچ کدام از دخمه های یزد مرده ها را نمی گذارند و آنها را در قبرستانی متعارف، بالاتر از صفاییه به فاصله تقریبی یک کیلومتر که در محور شمال قرار گرفته، زیر خاک مدفون می سازند. | |
![]() دخمه چم تفت که در سال 1286 گشایش یافته است. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر | |
2-3- دخمه باستانی ۩به فاصله چهار الی پنج کیلومتری این دخمه ها، مابین چم تفت و این دخمه صفاییه، یک دخمه بسیار قدیمی دیگری است که آقای فرخانی اظهار داشت یک باستان شناس هندی از آن بازدید کرده و گفته بین هزار الی هزار و پانصد سال قدمت دارد و سنگ تاریخی ای بر آن نصب است که بایستی دیده شود. آقای خداداد خنجری -یکی از افراد انجمن زرتشتیان یزد- چنین گفت: "این دخمه چند کیلومتر بالاتر از صفاییه، نزدیک معدن سنگ که هم اکنون از نظر استخراج فعال است، قرار دارد. حدود چهل سال پیش یک باستان شناس هندی آن را کشف کرد. پس از باز کردن دخمه چیز هایی در آن یافتند از قبیل بازمانده استخوان چند مرده داخل لباس معمولی (18) ۞ که در کنارشان وسایل ساده زندگی قرار داشت. برای این استخوان ها و وسایل همراهشان دو حدس زده می شود: 1- پیش آمدن بیماری همه گیری مانند وبا، حصبه و طاعون که زیاد کشته داده و چون فرصت کفن و دفن مردگان را نداشته اند به این صورت دفن شده اند. 2- چون وسایل ساده زندگی شان همراهشان بوده که بر خلاف سنت زرتشتیان می باشد، احتمال می دهند که افرادی به آنها حمله کرده و از ترس به اینجا پناه آوردند. چون محاصره طول کشیده بر اثر گرسنگی درگذشته اند. این احتمال دوم قوی تر است." | |
![]() نمای
داخلی دخمه چم تفت؛ در قدیم مردگان را نشسته در اطراف دیوار دخمه می
گذاشتند و پس از زوال بدن، استخوان ها را در چاله وسط می رخته اند. عکس: همایون امیر یگانه؛ کتاب: یزد نگین کویر | |
3- ساختمان های وابسته به دخمه های یزد ۩ | |
![]() وفاتنامه خدابنده کیخسرو اردشیر؛ در خیله های هر محل، از افراد نامور درگذشته آن محل سنگی به یادبود حک می کرده اند. 3-1- خیله ۩در پایین دو دخمه یزد، مجموعه ساختمان هایی ساخته شده که زرتشتیان به آن «خیله» (19) ۞ می گویند. این مجموعه که شامل دوازده بنا است یکی آجری و بقیه سنگی و خشتی و آجری با هم است. نخست بپردازیم به چگونگی و کاربرد خیله و آنگاه شرح آنها. خیله برای سه منظور مورد استفاده بوده است: 1- یک روز پس از برگزاری مراسم یادبود سالگرد در خانه به اینجا آمده که شامل دوستان، آشنایان و وابستگان متوفی می شوند. آنها به طور دسته جمعی به دخمه می روند و برای اتراق در این خیمه ها سکنی می گزینند و تا عصر در اینجا هستند و همه مراسمی که در خانه برای یادبود برگزار می کنند در اینجا هم اجرا می کنند. در داخل این مجموعه ها آشپزخانه، ایوان و ... پیش بینی شده است. 2- روز مراسم پرسه (20) ۞ همگانی که به نام پرسه هماروانان (21) ۞ خوانده می شود، دو نوبت در سال در اینجا گرد می آیند. یکی روز اول تیر ماه یزدگردی (22) ۞ و یکی هم اول اسفند ماه یزدگردی (23) ۞. در این پرسه، کلیه کسانی که در سال های اخیر چه خودشان، چه دوستانشان و چه وابستگانشان درگذشته ای دارند شرکت می کنند. 3- در روز دفن مرده که در این خیله ها مراسم برپا می شود. در وسط این خیله ها یک بنای آجری که به سبک بسیار زیبایی ساخته شده خودنمایی می کند. این بنای تمام آجری یک متر از سطح زمین ارتفاع دارد و در زیر آن کانال هایی آجری جهت عبور سیلاب ساخته شده که دارای دو تابستانه، دو ایوان دو طرفه در شرق و غرب و دو آشپزخانه در سمت غرب می باشد. در وسط این بنا یک کلاه فرنگی نورگیردار که به سبک عرق چین ساخته شده قرار دارد. کف آن را با قلوه سنگ فرش نموده و دارای سنگ تاریخ مرمرینی است که این عبارت در آن حک شده است: | |
| |
|
گوشه هایی از نوشته های این سنگ را با آجر شکسته و پرانده اند که تازه به نظر می رسد. آقای خنجری چنین می گوید: "خیله ها هر کدام با پول افراد یک محل ساخته شده (24) ۞ و علت آن بوده که در مراسم های همگانی و سالگرد، تداخل در کار اتراق پیش نیاید وگرنه در مواقع دیگر، همگان می توانند از خیله ها استفاده نمایند. در این خیله ها هر محله که افرادی نامور در گذشته داشته به یادبود وی سنگ تاریخی نصب می کردند و بر آن اشعاری که درباره وی سروده شده حک میکردند." 3-2- آب انبار ۩در سر راه ورود به خیله ها، نخست به دو بادگیر مشبک آجری که بر سطح زمین قرار دارد بر می خوریم. بادگیر هایی منحصر به فرد در میان بادگیر های آب انبار های یزد. این بنا همانند آب انبار شش بادگیری (25) ۞ از تمیز ترین و بهترین کار های آجرکاری و کاربندی آجری است و تمامی بنا با ظرافت و دقت و سلیقه خاصی ساخته شده است و در معرض استفاده اتراق کنندگان در خیله ها قرار دارد. این بنا را فریدون کیخسرو قاسم آبادی برای یادبود ساخته که عبارت سنگ تاریخ آن در زیر می آید: | |
| |
|
دارای سی پله در ایستگاه اول و پانزدهم پله در ایستگاه دوم است و شگفت آنکه بر خلاف غالب آب انبار های یزد تبدل به زباله دانی نشده و بسیار تمیز و جارو کرده بود. | |
![]() آب انبار دخمه؛ به جهت دوری از مراکز شهر، برای رفاه اتراق کنندگان آب انبار در پای دخمه ها ایجاد می کرده اند. | |
|
دخمه های شریف آباد
دخمه،
دادگاه یا برج سکوت یکی از روشهای تدفین در ایران است ،محلی است که
زرتشتیان از دیر باز تا سال 1342، اموات خود را طبق اصول، فرهنگ و آداب و
سنن مذهبی خود و طی انجام مراسم ویژه در آن می نهادند تا طعمه کرکس های کوه
های اطراف شوند. وسط فضای میان تهی دخمه چاهی وجود دارد که به "استودان"
معروف است و استخوان های به جای مانده از اجساد را داخل آن می ریختند.
پس
از مدتی و طی مراسمی خاص، محوطه داخل دخمه جارو و ضد عفونی می شد و بار
دیگر دخمه مذکور مورد استفاده قرار می گرفت. در حقیقت محوطه داخلی دخمه ها
مانند گورستانی بود که چندین بار از آن استفاده می شد.
دخمه شریف آباد
در شهرستان اردکان در استان یزد نیز یکی از این دخمه ها بوده که مورد
استفاده قرار می گرفته است . هر بار که فردی در می گذشت گروهی از زرتشتیان
که مضربی از عدد 4 بودند درگذشته را تا آنجا حمل می کردند. مسافتی که امروز
حتی اگر بخشی از آن را هم پیاده و بدون هیچ بار اضافی برویم سختی این کار
را به خوبی درک می کنیم.
دخمه جدید شریف آباد که ساخت یکی از آنها
به زمان مانکجی باز می گردد در جایی ساخته شده اند که نزدیک ترین فاصله را
به سه روستای شریفآباد، حسن آباد و مزرعه کلانتر داشته باشد. البته پیش
از آن دخمه زرتشتیان شریف آباد در دیلَم(نزدیک روستای ترک آباد) قرار داشته
است.و هدف از دخمه آلودگی کمتر آب وخاک وهوا وآتش بوده است وزمانیکه دخمه
ها در محدوده شهر ها قرار گرفته وآلودگی هوا را باعث شدند ،زرتشتیان مرده
های خود را طی تشریفاتی خاص به خاک می سپارند تا آلودگی کمتری داشته باشند
البته سابقه این کار به شاهان می رسد ولی اگر آلودگی آب وخاک را باعث شود
بزرگان دین باید چاره اندیشی کنند.


در بینش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستی را بر مبنای نظم وهنجاری درست و نیک آفریده که اَشا نام دارد . در هنجار راستی ، اصل کنش و واکنش پیوسته وجود دارد . به عبارتی قانون عکس العمل بخشی از هنجار اَشا است که در مورد نیک اندیشی و بد اندیشی انسان نیز نتیجه میدهد . رفتار انسان ، هماهنگ با اندیشه او می تواند خوب و سازنده و یا عکس آن ویران کننده و بد باشد . بر پایة قانون اشا ، رفتار انسان در همین جهان به خودش باز میگردد و بهشت و دوزخ را برای او بوجود می آورد . پس بهشت یا دوزخ ، بازتاب طبیعی کردار انسان است . بهشت بـرگرفته از واژه « وَهیشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، یعنی «بهترین منش» و دوزخ از واژة اوستـایـی « دروجو دِمانِه » آمده یعنی جایگاه دروغ و مکان تیره گون که در برخی سرودها نیز به صورت « اَچیشتم مَنُو » آمده یعنی « بدترین منش» بنابراین اهورامزدا بهشت و دوزخ را برای پاداش و یا آزار انسان در دنیای پس از مرگ نیافریده است بلکه واکنشی طبیعی برای رفتار انسان است که بر وجدان و روان او اثر میگذارد از این دیدگاه انسان که با اندیشه و رفتار خود توانایی ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانایی کاهش دادن آنان را نیز خواهد داشت یعنی دوزخ برای انسان ، همیشگی نیست بلکه دیرپا و زمان داراست .
فهرست ترجمه های خوب، از کلاسیک های ادبیات جهان
آ
آنا کارنینا (لئو تالستوی) ترجمه سروش حبیبی
آئورا (کارلوس فوئنتس) ترجمه عبدالله کوثری
آدم اول (آلبر کامو) ترجمه منوچهر بدیعی
آبروی از دست رفته کاترینا بلوم (هاینریش بل) ترجمه شریف لنکرانی
آدم کجا بودی؟ (هاینریش بل) ترجمه ناتالی چوبینه
آزادی یا مرگ (نیکوس کازانتاکیس) ترجمه محمد قاضی
آخرین وسوسه مسیح (نیکوس کازانتاکیس) ترجمه صالح حسینی
الف
امید (آندره مالرو) ترجمه رضا سیدحسینی
اعتماد (آریل دورفمان) ترجمه عبدالله کوثری
ابله (فئودور داستایوسکی) ترجمه سروش حبیبی
انفجار در کلیسای جامع (آلخو کارپانتیه) ترجمه سروش حبیبی
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری... (ایتالو کالوینو) ترجمه لیلی گلستان
انتظارات بزرگ (چارلز دیکنز) ترجمه ابراهیم یونسی
اوژنی گرانده (انوره دو بالزاک) ترجمه عبدالله توکل
اولیس (جیمز جویس) ترجمه منوچهر بدیعی
امریکایی آرام (گراهام گرین) ترجمه عزت الله فولادوند
از چشم غربی (جوزف کنراد) ترجمه احمد میرعلایی
ب
بابا گوریو (انورو دو بالزاک) ترجمه م.ا. به آذین
بارون درخت نشین (ایتالو کالوینو) ترجمه مهدی سحابی
بازار خودفروشی (ویلیام ثکری) ترجمه منوچهر بدیعی
بازگشت بومی (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
بازمانده روز (کوزوئو ایشی گورو) ترجمه نجف دریابندری
بانوی دریاچه (ریموند چندلر) ترجمه کاوه میرعباسی
ببیت (سینکلر لوئیس) ترجمه منوچهر بدیعی
بچه های نیمه شب (سلمان رشدی) ترجمه مهدی سحابی
برادران کارامازوف (فئودور داستایوسکی) ترجمه صالح حسینی
بیوه ها (آریل دورفمان) ترجمه رضا سیدحسینی
بیابان تاتارها (دینو بوتزاتی) ترجمه سروش حبیبی
بیگانه (آلبر کامو) ترجمه امیرجلال الدین اعلم
بودنبروک ها (توماس مان) ترجمه علی اصغر حداد
بیلی باد (هرمان ملویل) ترجمه احمد میرعلایی
به یاد کاتالونیا (جورج اورول) ترجمه عزت الله فولادوند
بیلی بتگیت (ای. ال. دکتروف) ترجمه نجف دریابندری
پ
پدرو پارامو (خوان رولفو) ترجمه احمد گلشیری
پدران و پسران (ایوان تورگنیف) ترجمه مهری آهی
پوست انداختن (کارلوس فوئنتس) ترجمه عبدالله کوثری
پیرمرد و دریا (ارنست همینگوی) ترجمه نجف دریابندری
ت
تونیو کروگر (توماس مان) ترجمه رضا سیدحسینی
تس دو برویل (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
ج
جاده تنباکو (ارسکین کادول) ترجمه رضا سیدحسینی
جان شیفته (رومن رولان) ترجمه م.ا. به آذین
جان کلام (گراهام گرین) ترجمه پرتو اشراق
جنگ و صلح (لئو تالستوی) ترجمه سروش حبیبی
جنگ آخر زمان (ماریو بارگاس یوسا) ترجمه عبدالله کوثری
جنایت و مکافات (فئودور داستایوسکی) ترجمه مهری آهی
جن زدگان (فئودور داستایوسکی) ترجمه سروش حبیبی
جود گمنام (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
چ
چرم ساغری (انورو دو بالزاک) ترجمه م.ا. به آذین
چشم های بازمانده در گور (میگل آنخل آستوریاس) ترجمه سروش حبیبی
چهره هنرمند در جوانی (جیمز جویس) ترجمه منوچهر بدیعی
خ
خاطرات پس از مرگ براس کوباس (ماشادو دآسیس) ترجمه عبدالله کوثری
خانواده تیبو (روژه مارتن دوگار) ترجمه ابولحسن نجفی
خانواده من و باقی حیوانات (جرارد دارل) ترجمه گلی امامی
خانه بی حفاظ (هاینریش بل) ترجمه ناتالی چوبینه
خانه قانون زده (چارلز دیکنز) ترجمه ابراهیم یونسی
خداحافظ گاری کوپر (رومن گاری) ترجمه سروش حبیبی
خشم و هیاهو (ویلیام فاکنر) ترجمه صالح حسینی
خوشه های خشم (جان اشتین بک) ترجمه شاهرخ مسکوب
د
داستان دو شهر (چارلز دیکنز) ترجمه ابراهیم یونسی
دنیا پرفکتا (بنیتو پرث گالدوس) ترجمه کاوه میرعباسی
دنیای قشنگ نو (آلدوس هاکسلی) ترجمه سعید حمیدیان
دور از مردمان شوریده (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
دل تاریکی (جوزف کنراد) ترجمه صالح حسینی
ر
رگتایم (ای. ال. دکتروف) ترجمه نجف دریابندری
ز
زندگی در پیش رو (رومن گاری) ترجمه لیلی گلستان
زنده ام که روایت کنم (گابریل گارسیا مارکز) ترجمه کاوه میرعباسی
زمین انسانها (آنتوان سنت اگزوپری) ترجمه سروش حبیبی
زیردست (هاینریش مان) ترجمه محمود حدادی
زوربای یونانی (نیکوس کازانتاکیس) ترجمه محمد قاضی
ژ
ژان کریستف (رومن رولان) ترجمه م.ا. به آذین
ژان باروا (روژه مارتن دوگار) ترجمه منوچهر بدیعی
ژرمینال (امیل زولا) ترجمه سروش حبیبی
ژان دوفلورت (مارسل پانیول) ترجمه سروش حبیبی
س
سالامبو (گوستاو فلوبر) ترجمه احمد سمیعی (گیلانی)
سرنوشت بشر (آندره مالرو) ترجمه سیروس ذکاء
سوربز (ماریو بارگاس یوسا) ترجمه عبدالله کوثری
سر هیدرا (کارلوس فوئنتس) ترجمه کاوه میرعباسی
سگ سفید (رومن گاری) ترجمه سروش حبیبی
سقوط (آلبر کامو) ترجمه شورانگیز فرخ
سیمای زنی در میان جمع (هاینریش بل) ترجمه مرتضی کلانتریان
سفر به انتهای شب ترجمهی فرهاد غبرایی
ش
شیدایی لل و. اشتاین (مارگریت دوراس) ترجمه قاسم روبین
شازده کوچولو (آنتوان سنت اگزوپری) ترجمه ابولحسن نجفی
ص
صد سال تنهایی (گابریل گارسیا مارکز) ترجمه بهمن فرزانه
ض
ضدخاطرات (آندره مالرو) ترجمه ابولحسن نجفی – رضا سیدحسینی
ط
طاعون (آلبر کامو) ترجمه رضا سیدحسینی
طبل حلبی (گونتر گراس) ترجمه سروش حبیبی
ع
عامل انسانی (گراهام گرین) ترجمه احمد میرعلایی
عقاید یک دلقک (هاینریش بل) ترجمه شریف لنکرانی
ف
فاتحان (آندره مالرو) ترجمه سیروس ذکاء
فرشته آبی (هاینریش مان) ترجمه محمود حدادی
ق
قاضی و جلادش (فریدریش دورنمات) ترجمه محمود حسینی زاد
قول (فریدریش دورنمات) ترجمه عزت الله فولادوند
ک
کنسول افتخاری (گراهام گرین) ترجمه احمد میرعلایی
کوه جادو (توماس مان) ترجمه حسن نکوروح
کیفر آتش (الیاس کانتی) ترجمه سروش حبیبی
گ
گفت و گو در کاتدرال (ماریو بارگاس یوسا) ترجمه عبدالله کوثری
گرینگوی پیر (کارلوس فوئنتس) ترجمه عبدالله کوثری
گتسبی بزرگ (اسکات فیتزجرالد) ترجمه کریم امامی
گردابی چنین هایل (جین ریس) ترجمه گلی امامی
گزارش یک مرگ (گابریل گارسیا مارکز) ترجمه لیلی گلستان
گور به گور (ویلیام فاکنر) ترجمه نجف دریابندری
ل
لرد جیم (جوزف کنراد) ترجمه صالح حسینی
م
مرگ در آند (ماریو بارگاس یوسا) ترجمه عبدالله کوثری
مرگ در ونیز (توماس مان) ترجمه حسن نکوروح
مرگ قسطی (لوئی فردینان سلین) ترجمه مهدی سحابی
مرگ آرتمیو کروز (کارلوس فوئنتس) ترجمه مهدی سحابی
مدراتو کانتابیله (مارگریت دوراس) ترجمه رضا سیدحسینی
مردی با کبوتر (رومن گاری) ترجمه لیلی گلستان
میدان ایتالیا (آنتونیو تابوکی) ترجمه سروش حبیبی
موش و گربه (گونتر گراس) ترجمه کامران فانی
موبی دیک (هرمان ملویل) ترجمه پرویز داریوش
مسیح بازمصلوب (نیکوس کازانتاکیس) ترجمه محمد قاضی
مقلدها (گراهام گرین) ترجمه محمدعلی سپانلو
مسخ ترجمهی صادق هدایت
ن
نفرین ابدی بر خواننده این برگها (مانوئل پوئیگ) ترجمه احمد گلشیری
نایب کنسول (مارگریت دوراس) ترجمه قاسم روبین
نادیا (آندره برتون) ترجمه کاوه میرعباسی
نازارین (بنیتو پرث گالدوس) ترجمه کاوه میرعباسی
ناتور دشت با ترجمهی محمد نجفی
و
وداع با اسلحه (ارنست همینگوی) ترجمه نجف دریابندری
ه
هواردز اند (ادوارد مورگان فارستر) ترجمه احمد میرعلایی
ی
یعقوب کذاب (یورک بکر) ترجمه علی اصغر حداد
یک جفت چشم آبی (تامس هاردی) ترجمه ابراهیم یونسی
تنهایی یک دونده استقامت
http://www.allpower.blogfa.com/post-34.aspx