راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

واژه نامه اوستایی - پهلوی



1 آبان - آب ماه آبان - روز آبان - جشن آبانگان واژه پهلوی آن آو - اوستایی آن آپ - گرامیداشت آب و سپاسگذاری از مایه نجات طبیعت
2 آتر - آتور - آترش آذربایجان آتش - در کردی آگز - واژه مقدس در ایران
نگهبان آتش- موبد نگهبان آتشکدهای ایران
- آتروان - ائورنان
3 آتروپاتان
آتش مشهور ایرانی آتش حافظ اتحاد خانواده ایرانی - آتشی مقدس که روش تهیه آن با تمام آتشها متفاوت است
آتش بهرام - آذر
4 بهرام
5 آثر ماه آذر - روز آذر - جشن آذرگان آذر - آتش
زادگاه اشو زرتشت زادگاه پیامبر آریایی - سرزمین نگهبانان آتش - محل آتشکده های نامدار شیز و آذرگشنسب
- آذربایجان
6 آذرآبادگان
سپنتا آرمئیتی - عشق و محبت - جشن مزدبگیران و جشن زنان ایرانی
پنجمین روز ماه ایرانی - جشن
7 آرمیتی سپندارمذگان
8 آسمان روز 27 ماه ایرانی در اوستا اسمن به چم سنگین آمده است . سنگ از همین واژه است
9 آمو - آموی آمل در مازندران نام قبیله ای در طبرستان در چم مخرب و مضر است
10 آمودریا جیحون رودی میان خراسان و ماورالنهر - تیر آرش بر لب رود جیحون نشست
11 آمویه آمل شهری در جنوب شرقی ترکنستان ( توران ) که هم اکنون چهارجو است و آرش از آنجا تبرش را رها کرد
12 ائشمه خشم - دیو غضب و تندخویی
به نام دادار هورمزد

13 ائیریامن آریارمن نیای داریوش بزرگ طبقه پیشوایان دینی ایران - آری یامن در سانسکریت و اوستا = یار و دوست
14 ائیرینه ایران همان ایران - آریارامنا نام جد داریوش بزرگ
ایران نام کهن ایران - در چم سرزمین آریایی
ائیرینه وئیجه - ائیران
15 وئیج
16 ابرهام به چم طبیعت - فارسی آن پرهام - تازی آن ابراهیم
17 ابهرویز پرویز واژه ای کهن به چم پیروز - سربلند و فاتح است
18 اپاختر باختران باختر - در اوستا به چم شمال است - در مزدیسنا پایگاه اهریمن است
19 اتیوتی اوستا تندرستی
20 ارتشتاران نیروی ارتش کشور ایران یکی از 4 طبقه کشوری ایران باستان - به چم جنگاوران
21 ارته خشتره اردشیر به چم پادشاه راستگو و درست کردار
37 تیر یشت درباره آرش کمانگیر صحبت شده است - 22 ارخش آرش در بندهای 6
روز 25 ماه ایرانی - به چم فر و شکوه - در پهلوی رامش دهنده - ماه دوم ایرانی - اردشیر - اردبیل - اردوان - اردلان
23 ارد - آراد اردیبهشت
24 اردبیل نام قبلی آن بادان فیروز بوده کیخسرو پس از گرفتن دژ بهمن در اردبیل به پادشاهی رسید و آتشکده آذرگشسب را پایه نهاد
25 اردستان ارد + ستان به چم جایگاه شکوه و بزرگی - زادگاه انوشیروان دادگر - اردشیر اول آتشکده ای بزرگ در آنجا بنا کرد
شهری که اردشیر پاپکان بنا نهاد و مورخین گفته اند آباد تر از این شهر در ایران نبود - عضدوالدوله در سال 335 هجری نام آنجا
26 اردشیر خره فیروز آباد را تغییر داد و فیروز آباد گذاشت
27 اردی بهشت اردیبهشت بهترین راستی و درستی - ماه بهشت و زیبایی و درستی

28 ارمن ارمنستان - ارمنی در کنیبه داریوش بزرگ به عنوان شهری کوچک از ایران آمده است - زادگاه شیرین معشوقه خسرو
دریاچه مقدس ارومیه که نطفه زرتشت در آنجاست ارزش خواصی بین ایرانیان دارد - آتشکده های شیز و آذر گشنسب نیز
29 ارمیه ارومیه مهمترین آثار آنحاست
30 اژی مار واژه ای پهلوی - حیوان موذی که آسیب میرساند - اژی دهاک از همین روی به ضحاک نسبت داده شده است
31 اسپ- اسب لهراسب - گشتاسب - جاماسب وازه ریس انگلیسی از اسب به چم دونده و چابک آمده است
32 اسپنتمان - سپتام زرتشت اسپنتمان نام خانودگی اشو زرتشت - نیای نهم زرتشت - به چم نژاد سپید
33 اسپهبد سپهبد تیره ای از ایرانیان در گرگان که در زمان ساسانیان برگزیده قوم خود در خاندان سلطنتی بودند
34 اشا پیام زرتشت راستی - درستی
35 اشتاد ارشتات - اردامنش بیست وششمین روز ماه ایرانی - به چم عدل و دادگستری
36 اشتود گات یکی از 5 قسمت گاتها در اوستایی به چم سلامت و عافیت
37 اشو اشو زرتشت - اشو داد در اوستایی به چم پاک و مقدس
38 اشی پاداش
امرداد - جاودانگی - نامردنی - هفتمین روز ماه ایرانی - ماه امرداد
39 امرتات جشن امردادگان
40 ان ئوش انوش - انوشیروان - انوشه ان = حرف نفی و ائوشه = مرگ در کل به چم جاودانه
41 ان ائیریا انیران به چم سرزمینهای متعلق به ایران که مردمانش ایرانی نیستند و همه زیر نظر امپراتوری سترگ ایران بودند
42 انار میوه مقدس زرتشتیان میوه ای است که هم اکون در جشن یلدا و پیوند همسران زرتشتی و ایرانی به کار میرود
43 انامک ماه هخامنشی یکی از 9 ماه سال در زمان هخامنشیان است که در بیستون نامش آمده است

44 انبار شهر ایرانی در نزدیکی بغداد این شهر توسط شاهنشاه شاپور ذوالاکتاف بنا شد
اندرز آدرباد مهراسپندان - اندرز داناک اوشنرداناک - اندرز خسرو کواتان - چیتیک اندرز پور یوتکیشان - اندرز زرتشت پسر
آذرپاد مهر اسپندان - اندرز بخت آفرید - اندرز بزرگمهر - اندرز نوشیروان و زرتشت
با ارزشترین اسناد اخلاقی پیش از
45 اندرزنامه اسلام
46 انگره مینو انگره + مینو به چم نابود کننده + روح و افکار
47 اهنود گات نخستین بخش گات ها به چم سرور و والا
48 اودر سگ آبی سگ آبی در وندیداد و در زبان سانسکریت هم همینطور
49 اورامان منطقه ای در کردستان ایران بر بالای تپه ای قرار دارد و مردمان آنجا به اوستایی سخن می گویند و هنوز آتشکده ها در آنجا بنا است
50 اوشتره اسب - شتر - بزرگ نام بسیاری از بزرگان ایران مانند : گشتاسب - فرشوشتر - پوروشسب در کردی وشتر است
تازیان آنرا فارس خوانده اند - پهلوی آن پارسی - قومی از قبایل آریایی است -بسیار از پارسیان کهن پس از یورش اعراب به
بمبئی - کراچی - کلکته نقل مکان کردند و اسلام را نپذیرفتند 51 ایران - فارس - پارس پارس
پس از یورش اعراب به ایران آتش ساخته شد و آنان که ترک وطن کردند آنرا که هم اکنون در 100 کیلومتری بمبئی است
52 ایران شاه آتش مقدس مهاجرت ایرانیان مستقر کردند و هر ساله عده زیادی برای گرامیداشت نیاکانشان به آنجا میروند
از ریشه بغ ایرانی است - یکی از شهرهای مهم ایرانی بود که آتشکده باکو در آنجاست و با نفت همیشه روشن بوده است . هم
53 باگوان باکو اکنون در ده سوراخ خانه آثار آن باقیست
54 بانواک بانو ترکی آن خانم است - پهلوی آن بانواک است
55 باورد ابیورد ترکمنستان کنونی ویرانه باستانی آن متعلق به شاهنشاهی اشکانیان است - باورد فرزند گودرز ایرانی بود که آن شهر را بنا کرد
56 برات روکرش قاتل زرتشت زرتشت در 6 فروردین ماه زاده شد و در 11 دی ماه پس از 72 سال زندگی باشکوه چشم از جهان فروبست
57 بردع - بردعه شهری در روسیه کنونی نزدیک شیز و از شهرهای ایران بود که کیخسروبه انتقام خون سیاوش افراسیاب را به قتل رساند
58 برز البرز - گرز به چم بلند و با شکوه است

سنبول ستایش از گیاهان است که یزدگرد سوم در آخرین لحظه های زندگی آنرا خواست و همین امر مایه شناسایی او شد و او را
59 برسم شاخه درخت انار ماهوی سوری به قتل رساند
60 بغ بغداد واژه ای بسیار کهن پیش از زرتشت به چم سرور جهان - خدا
61 بگ داتی بغداد شخصی که در کتیبه سارگون پادشاه آشور توسط او اسیر شد و پوست بدنش کنده شد . او ایرانی بود
62 بلخ بامیان بلخ سرزمینی که زرتشت دین را به کیگشتاسب عرضه کرد - پایتخت ایران در زمان کیکاووس و تا چند دهه پیش جزوی از ایران بود
63 بندهش کتاب دینی ایرانیان در حدود 13000 کلمه است - شامل نوشتارهای تاریخی - جغرافیایی و دینی ایرانی است
به چم منش خوب و نیک - در اوستای به چم اندیشیدن - وهو = خوب - من = منش و روان - ماه ایرانی - روز 2 از ماه ایرانی
64 بهمن - وهومن جشن بهمنگان
65 پاپک بابک کلمه ای پهلوی و نام چند تن از بزرگان ایران - اردشیر پاپکان - بابک خرمدین - موبد زمان ساسانی
زبانی که برگرفته شده از زبانهای باستانی است - افغانستان - تاجیکستان - برخی قسمتهای هند - پاکستان -عراق - آذربایجان
66 پارسی فارسی نیز گویشهای مختلف دری پارسی است
کتیبه مشهور شاهنشاه نرسی ساسانی در آنجاست و نقش برجسته او کنده شده است - در سال 1910 نوشته های بر پوست آهو
از آن بدست آمد که نوشته بود آتشکده ها ایران به دست تازیان ویران شد - روستاهای ایران به آتش کشیده شد - زنان و
دختران به بردگی گرفته شدند مردان در خون غلطیدند و ایران نابود گشت
67 پایکولی شهری ایرانی در عراق کنونی
68 پرامون پیرامون در پهلوی پرامون گویند و در فارسی روان گرداگرد چیزی را گویند
69 پرودرش خروس خروس فارسی از خراوش اوستایی است - خروش نیز از همین واژه است
70 پور فرزند به پسر گفته می شود - واژه ای ایرانی
71 پوردگان جشنی ایرانی به نوشته برهان قاطع ایرانیان 5 روز آخر آبان ماه را جشن می گرفتند

72 پیشترا پیشه ور پهلوی آن هوتخشان است - در فارسی روان پیشه ور و طبقه زحمت کشان است
73 تئوخمه - تهم تخم در پهلوی به چم تخم است ولی در فرس هخامنشی و گاتها به چم دلیر است
- یکی از بزرگان عرب است که ریشه همه عربها به او بر میگردند - ایرانیان چون مورد یورش آنان قرار گرفتند آنان را تازش کننده
74 تازی اعراب وحشی و تازی نامیدند
75 تازیک تاجیکستان از اقوام ایرانی است که از تازیک یا تاجیک عربی گرفته شده است
76 تشتر - بشتر ماه تیر - روز 13 ماه ایرانی به چم ستایش از باران و آب است که هستی را زنده نگه میدارد
77 توران ترکمنستان کنونی قبیله ایرانی و آریایی بودند که چون شهر نشین نبودند بیتمدن بودند - شهری ایرانی بود
78 توشی توش - توانایی
نخستین کاخ سپید دنیا - اعراب آنرا مدائن به چم مدینه ها ( شهرها ) نام نهادند - آنجا بزرگترین پایتخت تجاری آنروزگار بود
79 تیسپون کسری مدائن که پایتخت اشکانیان و ساسانیان بود ولی پس از اعراب ویران شد و ثروتهای آنجا غارت شد
80 جام کیخسرو جام جم جامی اسطوره ای که به کیخسرو پادشاه ایران نسبت داده اند و از آن برای دیدن آینده استفاده میکردند
81 جلولا شهری ایرانی در عراق کنونی در فاصله 45 کیلومتری خانقین - در سال 16 هجری نبردی خونین بین ایرانیان و سپاه اسلام درگرفت
82 چستی دانش
83 چلیپا - چلیپ صلیب تازی آن صلیب است - همان که عیسی را با آن به سه گوش بستند
84 چیثر چهره به دو چم است - نخست نمایش و پیدایش - سپس به چم تخمه و نژاد
85 چیستا چیستی به چم دانش و علم- نام دختر زرتشت نیز پورچیستا بود
86 حلوان شهری در جنوب سر پل ذهاب یکی از شهرهای پر رونق ایران ساسانی که طاق گرا نیز آنجاست ولی پس یورش سپاه اسلام به کلی ویران شد سال 19 هجرییکی از شهرهای دوره شاهنشاهی ساسانیان بود که پس از یورش سپاه اسلام نابود گشت و جدا شد
شهری ایرانی در یک فرسنگی جنوب
87 حیره کوفه
88 ختاد خدا از ختای پهلوی گرفته شده به چم ایزد یکتا
89 خرتو خرد - شعور
90 خرفستر حشره موجودات و جانوران موذی - در گاتها نیز آمده است
91 خره فره - اردشیر خره فر و شکوه و بزرگی است که شخصی با عنایت بر آن به مقامی خواهد رسید . با وابستگی خداوند
92 خشئت شید - نور به چم نورانی - جمشید از جم + شید است یا خورشید از خور + شید تشکیل شده است یا روزهای باستانی ایران
93 خشترپاون ساتراپ - مرزبان در زمان هخامنشیان کاربرد بیشتر داشته است
94 خشثر شهریاری
95 خنتک - کندک خندق واژه ای پهلوی به چم گودال
96 خور + آسان خور - خراسان خور یا هور اوستایی است به چم نورانی - خراسان به چم جایگاهی که خورشید از آن برمیخیزد
97 خوربران - خوروران خاور واژه ای پهلوی به چم مغرب و جایی که خورشید غروب میکند
98 خورتک اوستا خرده اوستا اجزای دیگر آن یسنا - ویسپرد و وندیداد است شامل نیایش نماز و جشنهای باستانی و . . . است
واژه ای پهلوی است که به چم نگهبان آب و پاسداری از آب است
خرداد نام ماه و روز ششم ماه ایرانی و
99 خورداد نام جشن خوردادگان
100 خویشکاری کشاورزی - کاری روزانه به دهقانی نیز گفته میشود
101 دئنا دین - کیش - مذهب
102 دائیتی ارس - جیحون نام رودی مقدس که بعضی ها آنرا آمودریا یا جیحون گفته اند و بعضی یا ارس - در وندیداد نامش آمده است

اهورا مزدا در دین اشو زرتشت


اهورمزدا به معنی هستی بخش ابر دانا یا خرد کل باشنده و یا به زبان ساده تر و به گفته روانشاد فردوسی توسی خداوند جان و خرد آن نیروی فراگیر و جهانی می باشد که همه چیز در دست اوست و از اوست. به گفته دیگر تمامی آفریده ها ، نمود های گوناگونی هستند ؛ از این نیروی کلی که دارای سه ویژگی بنیادین می باشد : هستی ــ آگاهی ــ آ فرینندگی نتیجه ای که از گاتها گرفته می شود و سنت زرتشتی هم ، که بر آیند فرهنگ و باورهای پدران و مادران ماست و همچنین دانش روز بر آن گواهی می دهد این است که مرگ تنها نقطه پایانی برای وجود تنی یا جسمانی بوده و روان به هستی خود در ابعادی دیگر و خارج از زمان ومکان ادامه می دهد.روانهای نادرست و بد کردار به خانه ی دروغ یا دوزخ بر می گردند تا زمانی که راست و درست شده و به زندگی جاودان دست یابند که خانه سرود است و جایگاه اندیشه ی نیک و جای رامش و آرامش روان.


روی هم رفته دین زرتشت با بکن ها و نکن ها سر و کار ندارد و تنها اصول و پایه ها هستند که قوانین جاری و همیشگی بوده و هماهنگی با آنها تضمین کننده ی خوشبختی و رستگاری انسانهاست. دستورات دینی کلی است و هدف تندرستی و سلامت تن وروان است. مسائلی مانند روزه گرفتن در دین زرتشتی نیست ؛ در عین حال سنت زرتشتی بر این است که زرتشتیان دست کم چهار روز گوشت نمی خوررند؛ بعضی هم اساسا سبزی خوارند. این خوبی دین است. مسئله آدم و حوا در دین زرتشتی نیست، بنا بر این جنگی هم بین طرفداران نظریه تکامل و طرفداران نظریه خلقت پیش نمی آید.


در کتاب مقدس زرتشتیان گاتها راجع به حقوق زن و یا سهم ارث او و فرزندان او و مانند اینها احکامی وجود ندارد که عمل بر خلاف آنها ، مغایر دین باشد. همچنین آموزش زبان فارسی به جوانان تا آنجا که امکانات اجازه دهد ، از اسرار بقا و پایداری جامعه زرتشتی خواهد بود.


به هر روی بر اساس دین و سنت ، هر فرد زرتشتی وظیفه هائی دارد ؛ از جمله ی این شایستگی ها چنین هستند :


1. راستی یا اشایی و دوری از دروغ

2. میانه روی و گرامی داشت پدر و مادر

3. پاکی و پاکیزگی و سالم نگاه داشتن محیط زیست

4. کار و آبادانی و دانش آموزی و دانش پراکنی

5. ستایش و پرداختن به زیبائی و هنر

6. کمتر خوردن گوشت جانوران ، از همین روست که زرتشتیان چهار روز وهمن ، ماه ، گوش و رام را در هر ماه از خوردن گوشت و یا کشتن جانوران به قصد خوردن آن را پرهیز می کنند


نگفتن دروغ در دین زرتشت


تا حالا به این فکر کردید که چرا ایرانیان باستان اینقدر به راستگویی و دروغ نگفتن تأکید داشتند؟ مگه دروغ چیزی بیشتر از نگفتن حقیقته؟ این عقیده ی ایرانیان نشأت گرفته از دین زرتشته. در دین زرتشت بسیار تأکید شده که از دروغ بپرهیزید؛ ولی چرا از دروغ؟ غیر از اینه که دروغ نگفتن حقیقته؟

چون دروغ چیزی خیلی بیشتر از نگفتن حقیقته. در دین زرتشت انسان ذاتاً درستکار و خواهان نیکویی ست، و میشه گفت در بیشتر ادیان و مکاتب دیگه انسان موجودی شر گرا دانسته شده که برای رسیدن به سعادت باید اونو مهار کرد!........ اما جواب اینکه چرا دروغ اینقدر بزرگ و گمراه کننده فرض شده:


وقتی شما ذاتاً و فطرتاً درستکارید، با هر کار زشتی در واقع بر خلاف ذات خود عمل میکنید و این یعنی دروغ به فطرت خود، دروغ به خدای آفریننده ی فطرت شما، دروغ به دیگر انسان های هم فطرت شما و دروغ به خودتون که کاری رو انجام دادید که فطرتاً خواهان آن نیستید...... پس دروغ خیلی خیلی بیشتر از نگفتن حقیقته.

حالا بدونید که چرا داریوش بزرگ که تحت تعالیم زرتشتی رشد کرده گفته: خدایا این مملکت را از دشمن، خشکسالی و دروغ حفظ فرما.


از آتش که نماد دین زرتشت است درس بگیریم


فراموش نکنیم که شعله های فروزان آتش در همه حال برای ما درس هایی آموزنده دارند .

نخست این که ما نیز همچون شعله های فروزان آتش باید پیوسته روی به سوی بالا داشته باشیم و بکوشیم تا به یاری اهورا مزدا در راه کمال و پیشرفت در زندگی گام های مثبتی برداریم .

دوم این که در زندگی مانند آتش پویا و زاینده بوده و پیوسته در کوشش و جنبش و پویش باشیم.

سوم این که بکوشیم تا همچون آتش به دیگران گرمای عشق و محبت و مهربانی هدیه کنیم.

چهارم این که همچون آتش ، با سیاهی ها پیکار کنیم و محیط اطراف خود را روشن کنیم .برای این کار باید ابتدا خود آگاه باشیم و سپس دیگران را آگاه کنیم.

پنجم این که همچون آتش همه این کارها را در کمال آرامش انجام دهیم و محیطی همراه با آسودگی و آرامش برای خود و دیگران فراهم آوریم.


زرتشت برای نخستین بار موسیقی مذهبی را در دنیا پایه‌گذاری کرد و شادی به عنوان یک اصل در آیین زرتشت در آمد. اگر چه اطلاع زیادی از دین زرتشت در دست نیست ولی شواهد حاکی از آن است که موسیقی در این دوره گسترش قابل توجهی به ویژه در مراسم مذهبی داشته است هرودوت مورخ معروف یونان باستان می گوید "مغها ( روحانیون زرتشتی) در دوره هخامنشی نیایشهای مذهبی مربوط به خدایان را با آواز و بدون همراهی با سازهایی نظیر نی اجرا می کردند". بنابراین عدم استفاده از ساز در موسیقی مذهبی در ادوار گذشته وجود داشته و اثرات آن تا امروز هم دیده می شود.


در هر حال بخش اصلی کتاب زرتشت یا اوستا به نام" گاتها" مجموعه ای از شعر آزاد (هجایی) است که با آهنگ و به صورت نیایش (هیمن) خوانده می شد. همچنین بخش دیگر اوستا به نام "یشت" معنی آواز یا آواز نیایش گونه را دارد. گاتها اواسط کتاب یسنا قرار دارد که ۱۷ سرود مذهبی است که از سروده های خود زرتشت است.


تصور می شود واژه "گاه" در موسیقی سنتی ایران به شکل پسوند در نام دستگاهها و ردیفها، یادگار همان "گات" باستانی باشد که در فارسی میانه یا پهلوی "گاس" به معنی سرود و سپس در فارسی دری به شکل گاه در آمده است.

بنابراین در اوستا بارها توصیه شده است که گاتها را با آواز بخوانند، از این رو زمزمه یا خواندن آهسته در نظر زرتشتیان اهمیت ویژه ای دارد و نیز گفته شده است: "هر گاه کسی گاتها را با آواز نخواند و یا مانع شود کسی به آواز بخواند، مرتکب گناه بزرگی شده است." این بود که زرتشتیان یا آریاییها، دعاهای خود را که موزون و آهنگین بود، می سرودند و معتقد بودند اگر چنین باشد، تأثیر آنها به مراتب بیشتر می شود.


موسیقی مذهبی را نخستین بار زرتشت به کار گرفت و هنوز هم در دنیا از الحان او استفاده می ‌کنند و این امر در آیین زرتشت به صورت یک اصل در آمد، به طوری که در" هفتن یشت " شادی نکردن را به عنوان یک گناه به شمار می آورد.

سروش که در اوستا به صورت "سروشه" از آن یاد شده و در زبان پهلوی به شکل سروش در آمده، نام فرشته ای بود که در آیین زرتشت جایگاه والایی داشت و روز هفدهم هر ماه شمسی را منسوب به او می دانستند. در آن روز به نیایشگاهها رفته و دعا می خواندند، در این روز تفسیر و ترجمه پهلوی اوستا را نیز با آهنگ و آواز خوش می خواندند.

برگرفته از http://www.ashozartosht.net

دین یا دئنه

دین از واژه دئنه در اوستا آمده و به معنای (وجدان آگاه) یعنی (نیروی تشخیص خوب از بد) بر پایه خرد و با آزادی و اختیار است در این بینش، انسانی دیندار است که بر مبنای دانایی می اندیشد و با کمک منش نیک خود آزادانه راه اشا را برای بهزیستی و رستگاری خود و دیگران بر می گزیند و با همین نگرش و آزادی، در دو جهان مادی و معنوی مسئول می گردد و سرانجام بر اساس اصل کنش و واکنش، نتیجه گزینش خود را دریافت می کند.