با نیایش و دستهای برافراشته، ایمزدا،
نخست یاری و پشتیبانی سپِنتامئینیو (گوهر پاک) را درخواست میکنم
که همه کارها و کردارم هماهنگ با اشا (راستی) باشد.
بدان وسیله خرد وهومن و روانِ جهان را خشنود میکنی.
یسنا 28/1
اشو زرتشت آموزش می دهد که در سرشت آدمی دو گوهر یا ذات مینوی و نادیدنی نهفته است
یکی سپنتامئینیو که نهاد و پرتوی از ذات اهورا مزدا است و آن سرچشمۀ همه نیک یها،
پاکیها و شادی هاست و دیگر اَنگرَمئینیو (به زبان فارسی اهریمن)که نماد شر، پلیدی و
ویرانگری است. آن دو گوهر که یکی خوب و دیگری بد است با یکدیگر دشمن و رقیبند و
به سان مرگ و زندگی ، سیاه و سپید در دو قطب مخالف قرار دارند و هیچگونه سازشی در
میانشان ممکن نیست. آنها در نهاد آدمی بدون حرکت و فعالیت، همانند رویا در حال آرامش
( و خفتگی آفریده شدهاند و هیچ حرکت و اثری از آنها بر نمی آید (نگاه کنی د به هات 30
انسان که در اندیشه و گفتار و کردار خود دارای آزادی و اختیار است اگر سپنتامئینیو و نفس
پاک را برگزیند و از آن یاری و پشتیبانی بخواهد به سوی راستی و حقیقت ( اَشا) رفته است.
اگر اَنکرَمئینیو ( اهریمن)یعنی ذات شر و پلیدی را برگزیند و از آن یاری بجوی د به سو ی
فساد و نادرستی گرایش جسته و کارش جز ویرانگری و تبهکاری نیست . در این صورت
انسانی گناهکار و کژ اندیش خواهد شد.
پازند کلمهای مشتق از پا + زند است که بعد از اسلام در ایران شکل گرفت و عبارت است از پهلوی روان شده بدون لغات هزوارش، یعنی به جای مفهوم نگاشت آرامی، خود کلمات فارسی معادل آنها را نوشتهاند. پازند معمولاً به خط سادهٔ اوستایی که به آن «دین دبیره» گفته میشود، نوشته میشود و در بعضی موارد به خط فارسی نیز نوشته شدهاست.
در میان نوشتههای پازند سه نامه را که اهمیت بیشتری دارند و باید به عنوان منبعی که از پارسی باستان، اوستا و پهلوی به جای ماندهاست به حساب آوریم، شامل: دانای مینو خرد، ائو گمدئچا، ایاتکار جاماسپیک که سرچشمه بسیاری از لغات پارسی نیز میباشند.
واژه «زند»
(به معنای «تفسیر» یا «ترجمه») به آخرین متممهای متون پهلوی به زبان
فارسی میانه و پازند اطلاق میشود. این تفسیرها که مربوط به اوایل دوره
ساسانیان هستند، برای استفاده متون مذهبی نوشته نشدند؛ بلکه برای آموزشهای
مذهبی به عموم (که به زبان اوستایی تکلم نمیکردند) مورد استفاده قرار
گرفتند. در مقابل متون اوستا به عنوان متون مقدس باقی ماندند و به زبان
اوستایی (که یک زبان مقدس تلقی میشد) خوانده میشدند. استفاده از عبارت
«زند–اوستا» برای اشاره به اوستا یا بکار گیری واژه «زند» به عنوان نام یک
زبان یا متن، اشتباهاتی هستند که اخیرا متداول شدهاند. در سال ۱۷۵۹
آنکوئتیل – دوپرون گزارش داد که به او گفته شده که «زند» نام زبان
نوشتههای باستانی تر است. سر ویلیام جونز در سومین اثر برجسته خود که در
سال ۱۷۸۹ منتشر شد از گفتگویی با یک کشیش هندو یاد میکند که به او گفته
بود: «زند، نام متون مقدس و اوستا، نام زبان است » این
سرگشتگی در بین متفکران غربی بسیار رایج شد و «زند – اوستا» هنوز هم در
مواردی به متون کهن تر اطلاق میشود (هرچند نادرست است). اثر اولیه راسک با
عنوان «بحثی درباره اعتبار زبان زند» (بمبئی، ۱۸۲۱) در این سرگشتگی نقش
دارد. کتاب وسترگارد با عنوان «زنداوستا یا کتابهای مذهبی زرتشتیان»
(کپنهاک ۵۴- ۱۸۲۵) فقط این اشتباه را ترویج کرد.