| جشن دیگان و نیایش اهورامزدا |
ماه دی و چهار جشن ماهیانه
منوچهر ارغوانی - جشنهای دیگان در روزهای ۲۵ آذر و دوم و نهم و هفدهم ماه دی در تقویم رسمی کشور از جشنهایی است که به مناسبت همنام شدن روز و ماه در تقویم ایرانیان برگزار میشود.
واژه ی دی که در اوستا «دتهوش»(Dathush) یا«دزوه»(Daz-vah) می باشد به معنی دادار یا آفریننده و آفریدگار است که همیشه به مانند صفتی برای اهورامزدا آورده شده است.
ایرانیان قدیم، گذشته از جشنهایی که به مناسبتهای گوناگون برگزار میکردند، همنام شدن روز و ماه را هم در هر ماه جشن میگرفتند. از این گونه جشنها در ماههای پیش، جشنهایی چون تیرگان و مهرگان را داشتیم. اما ماه دی تفاوتی اساسی با ماههای دیگر دارد.
از
یک سو، «دی» نام هیچ یک از امشاسپندان یا ایزدان آیین زرتشت نیست، در حالی
که دیگر ماههای سال و بیشتر روزهای ماه با نام این نیروهای مینوی
نامگذاری شدهاند که هنوز هم این نامها در تقویم ایرانی باقی است. از سوی
دیگر، در هر ماه، سه روز به نام «دی» نامگذاری شده است و به این ترتیب، در
ماه دی سه جشن با نام دیگان داریم.
«دی» از چنان اهمیتی برخوردار بوده که سه روز در هر ماه را به نام خود اختصاص داده است.
«دی» درحقیقت صفت خدای یگانه و بزرگ در آیین زرتشت، اهورامزدا است. دی از صورت پهلوی «دَی» و اوستایی «دَذوَه» به معنی آفریننده است. در
سراسر ادبیات زرتشتی، اهورامزدا با صفت دادار یا آفریننده نامیده شده،
زرتشت هم در گاهان او را «آفریننده زندگی» میخواند (یسنای 11، بند 50). با
این توضیح، سردترین ماه سال به نام خدای بزرگ نامگذاری شده بود تا در
گذراندن سرمای سخت یاریبخش مردمان باشد. در کتاب پهلوی (بندهشن) نیز آمده
که در این ماه، زمستان به بیشترین سردی به ایرانویچ رسد.
ماه
سی روزه زرتشتی به چهار بخش میشده است که در آغاز نخستین بخش نام
اهورامزدا و در آغاز سه بخش دیگر نام «دی»، صفت اهورامزدا قرار داشته است و
این چیزی شبیه به تقسیم ماه به هفته سامی است. به این ترتیب، هر بخش ماه
به نام خدا آغاز میشده است: اول ماه به نام هُرمزد، هشتم و پانزدهم و بیست
و سوم ماه به نام دی. هر یک از این چهار روز معرف آغاز هفتهای تازه در
ماه است و برای آن که دیها با هم اشتباه نشوند، هر یک از آنها را با نام
روز بعد همراه میکنند و بدین گونه، روز هشتم را دی به آذر، روز پانزدهم را
دی به مهر و روز بیست و سوم را دی به دین میگویند1369.
در ماه دی، در هر سه این روزها جشن دیگانی در ستایش و نیایش خدای بزرگ برگزار می شد، سه جشن نیایشی در سردترین ماه سال.
روز اورمزد از ماه دی - ۲۵ آذر ماه
روز دی به آذر از ماه دی - دوم دیماه
روز دی به مهر از ماه دی - نهم دیماه
روز دی به دین از ماه دی - 17 دیماه
مطابق تقویم رسمی کشور، این سه جشن به روزهای دوم و نهم و هفدهم دی ماه موکول میشود. علت آن که همه ماههای زرشتی سی روزه هستند، در حالی که در تقویم رسمی کشور، شش ماه، سی و یک روزه داریم.
این شش روز اختلاف سبب شده که هشتم دی زرتشتی با دوم دی تقویم رسمی مطابق شود و به همین ترتیب بنا بر کتاب پهلوی بُندهشن (= آغاز آفرینش) این چهار روز ماه که به نام هرمزد و سه دی است، یکی بر نام، یکی بر گاه، یکی بر دین و یکی بر زمان دلالت میکنند که همیشه بودهاند.
همچنین در همین کتاب آمده است که هر گلی از آنِ یکی از آنان است: «مورد و یاسمن هرمزد را خویش است، با درنگ دی به آذر را، کاردَک دی به مهر را، شنبلید دی به دین را.»
اما بسیاری از دانشمندان از این که «دی» نخستین ماه سال نبوده است، اظهار شگفتی کردهاند. گایگر (Geiger) دانشمند
آلمانی معتقد است ماه دی در آغاز یا زمانی در دوره ساسانیان است. مصادف با
اعتدال بهاری بوده است. «آرتور کریستن سن» ،دانشمند دانمارکی، از مجموع
نظریاتی که در خصوص تقویم ایرانی ارائه شده، نتیجه میگیرد که ایرانیان دو
تقویم سالیانه داشتهاند.
یکی
سال عامه که از انقلاب تابستانی آغاز میشده و نخستین ماه آن فروردین بوده
و دی، یعنی ماه دهم، از اعتدال بهاری شروع میشده است و یکی سال دینی که
مانند سال بابلیان از اعتدال بهاری آغاز میشده و در نتیجه، نخستین ماه آن
دی یعنی ماه آفریدگار و اول دی، یعنی خرم روز، روز اول آن بوده است. ماه دی
در هر دو تقویم نخستین ماه سال بوده. بعدها با تلفیق دو تقویم، تقویم
جدیدی به دست آمد که سال در آن از اول فروردین آغاز میشد و مانند سال
عامه، این تاریخ با اعتدال بهاری برابر به شمار میآمد، به طوری که آغاز
نجومی سال دینی حفظ میشد.
به
هر حال، مساله تقویم ایرانیان به دلایل مختلف از جمله مراعات نکردن کبیسه و
برخی جا به جاییهای تقویمی یا احتمال وجود دو نوع تقویم، امروزه به
مسالهای غامض برای دانشمندان تبدیل شده است. به خصوص که در منابع قدیم
اشاراتی که به برخی ماهها میشود با آب و هوای امروزی آن ماهها مطابقت
نمیکند و گاه بسیار گیج کننده است. اما آنچه اهمیت دارد، باقی ماندن این
تقویم با همان نام های اعتقادی آن است. نام هایی که مفاهیم آن با اعتقادات،
ایرانیان مسلمان نیز هماهنگ بوده و حفظ شده است. نام «دی» (= آفریننده)،
صفت خدای تعالی، چه در آغاز سال بوده و چه حالا در سردترین ماه سال، به هر
حال نام خود را در تقویم رسمی ایرانیان حفظ کرده است.
ماهی که تقدس آن با نام خدا و همچنین با سالگرد آفرینش چارپای مفید (مطابق با اعتقادات زرتشتی) کامل میشود. به جز سه جشن دیگان، جشن دیگری به نام «مِدیاریم گاه» به معنای «میان سال» در این ماه برگزار میشد معروف به گاهانبار پنجم که به یادبود آفرینش چارپایان بوده است. این جشن از روز دی به مهر (15 دی مطابق با نهم دی در تقویم رسمی) به مدت پنج روز برگزار میشد و یکی از اعمال آن، فراهم کردن انبار زمستان برای دامها بوده است.
منابع: آموزگار، ژاله؛ تاریخ اساطیری ایران؛ چاپ چهارم؛ تهران: سمت، 1380.
بویس، مری؛ تاریخ کیش زرتشت؛ ج 1: اوایل کار؛ ترجمه همایون صنعتیزاده؛ تهران: توس، 1374.
فرنبغ دادگی؛ بندهش؛ گزارنده: مهرداد بهار؛ تهران: توس1369
برگرفته از همازور


به دلیل انباشت نمک در گودترین قسمتهای دریاچه که هنوز مقداری آب دارند و این رطوبت فعلاً مانع حرکت نمک می شود، توفان های بزرگ هنوز شکل نگرفته اند ولی با خشک شدن کامل دریاچه، از آذربایجان تا تهران در معرض ریزگردهای نمکی خواهند بود.
عصرایران: با خشک شدن تدریجی دریاچه ارومیه، توفان های مرگبار نمکی پدیده آینده بخش های بزرگی از کشور خواهد شد. پدیده ای که اولین نشانه های آن اخیراً بروز کرده است.
در همین باره یکی از سایت های محلی استان آذربایجان غربی، تصاویری را منتشر کرده است که نشان می دهد اولین توفان های نمکی دریاچه ارومیه در حال شکل گیری هستند. البته توفان های تازه تولد یافته، در حوزه جغرافیایی محدودی عمل می کنند اما آن طور که آینا نیوز نوشته با توجه به اینکه نمک محلول در آب دریاچه نه به تدریج که با خشک شدن کامل آن به صورت ناگهانی و سونامی وار سربرخواهد آورد (به دلیل انباشت نمک در گودترین قسمتهای دریاچه که هنوز مقداری آب دارند و این رطوبت فعلاً مانع حرکت نمک می شود)، هیچ تمهید ضرب الاجلی نخواهد توانست جلوی حرکت چند صد کیلومتری آن را بگیرد و به دلیل جهت وزش باد از غرب به شرق، استان آذربایجان غربی کمترین آسیب را از این بلای طبیعی خواهد دید و به ترتیب استانهای آذربایجان شرقی، زنجان، قزوین، کردستان و حتی تهران نیز تا حدودی در معرض این توفانها هستند. حادثه ای شبیه و البته بسیار ویرانگرتر از ریزگردهای عربی که همه ساله در فصل گرما از کشورهای عربی و صحرای عربستان به سمت ایران روان می شوند.
تصاویر زیر، اولین هشدارها نسبت به فاجعه ای است که با خشک شدن کامل دریاچه ارومیه، از سواحل این دریاچه تا خود تهران را در خواهد نوردید. آخرین فرصت ها برای نجات دریاچه ارومیه و به تبع آن نجات دهها میلیون انسان از مصیبت قریب الوقوع ریزگردهای نمکی، به سرعت در حال سپری شدن هستند.
و آن نیرو که از آن توست به من ارزانی شود.
یسنا سرود شانزدهم بند هجدهم
فَرّ، یا فره ایزدی آن فروغ و هاله ایست که هر مرد بزرگی از فرمانروایان، رهبران و
آموزگاران برای انجام کارهای بزرگ باید از آن برخوردار باشند و هر کس که در راه
اهورایی و ایزدی گام بردارد می تواند به آن برسد و برای خوشبختی و شادی مردم از آن
بهره مند شود. هر فرهمندی که از راه اهورایی سرپیچی کند فر و شکوه از او دور می شود
جاماسب برای به دست آوردن فرایزدی با باور اهورایی و دانش و بینش بزرگترین نیروی
هستی یعنی خشترا را برگزید. آن نیرو همراه با راستی و اندیشه نیک است. با باورمندی و
پیوستن به آن نیروی ازلی و اهورایی توانست به آرزوی خود برسد. زرتشت از اهورامزدا
درخواست پشتیبانی میکند که آن نیروی و فرایزدی را به او و هر کس که در این راه گام
بر میدارد ارزانی دارد.