راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

خدایان اریایی



آنچه اقوام آریائی را در هزارة دوم پ م ازتمامِ اقوام جهانِ باستان متمایز میسازد آن است



که اینها برخلاف دیگر اقوام جهان هیچگونه عقاید بت پرستانه نداشتند بلکه خدایانشان عموما





ذاتهائی بودند که ما آنها را »مظاهر طبیعت « می نامیم . مهمترین خدایان آریائی خورشید و ماه و



سیارات و آذرخش و طوفان بودند و عموما با القاب دیو ا و اسور ا مورد ستایش قرار م یگرفتند .

وارونا (اورانوس = فلک) میترا (فروغ خورشید )، اناهیتا (ناهید/ زهره)، ورهرا ن (بهرام / مریخ)

خشاتریا (تیر/ عطارد )، ایندِرا (نیروی آذرخش )، وایو (نیروی طوفان )، آتور (آذر / نور و حرارت)، آگنی (آتش سوزنده ) معروفترین خدایان اقوام آریائی بودند . هرکدام از این خدایان
بنا بر تأثیری که برزندگی انسانها داشتند به شکلی مورد پرستش واقع میشدند . همة خدایان اقوام
آریائی ذاتهائی آسمانی تلقی میشدند که در پدیده های طبیعی تجلی یافته بودند تا دنیا را به نیروی
خویش اداره کنند، و عقیده برآن بود که همه ازلی اند.

میترا



مهر یا میترا (از ریشهٔ میثر) از کهن‌ترین ایزدان ایرانی و هندی است, برخی نشانه‌های پرستش او را در ایران به پیش آریایی بر می‌‌گردانند (اگر بخش بندی پیشا آریایی و پسا آریایی را بپذیریم!) در بارهٔ آغاز دین مهرپرستی در ایران نمی‌توان به درستی آن را روشن ساخت ولی می‌‌دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می‌‌کردند, آیینی که در آینده نام "عرفان اسلامی یا مسیحی" به خود گرفت, امروزه گروهی از پزوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینهٔ پیوستهٔ این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و ماه برای ما روشن است و روشن است که علامت + که آن را چلیپا می‌‌گفته‌اند سمبل خورشید بوده است ولی نزدیکی آن با آتش (هنایش زرتشتی) یا با آمایش تن! (هنایش یونانی که در دیدگاه مهرپرستان ایرانی نکوهیده است.) و از این دست را باید پیش از پذیرفتن سبک سنگین کرد.

یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.
یلدا برگرفته از واژه ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر « میترا» می پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتند و گرد آتش جمع می شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.
هم چنین بزرگترین و قدرتمندترین الهه ها در ایران باستان میترا بود میترا یا مهر به همان معنایی به کار می رفت که امروزه بکار می رود واژه مهربان به معنای شخصی که نگهدار مهر است امروزه نیز بکار می رود .

اَردوی‌سوره اَناهیتا

اَردوی‌سوره اَناهیتا» Ardavi – Sura Anāhita ایزدبانوی آب و باران و باروری در مذاهب ایران باستان ، ایزد‌بانوی ایرانی بسیار برجسته‌ای است که نقش مهمی در آیین‌های ایرانی دارد و پیشینه‌ی ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دوره‌های پیش از زرتشتی در تاریخی ایران می‌رسد .



آناهیتا ،اَناهید یا ناهید در پارسی به معنای دور از آلودگی است . ناهید شکل پارسی امروزی از نام «آناهیت» در پارسی میانه و «آناهیتا» از پارسی باستان آمده است . معنی آن «نا آلوده» (یعنی پاک یا بی آلایش) و یا «ناخشمگین» (یعنی آرام و با آرامش) است . هر دو معنی می‌تواند درست باشد چون «هیتا» هردو معنی «آلوده» و «خشمگین» را داراست . در بعضی منابع ذکر شده «اهیته» به معنی آلودگی و «ا» پیشوند نفی بوده که به دلیل وجود دو حرف مشابه «ا» ، حرف ربط «ن» بین آن دو آمده: ا + اهیته = اناهیته = اناهیتا

بخش بزرگی در کتاب اوستا به نام «آبان یشت» (یشت پنجم) که یکی از باستانی‌ترین یشت‌هاست به این ایزدبانو اختصاص دارد . در این یشت او زنی است جوان ، خوش‌اندام ، بلندبالا ، زیباچهره ، با بازوان سپید و اندامی برازنده ، کمربند تنگ بر میان بسته ، به جواهر آراسته ، با طوقی زرین بر گردن ، گوشواری چهارگوش در گوش ، تاجی با سد ستاره‌ی هشت‌گوش بر سر ، کفش‌هایی درخشان در پا ، با بالاپوشی زرین و پاچینی از پوست سگ آبی .

اَناهید گردونه‌ای دارد با چهار اسب سفید . اسب‌های گردونه­ی او ابر ، باران ، برف و تگرگ هستند .



بسیاری از ویژگی‌های این ایزدبانو با ایشتار که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود نزدیکی دارد . هردوی این ایزدان به سیاره ناهید (زهره) مربوطند .



هم‌چنین آناهیتا همتای ایرانی «آفرودیت»، الهه­ی عشق و زیبایی در یونان به شمار می­رود.




او در بلندترین طبقه­ی آسمان جای گزیده است و بر کرانه­ی هر دریاچه­ای، خانه­ای آراسته، با سد پنجره­ی درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو می­باراند.

معابد آناهیتا معمولا در کنار رودها برپا می­شده و زیارتگاه­هایی که امروزه با اسامی دختر و بی بی مشهور هستند و معمولا در کنار آن­ها آبی جاری است، می­توانند بقایای معابد آناهیتا باشند. برخی حتی سفره­های نذری با نام بی‌بی (همچون بی‌بی سه‌شنبه) را بازمانده­ی آیین­های مربوط به آناهیتا می­دانند.

به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا» نیز چون «میترا» از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زردشت ، توسط مردم ایران و نواحی اطراف - ولو به نام‌های دیگر- مورد ستایش قرار می‌گرفت. با وجود دیرینگی و نفوذ پرستش «میترا» در ادوار پیش از ظهور زردشت ، بعدها این ایزد در میان ایرانیان تا اندازه‌ای به فراموشی سپرده شد .



اما در مقابل چنین جریان فکری و دینی ، «ناهید» چنان مقامی در باورهای ایرانیان به دست آورد که نه تنها پرستش‌گاه‌های بسیار زیاد و مجلل و باشکوهی برای او می‌بینیم ، بلکه تندیس و نمادهای این زن-ایزد در این‌جا و آن‌جای این سرزمین پهناور باقی مانده است . از میان پرستش‌گاه‌های ناهید ، نیایش‌گاه‌های همدان ، شوش و کنگاور که ویرانه‌های آن هنوز پابرجاست ، از همه مجلل‌تر بوده است . پرستش‌گاه‌های آناهیتا معمولا بر فراز بلندی‌ها ساخته می‌شده تا آب باران و رودخانه‌ها همراه با برکت آناهیتا از آن‌جا به پایین جاری شود . ویرانه‌های یکی از آن‌ها در ارتفاعات تقریبا دور از دسترس رودبار قصران (فشم) باقی است .




آناهیتا ظاهرا با جنگاوری نیز مربوط بوده‌ است و باور بر این بود که به جنگاورانی که به پیشگاه او نذر کنند، یاری می‌رساند . در دوران ساسانیان این الهه به یکی از الهه‌های مورد پرستش ایرانیان تبدیل شد . البته باید خاطرنشان کرد ایرانیان به طور ذاتی یکتاپرست بودند ولی آناهیتا و دو ایزدبانوی دیگر به طور مشترک به عنوان خدایان فرعی مورد تقدیس قرار می‌گرفتند.

واژه­ی «آب» که جمع آن «آبان» است ،‌ در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسکریت «آپه» Apa و در فارسی هخامنشی «آپی» است .

این آخشیج (عنصر) همانند آخشیج­های اصلی دیگر چون آتش و خاک و هوا در آیین­های ایرانیان باستان مقدس است و آلودن آن گناهی بس بزرگ است . برای هر یک از چهار آخشیج امشاسپندی (فرشته) ویژه نامگذاری شده است . به گواهی اوستا و نامه­های دینی پهلوی ، ایرانیان آخشیج­های چهارگانه را که پایه­ی نخستین زندگی است ، می­ستودند .

در جشن آبانگان ، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه­ها ، فرشته­ی آب را نیایش می‌کنند . ایرانیان کهن آب را پاک (مقدس) می­شمردند و هیچ­گاه آن ­را آلوده نمی­کردند و آبی را که اوصاف سه­گانه­اش (رنگ - بو - مزه) دگرگون می­شد برای آشامیدن و شستشو به­کار نمی‌بردند .

«هرودوت» می­آورد : «... ایرانیان در میان آب ادرار نمی­کنند ، آب دهان و بینی در آن نمی­اندازند و در آن دست و روی نمی­شویند ...»

«استرابون» جغرافی‌دان یونانی نیز می­آورد «... ایرانیان در آب روان ، خود را شستشو نمی­دهند و در آن لاشه ، مردار و آن­چه که ناپاک است نمی­اندازند ...»

در برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی می­خوانیم :

«... آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید می­دانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان می‌گویند . در این روز زو Zoo پسر طهماسپ از سلسله­ی پیشدادیان به شاهی رسید ، مردم را به کندن قنات­ها و نهرها و بازسازی آن­ها فرمان داد ، در این روز به کشورهای هفت­گانه خبر رسید که فریدون ، بیوراسب (ضحاک - آژی‌دهاک) را اسیر کرده ، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»

در روایت دیگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى در ماه آبان باران آغاز به باریدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زرتشتیان نیز در این روز همانند سایر جشن­ها به آدریان‌ها (آتشکده­ها) مى­روند و پس از آن براى گرامی‌داشت مقام فرشته­ی آب­ها ، به کنار جوى‌ها و نهرها و قنات­ها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا که به آب و آبان تعلق دارد) که توسط موبد خوانده مى­شود ، اهورامزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را کرده و پس از آن به شادى مى­پردازند .

جالب این­جاست که مى­گویند اگر در این روز باران ببارد ، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مى­سپارند و اگر بارانى نبارد ، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى­کنند .

http://mehrvash.persianblog.com/1385...h_archive.html