که گرد کردگار گردم مردوار در عالم
| که کرد اساس مکارم ممهد و محکم |
| عماد عالم عادل سوار ساعد ملک |
| اساس طارم اسلام و سرور عالم |
| ملک علو و عطارد علوم و مهر عطا |
| سماک رمح و اسد حمله و هلال علم |
| سرو اهل محامد هلاک عمر عدو |
| سر ملوک و دلارام ملک و اصل حکم |
| کلام او همه سحر حلال در هر حال |
| مراد او همه اعطاء مال در هر دم |
| دم مکرم او همدم کلام و علوم |
| دل مطهر او مورد صلاح امم |
| هم او وهم دل او دار عدل را معمار |
| هم او همدم او درد ملک را مرهم |
| حاصل عمر مرا داس امل کرده درو |
ما درخت مهربانی کاشتیم
کینه را از سینه ها برداشتیم
بر فراز کوچه های شهر خویش
پرچم پندار پاک افراشتیم
دانش شهریگری را از کهن
ما برای دیگران بگذاشتیم
گنج گیتی هر کجا آمد بدست
ما نه بهر خویشتن انباشتیم
تا نمیرد میهن و فرهنگ ما
دیده ی جان را بر او بگماشتیم
هم بهمراه اهورا در نبرد
اهرمن را ما بهیچ انگاشتیم
ریشه نیک است در کردار ما
نیک گفتیم نیک هم پنداشتیم
ما بمانیم و بماند پایدار
آنچه ما در دشت دلها کاشتیم
قراچه داغی
فرگرد اول از وندیداد
نخستین و بهترین سرزمینی که من ( اهورامزدا ) بیافریدم ائیران وئیچ ( ایران ) است . آنجایی که رود دایتی نیک است
کورش بزرگ
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم خاک ایران را تشکیل دهد . گزنفون
داریوش بزرگ
خداوند این کشور ( ایران ) را از گزند دشمن - دروغ و خشکسالی محفوظ دارد