راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

ای خوشا بر من که من ایرانیم...


ای خوشا بر من که من ایرانیم
فارغ از هر جنگ و هر ویرانیم

جنگ من جنگ خرد باشد عزیز
من حیا دارم ز هر شمشیر تیز

رسم من رسم وفاداری بود
کیش آزادی جهانداری بود

من ز زرتشت و خدایی بوده ام
بُد ز کورش شاه ایدون دوده ام

من ز افریدون و از جم مانده ام
نغمه های شادی و غم خوانده ام

من همانم که در این مهد فرین
دارم از یار و عزیزان بهترین

مردمانی از دیار مهر و نور
از دیار شادی و عشق و سرور

هم سخن نیکو و هم کردار نیک
از اشا گویند و از پندار نیک

من نه حیوانم نه کافر یا خشوک
نه به دنبال حرامی گوشت خوک

بر مسلمان و مسیحی و یهود
آنکه نامش بُد ز ایران صد درود

من به این امید و عشقم زنده ام
در تکاپوی وطن جان داده ام

مهد دلداران شود ایران زمین
یار زرتشتیم جمله بر یقین

                                                http://sokhanezartosht.blogfa.com

اسفندگان سپندارمزگان

اسفند زرتشتی روز سپندارمزد
۲۹ بهمن خورشیدی
با تقویم رسمی ایران ۲۹ بهمن
در ایران باستان روز پنجم اسفندماه که نام روز و ماه برابر میشود، جشنی به نام روز زن برای گرامی داشت مقام شایسته ی بانوان برگزار میگردید.جشن اسفندگان

شادروان موبد شهزادی - در آن روز زنان و دختران از کارهای منزل آزاد بودند و مردان و پسران افزون بر هدایایی که به مادران، همسر، خواهران و دختران خود میدادند، در تمام آن روز انجام همه ی کارهای منزل مانند پخت و پز، رفت و روب و شست و شو را به عهده داشتند و با برگزاری این تشریفات، مردان و پسران تا اندازه ای از کوشش های زنان و دشواری انجام کارهای منزل با خبر میشدند و به این وسیله از تلاش های آنان قدردانی میکردند.
زن در ایران باستان با مرد در همه ی اجتماعات و مراسم دینی شرکت میکرد، در خانه آزادی اقتصادی داشت و بر خانواده ی خود نفوذ زیادی به کار میبست. او میتوانست دارای خواسته و دارایی ویژه ی به خود باشد.
از نگاه قضایی میتوانست به وکالت از سوی شوهر دعوی را تعقیب کند و به آموزش رسیدگی نمایند.
شوهر نمیتوانست بدون مشورت با همسر خود، دختر مشترکشان را عروس کند. به عنوان شاهد، زن میتوانست مانند یک مرد در دادگاه شهادت دهد تا آنجا که بر کرسی قضاوت بنشیند. پرفسور کریستن سن در کتاب خود با نام ایران در زمان ساسانیان مینویسد:
«رفتار مردان نسبت به زنان در ایران باستان، انسان را در دوران دور گذشته به یاد رفتار نزاکت آمیز زمان حال می اندازد، دوشیزگان در آن دوران نه تنها به وظایف خانوادگی آشنا میشدند بلکه اصول اخلاقی و قوانین مذهبی اوستا را نیز فرا میگرفتند/ چه در اجتماع و چه در زندگی خصوصی پس از رسیدن به سن بلوغ از آزادی عمل برخوردار بودند».

در آن زمان آزادی دختران به اندازه ای بود که میتوانستند با ارائه دلایل کافی اجازه ی ازدواج خود را با مرد دلخواه بدون رضایت پدر و مادر از موبد یا دادگاه دریافت نماند و به ناخواست میل پدر و مادر خویش ازدواج نمایند.
زنان میتوانستند در دوران سالخوردگی و یائسگی به نگهبانی از آتش مقدس در آتشکده ها بپردازند.
برابر نوشته های خدای نامه پهلوی و شاهنامه زنان حتی در شکار و جنگ نیز شرکت میکردند و در این زمینه در تاریخ باستان داستن هایی از جنگ و دلاوری ها و حماسه های زنان به یادگار مانده است، تا آنجا که میتوانستند در مقام شاهی به رتق و فتق امور کشور بپردازند.
http://zartosht.mihanblog.com/

نماز گاه هاون ، کسانیکه برای آبادانی جایگاه زندگی خویش می کوشند

نیایش«نماز»گاه هاون گاه هـاوَن (از سر زدن خورشید تا نیمروز)...

خْشْنَئوتْرَ. اَهورَه . مَزداو … اَشِم وُهو … (١) فْرَوَرانِه . مَزْدَ یَسنو . زَرَتوشْـتْریش . ویدَئِوُ. اَهورَ. تْـکَئِشوُ… هاوَنِ اِ . اَشَئـونِ . اَشـَهِ . رَتـْوِه – یَسنـائیـچه . وَهمائیچـه . خْشْنَئوُ ترائیچه . فْرَسَـس تـَه یـَه اِچـه … ساوِنْـگهِ اِ . ویسیائیـچَه . اَشـَئونِ . اَشـَهِ . رَتـْوِه – یَسنـائیچه . وَهمائیچه . خْشْـنَـئـوُ تـْرائـیـچه . فْـرَسـَس تـَه یـَه اِچه … هاوَنـیم . اَشَـوَنـِم . اَشَـهِ . رَتـوم . یَزَمئیده … هُـئورْوَتـاتـِم . اَشَـوَنـِم . اَشَـهِ . رَتـوم . یَزَمئیده … اَمِـرِتـاتـِم . اَشَـوَنـِم . اَشَـهِ . رَتـوم . یَزَمئیده … آهـوئیـریـم . فـْرَشْنـِم . اَشَـوَنـِم . اَشَـهِ . رَتـوم . یَزَمئیده. آهوئیریم . تْکَئِشِم . اَشَـوَنـِم . اَشَـهِ . رَتـوم . یَزَمئیده … اشم . وهو .


به خشنودی اهورامزدا. برمی گزینم که مزدا پرست زرتشتی باشم و خدایان پنداری را زدوده، تنها به اهورامزدا باور داشته باشم. به هنگام پیش از نیمروز، نماز و نیایشم را از روی اشویی (پاکی درون و برون) به جا می آورم و با خشنودی زندگی را ارج گذاشته آن را جشن می گیرم. درود به همه روستاییانی که در راه اشویی پیشگام بوده، برای آبادانی جایگاه زندگی خویش می کوشند و خود را برای پرستاری از زندگانی آماده می گردانند تا به خشنودی برسند. گرامی می دارم بامداد پاک را، و خرداد امرداد، شادباشی دیرپا را. می ستایم کیش اهورایی و آیین راستی را.