راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

دستور هایی که در گردآوری متن های اوستانقش داشته اند!


استاد رشید شهمردان در تاریخ زرتشتیان به زندگی نامه دستورانی اشاره می کند که نقش سازنده او ارزشمندی در تاریخ دینی زرتشتی ، گردآوری متن های اوستا، تنظیم اوستا برای نیایش و بیان اندرزهایی دینی داشته اند از آن جمله می توان به دستور آذرباد ماراسپند- دستور آذرکیوان- دستور سهرابجی- دستور بهرام کرمانی- دستور بهمن – دستورجاماسب آسا- دستور جاماسب ولایتی- دستور داراب- دستور رستم جی سنجانا- دستور ملا فیروز- دستور ملا کاووس و دستور نوشیروان اشاره کرد.
ایشان در گزارش خود از موبدانی نیز یاد می کنند که در گسترش و پویایی دین زرتشت همت داشته اند و با بهترین شیوه مراسم دینی را انجام داده و در سخت ترین شرایط با کلامی شیوا اوستا را زمزمه کرده اند و آتش را که نماد مهر و پاکی و راستی است در آتشکده ها پرستاری کرده اند موبد هوشیار موبد سروش – موبد خداجوی – موبد خوشی- موبد برزو- موبد بهرام- موبد جمشید- موبد خدابخش و موبد منوچهر کیقباد از آن گروه بودند. استاد شهمردان در یادی که از فرزانگان زرتشتی کرده اند همچنین به هیربدانی اشاره می کنند که آموزش های دینی را به مردم رسانده و استاد اوستا و متون پهلوی بوده اند.

تفاوت افسانه واسطوره

میان افسانه با اسطوره و قصه تفاوتهایی وجود دارد. اسطوره ها ریشه در "اندیشه مذهبی، خرافات، سحر و جادوگری و افسون کاری " دارند و جنبه های سمبولیک آنها باعث می شوند که در حال و هوای رویدادهایشان مافوق انسانها به وجود آیند و نیروی خدایی به آنان داده شود. بنابراین از جمله فرقهای بین افسانه و اسطوره این است که افسانه ها هیچگاه مرجع ایمان و اعتقاد ملتی نیستند و صرفاً زائید خیالند و اغلب برای مشغول کردن و مسرت خاطر خواننده و شنونده ساخته شده اند، در حالی که اساطیر توام بامعجزات، معتقدان مذهبی بوده و مضامینی را در بردارند که از اتفاقات و حوادث واقعی سرچشمه گرفته است

باسپاس ازhttp://irtci.parsiblog.com

سوشیانت در گات ها3


ادامه نوشته گذشته

"و چنین باشد که کی گشتاسب،
پسر زرتشت و فرشوشتر اندیشه
گفتار و کردار خود را برای بزرگداشت مزدا
همواره با دانش و نیایش هایشان پی گیری کنند.
و خدمتگزار راههای درست آن آیین باشند
که اهورا به سوشیانت ( رهایی بخش) خود ارزانی داشته است."

یسنا سرود 53 بند 2

زرتشت در این بند خود را سوشیانت، رهایی بخش و نجات دهنده از جهل و نادانی معرفی
میکند. سئُوشییت به معنی نجات دادن از تیره روزی ها و فساد بشر و جامعه انسانی است.
چون همیشه عوامل تیره روزی وجود دارد همیشه باید یک یا چند سوشیانت برای رهای ی
بخشیدن مردم از آلودگی و آشفتگی وجود داشته باشد. طبق آموزش های زرتشت هر مرد و
زنی که پیرو آیین راستی و باورمند بهدستورهای اخلاقی گاتایی باشدمی تواندنقش سوشیانت
و رهایی بخش از پلیدی را به عهده داشته باشد. در روایات سنتی ک ه در زمان ساسانیان
گرد آوری شده سوشیانت در رأس هر هزار سال از تُخمۀ زرتشت باید ظهور کند که جنبه
داستانی و اساطیری بخود گرفته که با اصول خردگرایی آیین زرتشت هماهنگی ندارد.

"آری، آنها رهایی بخش کشورها هستند،
آنها، ای مزدا
با دانشی که هماهنگ با آموزش توست
و با کرداری که از اشا و وهومن سرچشمه میگیرد همراهند.
آنها به درستی گزیدگانی هستند
که خشم را نابود خواهند کرد. "

یسنا سرود 48 بند 12

دیو خشم سرچشمه آشوبگری و زورگویی است با درشتی و تندخویی هرگز هیچ کاری به
سامان نمیرسد و نظام و هنجاری برقرار نمیشود. از آشفتگی تنها دزدان و غارتگران با
ویرانی بسیار بهره ای ناچیز میبرند.