* ستارهی درخشان ( از واژه ی

[زرین] و

[ از ریشه ی

به چم روشنایی ] )
* دارندهی شتر زرد ( از ریشه ی

به چم" زرد بودن "و

به چم"شتر ")
* دارندهی شتر پیر (از ریشه ی

به چم" پیر شدن "و

به چم"شتر ")
* دارندهی شتر راهنما (از ریشه

به چم" هدایت کردن "و

به چم"شتر")
این معنیهای گوناگون بیانگر کهن بودن زبان اوستایی و زندگی ایلیاتی است.
شت زرتشت، نخستین پیامآور یکتاپرستی در جهان و پایهگزار دین زرتشتی و
سرایندهی گاتها است.
- زندگی اشوزرتشت در
سنت زرتشتی آمده است که نخستین پیامبر یکتاپرستی در روز خرداد و ماه
فروردین چشم به جهان گشود. وخشور ایران در مکان و زمانی پای بر گیتی نهاد
که جور و ستم همهجا را گرفته بود و پیشوایان مذهبی با خدایان پنداری
گوناگون، قربانیهای خونین و آداب رنگارنگ دینی بازار گرمی داشتند. زرتشت
با اندیشهی روشن خود دربارهی این آیینها اندیشید و پرسش کرد و چون پاسخی
درخور نیافت، به اندیشه فرو رفت و مدت ده سال روی به تنهایی آورد تا پاسخ
پرسشهای خود را بیابد.
سرانجام به یاری وهومنه اهورامزدا را شناخت و
در کوه اشیدرنه از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد. وی مردم را به راه
راست راهنمایی و دین خود را به شاه گشتاسب کیانی معرفی کرد. وی گاتهای خود
را که نشان کامل آزاداندیشی اوست و سخنان وی برای دانایان است، سرود و
سرانجام در روز خیر ایزد و دی ماه در سن 77سالگی به دست یک فرد تورانی کشته
شد.
پیامبر پاک ایران در زمانی یکتاپرستی را به جهانیان شناساند که
کشورهای متمدن مانند بابل و مصر و یونان و آشور و روم و کلده بتها را
میپرستیدند و به خرافات باور داشتند. در مورد مکان و زمان زایش این
پیامآور بزرگ، نظریههای گوناگونی بیان شده است،(در اوستا شهر رگه در
کنار دریاچهی چیچست آمده است) اما این گوناگونی در نظریهها اهمیت چندانی
ندارد؛ چراکه تمام جهانیان پیام همیشه جاودان او یعنی گاتها را به طور
کامل در دست دارند. پیامی که همواره تازه است و با خویش تازگی به ارمغان
میآورد و زمان و مکان نمیشناسد.
- خاندان اشوزرتشت پدر اشوزرتشت پوروشسب و مادر او دغدو نام دارد. همسر زرتشت هووی بوده که از خاندان هوگو

و دختر فرشوشتر است. سه دختر اشوزرتشت؛ فرنی، تریتی و پوروچیستا و سه پسر او به نامهای ایستواستر، اروتتنر و خورشید چهر (در او

،

،

)
هستند. نام پسرعموی وی که از نخستین گروندگان به دین مزدیسنی بود،
میدیوماه ( مئیذیویی ماونگهه ) بود که پسر اراستی است. برادران مهتر
اشوزرتشت، رتوشتر و رنگوشتر نام داشتند و برادران کهتر او نوتریکا و
نیورتش بودند. در یسنای 46و53 دو نیای اشوزرتشت نام برده میشود: سپیتمه
که نهمین نیای او بوده و هچتسب که نیای چهارم او بوده است. در دینکرد
خاندان زرتشت آشکار شده که او به 45 پشت به کیومرث میرسد. اشوزرتشت در
اوستا معمولا زرتشت اسپنتمان که به چم پاک و سپنته است خوانده میشود.
- یاران اشوزرتشت شاه گشتاسب کیانی نخستین پادشاهی بود که دین زرتشت را پذیرفت ، وی بیشترین نقش را در گسترش آیین یکتاپرستی داشت. فرشوشتر

و جاماسب

که دو برادر از خاندان هوگو و وزیران دربار شاهگشتاسب بودند، نیز از یاران وی بودند. اشوزرتشت در گاتها از

تورانی هم نام میبرد. اشوزرتشت یاران خود را در سه گروه جای میدهد:
1)

«خوَ اِ تو» به چم خودمانی. این افراد به اشوزرتشت بسیار نزدیک بوده و سخنان او را ییشتر از همه دریافته بودند.
2)

«وَرَزنَ»
یا افرادی که در حلقه هستند. این افراد کمی از پیامبر دور بودند و از نظر
دریافت و به کار بستن مفهوم سخنان وی در درجه ی دوم جای میگرفتند.
3)

«اَ ایرْیَمَنَ» به چم آریامنش. در اوستا و سانسکریت این واژه برای «دوست» آمده است.

«هَخْمَنْ»
نیز به جای این واژه در هات 40 بند 4 آمده است. این گروه پیروانی بودند که
در سراسر کشور پراکنده بودند. اشوزرتشت در هات 54 بند1 همهی پیروان و
یاران خود را ائیریامن میخواند.
- دشمنان اشوزرتشت
از آنجا که اشوزرتشت با باورهای پیشوایان پندارباف به مخالفت پرداخت،
بدخواهان وی را نیز همین افراد تشکیل میدادند.این افراد که اشوزرتشت در
یسنا هات 46 بند 11 نامهای آنها را میآورد،

ها و کرپن

ها هستند. وی از بندو

که از سرسخت ترین دشمنان او بوده نام میبرد. گرهما نیز دیگر دشمن اوست. اشوزرتشت نام خاندان اوسیخش

را در دو بند از گاتها میآورد.