راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

حکایت سلطان محمود در اسرار التوحید



شیخ گفت : محمود را کسی از آن او به خواب دید گفت: سلطان را

چگونه است ؟ گفت خاموش ،چه جای سلطان است ؟ من هیچ کس

ندانم سلطان اوست و آن غلطی بود . گفت مرا اینجا به پای داشته اند

و ذره ذره می پرسند ،بیت المال کسی دیگر ببرد و حسرت و داغ به ما ماند.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد