زرتشتیان یزد در سفرنامه ها
کورش مرادیان
برگرفته از کتاب: یزد در سفرنامه ها گردآورنده اکبر قلمسیاه
سفرنامه ها یکی از سرچشمه های بسیار سودمند برای آگاهی از اوضاع اجتماعی، فرهنگی یا دیگر گوشه های زندگی مردمانی که جهانگردان آنها را دیده اند، هستند.
این نوشته ها به ویژه از آن روی ارزشمندترند که جهانگردان در سفرهای خود به تازگی ها، ویژگی ها و شگفتی های هر جا بهتر می نگرند و در آن باره می نویسند.
در این مجموعه نوشتارها کوشش شده است تا با نگاهی به سفرنامه های جهانگردانی که از یزد گذشته اند با چگونگی زندگی زرتشتیان یزد آشنا شویم و جالب آنکه برخی از این سفرنامه دربردارنده آگاهی های خوبی از باورهای زرتشتیان آن روزگار یزد هم هست.
نخستین سفرنامه ای که به آن می پردازیم"حدایق السیاحه" از "زین الدین شیروانی" است که این گونه بیان می کند:
"یزد شهری است مشهور و در السنه و افواه مذکور. گویند از بناهای یزدجرد بن شهریار بن خسروپرویز است... به سبب ریگستان بودن اطرافش هنگام تابستان در کمال حرارت و در موسم زمستان در غایت برودت، آبش از قنوات، هوایش با یبوست وعمارات آنجا به علت یبوست هوا از خشت خام اما در غایت استحکام است، قریب دوازده هزار خانه در اوست و نواحی خوب و قرای مرغوب مضافات اوست، بارندگی در آن دیار کم می شود و مسکن اهل تجارت و ارباب دولت است و کوچه وبازارش پاکیزه است چه که فضله انسان و حیوان را بیرون می اندازندو صرف زراعات و باغات ما سازند. فواکه سردسیرش فراوان و اکثر آن ممتاز و حبوب و غلاتش اکثر اوقات تسعیر دارد زیرا از بلاد فارس و کرمان و عراق می آورند و از ابریشم پارچه های لطیف در آنجا بافته می شود که به اطراف و اکناف می برند. مردمش عموما شیعه امامیه اند و قرب دو هزار خانه زردشتیه اند و پانصد خانه کم و بیش موسوی ملتند...."
کوتاهی از زندگی زین الدین شیروانی و نوشته هایش:
زین العابدین شیروانی نامی به "تمکین" و "مستعلی شاه" به سال 1193 هجری مهی در "شماخی" زاده شد . پدرش ملا اسکندر مردی روحانی بود. شیروانی در 5 سالگی همراه خانواده به کربلا رفت و تا 17 سالگی به آموختن دانش های ابتدایی و دینی سرگرم بود و آموزگارانی همچون آقاباقر بهبهانی و سید علی صاحب ریاض داشت و با مجذوبعلی شاه همدانی آشنا شد و هم در آنجا دست دوستی و ارادت به معصومعلی شاه دکنی و نور علی شاه اصفهانی داد و به رده درویشان نعمت اللهی درآمد .
از 1211 هجری مهی سفر را آغاز کرد و در این سال در تهران با مظفرعلی شاه کرمانی آشنا شد، در 1212 هجری مهی به کابل رسید و چهار سال همراهی حسنعلی شاه را برگزید پس از درگذشت او به سال 1216 هجری مهی بازهم به سفر پرداخت و 28 سال همه یکشورهای اسلامی و هند را زیر پا نهاد و در هر شهر و روستایی به خدمت بزرگان دولتی و علما و حکما و عرفا رسید و از هر خرمنی خوشهای چید.
درسال 1229 هجری حهی به تهران آمد ، در آن روزگار درویشان نعمت اللهی (مریدان معصومعلی شاه دکنی) در ایران تحت پیگرد روحانیون بانفوذ و دولت بودند؛ فتحعلی شاه او را خواست و پس از پرسش و پاسخ هایی از تهران بیرون کرد. (حدائق، ص277)
در 36 سالگی ازدواج کرد و برای چند سال بارها در شیراز و قمشه زندگی کرد و بیشتر زمان ها مورد آزار حکام شرع و عرف قرار میگرفت، در پایان زندگی چندین بار از کرمان و محلات و همدان دیدن کرد؛ تا به سال 1239 هجری قمری پس از درگذشت مجذوبعلی شاه همدانی ، قطب سلسله نعمت اللهی گردید.
پس از فوت فتحعلی شاه در 1249 هجری مهی و بر تخت نشستن محمد شاه صوفی مشرب، شیروانی و صوفیان دیگر آرامشی یافتند و حتا دهی در شیراز به او داده شد . شیروانی به سال 1251 هجری مهی در راه مکه درگذشت.(مقدمة حدائق)
شیروانی در سفرهای خود یادداشت های فراوانی گرد آورده بود و می خواست در کربلا زندگی کتد و آنها را تنظیم و آماده کند، ولی بیشتر نوشتههای او در حادثه حمله مأموران قاسم خان حاکم قمشه به منزل او از میان رفت.(ص 376–7حدائق)
به هرگونه، او دست از کار نکشید و از باقی مانده ها سه کتاب که موضوع آن ها «جمع و تدوین احوال طوائف امم و ترتیب و تألیف اوضاع طبقات مردم» است فراهم آورد که به راستی دایره المعارفی است در علم لادیان و جغرافیا و تاریخ شامل فایده های ادبی و عرفانی و فلسفی و پر از مواد مردم شناسی و تاریخ اجتماعی ایران و بخش بزرگی از خاور زمین در نیمه اول سده سیزدهم هجری، که به ترتیب تاریخ نگارش به شرح زیر است :
1 – ریاض السیحه، که بسال 1237هجری مهی در قمشه پایان یافته و شامل دو جلد بوده که از جلد دوم آن تاکنون خبری به دست نیامده و ممکن است جزو یادداشتهای او در هجوم به خانه اش از میان رفته باشد. جلد اول یک بار در 1339 هجری مهی در تهران و بار دوم در 1339 هجری خورشیدی به وسیله کتاب فروشی سعدی با مقدمه و مختصری حواشی چاپ شده است .
2 – حدائق السیاحه، این کتاب را به سال 1242هجری مهی در شیراز به پایان برده که تنها ب تلاش سلطان حسین تابنده گنابادی در 1348 هجری خورشیدی در چاپخانه دانشگاه تهران به چاپ رسیده است، چاپ این کتاب از روی نسخه خطی نوشته شده در شیراز بوده که اعتبار کامل به اصالت آن میدهد و گویا همانند نوشته نگارنده بی زیاد و کم باشد.
3 – بستان السیاحه، که نامی ترین نوشته اوست و در 1248هجری مهی به پایان رسانیده و در بر دارنده آخرین پژوهش ها و مطالعات نگارنده می باشد. این کتاب یک بار در 1310 هجری مهی و بار دیگر در 1342 هجری مهی چاپ شده و بار سوم از روی چاپ 1310 افست گردیده است. (ص و مقدمه حدائق)
زرتشتیان یزد در سفرنامهها-٤ - دوشنبه دهم آبان 1389
زرتشتیان یزد در سفرنامهها-٣ - دوشنبه دهم آبان 1389
زرتشتیان یزد در سفرنامهها-٢ - دوشنبه دهم آبان 1389
زرتشتیان یزد در سفرنامهها-٦ - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
زرتشتیان یزد در سفرنامهها-٥ - سه شنبه یازدهم آبان 1389
زرتشتیان یزد در سفرنامهها-٧ - یکشنبه شانزدهم آبان 1389
http://koorosh17.blogfa.com