در
عصر اوستای متأخر مزداپرستان سوشیانت هایی را می شناختند که در گذشته
دلاوریها از خود نشان داده بودند و نیز می دانستند که در آینده سوشیانتهای
دیگری خواهند آمد:
«به خاطر شما (=فرَوَشیها) [بود که] پیش از
این کَرشْنَزْها(karšnazoÎ) ی پهلوان،خشتاویها((xštaÎuuaiioÎیِ
دلیر، سوشیانتهایِ دلیر [و] پیروزمندانِ دلیر، نیرومندترین شدند»(یشت
13:38).
«اَشَوَنانی که درگذشتهاند، َاشَوَنانی که زندهاند [و آن]
مردانی که زاده نشدهاند [یعنی]سوشیانتهایِ نو کننده»(یسن 24:5؛ ویسپرد
11:7).
«ای سپیتمان [زردشت]! مرا (= هوم(10)را) بگیر، مرا برای
خوردن آماده کن، مرا برای ستایش بستای، چنان که مرا سوشیانتهایِ دیگر
خواهند ستود»(یسن 9:2).
اما هر گاه در اوستای متأخر واژه سوشیانت در
شمار مفرد به کار رفته باشد، تنها به یک سوشیانت خاص - که منجی آخر زمان
است - باز می گردد.
«همه فَرَوشیهایِ نیکِ توانایِ َاشَوَنان را میستاییم، از کیومرث تا سوشیانتِ پیروز»(یسن 26:10، 59:27؛ یشت 13:145).
موبدان
با در نظر گرفتن فقره گاهانی زیر نام َاسْتْوَتْ رتَه (äräta-
astuuat¬.)را برای «سوشیانتِ پیروز» برگزیده اند که به معنیِ «راستیِ
جسمانی» است:
یسن 43 بند 16
x¨iiaÎt¬ uštaÎnaÎ aojoÎèhuuat¬.astuuat¬ ašÊäm
راستیِ جسمانی با نیرویِ زندگی قدرتمند باشد.
جزء
- - ärätaدر این نام گونهای گویشی برای واژه اوستایی - ašÊa «راستی»
است(بسنجید با: -arta در فارسی باستان و -rÊta¨ در سنسکریت). از آن جا که
اسطوره مربوط به استوت رته - که دربارهاش سخن خواهیم گفت - ارتباط بسیار
نزدیکی با دریاچه هامون در سیستان دارد، باید این نام واسطوره مربوط به آن
را از نوآوریهای موبدان سیستان دانست مفهوم نام استوت رته را اوستا خود
چنین بیان کرده است:
«که نامش سوشیانت پیروز و استوت رته خواهد بود؛
از آن رو سوشیانت، که همه زندگی جسمانی را نیرو خواهدبخشید از آن رو
استوت رته، که [آن]موجودِ زنده جسمانی، بی بیمیِ جسمانی را مهیا خواهد
کرد»(یشت 13:129).
استوت رته، پیک مزاد اهورا (یشت 19:92)، از تخمه
زردشت ـ که در دریاچه کیانسه(Kasaoiia-)(یشت 19:92؛ وندیداد 19:5)
نگهداری میشود و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه فرَوَشی محافظت از آن را
بر عهده دارند (یشت 13:62) ـ و از دوشیزهای به نام ردَت فِذْری
(ärädat¬.fädriÎ-)(یشت 13:142)، ملقب به ویسپَ تَوْرْوَیْری (viÎspa.tauruuairiÎ -)(یشت 13:142؛ 19:92)،«برای ایستادگی در برابر
ستیزه های دیوان و آدمیان» (یشت 13:142) زاده خواهد شد و نوسازی (اوستایی
frašoÎ.käräti-) ، فارسی میانه (frašagird جهان را به انجام خواهد
رسانید:
«فّرِشاهی نیرومند مزدا آفریده را می ستاییم،[آن فرّ]
بسیار ستوده سرآمدِ پرهیزگارِ کارآمدِ زبر دست [و [برتر از دیگر آفریدگان
را، که سوشیانت پیروز و دیگر یاران [او] را همراهی خواهد کرد تا جهان را نو
کند: [جهانی] پیرنشدنی، نامیرا، تباهی ناپذیر، نپوسیدنی، جاودان زنده،
جاودان بالنده، [و] کامروا. در آن هنگام که مردگان برخیزند،[آن] زنده
بیمرگ (= سوشیانت) خواهد آمد [و] جهان به خواست خویش نو خواهد شد. پس
جهان های (= آفریدگانِ) فرمانبردارِ راستی بیمرگ شوند، دروغ دگر باره به
همان جایی رانده شود که از آن جا برای نابودیِ [فرد] اَشَوَن و تبار و هستی
[اش] آمده بود. تباهکار [ماده]نابود خواهد شد، تباهکار [نر] خواهد
گریخت» (یشت 19: 90-88).
استوت رته، پس از ظهور، گرز پیروزیآور
پهلوانانِ پیشین را به دست خواهد گرفت، همان گرزی که باآن فریدون اژیدها
که (azÏi- dahaÎka-)را، افراسیاب زَیْنیگَوْ (zainigau-)را، کی
خسرو افراسیاب را وکی گشتاسب دشمنان راستی را نابود کرده بود (یشت 19:93 ـ
92). او پهلوانانه با دروغ خواهد ستیزید و:
«....دروغ را از جهانهای
راستی بیرون خواهد برد. او باچشمانِ خرَد خواهد نگریست، همه آفرینش را
خواهد دید،... ...(؟) او با چشمانِ بخشش همه جهان مادّی را خواهد دید و با
توجه همه جهان مادّی را بیمرگ خواهد کرد. یارانِ استوت رته پیروز به در
خواهند آمد [که [نیک اندیش، نیک گفتار، نیک کردار [و] نیک دئنا [هستند] و
هرگز به زبانشان دروغگو ن[ـیستند]. خشمِ خونین سلاحِ بی فرّ از برابر ایشان
خواهد گریخت. راستی بر دروغِ بدِ بدنژادِ تیره غلبه خواهد کرد. اندیشه بد
شکست خواهد یافت؛ اندیشه نیک بر آن غلبه خواهد کرد. سخنِ دروغ گفته شده
شکست خواهد یافت؛ اندیشه نیک بر آن غلبه خواهد کرد. خرداد و َامرداد بر
گرسنگی و تشنگی غلبه خواهند کرد؛ خرداد و اَمرداد بر گرسنگی و تشنگیِ بد
غلبه خواهند کرد. اهریمنِ ناتوانِ بدکنش خواهد گریخت.....»(یشت 19:96 -
93).
از آن جا که اراده اهورا مزدا بر آن قرار گرفته که در پایان
راستی بر دروغ چیره شود، در همه جا در اوستای متأخر واژه سوشیانت در شمار
مفرد- که فقط به استوت رته بازمیگردد ـ با صفت väräÑrajan-(پیروز) آمده
است.
زمان پیداییِ اسطوره استوت رته، سوشیانت و منجی آخر زمان، را
پیش از گسترش دین زردشت در غرب ایران در اواخر سده هفتم پیش از میلاد
نوشته اند (بویس، 872)، پس از آن موبدان غرب ایران، احتمالاً تحت تأثیر
باورهای بابلی، عمر جهان را چهار دوره سه هزار ساله دانستند و ظهور زردشت
را در آغاز سه هزار سال پایانی قرار دادند. به نوشته منابع فارسی میانه در
هر هزار سال پس از زردشت، از تخمه او منجی هایی زاده می شود که نخستین آنها
هوشیدر(hoΚiÎdar)، دومین آنها هوشیدرماه (hoΚiÎdarmaÎh)، و سومین و
آخرین آنها سوشیانس است.
بنابر این سوشیانت ـ که درگاهان مفهومی
کاملاً دینی دارد و منظور از آن هر رهبرِ پرهیزگارِ دیوستیز است ـ در
اوستای متأخر به تدریج با اسطوره پهلوان اژدهاکش در هم می آمیزد و سازه
معنایی جدیدی به خود میگیرد و درنهایت به منجیِ آخر زمان که نامش «استوت
رته» و صفتش «پیروز» است اطلاق می شود و بدین گونه به اصطلاحی آخرت شناختی
بدل می شود.
نتیجه گیری
1-امید به آینده و مثبت نگری
2-تلاش برای سود رساندن به جهانیان
3- شناخت زمان و زمانه