راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

تغییر زمان ومکان


هیچ تغییری بدون زمان ممکن نیست، زمان نباشد، تغییر نیست. به علاوه کانت معتقد است زمان و مکان واقعیتهای خارجی نیستند؛ بلکه حالتهایی هستند آفریده ذهن ما است.

زمان و مکان بر حسب مراحل و درجات مختلف وجود تغییر می‌یابند. زمان و مکان، آن طور که کانت تصور می‌کرد، حالات ثابت و نامتغیر نیستند که کل شناخت و معرفت ما در آن‌ها قالب‌بندی و معین شده باشد. این حالات با توجه به این که نسبت به ما بالاتر یا پایین‌تر باشند، معنای تازه‌ای به خود می‌گیرند. در نتیجه مرحله‌ای از تجربه می‌توان وجود داشته باشد که در آن نه مکان باشد و نه زمان.

زمان و مکان که کانت آن‌ها را قالب‌هایی برای هر تجربه می‌دانست، مفهومی ثابت ندارند و با افزایش یا تقلیل نیروهای روانی تغییر می‌یابند. این امر امکان وجود سطوح دیگری از تجربه را متفاوت با سطح متعارف تجربه مکانی زمانی (Spaatio - temporal) که کانت معرفت را بدان محدود می‌کند، ارائه می‌دهد. پیداست که اگر تجربه فقط از نوع متعارف باشد یا مرحله نهایی هر تجربه‌ای ملاک قرار گیرد، مابعدالطبیعه امکان‌پذیر نخواهد بود. باید پذیرفت این امر تنها در صورت وجود دیگر سطوح تجربه میسر است، تجاربی که ماهیت حقیقت و واقعیت را چنان که هست، رها از تعینات مکانی، زمانی آشکار می‌کنند.
اقبال معتقد است علاوه بر سطح متعارف تجربه، سطح دیگری نیز وجود دارد و آن تجربه‌ای است که از شهود حاصل می‌شود. این تجربه‌ای است منحصر به فرد و خاص خود و اصولاً متفاوت با دیگر انواع تجربه با ادراک ]حسی[ (Perceprion) فرق دارد و با اندیشه و تفکر نیز متفاوت است. در شهود از مضیق زمان و مکان درمی‌گذریم، زیرا حقیقتی را بر ما عیان می‌کند که نه ادراک می‌تواند آن را فهم کند نه اندیشه.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد