ائیریامن ایزد خورشید و آتش آریائیها بوده است
در اوستا و وداها از یک خدای مرموزآریائیان به نام ائیریامن- که به همراه اهورامزدا (وارونه) و میثره (مهر، ایزد خورشید) تثلیث خدایان کهن اهوراها (آسوراها) را تشکیل می دهند- یاد شده است. که جایگاه الوهیت وی چندان مشخص نشده است. جز اینکه در وداها نامش پکبار در مورد سوریه یعنی ایزد خورشید به کار رفته است. از آنجاییکه در تثلیث اهوراها (اسوراها) وارونه در مقام ایزد آسمان و داور و قانونگذار و میثره در مقام ایزد عهدو پیمان و ایزد خورشید است لذا نگارنده با قیاس تثلیث سکایی/ اسلاوی خدایان سواروگ (خدای آسمان روشن) و داژبوگ (خدای خورشید) و سواروگیج (خدای آتش) بدین نتیجه رسیده بودم که ائیریامن همان ایزد خورشید و آتش آریائیان عهد باستان بوده است و دلیلم هم این بود که سواروگیج یعنی منسوب به سواروگ تنها یک علامت نسبت با پدرش سواروگ فرق دارد، ثانیاٌ طبقهً روحانیان آتش در نزد آریانیان ایرانی که آتش پرستی برذائقهً آنان مسلط بوده به نام این ایزد، ائیریامن خوانده شده اند.حال دلایل قاطعی بر ای اثبات این نظر خود پیدا کرده ام: چه از سویی نام ائیریامن را - که اغلب به معنی دوست منش گرفته میشود- به سادگی می توان ایزد آتش اجاق خانوادگی یا خانهً آتش (خورشید) معنی نمود چون کلمات آیر و آر در زبان آذری قدیم و کردی به معنی آتش هستند. از سوی دیگر خدای آریائی دیگری به نام اپم نپات را به عنوان حلقه واسط بین ایزدان آریایی آهوراها (اسوراها) سراغ داریم که نامش در اصل به معنی زادهً و ناف آبها است چه از سویی این مفهوم در وداها در باب برهما (اهورا مزدا) یا همان وارونا (ایزد قانونگذار آسمان شب)به کار رفته از سویی دیگر وی نظیر اهورامزدا به همراه آئیریامن و میثره یکی از رئوس تثلیث اهوراها را تشکیل می دهد و از جانب دیگر نام وی در وداها به آگنی یعنی ایزد آتش تخصیص یافته است. از این موضوع به مطلب مهم دیگری می رسیم آن این است که در وداها و اوستا مفهوم رانندهً اسبها و تیز اسب لقبی بر اپم نپات و آگنی می باشند که از این جا معلوم میشود ایزد درواسپ آریانیان یعنی سالم نگهدارنده اسبان هم که در اعتقاد سکائیان اسب تیزو تکی را برای ایزد خورشید تقدیم می کند همان ایزد آتش سکانیان بوده است و اتفاقاٌ گئوتمه از سرودگویان وید که در اصل همان گئوماته زرتشت است سرودش در باب همین خدایان آریائی آتش (آگنی) و دانایی (اهورامزدا/برهما/ وارونا) است. این سرود ودایی که در ریگ ودا آمده از این قرار است: "ای جات ویداس (دانندهً همه= برهما/ آگنی) تیز هوش و تندرو، ما "گوتمه ها" (دانایان سرودهای دینی) تو را به خاطر جلالت با سرودهای مقدس تجلیل می نمائیم. ترا چنانکه هستی "گوتمه" در آرزوی ثروت با سرود خویش می ستاید. بدین سان مانند" انگیرس ( آگنی)" ما ترا که بهترین بدست آورندهً غنایمی، می خوانیم. ما ترا برای جلالت می ستائیم. توبهترین کشندهً وریتره (دشمن) هستی که دشمنان (داسیوها) را از ما دور ساخته ای. ما ترا برای جلالت می ستائیم. ما پسران "راهو گنه" (کشندهً راهزن)، سرود سرور انگیزی برای آگنی سروده ایم. ما ترا برای جلالت می ستائیم." در وداهای هندوان آریامن (ائیریامن اوستا) رئیس ارواح گذشتگان و نیاکان به شمار آمده و کهکشان یندو راه یا جاده او محسوب شده است. اما در سمت ایران این صفات متعلق به اهورامزدا (ایزد کیوان، آسمان شب) و ایزد خورشید بوده است. پیداست با توجه به مبادلات فرهنگی مردمان باستانی فلات ایران و هند بوده که در وداها نام آریامن یکی از القاب سوریه (خدای خورشید) به شمار رفته است. به هر حال با توجه به وجود میثره (مهر) به عنوان خدای خورشید در تثلیث خدایان وارونه، میثره و آریامن باید آریامن (ائیریامن) را در اینجا در اصل نه خدای خورشید یا رعد بلکه ایزد آتش یا ایزد آسمان روشن روز شمرد به تعبیر اوستایی آن، آن آتش مقدس برزی سونگه یعنی بلند سود و بهرامی که در حضور اهورامزدا می سوزد و پسر او محسوب است. نماز ویژهً ائیریامن (ائیریا ایشی) طبق مندرجات اوستا، های 54 از یسنا بدین قرار است: " به این به جای آی، ای ائیریامن گرامی، برای یاری مردان و زنان زرتشتی، برای یاری منش نیک، برای آن دینی که درخور مزد گرانبهاست. بخشایش آرزو شدهً راستی را که اهورا مزدا ارزانی خواهد داشت، خواستارم. نماز ائیریامن ایشیه را می ستاییم، آن نماز توانای پیروزگر دشمن شکن را، که در میان گفتارهای راستی بزرگترین است. گاتهای پاک و ردان شهریار پاک را می ستاییم. ستوت یسن (نماز ستایش) را می ستائیم که نخستین آیین داد است."صورت دیگر این نماز به عنوان دعای درمان بخشی در اوستا، اردیبهشت یشت چنین ذکر شده است: "نماز ائیریامن ایشیه که تمام خرد خبیث و همهً جادوان و پریها را بر اندازد، بزرگترین کلام ایزدی است، بهترین کلام ایزدی است؛ به غایت زیباترین کلام ایزدی است؛ در میان کلام خدایی قوی است. قویترین کلام خدایی است، در میان کلام خدایی محکم است؛ محکمترین کلام خدایی است. در میان کلام خدایی پیروزمند است؛ پیروزمندترین کلام خدایی است. در میان کلام خدایی درمان بخش است؛ درمان بخش ترین کلام خدایی است." استاد پورداود در این باب می آورد: "ائیریامن ایشیه در ردیف یتا اهو و اشم وهو از ادعیه بسیار شریفه شمرده شده است.... کلمهً ایشیه صفت ائیریامن است یعنی آرزو یا عزیز.... کلمهً ائیریامن در فارسی ایرمان شده و در فرهنگها نیز ضبط است. متقدمین از شعرای ما این لغت را به معانی مختلف به کار برده اند. فردوسی به معنی میهمان و دوست و سرور گرفته است: چو موبد پدید اندر آمد به در ابا او یکی ایرمانی دگر، در جای دیگر شاهنامه گفته:اگر کشته گردد به دست تو گرگ تو باشی به روم ایرمانی بزرگ...." به نظر می رسد در پیدایی و تکمیل اسطورهً سلم (سرور) و تور (پهلوان جنگجو) و ایرج (آتش نجیب) تثلیث اهورامزدا (سرور دانا) و میثره (خورشید شکست ناپذیر) و ائیریامن (ایزد نجیب آتش) نقشی اساسی داشته است. در اساطیر کهن هندوان ارتباطی بین نامها و اسطوره های آئیریامن (ایزد نجیب آتش) و شیوا ( به معنی فرخنده، مبارک، در مقام کاهن خدایان) که لینگامی بسیار بلندی از آتش مقدس (آتش خورشیدی) دارد، دیده میشود. بنابر این در تثلیث معروف خدایان هندی برهما (ایزد خردمند آسمان، وارونا، اهورامزدا) و ویشنو (ایزد رعد و برق) و شیوا (فرخنده، ائیریامن، ایزد آسمان روشن روز) در مقام مقابله با تثلیث آسوراها (اهوراها) تنها خدای خورشید (میثره) با ایزد رعد (ایندره ویشنو ) جایگزین شده است. آز آن جائی که در وداها کلمهً ارهه به معنی روز است، لذا محتمل است که نام ائیریامن به صورت ارهه من نیز تلفظ می شده که این می توانست در اثر کثرت تلفظ تبدیل به اهریمن گردد. بنابراین در اساس اهورا مزدا (وارونا) ایزد خردمند آسمان شب محسوب بوده و اهریمن ایزد جنگ آسمان روشن روز که در الهیات مغان ایرانی جایشان عوض شده است. دلیل این که ائیریامن ایزد جنگ نیز به شمار می رفته از مقابلهً مفهوم آن با نظایر اساطیر ودائی، اسلاوی و ژرمنی آن معلوم میشود چه در نزد هندوان شیوا (فرخنده) دارای لقب رودره (جنگاور درخشان) بوده و همان است که در نزد سکاها /اسلاوها و ژرمنها به ترتیب خویتو سوروس (خورشید جنگاور)/ سواروگ (ایزد جنگاور آسمان روشن) و تیر (خدای درخشان جنگ) خوانده شده اند و اینان خود همچنین نامهای سوانتویت (نماد قدسی) و وه (مقدس) را بر خود گرفته اند که به وضوح با نام ائیریامن -که آن را همچنین می توان نجیب و پاک و مقدس معنی نمود- مترادف می باشند.
برگرفته از فرهنگ و اندیشه
فرزانه ارباب رستم گیو

در سال 1267 خورشیدی در یزد به دنیا آمد . آموزشهای آغازین را در یزد ، در نزد استاد ماستر خدابخش ،ودر مدرسه کیخسروی آغاز نمود ودر سال 1287 خورشیدی روانه تهران شد و به کار بازرگانی پرداخت . پیشرفت ارباب رستم در تجارت (به همراه برادرش ارباب گیو شاهپور و سپس شرکت یگانگی پارسیان ) به حدی بود که نام گیو برای بازرگانان پشتوانه ای با ارزش شناخته می شد
در
فروردین 1312 خورشیدی در گردش چهاردهم وارد انجمن زرتشتیان تهران شد و از
فروردین 1314 خورشیدی در گردش پانزدهم به سمت نیابت برگزیده شد و در تیر
ماه 1319خورشیدی پس از ارباب کیخسرو شاهرخ در گردش هفدهم به اتفاق آرا به
سمت ریاست انجمن انتخاب گردید و تا پایان گردش 28 انجمن زرتشتیان این سمت
را در اختیار داشت (در کل 5 سال در مقام نیابت و 27سال در مقام ریاست انجمن
زرتشتیان) .
در دوره چهاردهم به عنوان نماینده زرتشتیان واردمجلس شد
وتا دوره نوزدهم این سمت را در اختیار داشت.تا اینکه به سبب زیادی سن
نمایندگی مجلس را کنار گذاشت .
در تاریخ سوم مهر 1342 خورشیدی به دلیل
لیاقت وشایستگی ، اولین فرد زرتشتی بود که به عنوان نماینده انتصابی وارد
مجلس سنا شد .
وی،همچنین، در
تاریخ دهم آبان 1335 خورشیدی نشان درجه یک تربیت بدنی و در تاریخ24 اسفند
1336 خورشیدی نشان درجه یک از وزارت فرهنگ دریافت نمود و در تاریخ نوزدهم
تیر 1345 به عضویت سازمان ملی حفاظت آثار باستانی درآمد .
فرزانه
ارباب رستم گیو در آیین بزرگداشتی که از سوی سازمان فروهر جوانان زرتشتی
برای ارج نهادن به زحمات آن بزرگوار برگزار کرد ، فرمود :
“سپاس
اهورامزدای بزرگ را که به اینجانب توانایی خدمات ناچیزیکه انجام داده ام
عنایت فرموده و از عموم کسانیکه با اینجانب همکاری صمیمانه نموده اند
قدردانی و تشکر می نمایم زیرا بدون پشتیبانی وحمایت و همکاری صمیمانه آنان
بی شک در خدمات اجتماعی و سیاسی کامیاب نمی گردیدم”.
ارباب رستم گیو بنیاد رستم گیو را درسال 1337 خورشیدی تاسیس نمود. از نیـک کــــرداری ایشان می توان به موارد زیر اشاره نمود :
-ساخت دبستان گیو در تهران
-ساخت
مجتمع بزرگ فرهنگی ،اجتماعی و مسکونی رستم باغ واقع درتهران پارس به به
مساحت تقریبی 25000 مترمربع شامل آدریان ، کتابخانه ، تالارها ، ساختمانهای
مسکونی برای حدود 88 خانوار، زمین ورزشی و … .
-ساخت دبستان دخترانه استاد خدابخش در تهران .
-ساخت دبستان پسرانه استاد پورداود در تهران .
-ساخت آب انبار در تهران پارس .
-اهدای قطعه زمینی به مساحت 15000 مترمربع به آموزش و پرورش استان تهران .
-ساخت درمانگاه در سوهانک تهران و اهدای آن به وزارت بهداری به نامگانه برادرزاده جوان خود مهربان گیو.
-ساخت
یک باب مدرسه ، یک باب حمام ، یک باب مسجد در روستای کوهان دماوند .
وهمچنین ایجاد جاده شوسه ماشین رو از جاده اصلی فیروز کوه به روستای
نامبرده .
-ساخت تالار 400 نفره مراورید در یزد .
-ساخت آب انبار 4000 مترمکعبی در محله دستوران یزد .
-لوله کشی روستای نصرت آباد یزد .
-ساخت آب انبار و خیله(آسایشگاه) برای زیارت کنندگان پیر سبز ( پیرچک چک).
-ساخت درمهر ارباب رستم گیو با ساختمان چهار طبقه واقع در 15 کیلومتری شمال غرب نیویورک .
-ساخت درمهر مهربان گیو(به نامگانه برادرزاده اش) در کانادا .
-خرید زمین وسیعی در شیکاگوی آمریکا به منظور ساخت درمهر که در سال 1362 خورشیدی تکمیل و گشایش یافت .
- … و کمکهای مداوم به سازمانها و انجمن های زرتشتیان شهرهای مختلف ایران .
فرزانه
ارباب رستم گیو در روز 15 مهرماه سال 1359 خورشیدی ودر سن 92 سالگی درگذشت
، و به راستی که وی سوشیانت زمانه خویش بود . روانش شاد ونامش به نیکی یاد
باد
فرزانه اردشیر جی

اردشیر جی پور ایدلجی پور شاپور جی ریپورتر در سال 1244 خورشیدی در بمبئی چشم به جهان گشود . این دانشمند پـارسی و رادمـرد نیک اندیش پس از درگذشت نــاگهانی فرزانـه کیخسرو جی خـان صاحب ( دومین نماینده انجمن اکابر ) در سال 1272 خورشیدی از سوی این انجمن به سمت سومین نماینده انجمن اکابر صاحبان پارسی در آمده و برای سرپرستی جامعه زرتشتی رهسپار ایران شد در نخستین گام ارمغانهایی را که پارسیان هند توسط کیخسرو جی خان صاحب برای شاهنشاه و رجال دولت ایران فرستاده بودند که متاسفانه با مرگ ایشان در کرمان مانده بود را با خود به تهران برد و به خدمت شاهنشاه و رجال وقت تقدیم کرد .
اردشیر جی علاوه بر خدمت رسانی به جامعه زرتشتی در پا بر جا نمودن نظام مشروطیت نیز نقش بسزایی داشت ، چنان که آقای مهدی ملک زاده در کتاب زندگانی ملک المتکلمین نام فرزانه اردشیر جی را جزو چهل نفر آزادیخواهی که در روز 12 ربیع الاول 1322 هجری قمری انجمن آزادی خواهان ایران را بنیان گزاری کرد برای ثبت در تاریخ ضبط نموده است .
فرزانه اردشیر جی نه تنها بین رجال و درباریان و خاندان سلطنتی ایران مورد توجه و صاحب نفوذ بود ، بلکه رجال سیاسی دولت انگلستان ساکن تهران نیز با دیده احترام به او می نگریستند و در امور خاور میانه به ویژه ایران جویای نظریات او بودند . کابینه انگلستان وی را به سمت مشاور ویژه سفارت خود در تهران منصوب و گذر نامه خصوصی برای او صادر کرد .
فرزانه اردشیر جی در ارتقاء مقام زرتشتیان و ترقی آنها بسیار می کوشید و در مواقع مختلف به مراکز زرتشتی نشین مسافرت و سخنرانی می کرد ودر از بین بردن سختی ها و فشارهای وارد بر زرتشتیان کوشش بسیاری کرد. هر چند سال یکبار سفری به هند می کرد و پارسیان را از نتایج حاصله و روش کار خود با خبر می ساخت و فعالیتهای آینده را برنامه ریزی می کرد، پیشنهاد ترجمه فارسی فرهنگ مزدیسنا را نخستین بار فرزانه اردشیر جی بیان کرد و بعد ها روانشاد دینشاه ایرانی با دعوت آقای استاد پورداود آن را به انجام رسانید .
فرزانه اردشیر جی زبانهای کردی و لری را نیز می دانست و بین آن ایلات صاحب نفوذ و دارای احترام بود . با سران ایل بختیاری نیز روابط صمیمانه داشت . دانشگاه النسه آسیایی پترو گراد از او برای تدریس زبانهای آسیای دعوت کرد . زمانی هم در مدرسه علوم سیاسی تهران سمت استادی داشت .
سرانجام این راد مرد نیک اندیش و سومین و آخرین نماینده انجمن اکابر صاحبان پارسی پس از چهل سال خدمت به جامعه زرتشتی و دفاع از آزادی و نو کردن سنتهای زرتشتی به روز ماه ایزد بهمن ماه 1312 خورشیدی در تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد و گروثمان نشین شد .
نوشته و گردآوری: آرش ضیاتبری ویراستاری: مینو مهربانیhttp://www.kza.ir