راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

اوستا

اوستا، میراث مشترک فرهنگی جهانیان، کهن‌ترین نوشتار آریاییان و نامهٔ دینی مزداپرستان است. بخش‌های گوناگون این مجموعهٔ کهن، از زمانی در حدود نیمهٔ هزارهٔ دوم پیش از میلاد به بعد پدید آمد و در طول سده‌های متوالی از نسلی به نسلی دیگر رسید تا سرانجام در روزگار ساسانیان، آنچه بر جا مانده بود، به خطی به‌نام "دین دبیره" به نگارش درآمد و شکلی منظم و مدون یافت. اما رویدادهای بعدی مانع از آن شد که این مجموعه، دست نخورده و به همان صورت تدوین شده در عصر ساسانی به نسلهای پسین برسد و بجز "گاهان پنجگانهٔ زرتشت" و "وندیداد" - که همهٔ آن باقی مانده است - از دیگر بخشهای کتاب، بیش از یک چهارم آنها موجود نیست.[۱]

آنچه امروزه به‌نام "اوستا" در دست داریم و از چند سده پیش از این در دانشگاهها و مراکز علمی یزرگ جهان محور پژوهشهای "اوستاشناختی" بوده، به سبب کاهش‌ها و افزایش‌ها و جابجایی‌ها و دستکاری‌های فراوانی که در طول تاریخ در آن راه یافته، نابسامان و ناهمگون است. از همین‌رو، پژوهش در این نامهٔ کهن و شناخت دقیق مفاهیم و رازها و اشاره‌های آن، کاری است دشوار و با آن که بسیاری از پژوهندگان و دانشوران، همه زندگی خود را بر سر این سودا گذاشته‌اند، هنوز هم پیچیدگی‌ها و گره‌های ناگشوده در آن کم نیست.[٢]

امروز زبانی را که دفترهای پیشین زرتشتی بدان نوشته ­شده اند، زبان اوستایی می­خوانند و این واژه خود در نوشته­های اوستا به چشم نمی­خورد. اما در نوشته­های پهلوی به گونه­ی «اَپَستاک» دیده می­شود.[۳]

دیاکونوف نیز محل پیدایش زبان اوستایی را در آسیای میانه، مشرق ایران، افغانستان و خراسان کنونی می‌داند.[٤]

این کتاب که قدمت آن بسته به تعیین زمان زردشت است، آن گونه که در روایات اسلامی آمده، بر روی ۱٢۰۰۰ پوست گاو نوشته شده بود که اسکندر رومی، بخش علمی آن را به یونانی ترجمه، و بقیه را پراکنده و سوزاند.

بلاش (یکی از پادشاهان اشکانی) دستور جمع‌آوری آن را داد و سپس در دوره ساسانیان، "اردشیر بابکان" به توسط "تنسر یا توسر" و بعد از او پسر اردشیر (شاپور اول) به جمع‌آوری و تدوین اوستا، پرداختند. در زمان شاپور دوم، "آذرباد مهرپسندان" اوستا را بررسی و در زمان انوشیروان به دستور او، این کتاب بازبینی شد. البته از مجموع روایات زردشتی چنین برمی‌آید که گردآوری و نقل "اوستا" همواره به صورت شفاهی و سینه به سینه بود، تا آنکه در قرن ٤ میلادی، در زمان شاپور دوم، آن را با الفبایی که از روی الفبای زردشتی و پهلوی مسیحی "خط زبوری" اختراع شد، نگاشتند.

در همین زمان ساسانیان، اوستا به زبان پهلوی (فارسی میانه) ترجمه و تفسیر شد که آنرا "زند" گویند و غالبا اوستا را با کلمه "زند" با هم می‌آورند و "زند اوستا" گویند. بعد شرحی درباره «زند» نوشته شد که به آن "پازند" گفتند، که زبانش روان تر و پاک تر از زبان "زند" است. زند، یعنی شرح و تفسیر و بیان.[۵]

کتاب اوستا در روزگار باستان دارای ٨۱۵ فصل در بیست و یک نسک (کتاب) بوده و در شکل کنونی خود شامل شش بخش گاهان، یَسنه یا یسنا (شامل گاتها و غیر آن)، یشت‌ها، وندیداد، ویسپرد و خرده‌اوستا است. بخش‌های اوستا بنا بر تحقیق آنوبانینی در دوران‌های مختلف توسط اشخاص متعدد تالیف شده است.

قدیمی‌ترین بخش اوستا، گاهان نامیده می‌شود و گفته می‌شود بخشی از آن، سروده‌هایی است که به زرتشت الهام شده و بر زبان وی جاری شده است. اوستا را از نظر زمانی می‌توان به سه بخش تقسیم کرد:

بخش نخست اوستای کهن که مضامین آن از نظر زمانی متعلق به روزگار پیش از زرتشت (پیش از حدود دو هزار و هشتصد سال پیش) است؛ اما نگارش آن متعلق به عصرهای پس از زرتشت است و هنگام این نگارش و بازنویسی دگرباره، تا اندازه‌ای مضامین و باورهای جدیدتر را به متن‌های کهن اضافه کرده‌اند.

بخش دومِ اوستا از نظر زمانی شامل "گـاتـهـا" است که سروده‌های مینوی شخص زرتشت، پیام‌آور بزرگ آریایی به شمار می‌رود که هر چند از نظر مضمون پس از اوستای کهن سروده شده است؛ اما از نگاه زبان و نگارش، کهن‌ترین بخش اوستای موجود است.

بخش سوم اوستا از نظر زمانی شامل یـسـنـا، یـشـت‌های جدید، ویـسـپـرد، ونـدیـداد و خـرده اوسـتـا است که همگی جزو اوسـتـای نـو به حساب می‌آیند. اما بسیاری از مضامین همین بخش‌های جدید نیز برگرفته و اقتباس شده از باورها و نوشتارهای کهن است؛ اما این آمیختگی به حدی است که امکان تفکیک را امکان‌پذیر نمی‌سازد.

اوستا به دو گویش نوشته شده‌است. گویشی که گاهان یعنی سخنان خود زرتشت بدان نوشته ‌شده و گویشی که بخش‌های دیگر اوستا را بدان نوشته‌اند. گویش نخست را گویش گاهانی و گویش دوم را گویش جدید نامیده‌اند. مندرجات اوستا شامل نیایش اهورا مزدا و امشاسپندان و دیگر ایزدان و مظاهر طبیعت و تکالیف انسان در جهان بهشت و دوزخ و داستان‌های قوم آریایی است.

کلمه اوستا در اصل "اَوْپِسْٰتاک" است به معنى بنیان جاافتاده و محکم، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پابرجای، و به صیغهٔ صفت مشبهه است. واژه اَوِستا بنا به تحقیق آنوبانینی در خود کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت هم هست و با واژه "ودا"، نام کهن‌ترین کتاب دینی هندوان همریشه است. بر روی هم اوستا را می‌توان به معنی "آگاهی‌نامه" یا "دانش‌نامه" دانست که آن را (مرجع نامه) نیز می‌نامند. در تاریخ طبرى و دیگر متقدمان از مورّخان عرب "ابستاق" و "افسقاق" ضبط شده است و در زبان درى "اُوْستا ـ اُسْتا ـ وُسْت ـ اُسْت" به اختلاف دیده می‌شود کاف آخر "اوپستاک" که از قبیل کاف "داناک" و "تواناک" است در زبان درى حذف می‌شود و تلفّظ صحیح این کلمه بایستى "اُوْپستا" باشد ولى به تقلید شعرائى که به ضرورت این کلمه را مخفّف ساخته‌اند ما آن لفظ را "اَوِسْتا" خوانیم.

اما لفظ زند از آزنتی "Azanti" و به معنی گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتب پهلوی است که نخستین بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف "پات زند" می‌باشد که با پیشاوند "پات" ترکیب یافته و به معنی دوباره گزارش یا ترجمه و برگردانیدن زند است به زبان خالص دری. پازند عبارت است از نُسک‌هایی که زند را به خط اوستایی و به زبان فارسی دری ترجمه کرده باشند و از این رو متأخران خط اوستایی را خط پازند نامند.[*]

ساختار اوستا: اوستا در دوره‌های مختلف فراهم آمده، بخش کهن آن حدود ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد است. اوستا، دارای ٢۱ نسک و در پنج قسمت است.

۱- "یسنا" که دارای ٧٢ فصل که ۱٧ فصل آن گاتها را تشکیل می‌دهد و بخش جدید اوستا، ٤ قسمت دیگر (یشتها، وندیداد، ویسپرد، خرده اوستا).

یَسنَه یا یسن (در اوستا به معنی نیایش) نام مهم‌ترین نسک اوستای کنونی است که ۷۲ هات (فصل) دارد و گاهان پنجگانه زرتشت (گاتاها) نیز جزو همین ۷۲ هات بشمار می‌آید.[۶]

گاهان و یسنها: گاهان جمع گاه است و گاه، بازمانده گاتای اوستایی، به معنی سرود گاهان ۱٧ یسن (ستایش) است و به ۵ گاه، تقسیم شده است.

٢- یشتها: یشت به معنای ستایش است. یشتها ٢۱، است که در ستایش اهورمزدا، امشاسپندان و ایزدان، سروده شده است. در بین این ها، فقط گاهان (گاتها) از خود زردشت می‌باشد.

یَشت‌ نام بخشی از کتاب اوستا، کتاب دینی زرتشتیان است. موضوع یشت‌ها، سرودها و گفته‌های بسیار کهن و حماسه‌هایی در ستایش ایزدان است که مهم‌ترین آنها: اورمزدیشت، وَرَهرام‌یشت، اردیبهشت‌یشت، مهریشت، هوم‌یشت و سروش‌یشت است.

۳- ویسپرد: ویسپ یعنی همه، رد یعنی حامی. ویسپرد از ٢٤ کرده (فصل) تشکیل شده و مطالب آن از "یسنها" گرفته شده است.

٤- وندیداد: تصحیف ویدیوداد است، "ویدیوداد" به معنی قانون غیر دیوی است. وندیداد، نسک نوزدهم از نسکهای ٢۱ گانه اوستای دوره ساسانی است که بطور کامل باقی مانده است. وندیداد، ٢٢ فرگرد (= فصل) دارد که به غیر از فصل‌های اول و دوم، بقیه شامل قوانین دین زردشت است.

۵- خرده اوستا: به معنی اوستای کوچک. خلاصه‌ای است از اوستای دوره ساسانی، تدوین این کتاب را در زمان شاپور می‌دانند که شامل انواع نیایش‌ها، گاهها (سی روزه‌ها) و آفرینگان.[٧]

چاپ و نشر: ظاهرا اول بار در قرن ۱٨ میلادی بوسیله "آتکیتل دوپرون" به زبان فرانسه ترجمه و در ۱٧٧۱ در سه جلد در پاریس منتشر شد. بعدا مستشرقین بزرگ و بخصوص آلمانی ها به این کتاب توجه خاصی کرده و تمام کتاب یا قسمتی از آنرا ترجمه کردند مانند شپیگل (ترجمه آلمانی سه جلد)، دوهارله (ترجمه فرانسوی، ۱٨٨۱، پاریس)، دارمستتر (ترجمه فرانسوی (سه جلد) ٩۳-۱٨٩٢، پاریس، فریش ولف (ترجمه آلمانی ۱٩۱۰ شراسبورگ، یشتها در دو مجلد، یسنا در دو مجلد، "گاتها" و "وندیداد" به فارسی ترجمه و در بمبئی و ایران به چاپ رسید.

پانویس

۱- اوستا؛ کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: انتشارات مروارید، چاپ دهم - ۱۳٨۵ خ.، ج ۱، ص ۳
٢- همانجا، ج ۱، ص ۳
۶- اوستا؛ کهن‌ترین سرودهای ایرانیان، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، چاپ ششم، تهران: مروارید، ۱۳۷۷.
٧- مآخذ اوستایی: اوستای موجود را در پنج بخش جا داده‌اند، "یسنا"، " ویسپرد"، "یشت"، "وندیداد" و خرده اوستا.

یسنا:

یسنا شامل ٧٢ ها "فصل" می‌باشد. یسنا یک چهارم اوستای کنونی را تشکیل می‌دهد. یسنا درباره اهورامزدا و آفرینش، راه درست زیستن و به خوشبختی رسیدن، آرمان آدمی و پی آمدهای اندیشه ، گفتار و کردار آدمیان، قانون اشا، و نوسازی جهان گفت و گو می‌کند. "ستوت یسن" که خود بخشی از یسنا می‌باشد، پیام اهورامزدا می‌باشد که به وسیله اشوزرتشت به ما رسیده است. آنچه در بخش‌های دیگر یسنا آمده به وسیله پیشوایان دین نوشته شده است .

ویسپرد:

ویسپرد دارای ٢۳ "کرده" یا "بخش" است. ویسپرد درباره آیین گاهنبارها (جشن‌های دینی و اجتماعی شش گانه در سال که هر کدام پنج روز است» و نمازهای وابسته به آن سخن می‌گوید .

یشت‌ها:

یَشت‌ها ٢۱ کَرده "بخش" دارد و درباره ایزدان می‌باشد. ایزدان پس از زرتشت وارد سنت دین زرتشتی شدند. بخش‌هایی از آن، شاید به پیش از زرتشت متعلق باشد که بعدها وارد ادبیات دینی شده است. بخش هایی از یشت‌ها را باید با دقت مورد تفسیر قرار داد تا فلسفه آن را فهمید وگرنه با بنیادهای گات‌ها ناسازگاری دارد! بنابر نسخه‌های مختلف، تعداد یشت‌ها ٢۱ تا ۳۰ است و هر یشت، از چندین بخش "کرده" ساخته شده است. یشت‌ها نیایش‌هایی درباره‌ی ایزدان است. یشت‌ها در نشان دادن اهمیت طبیعت و لزوم حفظ محیط زیست سودمند بوده است .

وَندیداد:

برخی می‌اندیشند که وَندیداد را نباید جرء بخش‌های اوستا دانست زیرا بسیاری از نوشته‌های آن با روح و نص گاتها مغایرت دارد. از این رو استفاده از آن در بسیاری از موارد گمراه کننده خواهد بود. وندیداد یعنی قانون بر ضد دیوان و خدایان پنداری، و بیشتر راجع به تشریفات مربوط به بهداشت و رعایت پاکیزگی و جلوگیری یا از بین بردن عفونت‌ طبق نظریه نویسنده آن است.

عده‌ای از نویسندگان در شرح اصول دین زرتشتی (به استناد دینکرد که در سه سده پس از یورش تازیان و شکست ساسانیان نوشته شده و اعتبار آن مورد تردید است) با ذکر مطالب وندیداد خارج از متن اصلی و بدون اشاره به مولفین و زمان تحریر آن، تصویر نادرستی از سنت و دین زرتشتی داده‌اند! وندیداد ارزش تاریخی دارد ولی از جهت بنیادهای دینی عموما قابل استناد نیست. بنابراین وندیداد را تنها در محتوای تاریخی باید مورد توجه قرار داد، و مطالب آنرا در آن چه با دانش امروز تطبیق نمی‌کند، شایسته زمان تنظیم آن دانست و توجه داشت که این کتاب سده‌ها پس از زرتشت نوشته شده است و چون به زبان پهلوی است، الزاما کتاب دینی نیست.

خرده اوستا:

خرده اوستا از پنج گاه، پنج نیایش، چند یشت کوتاه، آفرینگان، سی روزه و دعاهایی از این گونه فراهم آمده است. خرده اوستا در بردارنده تکه‌هایی است از بخش‌های مختلف اوستا و بخشی از آن به زبان فارسی است. زبان گات‌ها، زبان اوستایی است. در زمان ساسانیان، اوستا به پهلوی ترجمه شد و تفسیرهایی بر آن نوشته شد که آن‌ها روی هم «زند اوستا» می‌خوانند. بنابراین باید توجه داشت که، قسمتی از زند اوستا، تفسیر‌های روحانیون دولتی زمان ساسانیان است و ممکن است ، روحانیان دیگر، آن را به نحو دیگری تفسیر کرده باشند. یکی دو سده پس از یورش تازیان و چیرگی اسلام، استعمال زبان پهلوی کم کم متروک شد و مردمی که زرتشتی باقی مانده بودند، قادر به فهمیدن زبان پهلوی و معانی اوستایی نبودند. این بود که در آن هنگام، اوستا و تفسیر‌هایی از پهلوی به فارسی ترجمه شد و تفسیرهای دیگری، به فارسی، بر آن نوشتند. این مجموعه را "پازند" می‌خوانند. بعضی از روحانیان، دعاهایی به فارسی فراهم آوردند و در خرده اوستا جا دادند. در اینجا لازم است که از "آذر فرنبغ" و "آذرباد ماراسپند" که در جمع آوری زند اوستا کوشش کردند یاد کرد. از این توضیحات روشن می‌شود که برای همه بخش‌های اوستا نمی‌توان اعتبار برابر قائل شد.

گنجانیدن گاتها در اوستا، باعث نمی‌شود که سایر قسمت‌های اوستا، اعتبار گات‌ها را مدعی شوند. یا سایر قسمت‌های اوستا کلید تفسیر گات‌ها شوند. هر چه خلاف این عنوان شود، با خرد ناسازگار است. گذشته از اوستا کتابی به نام "هیربدستان" و "نیرنگستان" به زبان اوستا داریم که درباره مراسم مذهبی و برقراری نمازها، سخن می‌گوید.


خلاصه نویسی از بخشی از کتاب دیدی نو از دینی کهن

استاد رشید شهمردان راهرو عشق


به مناسبت بیست‌ویکم‌ آذرماه سال‌روز درگذشت استاد رشید شهمردان

فرید شولیزاده

کمتر کسی را می‌توان یافت که با جستارهای درپیوند با دین زرتشتی و پژوهش‌های مربوط به تاریخ زرتشتیان سروکار داشته باشد و استاد رشید شهمردان را نشناسد و بی‌نیاز از نوشته‌های ارزشمند او باشد.
شوربختانه جز زندگی‌نامه‌ای که استاد از خودشان در کتاب ارزشمندشان «فرزانگان زرتشتی» ارایه می‌دهند  و کم‌وبیش مورد بهره‌ی پژوهشگران قرار گرفته است، گزارش مستند فزون‌تری را از زندگی استاد دیده نشد. هم‌اکنون نیز بدست آوردن آگاهی‌های بیشتری از زندگی استاد رشید شهمردان به دلیل‌هایی چند امکان‌پذیر نمی‌باشد، نخست دوری و زندگی‌نکردن پیوسته استاد در ایران و اساسا در یکجا! دیگری دسترسی نداشتن به بستگان درجه یک و یا حتا خویشان درجه دوم استاد در ایران، زیرا که کم‌وبیش همه‌ آنها در کشورهای هند و آمریکا زندگی می‌کنند و نکته‌ی پایانی آنکه بیشتر هم سالان استاد که کم‌وبیش او را می‌شناختند به مانند خود او دیگر زنده نیستند. پس درگذشت استاد در بیست وپنج سال پیش از این شوند آن شده است  که جزییات زندگی آن پاکمرد برای نسل امروز در هاله‌ای از فراموشی قرار گیرد.
با وجود همه‌ی این سختی‌ها آنچه که می‌تواند ما را به اندیشه‌های راستین استاد رهنمون سازد، نوشتارها و اثرهای بسیار ارزشمندی است که از وی برجای مانده (و افسوس که همگی هم نایاب هستند) و یکایک آنها بیانگر اندیشه ناب و گسترده‌ی آن دانشمند بزرگ است. استاد در نوشته‌های خویش به سه جنبه‌ی: تاریخچه مذهب و پیروان دین، علم بیان و حکمت عملی درباره‌ی پایه‌های دین و شریعت توجهی ویژه نشان می‌دهد که بدان‌ خواهیم پرداخت.
استاد رشید شهمردان درباره‌ی خود می‌نویسد: «در اوان جوانی هوای جستجوی حقیقت بر سر داشتم. از هرجا و هرکس جویای راه(:طریقت) و شناخت(:معرفت) بودم. به خدمت صاحبدلان و رازپژوهان(:عارفان) رسیدم، تذکره‌های بزرگان و عارفان پیشین را ورق می‌زدم. نفوذ و شهرت و کار آنها را مطالعه می‌نمودم. از خواندن شاه‌بیت لسان‌الغیب خواجه حافظ شیرازی علیه الرحمه
مرید پیرمغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد
کیمیایی‌ست عجب بندگی پیرمغان
خاک او گشتم و چندین درجاتم دادند
بباغ تازه کن آیین دین زرتشتی
کنون که لاله برافروخت آتش نمرود
حیران و متعجب می‌بودم...»
استاد شهمردان می‌نویسد که از دانش دو تن در جوانی بهره بسیار برد، نخست دانشمند بزرگ پارسی دینشاه ایرانی سلیستر و دیگر استاد ابراهیم پورداوود، هنگامی که در سال (1925م) فرزانه دینشاه ایرانی، استاد پورداوود را برای کار گزارش اوستا و فرهنگ مزدیسنا به بمبیی خواند، استاد رشید شهمردان از سوی دینشاه ایرانی برای رونویسی نوشته‌ها به کمک استاد پورداوود گماشته شد و در آن هنگام از دانش استاد بهره‌های فراوان برد... استاد با فروتنی تمام از به زبان آوردن کارهای اجتماعی بسیاری که انجام داده است چشم‌پوشی می‌کند و می‌نویسد: «ذکر خدمات اجتماعی باید در گمنامی انجام یابد، چه بیان آن خارج از شیوه مردمی است.»
هم‌سخن شدن با چند تن از کهنسالان هازمان(:جامعه) زرتشتی که شناخت کمی از ویژگی‌های استاد رشید شهمردان داشتند و البته خواندن بیشتر نوشته‌های آن بزرگوار شرایطی را بوجود آورد که به خود جرات می‌دهم پیرامون باورهای استاد رشید شهمردان به داوری بنشینم.
باید گفت که از دیدگاه نویسنده، استاد رشید شهمردان فرزانه و دانشمندی بود با گرایش‌های ژرف اشراقی و پیرو مکتب خشنوم (=دانش اسرار)، مکتبی که دستور آذرکیوان از سرآمدان آن در تاریخ تصوف و عرفان است. به‌راستی می‌توان گفت در ایران کمتر کسی را می‌توان یافت که تا به این اندازه با باورها و دیدگاه‌های فلسفی پیروان مکتب دستور آذرکیوان (نامور به ذوالعلوم )و آموزه‌های آن عارف برجسته‌ی زرتشتی آشنایی داشته باشد.
استاد رشید شهمردان می‌نویسد: «حضرت دستور آذرکیوان از حکمای اشراقی بود و مریدان بسیار داشت، گروه فراوانی از زرتشتی، مسلمان، هندو، کلیمی، مسیحی و جوکی در زمره‌ی گردان او بودند و گروهی از آنها به برکت نفس مرشد، مراحل سلوک را طی و به مدارج بلندپایه رسیدند.
ارادت ویژه‌ی استاد به دستور آذرکیوان را در بیشتر اثرها و نوشتارهایش به‌روشنی می‌توان دید. استاد کتابخانه‌های بسیاری را در هند به دنبال نوشته‌های دستور آذرکیوان و پیروانش جستجو کرده و در این راه سختی بسیاری را نیز بر دوش کشیده بود، شرح کامل این شیفتگی و شوریدگی استاد و گفتن ویژگی‌های دستور آذرکیوان و مریدان وی به‌طور کامل در کتاب بسیار ارزشمند فرزانگان زرتشتی نوشته‌ی خود استاد شهمردان در دسترس است.
نکته‌ای که پس از خواندن سه اثر «آذرکیوانیان»، یعنی کتاب‌های «دساتیر»، «دبستان‌المذاهب» و «شارستان»، و سپس برابرنهاد درون‌مایه‌ی اندیشه‌ی آنها با گزیده‌ای از مکاشفه‌های دستور آذرکیوان، دیده می‌شود درستی پیشنهاد استاد رشید شهمردان در جدایی‌افکندن میان باورهای راستین دستورآذرکیوان و سخنان برخی مریدان منسوب به اوست، که البته پیروان دین‌های گوناگون بوده‌اند و اندیشه‌ها و باورهای مذهبی خویش را در لوای پیروی از مرشد بزرگ دستور آذرکیوان آورده‌اند.
استاد خود گوشه‌ای از کوشش‌هایش در شناخت آرای آذرکیوانیان را چنین می‌آورد: «هنگامیکه نگارنده برای تدوین این کتاب (=اشاره به کتاب فرزانگان زرتشتی) مشغول تتبعات بودم و از هر گوشه‌وکنار به کنجکاوی می‌پرداختم، چهار قفسه کتب خطی در بنگاه خاورشناسی کاما نظرم را جلب نمود. چون فهرستش را از کتابدار خواستم، گفت کتاب‌های مذکور بی‌فهرست و وقفی مرحوم مانکجی لیمجی هاتریاست و تا کنون کسی به آنها دست نزده است.
دیدم قفسه‌ها پر است از گردوخاک و تارهای عنکبوت. لذا به سر رستم مسانی رییس بنگاه کاما مراجعه و با کتب اجازه به معاینه کتابها و تنظیم فهرست پرداختم. گره‌های مخرب مقدار زیادی از کتب خطی گرانبها را با خاک یکسان کرده بودند و اگر روزگار مرا به سراغ آنها نمی‌فرستاد تا کنون به واسطه‌ی هوای مرطوب بمبیی همه از بین می‌رفت و بسا کتب خطی کمیابی که بعضی از روی کتب هزار سال کهنه استنساخ شده نیز تباه می‌گردید... یکی از کتاب‌های نامبرده، کتاب خطی دساتیر است که به شماره (HP.MS.131) در موسسه کاما محفوظ می‌باشد.»
استاد رشید شهمردان در جایی دیگر می‌نویسد: «یکی از شاگردان دستور آذرکیوان فردی است مشهور به موبد خداجوی، این موبد خداجوی مکاشفات دستور آذرکیوان را تفسیر نموده‌است و آن را جام کیخسرو نام نهاده. ترجمه هردوی آنها (مکاشفات و تفسیر) به گجراتی در سال ١٢٢٧خورشیدی(:1848م) به فرمایش سرجمشید جی‌جی‌جی باهای بارون اول در بمبیی انجام و سپس به چاپ رسیده است. نسخه خطی جام کیخسرو به نشانی (RVIII.79) در موسسه خاورشناسی کاما در بمبئی ضبط است...»
خود موبد خداجوی رساله‌ای دارد درباره‌ی توحید که بسیار منطقی و فلسفی است و با سروده‌ها و رباعی‌های عارفان و توضیح و تشریح‌های بسیار عالی آراسته است. این رساله به نشانی (HR.MS.300) در بنگاه خاورشناسی کاما نگهداری می‌شود... با توجه به آنکه نوشته‌های آذرکیوانیان در ایران برای همگان قابل دسترسی نیست، خواندن دوره‌ی دوجلدی «متون شرقی و سنتی زرتشتی»، پژوهش آقای هاشم رضی پیشنهاد می‌شود.
در کتاب شارستان نوشته‌های بسیاری را به دستور آذرکیوان نامور می‌دارند. فرزانه «بهرام فرهاد» نویسنده شارستان آنها را چنین برمی‌شمارد: «پرتو فرهنگ، آیینه‌ی گیتی‌نما، تخت طاقدیس، آیینه اسکندری و مجموعه مکاشفات»، که افسون هم‌اکنون جز مجموعه «مکاشفات» اثری از دیگر نوشته‌ها در دست نیست. «مکاشفات» دستور آذرکیوان به‌روشنی بیانگر دیدگاه‌های اشراقی آن عارف برجسته است. در جایی از آن می‌خوانیم: «معرفت فانی معرفت نیست اما شبیه آن است، چنانکه سراب مانند آب بنظر می‌رسد ولی جویای آب را از آن جز تشنگی بهره‌ای نیست.
مردان می معرفت به اقبال کشند
نی چون جهلا دردی اشکال کشند
علمی که به درس و فهم معلوم شود
آبی‌است که از چاه به غربال کشند
یا در جایی دیگر از «مکاشفات» می‌فرماید:
هیچگه ذوق طلب از جستجو بازم نداشت
دانه می‌چیدم من آن روزی که خرمن داشتم
استاد رشید شهمردان در سخنوری نیز توانا بود، گواه آن هم کتابی است با عنوان «حرف راست»، آنجا که استاد در پاسخ به حمله‌های بدخواهانه و ناجوانمردانه به دین مزدیسنی از سوی فردی که پیش از این زرتشتی بوده و دینی دیگر اختیار کرده است، دست به قلم می‌برد.
اثر دیگر استاد شهمردان کتاب «تعلیمات زرتشت» است که به کوشش انجمن زرتشتیان ایرانی ساکن بمبیی به چاپ رسید و زنده‌یاد دینشاه ایرانی در هنگام مسافرت به ایران نسخه‌هایی از آن را به پادشاه وقت، وزیران و هموندان (=اعضا) مجلس شورای ملی پیش‌کش کرد.
از ارزشمندترین آثار استاد، پژوهش برروی کتاب سپندینه خرده‌اوستا است. آوانویسی فارسی خرده اوستا را استاد برپایه‌ی نسخه‌ی دین‌دبیره دستور انکلساریا در سال ١٣١٨خورشیدی انجام داده‌اند که بنا بر گواهی بسیاری، بهترین آوانوشت فارسی موجود از خرده‌اوستا است. در سال‌های واپسین فرزانه‌ی گرانمایه موبد «مهربان فیروزگری» به درست‌کردن برخی اشتباه‌های چاپی و افتادگی‌های راه‌یافته در آن پرداختند که نتیجه‌ی آن بسیار ارزشمند است.
اثر دیگر استاد کتاب «پیمبری زرتشت» است (چاپ ١٣٢٦خورشیدی) که استاد آن را به روان دینشاه ایرانی، پیش‌کش کرده است. استاد شهمردان در دیباچه‌ی این کتاب می‌نویسد: «روی‌هم‌رفته دینی را که (اشو)زرتشت در تبلیغش می‌کوشید ساده، پاک و بی‌آلایش می‌باشد. متاسفانه در طی روزگاران بعد چنان شاخ و برگ‌هایی به آن افزودند که به‌یقین اگر خود پیغمبر امروز ظاهر گردد در حیرت مانده و آیین خود را نخواهد شناخت. پس بیایید همت کنیم و آیین کهنسال راستی را برطبق آموزش‌های گاتها به‌همان سادگی و پاکی اولیه خویش برگردانیم.» به‌روشنی آموزش‌های دستور دهالا در سخنان استاد شهمردان دیده می‌شود و البته در دیباچه‌ی همان کتاب می‌نویسد که این اثر را تحت‌تاثیر نوشته‌های دستور دهالا نوشته است.
این نوشته‌ی استاد شهمردان که فرازهایی از اندیشه‌ی دستور دهالا را درخود نهفته دارد بی‌درنگ مرا به یاد آن سخن گوهربار زنده‌یاد دستور اردشیر آذرگشسب می‌اندازد که همواره در برگزاری آیین‌های دینی، سادگی هرچه بیشتر را یک اصل سفارشی برمی‌شمرد و می‌فرمود: «برگزاری مراسم دینی به‌ویژه مراسم سدره‌پوشی نوباوگان که حق مسلم همه بهدینان است، می‌تواند بسیار ساده و کم‌هزینه باشد و مراسمی شاد و اخلاقی را به یادگار نهد.» دستور اردشیر آذرگشسب برگزاری آیین‌های طولانی، پرفرج و خسته‌کننده برای درگذشتگان را جایز نمی‌شمرد و سفارش می‌کرد که از آراستن و پیراستن روی آرامگاه‌ها خودداری شود. (آرامگاه بسیار ساده و درویشانه خود دستور اردشیر آذرگشسب در قصر فیروزه، شاهدی بر این گفتار است) به‌راستی دوره‌ی جدید پالودن دین زرتشتی از باورهای وارداتی ناسازگار با پایه‌های دین زرتشتی، با ورود مانکجی هاتریا به ایران آغاز شد و در سال١٣٠٦ با صدور رسمی دستور قربانی نکردن به‌ویژه قربانی نکردن گوسفند مهرایزد از سوی کنکاش موبدان یزد (انجمن پنجایت) وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد. در این سال‌ها آن پاکمردان بزرگ، دستور اردشیر آذرگشسب، دستور رستم شهزادی، دستور فیروز آذرگشسب، دستور نامدار شهریار، دستور تیرانداز، دستور هرمزدیار خورشیدیان، دستور خدایار شهریار، استاد خدابخش بهرام رییسی، استاد رشید شهمردان و بسیاری از یاران که همراه این بزرگواران بودند، کوشیدند تا دین و فرهنگ ژرف اشوزرتشت را از هر اندیشه‌ی وارداتی پاسداری کنند و هرآنچه را که در دین کاستی می‌دیدند کامل سازند و به‌راستی کوشش‌های این مردان مایه‌ی سربلندی هازمان زرتشتی و دین مزدیسنی است و بسی مایه‌ی خوشبختی بیشتر است که انجمن موبدان کنونی نیز هماهنگ‌تر، دنباله‌روی همان راه سازنده‌ی آن پیشینیان بزرگوار است و بی‌گمان روان استاد رشید شهمردان از این کوشش‌ها شاد و خرسند خواهد بود.
دو اثر استاد که در واپسین سال‌های زندگانی پربارش برای آراسته‌شدن به زیور چاپ آماده شدند و به‌حق باید آنان را چکیده‌ی یک عمر پژوهش و تلاش آن پیر فرزانه برشمرد، یکی «فرزانگان زرتشتی» است و دیگری «تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان»، که خواندن هردوی آنها بر هر پژوهشگری بایسته است. دیگر اثر ارزشمند استاد، کتاب «پرستشگاه زرتشتیان» است که در نوع خود اثری است منحصر به‌فرد، این کتاب پژوهشی است پیرامون فرهنگ آتش و نفس وجودی آتشکده و تحقیقی جامع پیرامون تمام آتشکده‌های زرتشتیان از باستان تا کنون به‌همراه شرح‌حالی پیرامون هرکدام و ... این کتاب در سال ١٣٤٦خورشیدی به‌وسیله‌ی سازمان جوانان زرتشتی بمبیی به چاپ رسیده است. مجموعه کتاب‌هایی نیز با عنوان «دین‌نامه» از استاد برجای مانده است که به‌ترتیب «آتش و آتش‌پرستی»، «خورشید نگرشنی» و «اصول سه‌گانه مزدیسنا» هستند و به تلاش نشریه سازمان جوانان زرتشتی بمبیی به چاپ رسیده‌اند.
استاد شهمردان کتابی هم دارند با عنوان «دساتیر آسمانی نیست»‌ که در آن فاصله‌ی زیاد میان باورها و سخنان برخی آذرکیوانیان را با اندیشه‌های خود دستور آذرکیوان بیش از پیش روشن می‌سازد. اثر دیگر استاد که به وسیله‌ی انجمن فرهنگ ایران باستان به چاپ رسیده است، کتابی است به نام «زرتشت و همزمانان او در ویدا» که برداشت‌ها و برگردان‌هایی است از نوشته‌های دانشمندان پارسی، پروفسور شاپورجی کاووس‌جی هدی والا، هیربد شهریار جی باروچا، پروفسور جی نت پتی.
اثر دیگر استاد فهرستی است که از کتاب‌های دینی زرتشتیان (فارسی و انگلیسی) موجود در کتابخانه یگانگی که نوشته‌اند. این فهرست به‌صورت یک جزوه جامع در تیرماه ١٣٥٨خورشیدی به چاپ رسید. دیگر اثر استاد نوشتن و چاپ اوستای درون (فروشی) است که مجموعه نمازهایی است که برای آمرزش درگذشتگان خوانده می‌شود. این کتاب با پیشگفتاری از دستور اردشیر آذرگشسب آغاز می‌شود و آوانویسی‌های فارسی از فروردین‌یشت، یشت گاهان (سروش‌یشت)، سیروزه کوچک درون اشون، درون سروش، درون گهنبار، درون اندام، درون رشن و اشتاد و درون رام را داراست. از استاد برگردانی از گاتها هم برجای مانده (چاپ ١٣٠٩خورشیدی بمبئی) که آنگونه که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته و در گمنامی مانده است. اثر دیگر استاد برگردانی است از کتاب «دانستنی‌های آیین زرتشتی» به قلم دستور خورشید دابو (چاپ ١٣٥٨خورشیدی). در این کتاب دیدگاه‌هایی از سوی دستور خورشید دابو آورده می‌شود که در تاریخ پژوهش‌های زرتشتی بی‌سابقه است و گاه جسورانه ...
اثر دیگر استاد شهمردان برگردان کتابی است از دانشمند نامور پارسی دکتر «جیوانجی مدی»، با عنوان «برادری جهانی در فرهنگ ایران باستان» که به‌وسیله دانشگاه شیراز به چاپ رسیده است و همبستگی دینی در گستره‌ی جهانی و فرا ملیتی در دین زرتشتی را مورد بررسی قرار می‌دهد.
استاد نوشته‌های دیگری نیز به شرح زیر دارد: «سال دینی زرتشتیان»، «زادبوم زرتشت»، «پرتو حقیقت»، «هیچ و همه‌چیز»، «ازدواج و سلوک»،«سیر تکامل تدریجی روح»، «بهترین چهره زندگی»، «در قدم استاد» (رساله‌ای است در باب عرفان)، رساله‌ای در باب «دین ایزدی و پرستش شیدان و نه شیطان»، وبرگردان‌های بسیار و ...
استاد رشید شهمردان از آغاز چاپ ماهنامه هوخت تا روزهای پایانی زندگی‌اش با آن همکاری داشت. مجموعه نوشتار‌هایی نیز از استاد در ماهنامه فروهر، چیستا، مهنامه زرتشتیان و نشریه انجمن فرهنگ ایران باستان می‌بینیم که نشان از کار پیاپی استاد دارد. استاد شهمردان در آموختن و آموزش دانش‌های دینی و برگزاری آیین‌های دینی و سدره‌پوشی (به‌ویژه در استان خوزستان) نیز شرکتی فعال داشت...
می‌گویند دانشمند بزرگ ایران ابوریحان بیرونی تا روزهای پایانی زندگی‌اش در فراگیری دانش بود و اندوهگین از آن بود که حقیقت‌های بسیاری را درنیافته است و پرسش‌های بسیاری را پاسخ نداده است. ابوریحان بیرونی درگذشت بی‌آنکه در پاسخ دادن به همه‌ی پرسش‌ها کامیاب شده باشد اما خرسند از آن بود که آیندگانی خواهند بود که سزاوار پویش راه او باشند. این داستان، بی‌درنگ سال‌های پایانی زندگی آن درویش فرزانه و آن پیر وارسته استاد رشید شهمردان را در یادها زنده می‌کند، آن ماه‌های پایانی که استاد با تنی رنجور و فرتوت در آن تنهایی غربت، قلب بیمارش به یاد زرتشت و زرتشتی می‌تپید و امید آن در دل داشت که کار بزرگ برگردان مجموعه‌ نامه‌های مانکجی هاتریا را که به خط شکسته گجراتی نوشته و در هند نگهداری می‌شد به سرانجام برساند، افسوس که در بامداد بیست‌ویکم آذرماه ١٣٦٣خورشیدی جان به جان‌آفرین داد و به مینو جهان شتافت. آن مرد بزرگ چشم از جهان فروبست اما دل بدان خوش داشت که آیندگان ادامه‌دهنده‌ی راهش باشند. روانش در مینو جهان شاد و آرام باد.
برگرفته از: http://amordad6485.blogfa.com/post-3450.aspx