راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

دکتر فرهاد آبادانی»، اندیشمندی نام‌آور

«دکتر فرهاد آبادانی»، اندیشمندی نام‌آور از روستای شریف‌آباد

«دکتر فرهاد آبادانی»، اندیشمندی نام‌آور از روستای شریف‌آباد 

«ارائه شده در هفته‌نامه‌ی امرداد»

فرید شولیزاده: دکتر فرهاد آبادانی به‌سال 1301خورشیدی در روستای شریف‌آباد از توابع اردکان یزد، زاده شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان جمشیدی شریف‌آباد پشت سر گذاشت، سپس برای ادامه تحصیل راهی یزد شد و دوره‌ی متوسطه را به سال 1320خورشیدی در دبیرستان کیخسروی یزد به‌پایان رساند. فراغت ایشان از تحصیلات متوسطه مصادف بود با روزگار جنگ جهانی دوم و اشغال میهن به‌دست ارتش‌های بیگانه، به‌همین شوند(:علت) وی نتوانست بی‌درنگ تحصیلات عالیه را دنبال کند.
در سال 1324خورشیدی با پایان یافتن جنگ، به دانشگاه رفت و در دانشکده‌ی باستان‌شناسی به ادامه تحصیل پرداخت و سه‌سال پس از آن در سال 1327خورشیدی در این رشته فارغ التحصیل شد. از آن زمان به مدت دوسال در دبیرستان‌های تهران مسغول تدریس شد. آنگاه برای پژوهش و کسب مدارج عالی‌تر رهسپار «بمبئی» شد.
«دکتر فرهاد آبادانی» در دانشگاه بمبئی در رشته‌ی دین‌شناسی و زبان‌های باستانی تحصیلات خود را با پشتکار ادامه داد و سرانجام پس از ده‌سال پژوهش و تحقیق در کنار استادانی نام‌آور چون «دکتر ایرج‌جهانگیرتاراپوروالا»، نخست موفق به اخد درجه‌ی لیسانس در رشته‌ی زبان «اوستایی و پهلوی» و سپس اخد درجه‌ی عالی دکترا در رشته‌ی «فلسفه» شد.
پس از بازگشت به میهن، دکتر آبادانی به مدت سه‌سال با اداره‌ی باستان‌شناسی همکاری کرد. این دوره مصادف بود با کاوش‌های هیات عالی باستان‌شناسی آمریکا در پشته‌ی ایران، دکتر آبادانی مشارکتی مستمر در این کاوش‌ها داشت. نتیجه‌ی نهایی این کاوش‌های باستان‌شناسی، پیشینه‌ی سرزمین ایران را تا روزگار پیش‌سنگی روشن ساخت. دکتر آبادانی برای این کار دو‌سال در بیابان‌های کرمانشاه به حفاری پرداخت و در کاوش‌های خویش ابزارهای سنگی فراوانی را که نشان دهنده‌ی پیشینه‌ی دراز دامن ایران بود، کشف کرد.
این کارنامه‌ی درخشان شوند آن شد تا دانشگاه اصفهان، مشتاقانه ایشان برای عضویت در هیات علمی خویش فراخواند. دکتر فرهاد آبادانی پس از عزیمت به اصفهان با سمت استاد در دانشکده‌ی ادبیات آن دانشگاه به تدریس زبان‌های پهلوی و اوستا پرداخت و تا پایان عمر در این سمت مشغول خدمت بود.
«دکتر فرهاد آبادانی» از زمان عضویت در هیات علمی دانشگاه اصفهان تا هنگام درگذشت، بیش از یکصد مقاله‌ی تحقیقی و پژوهشی پیرامون دین و فرهنگ زرتشتی و پیشینه‌ی سرزمین ایران ارائه کرد. ایشان در مقام استاد و نماینده‌ی هیات علمی دانشگاه اصفهان، در کنگره‌ها و سمینارهای ایران‌شناسی گوناگون در داخل و خارج از ایران شرکتی فعالانه داشت.
دکتر آبادانی سال‌های پیوسته در برنامه‌های رادیو اصفهان پیرامون دین و فرهنگ ایرانی به ایراد سخن می‌پرداختند و روزنامه‌های محلی به تناوب سخنرانی‌های ایشان را چاپ و پخش می‌کردند.
دکتر فرهاد آبادانی سالیان دراز هموند انجمن زرتشتیان اصفهان بودند و فرنشینی این انجمن را بر دوش داشتند.
از جمله آثار دکتر آبادانی می‌توان به ترجمه و آوانویسی متن پهلوی «اندرزنامه‌ی بزرگمهر» اشاره کرد. در سال 1348خورشیدی انجمن زرتشتیان شریف‌آباد مقیم مرکز(اشا)، مجموعه‌ای از مقالات و نوشتارهای دکتر فرهاد آبادانی را در کتابی با نام «گوشه‌ای از فرهنگ ایران باستان» گردآوری و به چاپ رساند.  
شوربختانه در یکم‌فروردین‌ماه 1359خورشیدی، در میان بهت و حیرت جامعه‌ی علمی ایران، «دکتر فرهاد آبادانی» در سن 58سالگی درگذشت.

  آتشکده

آتَشْکَده، پرستشگاه زردشتیان که آتش در جایی خاص از آن قرار دارد و مهم‌ترین آیینهای دینی در آن و در برابر آتش انجام می‌گیرد. زمان آغاز برپاداشتن آتشکده معلوم نیست. ظاهراً زردشتیان از سده 4ق‌م به بعد به تقلید از مردم بین‌النهرین به ساختن معبد پرداخته‌اند. پیش از آن مراسم دینی آنان در فضای آزاد و به ویژه بر بلندیها انجام می‌گرفت. اطلاعات ما درباره آتشکده‌ها خصوصاً از دوره ساسانی و اسلامی است. آتشکده‌های آن دوران معمولاً بنای مکعب گنبدداری بوده که چهار طاق نامیده می‌شده است. مقدس‌ترین قسمت‌ هر آتشکده، جایی که آتش در آن نگاهداری می‌شود، اتاق کوچک مکعب یا مکعب مستطیل شکلی است به نام گنبد (در اصطلاح زردشتیان ایران)، یا آتشگاه (در اصطلاح زردشتیان هندوستان). اصطلاح گنبد در این مورد در زبان پهلوی نیز رایج بوده است. در آتشکده‌های زردشتیان هند (پارسیان) دیوار ایت اتاق مشبّک است تا عبادت‌کنندگان بتوانند آتش را از دور ببینند. این گونه آتشکده‌ها دارای دری است که موبدان برای خدمت به آتش از آن دروارد اتاق آتش می‌شوند. آتشکده‌های قدیمی یزد و کرمان دارای اتاق بزرگی است (به نام گَهَنْبار خانه یا محراب و غیره) که عبادت‌کنندگان در آن اجتماع می‌کنند و آتش در اتاقی مجزّا با دیوارهای ضخیم به دور از چشم پرستش کنندگان نگاهداری می‌شود. در گذشته برای محفوظ ماندن آتش و آلوده نشدن آن، جز روحانیان زردشتی هیچکس مجاز به داخل شدن به آن اتاق و دیدن آتش مقدس نبود. در سده‌های 13 و 14ش، در کرمان و یزد و تهران آتشکده‌هایی به سبک آتشکده‌های پارسیان هند (آگیاری) ساخته شده است که در آنها آتش در اتاق مکعب شکلی که در وسط قرار دارد، می‌درخشد و از پنجره‌های شیشه‌آی قابل رؤیت است. آتشدان در گودی بالای ستونی گرد و سفالی (در قدیم سنگی، به نام مَغرِب در کرمان، کَلَک در یزد و آدُخْش در شریف‌آباد اردستان) در زیر قبّه‌ای نهاده شده است.

آتشکده‌ها بنا بر اهمیت نوع آتشی که در آن است، به 3 دسته تقسیم می‌شوند: آتشِ بَهْرام، آدُران و دادگاه: 1. برای تأسیس آتش بهرام (در زبان پهلوی آتَخْشِ وَهْرام) 16 آتش گوناگون مانند آتش خانگی و آتش صنعتگران و غیره گردآوری می‌شود و در طیّ دعاخوانیهای متعدد و مراسم دینی دقیق و طولانی «تطهیر» و «تقدیس» می‌گردد. پس از این مراسم، آتش مقدس را با تشریفات دینی خاص در اتاق مخصوص در آتشکده در زیر قبه برجای خود می‌نهند، یا اصطلاحاً بر تخت می‌نشانند. پس از آن فقط موبدانی که دارای شرایط و درجات خاص دینی باشند، می‌توانند برای خدمتگزاری به آن اتاق (گنبد) داخل شوند. آتشکده‌ای که این گونه آتش در آن جای دارد، به ویژه آتشکده بهرام (یا آتشِ بهرام (ایزد پیروزی در نزد ایرانیان قدیم) نامیده می‌شود؛ 2. تقدیس آدُران (یا به اصطلاح پارسیان هند آدریان، در پهلوی به گونه عام آدُر یا آتَخْش) بسیار آسان‌تر است. 4 نوع آتش برای این منظور کافی است، ولی تشریفات بر تخت نشاندن آن در گنبد همانند آتش بهرام است، اما خدمتگزاری آن ساده‌تر است. این نوع آتشکده در ایران دَرِ مهر، و در هند آگیاری نامیده می‌شود؛ 3. دادگاه (در پهلوی آدَروگ) آتشی است که تنها از یک آتش خانگی تقدسی شده، تشکیل می‌یابد. گرچه تقدیس این آتش به وسیله روحانی زردشتی انجام می‌گیرد، اما هر فرد عادی زردشتی می‌تواند آن را خدمت کند. این خدمت، یعنی هیزم و بوی خوش بر آن نهادن، مستلزم تشریفات بسیار کمی است. آتش دادگاه در 2 مکان می‌تواند وجود داشته باشد: یکی در معبد عمومی که با همان تشریفات دو آتش دیگر در گنبد قرار می‌گیرد، دیگری در اتاق کوچکی نزدیک دخمه که روحانیان یا مردم عادی زردشتی از آن مراقبت می‌کنند. همچنین در بعضی خانه‌های اعیانی زردشتی، خصوصاً در هندوستان، اتش دادگاه برای اجرای اعمال دینی نگاهداری می‌شد. اغلب این آتشهای خصوصی بعداً در معبدی مستقر گشته و تبدیل به آتشکده عمومی شده‌اند. آتشِ مرتبه پایین‌تر نمی‌تواند به مرتبه بالاتر تبدیل گردد و اگر آتشی به ناچار باید به آتشکده دیگری نقل شود، با آتش مستقر در آن آتشکده در زیر یک گنبد قرار نمی‌گیرد، بلکه آتش منتقل شده در اتاقی جداگانه نگاهداری می‌شود و دو آتش از یکدیگر دور می‌مانند.

از میان آتشکده‌های دوران ساسانی 3 آتشکده که در آنها آتش بهرام می‌درخشیده است، از اهمیت بسیاری برخوردار بوده‌اند: 1. آذَرْ فَرْنْبَغ؛ 2. آذَرْ گُشْنَسب؛ 3. آذَر بُرزین مهر. هر کدام از این آتشکده‌ها منسوب به یکی از طبقات اجتماعی ساسان است: فَرْنْبَغ آتشِ روحانیان، گُشنسب آتشِ جنگجویان و بُرزین مهر آتشِ کشاورزان است. آذر فرنبغ در دوره ساسانی در کاریان فارس جای داشته، اما بر طبق افسانه‌ای، اصلاً از خوارزم بدان ناحیه انتقال یافته بوده است. گُشنسب که ظاهراً آتش قدیم مغان ماد بوده، در کنار دریاچه اورمیه احتمالاً در شیز (تخت سلیمان) در آذربایجان بوده و در دوره ساسانی مهم‌ترین آتشکده به شمار می‌رفته است. بُرزین‌مهر در کوه ریوَنْد نیشابور قرار داشته است. قابل توجه است که هر یک از این 3 آتشکده به سرزمین اصلی یکی از 3 سلسله بزر ایرانی یعنی مادها و پارتها و ساسانیان منتسب بوده است. در دوره ساسانی بُرزین‌مهر، آتش ناحیه پارت، به علل سیاسی از اهمیت کمتری برخوردار بوده است. علاوه بر این 3 آتشکده مهم و بزرگ، آتشکده‌های بسیاری وجود داشته که خرابه‌های بعضی از آنها هنوز بر جای است. شاهان ساسانی در هنگام جلوس آتشی را تأسیس می‌کردند که مبدأ سالهای پادشاهی آنان به شمار می‌رفت. امور آتشکده‌ها در دوران ساسانی برعهده دیوان خیرات (دیوانِ کِردَگان) یا اوقاف (رُوانَگان) بوده است، و خطی که محاسبات امور آتشکده بدان نوشته می‌شده «آتش هَمار دفیره» نام داشته است.

پس از اسلام برخی آتشکده‌ها تا چند قرنی بر جای ماندند، ولی با گروش ایرانیان به اسلام به تدریج از شمار آنها کاسته شد و به ویرانی گرایید. ویرانه‌های بسیاری از آنها اکنون باقی است. بعضی آتشکده‌ها با تغییراتی تبدیل به مسجد شد، مانند مسجد جمعه اصفهان یا اردستان و جز آن. در معماری دوره اسلامی ایران، به ویژه در ساختمان مساجد، از طرح بنای آتشکده (چهار طاق) استفاده شده است.

مآخذ: اصفهانی، حمزه، التنبیه علی حدوث التصحیف، به کوشش آل یاسین، بغداد، مکتبه النهضه، 1387ق، ص 67؛ بُنْدَهشن، به کوشش ب ت انکلساریا، بمبئی، پارسی پنجایت، 1908م، فصل 18: بند 17، فصل 26: بند 44 خوارزمی، احمد بن یوسف، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، 1895م، ص 118؛ روایات پهلوی، به کوشش ب ن دابار، بمبئی، پارسی پنچایت، 1913م، ص 136؛ زادِسْپَرَم، گزیده‌های زادِسْپَرَم، به کوشش ب ت انکلساریا، بمبئی، 1964م، فصل 29: بند 3؛ فرخ مردوهرام، مادیگان هزار دادستان، به کوشش ت د انکلساریا، بمبئی، 1912م، 2/37؛ کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، ابن سینا، 1345ش، ص 182ـ192؛ معین، محمد، مزدیسنا و ادب پارسی، دانشگاه تهران، 1338ش، ص 273ـ 375؛ نیز:

Boyce, M., A History of Zoroastrianism, Leiden, 1975, I/167; id, «The fire-temples of Kerman», Acta Orientalia, 30 (1966), pp. 51-72; id, «On the Zoroastrian temple cult of fire», JAOS, 95/3 (1975), pp. 454-465; id, «On the sacred fires of the Zoroastrians», BSOAS, 31/1, (1968), pp. 52-68, 31/2, pp. 287-289; Duchesne – Guillemin, J., La religion de l, Iran ancien, Paris, 1962, pp. 85-90; Erdmann, K., Das iranische Feuerheiligtum, Leipzig, 1941; Godard, A., Athâr-e Iran, 1936, I(1)/187-210, 1938, III91)/3-72: Modi, J. J., The Religious Ceremonies of the Parsees, Bombay, 1937, pp. 199-330; Schippmann, K., Die iranischen Feuerheiligtümer, Berlin – NewYork, 1971; Widengren, G., Les religions de l, Iran, Paris, 1968, pp. 300-304; wikander, S., Feuerpriester in kleinasien und Iran, Lund, 1946, pp. 59, 60, 63-64.


 جستاری از احمد تفضلی

معماری در شاهنامه

=

 

از آغاز باید که دانی درست                              سرمایه ی گوهرلن را نخست

که یزدان زناچیز چیز افرید                              بدان تا توانایی آرد پدید

هنر معماری همانند بسیاری از هنرها نشان ازفرهنگ و عقاید و ذوق وسلیقه ی مردم یک مرزوبوم دارد وشاید بتوان بیان کرد که این هنرکمی بیشتر از دیگرهنرها نمایانگر عقایدو فرهنگ والبته ذوق  وسلیقه و000است زیرا معماری و نوع احداث بناها و مکانها به بخش اصلی زندگی مردم یک جامعه مربوط میشود چه زمانی که سخن از ساخت یک خانه به میان میاید وچه ان هنگام که سخن از احداث یک شهر

در واقع معماری یک کشور بیانگر نبوغ وطرز تفکر افراد آن جامعه است و متشکل است ازایده ها و طرح هایی که مردمان ان جامعه به کار میبندند تا میهنشان را از هر جهت سربلند و مفتخر گردانند

سرزمین ما ایران جزو اولین تمدن ها بوده و از زمان های دور در ایران به معماری و فرهنگ اهمیت بسیار داده میشده

در این مقاله تصمیم ما بر ان است که معماری و شهرسازی را در شاهنامه بررسی نماییم:

حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر پارسی گوی ایران که شاهنامه ی وی از گذشته تا کنون مورد توجه مردم دنیا بوده است در کتاب خویش انچنان همه ی جوانب فرهنگی و اجتماعی و000 را مورد بررسی قرار داده است که با خواندن ان میتوانیم به طور نسبتا واضحی به طرززندگی وعقاید و البته معماری در ان عصر پی ببریم

شاهنامه از نوع داستانهای پهلوانی گروه نخست است که از دلاوریهای طبقه ارتشتار و خاندان های سلطنتی بسیار کهن عصر حماسی سخن می گوید البته شاهنامه مطالب بسیاری درباره ی اعصار تاریخی هم در خود دارد که به زبانی حماسی بیان شده مانند تاریخ عصر ساسانی اما بخش اعظم ان مربوط به دوران پیشدادی و کیانی است.

اشاره به برخی ازواژهای معماری و شهرسازی درشاهنامه

 آبگیر- آبگینه- آتشکده -آخور- آرامگاه- آسیا(اسیاب)-آوردگاه- انبار- ایوان- بارگاه - باره- بازار- بام-بتخانه - بتکده- برزن - بند- پالیز- پل- پایاب- پیشگاه - حصار- حوض- خانه- دبستان- دهلیز- رخام- رباط - ستون- شهر- طاق- کاخ- کلبه- گچ- گرمابه- گور- مهندس.

البته میزان این کلمات و ابیاتی که این کلمات در انها امده بسیار زیاد است و نمی شود همه ی ان ها را در اینجا بیان کنیم و مورد بحث قرار دهیم

حال برای نمونه برخی از انها را توضیح داده و ابیات مربوط به انها را می آوریم:

آبگینه:منظور ازآبگینه صفحه ی سخت و شفاف -آیینه- شیشه- میباشد

دوخانه دگر ز آبگینه بساخت                 زبرجد  بهرجای اندر نشاخت

چنین جای بودش خرام و خرش                که تن یابد از خوردنی پرورش

 انبار:فضای ذخیره کردن آذوقه و سایر اشیا

چو شد گرسنه نان بود پاد زهر                 به سیری نخواهد ز تریاک بهر

گر دادگر باشی ای شهریار                      در انبار گندم نیاید به کار

شکم گرسنه چند مردم بمرد                     که انبار آسوده جانش ببرد

پل:معبری که به شکل طاق (با یک یا چند دهانه)برروی رود خانه یا دره ساخته می شود

یکی رود بد پهن در شوشتر                    که ماهی نکردی برو بر گذر

بزانوش را گفت اگر هندسی                   پلی سازی این را چنان چون رسی

دهلیز:مسیر عبور یا دسترسی -دالان-راهرو

سپهدار با افسر و گرز و نای                  بیامد به دهلیز پرده سرای

بشد طوس با کاویانی درفش                   بپای اندرون کرده زرینه کفش

رخام:سنگ مرمر

برفتش سیاوش و انرا بدید                     مر انرا ز توران زمین برگزید

تن خویش را نامبردارکرد                     فزونی یک نیزه دیوار کرد

زسنگ و ز گچ ساخته وز رخام              وزان گوهری کش ندانیم نام

معماری آتشکده در شاهنامه

پس از نخستین تصویرهائی که شاهنامه فردوسی برای بازشناخت اولین آمد و شد ها و جایگزینی ها و گردهم آیی ها و کشمکش های ایرانیان به قصد پایه گذاری فرهنگ زیستی ای پایدار عرضه می دارد، در نمایاندن رویدادهای تاریخی و فرهنگی ایرانیان در فضائی که هم اساطیری و هم تاریخی به شمار تواند آمد، به بنای آتشکده آذرگشب اشاره می کند اقدام کیخسرو شاه ایران ، در گشودن ((بهمن دژ)) آذربایجان و بنای این آتشکده در گذر شاهنامه آمده است.

برفتند دیوان به فرمان شاه       در دژ پدید آمد آن جایگاه

بدژ در شد آن شاه آزادگان         اباپیر گودرز کشور دگان

درازا و پهنای او ده  کمند          به گرداندرش طاقهای بلند

زبیرون چونیم ازتک وتازی اسب         برآورد و بنهاد آذرگشب

آتشکده آذرگشب درون دژی بنانهاده شده که تا چند سده پیش هنوز زیست می شده جز این آتشکده کاخ ها و خانه هائی در اطراف دریاچه ای بنا شده بودند که در میان این دژ بوده اند این مکان نه شهر به معنای متداول در هزاره های دوم و اول پیش از میلاد بل قلعه - شهری که کار اصلی اش مدیریت سرزمین های گسترده ای بوده ، قطب و قلب ایالتی را میساخته که بعد ها شیز نامیده می شده.

 موضوع بعدی که تا حدودی انرا مورد بررسی قرار مدهیم نام چند دژی است که در شاهنامه اورده شده:

بهمن دژ- رویین دژ - دژ الانان- گنگ دژ

هر کدام ازین دژها معماری خاص خود را داشته اند و برای ورود و خروج از آنها شیوه هایی گونه گون وجود داشته و هر یک قوانین مخصوص خود را دارا بوده اند

مثلا هنگامی که ابیاتی که مربوط به بهمن دژ است رامیخوانیم خصوصیاتی مانند این که دژدر عرصه ای مرتفع بوده و یا معماری خاص ان مکان برای ورود و خروج که به گونه ای بوده که هر کسی توانایی ورود بدانجا را نداشته نظر ما را جلب میکند

در شاهنامه این گونه بیان گردیده است که "بپیرامن دژ یکی راه نیست       وگر هست از ما کس اگاه نیست /کسی نیست کاید بسازد بسیچ نبینم جز اتش گرم هیچ/ نیارد ز ایران کس این دژ گرفت      شگفتی ترازین  نباشد شگفت"این ابیات بیانگر ان است که دشمنان از ورود به این دژ ناتوان بوده اند.

دژ بعدی رویین دژ است که  این دژ اینگونه مورد توصیف واقع گردیده:"ضخامت حصار یا دیوار این دژ بسیار زیاد بوده چنان که چند سوار کنار هم می توانستند بر رویآن عبور کنند."

 خرد بهتر از هرچه ایزد بداد                 که گوش نیوشنده زو بر خورد

خرد رهنمای و خرد دلگشا                   خرد دستگیرد بهر دو سرای

منابع

-1 سلطان زاده حسین -معماری و شهرسازی به روایت شاهنامه1377 - تهران-دفتر پژوهشهای فرهنگی

-2 بهار مهرداد-جستاری چند درفرهنگ ایران1373 - تهران- انتشارات فکر روز

-3 یاسمن رمضان ماهی-جایگاهرستم در شاهنمه و دیگر ملل-هنرنامه-شماره 27-تابستان 1384

4-شاهنام

5-دکتر منصور فلامکی-شکل گیری معماری در تجارب ایرانوغرب1371--تهران-فضا-پیکان241-20-239 -

گرد آورنده: اعظم شفیعی

استاد راهنما: جناب آقای محراب بیگی