راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

عظمت جهان هستی!!!

در کرانه عظیم گیتی زمین کجا واقع شده و چشم انسان تا کجای دنیا را می‌تواند کشف کند؟

 به گزارش بولتن نیوز از خبرگزاری فارس، دانشمندان می‌گویند که هستی بیش از 13 میلیارد سال عمر دارد و پیمودن پهنای آن 186 میلیارد سال نوری زمان می‌برد.

تصاویری که در زیر می‌بینید مجموعه‌ای از اجرام آسمانی است که در با تمام وسعت خود در هر عکس نسبت به عکس قبل تبدیل به نقطه‌ای می‌شود و ذره‌ای بیش نیست. حال ما کجای این دنیا هستیم؟

 

زمین

 

منظومه شمسی

 

منظومه‌های ستاره‌ای نزدیک به منظومه شمسی

 

کهکشان راه شیری

 

گروه کهکشان‌های محلی

 

خوشه سنبله

 

خوشه‌های محلی

 

جهان هستی

آفرینش انسان در تاریخ اساطیری ایران

آفرینش انسان در تاریخ اساطیری ایران

ویژگی عمده اساطیر ایران ثنویت است . این موضوع در تاریخ دوازده هزار ساله اساطیری ایران بخوبی نمایان است ،در طی این دوران ما با اورمزد و اهریمن ،ایزدان،ودیوان،وپیش نمونه های گیتی ،نخستین زوج انسان ،فرمانروایان وقهرمانان اساطیری ،اسطوره زندگی زرتشت و سرانجام با روایت پایان جهان ورستا خیز اشنا می شویم .

افرینش از دید گاه اساطیر ایران :

افرینش بنا بر باور ایران باستان در محدوده 12 هزار سال اساطیر انجام می گیرد .این دوازده هزار سال به چهار دوره سه هزار ساله تفسیم می شود .

1 در دروران نخستین ،عالم،مینُوی و در دورانهای بعد مینُوی و گیتی (مادی ،جسمانی ،ملموس ،این جهانی ) است .در سه هزار سال اول جهان   مینُوی است و هنوز نه مکان هست نه زمان ،و جهان فارغ از ماده وحرکت است .از دو هستی سخن به میان می آید :

یکی جهان متعلق به اورمزد که پر از روشنایی ،نور زندگی دانایی زیبایی خوشبویی شادی وتندرستی است و مجموعه ای است از هر انچه ذهن می تواند راجع به جهان خوبی بیندیشد .

دوم جهان بدی متعلق به به اهریمن  که تاریک است وزشت ومظهر نابودی وبدبویی بیماری و غم و مجموعه ای است از هرچه ذهن می تواند راجع به دنیای بدی بیندیشد .در نوشته های زرتشتی به اصل ان اشاره ای نمی شود .در گاهان (بخش کهنتر اوستا ) سپِند مینو(روح مقدس و جلوه اورمزد )واَنگِرَه مینو (روح خرابکار، اهریمن ) چون 2 همزاد به شمار می روند و سپس اور مزد مستقیماً در برابر اهریمن قرار می گیرد .

بعد ها در باور زروانی (احتمالاً از دوره هخامنشی به بعد ) اصل این دو را یکی می دانند .

زروان در نوشته های پهلوی خدای زمان به شمار می رود ، اما بنا بر ایین زروانی زروان خدایی است که در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد نیایشهایی به جا می آورد تا پسری با ویژگی های آرمانی اور مزد داشته باشد که جهان را بیافریند .در پایان هزار سال اول زروان در اینکه این نیایش به ثمر برسد شک می کند و در همان هنگام نطفه اورمزد واهریمن در بطن او بسته می شود .

اورمزد ثمره نیایش وصبر او واهریمن میوه شک اوست .زروان دران هنگام پیمان می بندد که پسری را که نخست زاده شود فرمانروای جهان می کند.اهریمن از این نیت اگاه می شود و سعی می کند نخست به دنیا آید .بدین ترتیب اهریمن الوده وبد بو در برابر زروان ظاهر می گردد و اورمزد ،پاکیزه وخوشبو وپر از نور و روشنایی پس از او زاده می شود .زروان برای التزام به پیمانش مجبور می شود اهریمن را برای دورانی از نه هزار سال باقی مانده فرمانروا کند ،با اطمینان به اینکه در پیکاری که در پایان جهان میان دو همزاد رخ خواهد داد اورمزد پیروز خواهد شد و به تنهایی و تا ابد فرمانروایی خواهد کرد .بنابراین کل افرینش زروانی در دوازده هزار سال انجام خواهد گرفت

اسطوره وضرب المثل

در زبان فارسی ضرب المثل هایی رایج است که، گذشته از دشواری های خاصی که در علم بیان در بررسی ضرب المثل ها وجود دارد، بدون پیوند ارتباطی آنها با اسطوره ها، درک معنای آن ها دشوار است. در اینجا به دو ضرب المثل اشاره می شود که بیشتر در اصفهان رایج است:

1 «خود را قاطی هشت تایی ها کردن» (گونه دیگر آن «خود را قاطی شش تایی ها کردن»)

 2 باران می آید مثل دم اسب

ظاهرا این دو نمونه الگوی با اسطوره و آیین های مربوط به آن پیوند دارد. ضرب المثل نخست دلالت  بر آن میکند که فردی ناآزموده و خام خود را در جرگۀ پختگان و افرادِ مجرب می پندارد و خود را در شمار دسته «هشت تایی» ها میانگارد. این هشت تایی ها چه افرادی هستند؟ اصلا چرا هشت تایی؟ چرا «هشت تایی» بر افراد مجرب میکند؟

پاسخ این پرسش ها به زمانی برمی گردد که اسطوره ها و آیین های مربوط به این دسته ضرب المثل ها رایج و شناخته شده بوده و به رغم منسوخ شدنِ  آن آیین ها، آن ضرب المثل همچنان به کار میرود . باید توجه داشت که از لحاظ محتوایی این گروه از ضرب المثل ها با گروه ضرب المثل هایی از ردۀ «بزک نمیر بهار می یاد، خربزه با خیار می یاد» متفاوت است و معنای آن ها به هیچ عنوان از خود عبارت به دست نمی آید، بلکه به صورت حسی در ذهن ناخودآگاه درک می شود.

الگوی« هشت تایی» الگویی کاملا شناخته شده در فرهنگ هند و اروپایی است و با انجمن مردان سر و کار داشته است. حتی سال نزد ژرمن ها به هشت بخش می شد و ستارۀ هشت پر نشانی است از این باور بر اساسِ جهان نگری اسطوره ای اقوام هندو اروپایی جهان نیز دارای هشت بخش بود و  در ناف زرد هشت گوشه جهان درختی سترگ با هشت شاخه روییده بود گذشته از این در اوستا  هم (یشت دهم، مهریشت بند 45) به «هشت تن» از یاران مهر اشاره میشود  که به عنوان چاکران او همواره در کنار اویند این الگوی انجمنی در  ایران نیز گویا رایج بوده و مهمترین نشانه آن را در ساختار زورخانه های هشت ضلعی که نشان از دسته های هشت نفری است، می توان دید. الگوی شش ضلعی زورخانه و به تبع آن رواج گونه دیگر این ضرب المثل، یعنی خود را قاطی «شش تایی ها» کردن الگویی متاخر در معماری است. با توجه به چنین پیشینه ای شاید بتوان درک روشن تری از ضرب المثل «خود را قاطی هشت تایی ها کردن» داشت

صورت دوم بر خلاف صورت نخست، از لحاظ فرم، تشبیه است که در آن باران به دم اسب تشبیه شده است و برخلاف صورت نخست از لحاظ معنایی قابل درک است. اما شباهت باران و دم اسب در چیست؟ چرا شباهت باران با دم حیوانی دیگر برقرار نمی شود؟ این تشبیه وقتی قابل فهم می شود که در نظر گیریم تیشتر ایزد باران آوری در اوستا که یشت هشتم به او اختصاص دارد، به صورت اسبی ظاهر می شود و با اپوش نماد خشکی، که او هم به صورت «اسب سیاهِ گرِ گوش‎گرِ، گرِ پشت‎گرِ (یال‎گر) گرِ دم‎گر با یراقی ترسناک» پدیدار می شود، می جنگد و باعث باران می شود. از این رو، در این نمونه نیز بدون برقرار ساختن پیوند میان ضرب المثل و اسطوره نمی توان معنایی روشن از آن به دست داد. به عبارتی دیگر، انگشت نهادن بر روی بی یال و دم بودن اپوش، نماد خشکی و تاکید بر روی زیبایی یال و دم تیشتر  است و نشان از باوری دارد که در آن باران در فرهنگ ایرانی بی هیچ شباهت صوری، با ایزدی که به سان اسب تصور می شده، شبیه دانسته می شده است

گات ها از نظر زرتشتیان

گات ها نوشته اشو زرتشت است و به لحاظ دینی ارزشی بیش از سایر قسمتها اوستا دارد ، در دل یسنا واقع شده است وچونوزن شعری دارد تغییری در آن نمی توان داد.

کتاب دینی زرتشتیان کلا اوستا نام دارد که به معنای دانش و علم است وشامل علوم و فنون کاربردی ودینی از زمانهای مختلف است. از اوستای امروزی چنین بر می آید که این کتاب تحولات زیادی را پشت سر گذاشته ، تا اینکه به شکل امروزین در آمده است . در بخشی از این مجموعه چنین آمده که به فرمان گشتاسب کتاب اوستا را بر روی دوازده هزار پوست گاو دباغی شده در دو نسخه نوشتند و سپس در کتابخانه قرار دادند . اسکندر مقدونی پس از حمله به ایران این دو نسخه را از بین برد . بعد ها کسانی در زمان اشکانیان و ساسانیان بخشهای باقیمانده از آن کتاب بزرگ را با افزودن آنچه در یادها مانده بود ، گردآوری کردند . سرانجام در سده های پنجم و ششم هجری بار دیگر این کتاب گردآوری شد که به صورت کنونی درآمد . آنچه امروزه تحت عنوان اوستا در دست است ، مربوط به این دوره می باشد . کتاب موجود به پنج بخش اصلی تقسیم می شود :
1. یسنا که به معنای نیایش است و مشتمل بر هفتادو دو فصل می باشد . گات ها که منسوب به خود زرتشت است و به لحاظ دینی ارزشی بیش از سایر قسمتها اوستا دارد ، در این بخش واقع شده است .
2. ویسپرد که مشتمل بر 23فصل و وظایف دینی و اخلاقی پیشوایان دینی را بیان می کند .
3. یشت ها که به معنای نیایشها ست و در گذشته به تعداد روزهای ماه بوده ، اما امروزه از آن بیش از 22یشت در دست نیست
4-خرده اوستا که به معنای اوستای کوچک است و شامل نمازهای روزانه ، نیایشها و توبه نامه ها و اذکاری است که زرتشتیان باید به صورت روزانه با جشن های خاص بخوانند .
5. وندیداد که به معنای کتاب داد و قانون است که مطابی را درباره آفرینش جهان ، تاریخ مهاجرت آریاییان و قوانین مربوط به کشاورزی ، حقوق ، طهارت ، کفن و دفن و ... در بر دارد . (1)
محققان برآنند که تاریخ پیدایش گات ها به زمان خود زرتشت باز می گردد که مطابق سنت زرتشتی از سوی خود او ایجاد گردیده است . ناگفته نماند سایر بخشها اوستا نیز بعدها و با فاصله زمانی نسبا زیادی ایجاد شده است .
1.زرتشت و آموزش های او ، ص 60 -71 ، اوستا ، کهن ترین سروده های ایرانیان ، مقدمه ، ص 13- 16